گفتوگو به زبان ژاپنی
ساسان کریمی. دانشآموخته دکترای فلسفه سیاسی دانشگاه تهران
آیا ژاپن میتواند نقش میانجی را میان ایران و آمریکا بازی کند؟ این پرسش و حواشی آن با نزدیکشدن سفر رئیسجمهور و هیئت همراه به توکیو در پایان هفته، هر روز بیشتر موضوع گمانهزنی واقع میشود. به نظر میرسد آنچه را مکرون زمین گذاشته، اینک شینزو آبه برداشته است. اینک آبه در ادامه اقدام اولیه خود در نیمه نخست سال جاری، یعنی سفر به تهران، برای میانجیگری میان ایران و ایالات متحده با وقفهای میزبان حسن روحانی است. اقدامی که گفته میشود در کلیات به درخواست ترامپ و در جزئیات با چراغ سبز او برای برداشتن گامهای عملی رخ داده و در حاشیه خود گامهایی را نیز از طرف سوئیس دارد. موضوع تبادل دو زندانی که به وساطت سوئیس با موفقیت انجام شد و اینک پیشنهاد تبادل جامع زندانیان را در پی آورده است، البته در عمل گامی سازنده و تا حد خود اعتمادساز بین دو طرف بود، اما نباید در ابعاد آن بزرگنمایی کرد.
آنچه در دیپلماسی از نوعی که میان تهران و واشنگتن در جریان است، تهدید به شمار میرود، دریافت ناقص و اشتباه از محاسبه مواضع خود و طرف مقابل است؛ چراکه فاصله زیاد طرفین از یکدیگر، وجود میانجیهای مختلف، منافع متضاد و پیشفرضهای منفی و بیاعتمادی، اینگونه تهدیدها را بیشتر از حالت معمول بزرگ و مؤثر میکند. هرچند به نظر میآید طرفین انگیزه لازم را برای پیشبرد مسیر دیپلماتیک در توکیو دارند، اما احتمالا تهدید اشتباه محاسباتی نیز نسبت به این تحرکات دیپلماتیک جدی است؛ از سویی ایالات متحده مدتها منتظر تأثیر تحریمها و فشار حداکثری برای نرمکردن موضع ایران بوده و اینک با توجه به ناآرامیهای آبان احساس میکند این اهرم تا حدی به کارایی خود نزدیک شده و همچنین بهزعم او، موضع ایران در منطقه نیز با چالش مواجه شده است. و از سوی دیگر، مسئولان ایران خود را در موضع فائقآمده به این ناآرامیها -با هر خاستگاهی- پس از تسلط بر بازار و تفوق نظامی در خلیجفارس مییابند و ترامپ را در موضع تدافعی میان استیضاح و انتخابات. در نتیجه اساسا آنچه موجب قوام حداقلی گفتوگوها و اراده سیاسی نسبت به آن شده نیز انگیزههای مرتبط با همین موارد است؛ رفع تحریمها و رونق اقتصادی برای ایران و استفاده تبلیغاتی انتخاباتی از مذاکره و نتیجه با ایران برای ترامپ. درعینحال، همین موارد میتواند با بزرگنمایی موضع قدرت خود و ضعف و نیاز طرف مقابل، موجبات شکست این حرکات را فراهم آورد؛ تصور اغراقآمیز موضع ضعیف اقتصادی-امنیتی ایران از یک سو و تصور تأثیر بیش از حد نقش تعامل با ایران در انتخابات آمریکا از سوی دیگر، میتواند آنچه را که باید در ابعاد موضع اولیه مذاکرهکننده محدود شود، از قالب خود خارج کرده و به موضع و موضوع واقعی طرفین تبدیل کند.جلوگیری از این تضاد وهمانگیز و بهوجودآمدن بنبست غیرضروری، نوعا در مذاکرات رودررو کارویژه اندیشکدهها، نهادهای غیردولتی و انجمنهاست؛ بااینحال، تحرکاتی نظیر آنچه در بهترین وجه از تهران و واشنگتن انتظار میرود، به دلایل مختلف شرایط دشوارتری دارد؛ اندیشکدههای نزدیک به دولت کنونی ایالات متحده عمدتا نهتنها طرفدار مذاکره و بهنتیجهرسیدن دیپلماسی با ایران نیستند، بلکه بیشتر آنها روحیه افزایش فشار را داشته و رویکردهای جنگطلبانه دارند. از سوی دیگر، به واسطه بیاعتمادی حداکثری و ارتباطنداشتن مستقیم بین سیاستمداران، نمیتوان تسهیل و اقناع را در کنار مذاکرات اصلی به سازمانها و افرادی در حاشیه واگذاشت که ممکن است جهت اصلی ارتباط را به سمت تمایلات خود منحرف کنند. از اینرو امر ترجمه موضع و گفتمان دو طرف برای یکدیگر مانند اصل ارتباط بر عهده یک دولت گذاشته شده؛ آنهم دولتی که تا حد زیادی مورد احترام و اعتماد دو کشور است. پس واضح است که ضمن شناخت نقاط قوت خود و ضعف طرف مقابل، باید تلاش کرد تصویری جامع و واقعی از صحنه به دست آورد و در صورت پذیرفتن میانجیگری یک دولت در ابعاد ژاپن، در قبال او با حداقلی از اعتماد و حسننیت فکر و رفتار کرد و نیز تمام موضوع را با اختیار تصمیمگیری متناسب موضوع بر عهده شخص اول اجرائی کشور و هیئت همراه قرار داد تا احیانا تصور عدم اختیار تصمیمگیری برای طرفهای مقابل به وجود نیاید؛ موضوعی که خود میتواند از مواردی باشد که کشور را در انزوای دیپلماتیک و موضع انفعال قرار دهد. با همه مقدمات و مؤخرات یادشده، شاید بتوان اطمینان داشت که لااقل در دولت فعلی ترامپ، این تحرک بجاترین و واقعیترین فرصتی است که میتوان برای رفع چالش حداکثری موجود به دیپلماسی و رفع کمهزینه موضوع داده و احیانا از رهگذر آن موقعیت جاری دولت ایالات متحده (استیضاح و انتخابات)، مشغولیت شخص کارشکنی مانند نتانیاهو به سیاست داخلی خود و بارقههای سازش از سوی عربستان را به سود منافع ملی ترجمه کرد.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.