مالیات جهانی بر ثروت
الهه فابریکی اورنگ . پژوهشگر اقتصادی
از سالهای دور و در همه جای دنیا مرسوم است همه آحاد یک جامعه به ازای بهرهبرداری از امکانات و منابع یک کشور، موظف به پرداخت هزینهای اجتماعی هستند که از آن به مالیات یاد میشود. صحبت درباره مالیات در محافل عمومی هر جامعهای، ذهنیتهای مختلفی ایجاد میکند. به طور کلی، نگاه و نگرشی که نسبت به مالیات در کشورهای جهان وجود دارد، در سه دسته جای میگیرد:
دسته اول)- در کشورهای توسعهیافته، این بحث کاملا معقول و قانونی و با مقاومت کمتری از سوی مؤدیان پذیرفته شده است. (البته این بحث، منکر وجود اختلافات در میزان آن و ... نیست). دسته دوم)- در کشورهای کمترتوسعهیافته، شاید بهجرئت بتوان گفت برای اکثریت مردم آن جامعه مالیاتستانی، امری ناپذیرفتنی و توجیهنشدنی تلقی شود چراکه ساختار اقتصادی و اجتماعی آنها به سطحی نرسیده که امر مالیات چندان توجیهی در لایههای میانی مردم هم داشته باشد. دسته سوم)- برای کشورهای در حال توسعه، نیز کشمکشهای مالیاتدهی و مالیاتستانی برای برخی از گروههای جامعه پذیرفته و برخی دیگر همچنان ردای مقاومت بر تن دارند. همانطور که گفته شد، وجود این دستهبندیها بستگی زیادی به ساختار اقتصادی و فرهنگی جوامع دارد. اگر مردم به این باور برسند که در ازای پرداخت مالیاتها، جامعهای پربارتر و پویاتر خواهند داشت، در این حالت دولتها با مقاومتهای کمتری از سوی مؤدیان مالیاتی مواجه خواهند بود، در نتیجه چانهزنی سیاستمداران و مسئولان اداره هر کشور برای توجیه پرداختهای مالیاتی کمتر خواهد شد و برعکس. مالیاتستانی در همه کشورهای جهان ارتباط بسیار زیادی با قدرت اقتصادی آنها نیز دارد. هر چه سطح تولید و پویایی اقتصادی در کشوری بالاتر باشد و به تبع آن، ارائه خدمات در یک کشور از کیفیت بالایی برخوردار باشد، قدرت مالیاتستانی نیز بالاتر خواهد بود. (در اینجا ورود به این مبحث فضای مفصلتری را میطلبد که در فرصتهای آتی سعی میشود به این مهم پرداخته شود). از حدود پنج سال پیش که توماس پیکتی، اقتصاددان معروف فرانسوی، در کتاب خود با عنوان «سرمایه در قرن بیستویکم» و در تجزیه و تحلیل گسترده از رشد فزاینده میزان نابرابری در جوامع جهانی خبر میداد، مباحث مطرحشده در آن در همان زمان با بحث و جدل زیادی در سراسر فضای اقتصادی دنیا همراه شد. با وجود این، همه موافقان و مخالفان این نظریه در سراسر جهان بر رفع و (حداقل) ثابت نگهداشتن این درجه از نابرابری با اهرم مالیات بر ثروت به وفاق جمعی رسیدهاند و اکنون پس از گذشت نیم دهه از ارائه این پیشنهاد، اوضاع کمی تغییر کرده است. با نزدیکشدن به انتخابات ریاستجمهوری آمریکا، این نظریه طرفداران زیادی را در حوزه سیاست نیز پیدا کرده است؛ شنیدهشدن شعارهایی از قبیل وضع مالیاتهای سنگین بر ثروت ثروتمندان و دارایی داراها از جمله آنهاست. آقای پیکتی در آخرین اثر خود با عنوان «سرمایه و ایدئولوژی» (که در حال حاضر فقط نسخه فرانسوی آن موجود است)، پیشنهاد افزایش مالیات بر ثروت میلیاردرها را در سراسر جهان حتی تا میزان ۹۰ درصد از دارایی آنها داده است که البته این پیشنهاد پیکتی شاید به مذاق داراها چندان خوش نیاید، اما وی با توجه ویژه به روند و شدت افزایش نابرابری و فقر جهانی، بر توازن ثروت و تقسیم و تعدیل آن برای همه مردم جهان تأکید دارد. وضع مالیات جهانی بر ثروت، پیشنهادی است که چنانچه عملی شود، میتواند همچون پویشی جهانی در فضای اقتصادی و حتی سیاسی دنیا مطرح شود و تحولی عظیم در ساختار زندگی اقتصادی مردم دنیا به وجود آورد. با این وصف، علاوه بر این با نگاهی به دریافتکنندگان جایزه نوبل امسال اقتصاد (۲۰۱۹) که به طور مشترک به دو نفر از محققان دانشگاه «امآیتی» و یک محقق از دانشگاه «هاروارد» تعلق گرفت که حدود ۲۰ سال از تحقیقات اقتصادی خود را برای توسعه راههای جدید برای مطالعه و کمک به فقرای سراسر جهان اختصاص دادهاند و از آنها به پیشگامان کاهش فقر نیز یاد میشود، این مهم یادآور آن است که میزان افزایش نابرابری درآمدی همگام با روند تصاعدی جمعیت جهان و با توجه به تغییراتی که در اقلیم و شرایط زیستمحیطی در سراسر جهان اتفاق میافتد، به موضوع بسیار مهم در محافل تخصصی و آکادمیک برای مقابله با تأثیرات سوء آن، تبدیل شده است. بنابراین آنچه پیکتی و سایر اقتصاددانان و کارشناسان دنیا بر آن وفاق دارند، چنانچه بتواند با راهکارهای عملی تعمیم داده شود، گویای آن خواهد بود که اهرم مالیات بر ثروت کمک بزرگی به کاهش ابعاد آسیبپذیری اقشار کمدرآمد در جوامع و تعدیل ثروت در کشورهای جهان خواهد کرد.
بر اساس گزارش اخیری که اکونومیست ارائه داده است، پژوهشهای صورتگرفته در دانشگاه کالیفرنیا نشان میدهد فقط در خود ایالات متحده کمی بیش از یکدهم درصد از مؤدیان مالیاتی حدود ۲۰ درصد از ثروت آمریکا را در اختیار دارند (۲۰۱۲). از اینرو و برای مثال در آمریکا، ثروتمندان و صاحبان شرکتهای بزرگی همچون آمازون به دلیل دارایی بالا و تأثیرگذاری ویژهای که در اقتصاد آن کشور ایفا میکنند، قدرت تعامل زیادی با سیاسیون در جهت اهداف و برنامههای مورد نظر آنان دارند. نتیجه آنکه، چون مالیات بر ثروت بر دو نوع ثروت انباشته و ارث تعلق میگیرد، میتواند به عنوان ابزاری برای ایجاد تعادل ثروت در جوامع به کار رود و کاربرد و کارایی اصلی آن را در جوامعی که نابرابریهای درآمدی بالا و تضادهای طبقاتی شدید را در خود دارند، میتوان مشاهده کرد. در پایان یادآور میشویم پیکتی و سایر پژوهشگران اقتصادی در دنیا با بهچالشکشیدن و مطرحکردن مبحث مالیات جهانی بر ثروت ثروتمندان دنیا سعی دارند با این پویش اقتصادی و جمعی بتوانند از شدت فزاینده فقر در سراسر جهان بکاهند و چنانچه کشورها نیز با این پویش همراهی کنند، مردم دنیا میتوانند بارقههایی از امیدهای اقتصادی را در فضای کنونی و آینده شاهد باشند، هر چند مبحث فرهنگ از اهرمهای مهم و تأثیرگذار در پیشبرد و تحقق این مهم خواهد بود که مباحثی مفصل در فرصتی مقتضی را میطلبد.