درباره زبانشناسی شناختی
شرق: ویلهلم فن هومبولت، زبانشناس معروف آلمانی، میگوید که زبان از معنای محدود استفاده نامحدود میکند؛ اما دیوید لی در کتاب «زبانشناسی شناختی: یک مقدمه» معتقد است: «دلیلِ اینکه زبان میتواند از عهده تغییرپذیری نامتناهی و باز - انتهایی انسان برآید دقیقا این واقعیت است که از معانی محدود استفاده نمیکند». دیوید لی با نقل گفته هومبولت درباره محدودیت معنا، این پرسش را پیش کشیده است که «آیا معنایی که زبان با آن کار میکند واقعا محدود است؟»؛ لی معتقد است که چنین نیست. «زبانشناسی شناختی: یک مقدمه»، نوشته دیوید لی، کتابی است که با ترجمه جهانشاه میرزابیگی در نشر آگاه منتشر شده است. لی در مقدمه این کتاب درباره تفاوت رویکرد زبانشناسی شناختی به معنا با رویکرد دیگر نظریههای زبانشناسی به این مقوله مینویسد: «یکی از جذابترین ویژگیهای زبانشناسی شناختی تمرکزِ آن بر معنی است. تحلیلِ نسبتا نارسای معنی در برخی نظریهها مایه سردرگمی بسیاری از کسانی شده است که زبانشناس نیستند؛ اما پرداختن به این موضوع به یکی از جذابیتهای زبانشناسی شناختی در دورانِ پسامدرن تبدیل شده است. بهخصوص، در مرکز قراردادنِ مفهومِ تعبیر مدل را از رویکردهای پیشین به معنا متمایز ساخته است. زبانشناسان شناختی، در تأکید بر نقشِ تعبیر از بررسیهای قبلی معنی در زبانشناسی فاصله گرفتهاند، بررسیهای مبتنی بر این فرض که معنی از شناخت و ادراکِ انسان مستقل است و بنابراین میتوان آن را عینیسازی و بهصورتِ بالقوه صوریسازی کرد». لی همچنین درباره ارتباط و پیوند زبانشناسی شناختی با رشتههای نزدیک به آن مانند نظریه ادبی و مطالعات فرهنگی مینویسد: «آنچه زبانشناسان شناختی را وحدت میبخشد (با وجودِ اختلاف در زمینههای دیگر) تعهدِ آنها در مقابلِ این اصل است که عبارتهای زبان شیوه خاصی از ادراکِ صحنه جاری زندگی روزمره را رمزگذاری میکنند. این بدان معنی است که رمزگذاری زبان شاملِ عواملی چون گزینش، دیدگاه، کانونِ توجه، چارچوببندی، شیوههای مقولهبندی و جز اینهاست. آشکار است که این ویژگی مدل زبانشناسی شناختی را با گرایشهای جدید در رشتههای مجاور- مخصوصا نظریه ادبی و نظریه مطالعات فرهنگی - بیشتر از دیگر نظریههای زبان هماهنگ میسازد؛ بههمیندلیل، مدلِ شناختی باید در دسترس محققان در سایرِ رشتهها قرار بگیرد.» لی همچنین در مقدمه فصل اول کتاب به وجه تمایز زبانشناسی شناختی از دستورِ زایشی اشاره میکند. او این تمایز را اینگونه توضیح میدهد: «ویژگی عمدهای که زبانشناسی شناختی را از دستورِ زایشی متمایز میسازد، جایگاه معنی در نظریه است. در مدلِ زایشی، ساختار عبارتهای زبان بر حسبِ یک نظامِ قواعدِ صوری تعیین میشود که عمدتا مستقل از معنا هستند. برعکس، شناختیها استدلال میکنند که ساختارِ زبان بازتابِ مستقیمِ شناخت به این مفهوم است که هر عبارتِ زبانی خاص وابسته به شیوهی خاصِ مفهومسازی یک موقعیتِ معین است. این گفته به یک دیدگاه کاملا متفاوت از رابطه بینِ زبان و شناخت بهطورکلی منجر میشود، درحالیکه دستوریانِ زایشی مدعی هستند که یک مجموعه غنی از اصولِ طراحی زبان (دستور جهانی) وجود دارد که ویژه زبان است، شناختیها باور دارند که هرچند ممکن است اصولِ جهانی حاکم بر طراحی همه زبانها وجود داشته باشد، در نهایت این اصول ریشه در شناخت دارند. این نتیجه باعث میشود که شناختیها نسبت به دیدگاه رایج در دستورِ زایشی تردید داشته باشند، دیدگاهی که بنا بر آن یک منشأ اختصاصی در مغز انسان وجود دارد که منحصرا مختصِ زبان است». به گفته لی تلاش او در فصل اول کتاب این است که «با بررسی مفاهیمِ عمده نظریه، این ادعا را روشن» کند «که یک رابطه درونی بینِ اندیشه، معنی و ساختارِ زبانی وجود دارد». کتاب «زبانشناسی شناختی: یک مقدمه» شامل سیزده فصل است. فصل اول این کتاب «مفاهیمِ پایه» نام دارد و در آن به مفاهیم پایه در زبانشناسی شناختی پرداخته شده است. در فصل دوم، با عنوان «فضا»، به رمزگذاری روابطِ فضایی پرداخته شده است و در فصل سوم، با عنوان «بسطهایی از معناهای فضایی»، به کاربردهای استعاری و بسطیافته عبارتهای فضایی. موضوع فصل چهارم کتاب، با عنوان «مقولههای شعاعی»، ماهیتِ مقولهبندی است. «ساختها» موضوع فصل پنجم کتاب «زبانشناسی شناختی: یک مقدمه» است. در فصل ششم کتاب به مقوله «فضاهای ذهنی» پرداخته شده است. فصل هفتم کتاب به بحث «تغییر زبان» اختصاص دارد و فصل هشتم به «اسامی شمارا و ناشمارا (جنس)». «کاربردهای ادراکی و غیرادراکی افعال»، موضوعی است که در فصل نُهُم کتاب به آن پرداخته شده و در فصل دهم از موضوع «علیت و کارگزاری» بحث شده است. در فصل یازدهم بحث «زبانشناسی شناختی و تحلیلِ گفتمان» پیش کشیده شده و در فصل دوازدهم «فرایندهای سازندهگرا در گفتمان». «خلاقیت و ماهیتِ معنا» هم عنوان فصل سیزدهم و پایانی کتاب است.