کودکان در آرزوی دنیای بدون خشونت
زهرا جوهرچی
در سالهای اخیر آمارهای تکاندهندهای در دنیا از جداسازی کودکان و والدینشان وجود دارد. کودکان مهاجر مکزیکی، کودکان مسلمان چینی، کودکان بازمانده از جنگ سوریه، یمن و... و کودکانی که والدین آنها به دلیلهای مختلف در زندان بهسر میبرند شرایط دشواری دارند. اهمیت نظام خانواده در تعلیم و تربیت کودکان امری بارز است که در شرایط و محیط مناسب میتواند سبب رشد روانی و عاطفی و هوش و استعداد او شود. بانو میرهادی، استاد تعلیم و تربیت، به دو نوع محیط نشو و نمای کودکان اشاره میکند: جامعه سازنده فکر و اندیشه و دیگري جامعه جرمآفرین که در آن اعتیاد، سرقت و بیماریهای روانی رشد میکنند. در جامعهای که امکانات سازندگی بیشتر است همکاری و همفکری وجود دارد و ارزشهای متعالی انسانی مثل فداکاری، جوانمردی، نیکخواهی و تعاون مورد احترام و ستایش است. ولی در جامعه جرمآفرین که روابط بر اساس سودجویی، مقامطلبی و رقابت ناسالم تنظیم میشود، منافع فردی در اولویت قرار میگیرد و تجاوز به حقوق فردی و اجتماعی از خصوصیات آن است. در تحلیل ترویج فرهنگ صلح، استاد میرهادی علل جنگ را اینچنین برشمردهاند: زیادهخواهی، نشناختن حقوق دیگران،
قبول برتریهای گوناگون نژادی و اقتصادی، قبول بردگی به شکلهای گوناگون (که در بردگی جدید حتی دانشمندان نیز برده قدرتهای اقتصادی هستند)، انتقامجويی، رد نظریهای که میگوید در جنگ، ضرورتها سبب اختراعها و اکتشافهای متعدد شدهاند، صرف بودجه فراوان برای تسلیحات و گرداندن ماشین جنگ. (میرهادی، 1391: 185-188).
دوران کودکی و رشد کودک در خانواده مورد توجه اغلب روانشناسان است. جان بالبی، روانشناس انگلیسی، یکی از پایهگذاران نظریه دلبستگی است. این نظریه بر این باور است که دلبستگی، پیوندی جهانشمول است و در تمام انسانها وجود دارد. بالبی معتقد است یک شخص برای رشد سالم نیاز به پیوند عاطفی دارد. والدین حساس و احساس امنیت در کودک پایهای برای سلامت روانی او هستند. دلبستگی یعنی کنش متقابل میان مادر و فرزند که بعدها در طول حیات انسان نقش اساسی ایفا میکند. دلبستگی موجب کاهش اضطراب میشود و در مواردی مانند روابط بینفردی، روابط درونفردی، مهارتهای اجتماعی، سازگاری زناشویی، اضطراب و برخی موارد دیگر مداخله کرده و تأثیر میگذارد.
یونگ، روانشناس سوئیسی، میگوید در سالهای نخستین، زندگی روانی کودک تحت سلطه غرایز قرار دارد و کودک کاملا وابسته به والدین است. غرایز تا حدی نظم را در کودک به وجود میآورند ولی بیشترین نظم و ترتیب در زندگی کودک باید توسط والدین او برنامهریزی شود. (یونگ، 1394: 102). دیوید پوپنو، در کتاب «زندگی بدون پدر» میگوید که بیپدری تأثیر مستقیمی بر بسیاری از بیماریهای غمانگیز اجتماعی ما دارد. احتمالا افزایش بزهکاری و خشونت جوانان در سالهای اخیر پیامدهای منفی غیبت پدر در زندگی نوجوانان و جوانان است. (منبع اینترنتی، نشریه حوراء سال 1388 شماره 34).
وجود والدین و امنیت کودک در کنار آنها و تأثیر رابطه صحیح کودک و خانواده مورد تأیید روانشناسان و متخصصان تعلیم و تربیت است. از این رو با داشتن کودکان سالم و فعال میتوان صلح و امنیت در جامعه فردا را محقق کرد.
واژه صلح با دوستی، تعامل و پذیرش آرا و نظرات دیگران قرین است. دستیابی به صلح و امنیت در جهان امروز به رؤیایی بدل شده است. کودکان نگران امروز که از والدین یا حتی از کشور و فرهنگ خود جدا شدهاند کدام امنیت خاطر و آرامش را دارند که دنیای بدون خشونت را تصویر کنند. هزاران کودک مهاجر که با اشک از مادرانشان جدا میشوند اولین خشونت اجتماعی را لمس میکنند که اثر آن سالها در روح و روان آنها باقی میماند.
امسال شعار صلح و دوستی کودکان ما عبارت است از وجود والدین و همراهی آنها با کودکان. صلح برای آنها عبارت از آرامش و آسایش در کنار خانواده است. پیش به سوی تحکیم خانواده و کودکانی پرامید و بانشاط!
منابع: بالبی، جان، منبع اینترنتی، روزنامه شرق، 15 مهر 1397، روزنامه گاردین 25 آگوست 2019، میرهادی، توران، 1391، راهها و روشهای تربیت، میرهادی، توران، مسائل و راهحلهای آموزش و پرورش ایران ، یونگ، کارل گوستاو، 1394، مقدمات روانشناسی یونگ، ترجمه دکتر شهریار شهیدی.