جامعهشناسي اعتراض در سينما
شرق: «سينماي اعتراض، فيلمساز معترض» عنوان كتابي است از حسين كربلاييطاهر كه بهتازگي در نشر اختران منتشر شده است. اين كتاب آنطور كه در عنوان فرعي آن نيز اشاره شده به جامعهشناسي اعتراض در سينما مربوط است. نويسنده كتاب، فيلمساز و مدرس سينما است و سابقه استادياري در دانشكده فيلم دانشگاه يورك را دارد. او همچنين عضو آكادمي سينما و تلويزيون كانادا است و سينماي آمريكا را در كلاسهاي رابين وود در دانشگاه يورك آموزش ديده است. «برهنه در شب» عنوان آخرين فيلم بلند كربلاييطاهر است كه كانديداي بهترين فيلم بلند داستاني در جشنواره بينالمللي فلستاف انگلستان بوده و در بيستونهمين جشنواره فيلم فجر نيز مورد توجه قرار گرفته بود. در «سينماي اعتراض، فيلمساز معترض»، تلاش شده تا با مروري بينامتني بين سينما، تاريخ و هنرهاي تجسمي در بستر تحولات اجتماعي و سياسي، موضوع اعتراض در هنر و مشخصا سينماي اعتراض بررسي شود. به جز پيشگفتار و مقدمه، كتاب از دو بخش اصلي با عناوين «هنر اعتراض» و «سينماي اعتراض» تشكيل شده و در اين بخشها تلاش شده به چند پرسش اصلي بحث پاسخ داده شود. پرسشهايي نظير اينكه: هنر اعتراضي چيست؟ فيلمساز معترض كيست؟ آيا هر فيلمي كه نسبت به مسئلهاي اجتماعي، سياسي و يا فرهنگي نقطهنظري ارائه دهد فيلمي معترض است؟ آيا اصلا فيلمساز وظيفهاي دارد تا اعتراض كند؟ يا وظيفه فيلمساز تنها ارائه سينماست، به همان صورتي كه موسيقي كلاسيك يا جاز، موسيقي را بيان ميكنند؟ اين پرسشها شكلدهنده بحث اصلي هستند و در ادامه كتاب به واسطه نگاهي تاريخي به سينما به چيستي و چرايي آن پرداخته و در مقايسهاش با عكاسي، به عنوان ديگر پديده تصويرگراي پديدآمده در قرن نوزدهم، به تلاش اولين نظريهپردازان و منتقدان سينما براي تبيين هويت آن به عنوان «فعاليتي هنري» پرداخته است. در بخش «هنر اعتراض»، تلاش شده تا با توضيح دو شاخه هنر عملگرا و هنر مقاومت، به تبيين و تفهيم جايگاه و مقام فعاليت هنري در جامعه پرداخته شود. بخش «سينماي معترض» نيز از سه مبحث تشكيل شده است. در مبحث اول، «سينماي اعتراض، زمان اعتراض»، اين پرسش مطرح شده كه آيا تفاوتي بين اعتراض هنرمند در زمان وقوع مسئله و دوران بعد از آن نيست؟ نويسنده در پيشگفتار كتاب درباره دشواري پاسخ به اين پرسش نوشته: «اگرچه پاسخ به اين سوال دشوار است، اما دشواري سوال دليل بر نپرسيدن آن نميتواند باشد. البته در اين مبحث به تفصيل توضيح داده ميشود كه اين سخن بدان معني نيست كه براي ساخت فيلم معترض بايد صبر كرد تا مسئلهاي اعتراضآميز به وقوع بپيوندد. به طور مثال معترضترين فيلم ضدجنگ تاريخ سينما در زماني كه اصلا جنگي در ميان نبود ساخته شد. ايده ساخت فيلم در جبهه غرب خبری نيست زماني كه هيچ جنگ عمدهاي در هيچ جاي دنيا در جريان نبود در ذهن سازندگانش خطور كرد». در مبحث دوم، «سينماي اعتراض، جامعه»، سعي شده تا با نگاهي تاريخي به اين نكته پرداخته شود كه سينما از بدو پيدايشش به واسطه استقبال آن توسط عموم مردم در جامعه، براي طرح مسائل اجتماعي مورد توجه بوده است. در مبحث سوم، «سينماي اعتراض، ملودرام»، ضمن مروري بر مبحث ملودرام و سينماي ملودرام دهه پنجاه هاليوود به حضور سينماي اعتراض و فيلمسازان معترض در اين گونه قديمي سينما اشاره شده است. كتاب ضميمهاي هم دارد كه در آن فهرستي از فيلمهايي كه ذيل سينماي اعتراض قرار ميگيرند آمده است و البته از آنجا كه گستردگي فيلمهايي كه ميتوان آنها را ذيل سينماي اعتراض قرار داد بسيار زياد است ميتوان گفت كه اين فهرست شامل نمونههايي از اين فيلمها است. در بخشي از كتاب درباره هنر اعتراض آمده: «هنر اعتراض اگرچه در بطن جامعه شكل گرفته و ظهور مييابد اما نبايد به هيچ وجه با هنر سياسي يكي فرض شود. اهداف، روش و خطمشي هنر سياسي اصولا با هنر اعتراض متفاوت است. تعريف و تشخيص هنر سياسي بهخصوص در جهان امروز كه سياستزدگي در پوشش فرهنگ پاپ-پولتيك بر مطالعات فرهنگي و پديدارشناسي اجتماعي سايه انداخته مقولهاي سخت پيچيده است. شايد اين سخن ادواردو گاليانو كه: همه سياسي هستيم، حتي اگر ندانيم كه سياسي هستيم امروزه به بهترين شكل قابل تعبير و فهم باشد. مشكل تشخيص مرز ميان هنر سياسي، هنر پروپاگاندا و هنر تاريخپرداز تنها يكي از پيچيدگيهاي تعريف هنر سياسي است. آنچه كه مسلم است و در اين گفتار ميگنجد، ذكر اين نكته است كه صرفا ساخت اثر هنري در رابطه با يك فيگور سياسي يا واقعهاي سياسي، محصول را در زمره هنر سياسي قرار نميدهد. به عنوان مثال، ساختن فيلمي راجع به يك شخصيت سياسي فرق چنداني با ساخت فيلمي در رابطه با شخصيتي فرهنگي يا علمي ندارد.»