پیدایش و پراکنش انسان مدرن و انقراض نئاندرتالها
سونیا شیدرنگ. پژوهشگر مؤسسه مطالعات پیشرفته سعیدی دانشگاه کاشان و دانشگاه بوردو فرانسه
پیدایش و چگونگی پراکنش انسانهای هوشمند یا انسانهای مدرن (از لحاظ آناتومی بدن) و فرهنگ آنها در پژوهشهای دیرینانسانشناسی و باستانشناسی پارینهسنگی از موضوعات مورد توجهی است که با پیشرفت علوم وابسته در سالهای اخیر دچار تحولات فراوانی شده است. در دهه 1980 میلادی نظریه تکمنشأیی انسان طرفداران چندانی نداشت و اکثر پژوهشگران پیدایش و تطور انسانهای مدرن را محلی و مربوط به مناطق گوناگون دنیای قدیم میدانستند. اما به مرور و با پیشرفت علوم مختلف، خصوصا مطالعات ژنتیک و همچنین یافتههای جدید دیرینانسانشناسی و باستانشناسی پارینهسنگی، آفریقا بهعنوان خاستگاه و محل پیدایش انسان مدرن پذیرفته شد. در یک دهه اخیر بیشترین تمرکز پژوهشگران بر یافتن زمان و مسیرهای پراکنش انسانهای مدرن از این قاره و وقایع پس از آن متمرکز بوده است.
با پیشرفت علم ژنتیک و بهویژه پژوهشهای ژنتیک میتوکندریایی در سه دهه اخیر، فرضیه خاستگاههای چندمنطقهای اهمیت خود را از دست داده و جای خود را به فرضیه خروج انسان مدرن از آفریقا (خروج گسترده اخیر) در حدود 60 هزار سال پیش و از مسیر شمال شرق این قاره داد. اما در چند سال اخیر کشفیاتی مانند بقایای انسانی جبل ایرهود مراکش که حضور انسان مدرن اولیه را به بیش از 300 هزار سال پیش در شمال غرب آفریقا نسبت میدهد یا کشف بقایای انسان مدرن اولیه در مکان میسلیا در فلسطین که نخستین خروج از آفریقا را به بازه زمانی 194 هزار تا 177 هزار سال پیش بازمیگرداند، دانش ما را به طرز چشمگیری دچار دگرگونی كرده است (Hublin et al., 2017). بهاینترتیب گونه انسانهای هوشمند یا همان انسانهای مدرن در حدود 315 هزار سال پیش در آفریقا پدیدار شده و پس از خروج از آفریقا، در طول تاریخ تطور خود با گونههای دیگری همچون نئاندرتالها در آسیا همعصر بودهاند. اما بر اساس یافتههای جدید، کهنترین شواهد انسان هوشمند و در واقع نخستین اجداد انسانهای امروزی در اوراسیا مربوط به 210 هزار سال پیش و از غاری به نام آپدیما در جنوب یونان است که گزارش آن ماه گذشته در مجله علمی نیچر به چاپ رسید (Harvati et al., 2019). یکی از دو جمجمه بهدستآمده از غار آپدیما مربوط به انسان مدرن بوده و دیگری یک جمجمه نئاندرتال است که بر اساس سالیابی سری اورانیوم قدمت آن به 170 هزار سال پیش نسبت داده شده است. نتایج این مطالعه نظریه خروج از آفریقای انسانهای مدرن را در چندین موج قدیم و جدید تأیید كرده و نشانگر پیچیدگی این مهاجرتهاست که تصویر کامل آن هنوز برای ما ناشناخته است. یافتههای جدید مطالعات ژنتیک حاکی از آن است که مردمان امروزی اروپا و آسیا دارای 2 تا 4 درصد دیانای نئاندرتالها هستند و برخی از مردم شرق آسیا (بهویژه جزایر شرق آسیا) دارای حدود 6 درصد دیانای انسان دنیسوایی هستند که یک گونه بهتازگی شناساییشده در کوههای آلتای است. بهاینترتیب امتزاج جمعیتهای مختلف انسانی شامل انسانهای مدرن، دنیسواییها و نئاندرتالها در زمان پراکنش و استیلای انسانهای مدرن در آسیا و اروپا از نقطه نظر ژنتیک ثابت شده است. یکی از فرضیههایی که هنوز کاملا به اثبات نرسیده حاکی از این است که انسانهای دنیسوایی و نئاندرتالها حدود 400 هزار سال پیش از یکدیگر جدا شده و دارای یک نیای مشترک بودهاند که احتمالا چندصد هزار سال پیش از آن از آفریقا خارج شده است. درحالحاضر شواهد مشخص از دنیسواییها محدود به یک غار به نام دنیسوا در کوههای آلتای و غار دیگری به نام بایشیا در فلات تبت است که اخیرا نتایج مطالعه آن منتشر شد. اما قلمرو نئاندرتالها از غرب اروپا تا شرق سیبری گسترده بوده و تا گسترش موجهای جمعیتی جدید انسانهای مدرن در حدود 40 هزار سال پیش به بقای خود ادامه دادهاند. سرنوشت نئاندرتالها و انقراض آنها از جمله موضوعات جالب توجه دیگری است که دلایل آن تا به امروز ناشناخته مانده است. با وجود شواهد بسیار اندک در این زمینه، فرضیههای بسیاری از جمله درگیری بر سر قلمرو و منابع یا انحلال ژنتیکی و جمعیت اندک، انقراض نئاندرتالها را با روند استیلای انسانهای مدرن در اوراسیا مرتبط میداند. با وجود پیدایش انسانهای مدرن اولیه در آفریقا در حدود 300 هزار سال پیش و سپس پراکنش آنها در اوراسیا بهصورت موجهای متعدد مهاجرتی در بازههای مختلف زمانی از 210 هزار سال تا پس از40 هزار سال پیش، پیدایش فرهنگهای پارینهسنگی جدید منسوب به انسان مدرن، همچنان به موج آخر این مهاجرتها نسبت داده میشود. برخی از پژوهشگران این مهاجرتها را به دو دسته پیش از 60 هزار سال و پس از آن تقسیم كرده و مهاجرتهای نخستین را به انسانهای مدرن اولیه که هنوز ویژگیهای جسمانی کمی از هومونینهای پیشین را در خود داشته و از لحاظ فرهنگی فرق چندانی با هومونینهای دیگر مانند نئاندرتالها نداشتهاند، نسبت میدهند (Bae et al., 2017). مهاجرتهای پس از 60 هزار سال نیز به اجداد انسانهای امروزی منسوب میشوند که در نهایت منجر به پدیدآمدن فرهنگهای پارینهسنگی جدید شدند که کاملا از فرهنگهای پیشین متمایز بوده و در نوع خود انقلابی در دوران پارینهسنگی محسوب میشود. دوره پارینهسنگی جدید که مصادف با پراکنش گسترده انسانهای مدرن در اوراسیا است، نسبت به دورههای پیش از آن از لحاظ زمانی کوتاهتر است اما تنوع فرهنگی بسیار بیشتری دارد و در مناطق مختلف یک یا چند فرهنگ متفاوت را دربر میگیرد. تاریخچه شناسایی این دوره فرهنگی به اروپا و به ویژه جنوب غرب فرانسه بازمیگردد؛ جاییکه برای نخستینبار پژوهشگران در سده 19 میلادی متوجه تغییر فناوری ساخت ابزارهای پارینهسنگی میانی به فناوری جدید تیغهمحوری با تنوع چشمگیری از ابزارهای مختلف شدند. در طول دوره پارینهسنگی جدید، رشد فرهنگی انسان به سطحی از پیچیدگی رسید که تا پیش از آن بیسابقه بود. فناوری تولید تیغههای سنگی و ابزارهای ساختهشده از آن و پدیدآمدن ابزارهای متنوعی که هر کدام برای کاربرد خاصی تولید شده بودند، صنایع سنگی پارینهسنگی جدید را از دورههای پیشین متمایز میکند. اگرچه لازم به ذکر است که تولید تیغه منحصر به این دوره نیست، اما استفاده گسترده و بهینه از آن از ویژگیهای دوره مذکور محسوب میشود. بهطورکلی در باستانشناسی پارینهسنگی، دوره پارینهسنگی جدید به عنوان عصر گسترش فراگير نوآوریها و ابداعات شناخته میشود که همزمان با پراکنش انسان هوشمند یا به عبارتی نخستین انسانهای امروزی است؛ دورهای که استفاده گسترده از تیغه و ریزتیغه، تولید فراگیر اشیای گوناگونی از جنس استخوان، شاخ، عاج، چوب و ابداع تجهیزات جدیدی مانند نیزهانداز و تیروکمان رواج مييابد و از همه مهمتر رواج چشمگیر هنر از ویژگیهای بارز آن است. همانطور که اشاره شد، پدیده بسیار بارز و قابل اهمیتی که این دوره را از دیگر دورههای پارینهسنگی دیگر متمایز میکند، پیدایش گسترده هنر در شکلها و سبکهای مختلف است. هنر غار یا نقاشیها و کندهکاریهای این دوره در فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، استرالیا و دیگر نقاط جهان یافت شدهاند. اما باشکوهترین این آثار، نقاشیها و کندهکاریهای غارهایی مانند لاسکو، شووه، آلتامیرا در جنوب غرب فرانسه و شمال اسپانیا هستند که از حدود 32 هزار سال پیش آغاز و در اواخر این دوره، یعنی مقارن با فرهنگ «مگدلنی» (Magdalenian) در نهایت کمال و مهارت به اوج خود میرسند. گذشته از تمامی تحولات و نوآوریهای فرهنگي، مرحله مهمی از پیشرفت و گسترش جغرافیایی نوع بشر در این دوره رقم میخورد. در اواخر دوره پارینهسنگی جدید و پس از آن انسان به اکثر مناطق مسکون دنیای امروز دست پیدا کرده و علاوه بر قارههای آفریقا، اروپا، آسیا و استرالیا که تا حدود زیادی توسط جوامع شکارگر-گردآورنده این دوره مورد سکونت بودند، سرانجام قاره آمریکا نیز به محدوه پراکنش این جوامع اضافه شد. بین 50 تا 40 هزار سال پیش پای انسان به سیبری رسید، اما چندین هزار سال طول کشید تا به قسمت شمال شرقی سیبری برسد و پس از آن از راه تنگه برینگ به آمریکا وارد شود، درحالیکه تسخیر استرالیا و گینه نو بسیار پیشتر و به حدود 60 هزار سال پیش و حتی قبلتر بازمیگردد. بسیاری بر این باورند که کارایی و پیشرفت فرهنگهای دوره پارینهسنگی جدید انسان را قادر کرد که نهایتا به سرزمینهای بکري مانند آمریکا و جزاير دوردست نفوذ كند. منابع: 1- Bae, C. J.; Douka, K.; Petraglia, M. D (2017). On the origin of modern humans: Asian perspectives. Science 358 (6368). 2- Hublin, J.-J., Ben-Ncer, A., Bailey, S. E., Freidline, S. E., Neubauer, S., Skinner, M. M., Bergmann, I., Le Cabec, A., Benazzi, S., Harvati, K., & Gunz, P. (2017). New fossils from Jebel Irhoud (Morocco) and the Pan-African origin of Homo sapiens. Nature,546, 289-292. 3- Harvati, K. et. Al., (2019) Apidima Cave fossils provide earliest evidence of Homo sapiens in Eurasia. Nature., 571(7766):500-504.