|

مثالی از تحول زبانی و تأثیر آن بر شعر: واو و یای مجهول

امید طبیب‌زاده

هر نظامِ (system) شعری ذیل نظامی زبانی شکل می‌گیرد، و در این میان همواره نظامِ زبانی دستِ بالا را دارد، زیرا اولاً تا زبانی وجود نداشته باشد شعری پدید نمی‌آید، و ثانیاً هر تغییری در نظامِ زبانی دیر یا زود در نظامِ شعری هم منعکس می‌شود، اما هیچ تغییری در نظام شعری منجر به بروز تغییری در نظام زبانی زبان‌های زنده نمی‌شود.

تغییر در نظام‌های شعری را به سه دستۀ تحول، نوآوری، و دگرگونی می‌توان تقسیم کرد. تحول به تغییری گفته می‌شود که به دنبال تحولِ زبان رخ می‌دهد اما آن‌قدر شدید نیست که باعث ازبین‌رفتن کلّ نظام بشود؛ نوآوری به تغییری اطلاق می‌شود که مطلقاً ربطی به تحول زبان ندارد و صرفاً به دلایل زیبایی‌شناختی و برای آشنایی‌زدایی صورت می‌پذیرد؛ و بالاخره دگرگونی به تغییری اطلاق می‌شود که غالباً به دنبال تحول‌های شدید زبانی رخ می‌دهد و به ازمیان‌رفتن کل نظام شعری و گاه ایجاد نظام جدیدی منجر می‌شود. در این معنا تحول و دگرگونی به ترتیب حاصل تغییرات اندک و شدید زبانی هستند، اما نوآوری ربط چندانی به تغییرات و تحولات زبانی ندارد و عمدتاً به مسائل فرهنگی مرتبط می‌شود. در اینجا به‌عنوان مثالی از تحول زبانی و تأثیر آن بر نظام شعری، به‌اختصار به تحول تاریخی «واو و یای مجهول» در نظام آوایی زبان فارسی و تأثیر آن در نظام قافیۀ شعر فارسی اشاره می‌کنیم. همان‌طور که اشاره شد، تحول به تغییری در زبان اطلاق می‌شود که دیر یا زود و به‌اجبار، در نظام شعری نیز ظاهر می‌شود، اما از آنجا که سنت‌های ادبی خاصه در فرهنگ‌های قدیم و برخوردار از علوم ادبی، غالباً مانع از وقوع قطعی و ناگهانی هر تغییری می‌شوند، بروز عینی تحول‌های زبانی در نظام‌های شعری به‌تدریج و اندکی پس از بروز نهایی و قطعی تحول در زبان رخ می‌دهد. مثلاً تحول تاریخی «واو و یای مجهول» در نظام آوایی زبان فارسی ازجمله تحول‌های مهم زبانی است که عاقبت راه خود را در نظام شعری فارسی نیز باز کرد. می‌دانیم که فارسی میانه در فهرست واجی خود دارای دو مصوتِ «یایِ» مجهولِ (/e:/) و «واوِ» مجهول (/o:/) بوده است. این دو مصوت تا فارسی نوی آغازین، یعنی تا قرن‌های اولیه اسلامی نیز به حیات خود ادامه دادند اما از آن زمان و به‌تدریج از زبان فارسیِ ایران حذف شدند و «یایِ» مجهول مبدل به «یایِ» معروف (/i/)، و «واوِ» مجهول نیز مبدل به «واوِ» معروف (/u/) شد. تا زمانی که دو واج «واو» و «یایِ» مجهول در زبان فارسی وجود داشتند، هیچ شاعری «یا» و «واوِ» مجهول را با «یا» و «واوِ» معروف قافیه نمی‌کرد، و حتی تا مدت‌ها پس از تمام‌شدن این تحول آوایی در زبان نیز، سنت ادبی مانع از این می‌شد که شعرا مثلاً «کور» یا «شور» (هر دو با «واوِ» معروف) را با «زور» یا «گور» (هر دو با «واوِ» مجهول) قافیه کنند؛ یا «شیر= مایع نوشیدنی» و «گرمی؛ با «یایِ» نسبت» (هر دو با «یایِ» معروف) را با «شیر= حیوان درنده» و «دمی= یک دم؛ با «یایِ» نکره» (هر دو با «یایِ» مجهول) قافیه کنند. مثلاً محمدتقی سپهر کاشانی (1216-1297ه‌ق) همواره به شاعر هم‌عصر خود وصال شیرازی (1197-1262ه‌ق) ایراد می‌گرفت که چرا در شعرش واو و یای مجهول را با واو و یای معروف قافیه کرده است. سپهر این عمل را مغایر سنت و نشانۀ بی‌سوادی شاعرانی چون وصال و حتی قاآنی می‌دانست. از سوی دیگر داوری شیرازی (1238-1284)، فرزند وصال نیز همواره به این قبیل ایرادگیری‌های سپهر با شعر پاسخ می‌داد و تصریح می‌کرد که زمانِ رعایت چنین دستورالعمل‌های بیهوده‌ای گذشته چون زبان تغییر کرده است و شاعر دیگر لازم نیست خودش را اسیر قیدوبندهای بیهودۀ زبان قدیم کند: آن‌که پنجه سال افزون از کتب سر برنداشت چون نیارد سر برون از اصطلاح شاعری گر بگویی او نخواند از اوستادان هیچ شعر این سخن یافه است لایبتاع من لایشتری ور بگویی خواند و از این نکته‌ها آگه نبود افترا بوده است ای نفرین به جان مفتری اوستادی همچو او را کی توان گفتن نیافت فی‌المثل یاءِ خری را فرق از یاءِ خری پیش از این گر کس نمی‌بسته است در یک قافیه مهتری با مهتری یا بهتری با بهتری بوده زان رو کین دو یا را گاهِ خواندن بوده فرق زانکه جایز نیست با افسونگری افسونگری یا که سیر و سیر را یکسان نگفتی مردمان همچنان کایدون شنیدستیم از اهل هری در زمان ما خری را با خری بندند خلق گر همی سازش بودشان بر سر چرب‌آخوری اما بالاخره تحول زبان بر سنت ادبی غلبه کرد و باعث شد تا امروزه حق را کاملاً به شاعرانی چون قاآنی و وصال و داوری بدهیم که در قوافی خود چندان مراعات تمایز میان یا و واو مجهول و معروف را نمی‌کردند. امروزه این تحول چنان در نظام قافیۀ شعر فارسی تثبیت شده است که حتی شاعری چون ملک‌الشعرای بهار، که هم حافظ سنت شعری و هم استاد مسلم فرازو‌نشیب‌های تاریخی قافیه و تحولات آوایی مربوط به آن در زبان فارسی بوده است، خود کراراً واو معروف را با واوِ مجهول قافیه کرد؛ مثلاً او در قصیدۀ «مجلس چهاردهم» گوید: بلبلش نوحه‌گر از فرقت مردان شریف قمری‌اش مویه‌گر از مرگ وکیلان غیور (معروف) آید آواز سلیمان ولی از ملک عدم می‌رسد بانگ مدرس ولی از عالم گور (مجهول) هر سحرگاه بروبد ره و بیراه‌، نسیم به امیدی که کند مؤتمن‌الملک عبور (معروف) جای کیخسرو بگرفته فلان گبر به زر جای مستوفی‌ بنشسته فلان رند به زور (مجهول) یا باز همو در قصیدۀ «بهشت و دوزخ» واو معروف را با واوِ مجهول قافیه کرد: خوش گفت این حدیث که شرط است کادمی (معروف؛ یایِ نسبت) گام آنچنان نهد که ننالد ازو زمی (معروف) مخرام ای نبوده به یک درد غمگسار مخرام ای نکرده به یک زخم مرهمی (مجهول؛ یایِ نکره) البته باید توجه داشت که دو مصوت واو و یای مجهول هنوز هم در فارسی افغانستانی و تا حدی نیز در فارسی تاجیکستانی وجود دارند، بنابراین جای تعجب نخواهد بود اگر شاعران افغانستانی و تاجیکستانی هنوز در قوافی خود به تفاوت‌های بین مصوت‌های مجهول با مصوت‌های معروف حساس باشند و به آن توجه داشته باشند و آنها را با هم‌قافیه نکنند.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.