در گسترهی خیال
شرق: «گسترهی خیال» عنوان مجموعه کتابهایی است در حوزه تئاتر و سینما که در نشر نو منتشر میشود. ویراستار و دبیر این مجموعه کتابها رضا کوچکزاده است. «یوزف کا»، نوشته محمد چرمشیر و فرهاد مهندسپور از جمله کتابهایی است که در این مجموعه منتشر شده است. این نمایشنامه، بازخوانی رمان «محاکمه» فرانتس کافکا است و عنوان آن نیز برگرفته از نام شخصیت این رمان. رضا کوچکزاده در مقدمه این بازخوانی ویژگیهای آن را برشمرده و از جمله به تجربه زمان در این نمایشنامه اشاره کرده است. او دراینباره مینویسد: «تجربهی زمان در این نمایشنامه، تجربهای ویژه و شگفتانگیز است. بخشهایی از زمان که رویدادها را شکل میدهد به گونهای جلوه میکند که گویی هرگز جایی در تجربهی زیستهی شخصیت ندارد؛ بخشی از تجربهی درزمانی یوزف کا که به گذشته مربوط است با رویدادهای کنونی هماهنگ نیست و به نظر میرسد اصلا نبودهاند. و بخشهای دیگر، چناناند که گویی هنوز به تجربهی زیستهی شخصیت درنیامدهاند و به آیندهای کابوسوار اشاره دارند. گذشته از این، کنشها به گونهای در متن جای گرفتهاند که سیر گذر زمان را از پیوستگی و نظم آشنای ما دور میکنند و به آشفتگی ذهنی شخصیت نزدیک میکنند؛ از این رو، تعریفی دیگرگون از زمان پیش چشم مینهند». نمایشنامه «روز رستاخیز» نوشته محمد چرمشیر و فرهاد مهندسپور از دیگر کتابهای منتشرشده در مجموعه «گسترهی خیال» است. این نمایشنامه بازخوانی رمان «محشر صغرا» نوشته تادئوش کونویتسکی است. نویسندگان در مقدمه این نمایشنامه ضمن معرفی کونویتسکی، اشارهای به وضعیت تاریخی - فرهنگی لهستان که زادگاه اوست، سخنی در باب پیشینه آشنایی اندک ما فارسیزبانان با ادبیات لهستان و ارائه تصویری فشرده از آنچه کونویتسکی در رمان «محشر صغرا» به دست داده است. درباره شیوه بدلکردن آن به نمایشنامه آمده است: «و اما با محشر صغرا چه کردهایم؟ شاید سادهترین کار ممکن؛ عوضکردن یک فرم به فرمی دیگر. رمانی که ساختمان ویژهاش را داشت به ساختاری نمایشی تبدیل کردیم. در این راه، گاه روند قصه را در جایی مسدود کردیم تا از جایی دیگر، آن را پی بگیریم. شخصیتی را رها کردیم تا شخصیتی دیگر را پررنگتر کنیم. شخصیتی را ساختیم تا برآیند چندین و چند شخصیت باشد و از همه روشنتر، تمامی مکانهای رمان را به یک نقطه انتقال دادیم. در واقع اتاق تادئوش - قهرمان نمایشنامهی روز رستاخیز - تبدیل به چهارراهی شد که در آن، آدمها به یکدیگر و از همه مهمتر به خود تادئوش برخورد کنند. و همهی اینها اختلافی بزرگ میان ما و کونویتسکی پدید آورد؛ قهرمان کونویتسکی حرکت میکند و دست آخر به یک انتخاب میرسد ولی قهرمان ما از همان آغاز، یک انتخابشده است. انتخابشدهای که به سوی تقدیر، رانده میشود». رمان «فرانکنشتاین» نوشته مری شلی دیگر رمانی است که در مجموعه «گسترهی خیال» بازخوانی نمایشی آن با عنوان «عصر معصومیت» منتشر شده است. این بازخوانی را نیز محمد چرمشیر و فرهاد مهندسپور انجام دادهاند. «فرانکنشتاین» از شخصیتهای مشهور و شناختهشده تاریخ رمان است؛ دانشمندی جاهطلب که دست به ساختن هیولایی زد. در بخشی از مقدمه دبیر مجموعه «گسترهی خیال» درباره نمایشنامه «عصر معصومیت» و آنچه در این نمایشنامه میتواند برای مخاطب ایرانی جذاب باشد آمده است: «فضای نمایشنامه در گذشتهای کمابیش دور به دستاوردهای دانش نوین در آیندهای اشاره دارد که شاید بشر تاکنون نیز به بخشهای فراوانی از آن دست نیافته. پس همچنان بخشهایی از درونمایهی متن به آینده میپردازد؛ و این برای تماشاگران تئاتر ما - که در بسیاری از نمایشهای وطنی با گذشته رویارو هستند - دلانگیز است». در این مقدمه همچنین به «بازی» به عنوان اصلی مهم که «فضای عصر معصومیت در آن هستی مییابد» اشاره شده است: «بازیهایی با چشمهای بسته و گاه بازیهایی بزرگ با چشمان باز». از دیگر کتابهای منتشرشده در مجموعه «گسترهی خیال» نمایشنامه «دیر راهبان» است. محمد چرمشیر و فرهاد مهندسپور در این نمایشنامه به بازخوانی رمان «دیر راهبان»، نوشته فرایرا دوکاسترو، پرداختهاند. در پیشگفتار این نمایشنامه، رمان «دیر راهبان» اینگونه توصیف شده است: «داستانی یکخطی، ساده و بدون افتوخیز؛ موقعیتی که در همان نگاه نخست، چندان هم بغرنج و پیچیده نیست. و شخصیتهایی که به شدت ایستا هستند؛ شخصیتهایی که نه داستان را چنان که باید و شاید به پیش میبرند، نه در موقعیت، تحولی پدید میآورند و نه تعریف ویژهای از خود به دست میدهند. اینها همهی مصالحیست که در رمان کوتاه دیر راهبان نوشتهی فرایرا دوکاسترو دیده میشوند». نویسندگان آنگاه این پرسش را پیش میکشند که: «ولی این رمان کوچک که پیشاپیش، خود را محروم کرده از همهی آنچه میتواند شالودهی یک اثر داستانی را بسازد، چرا همچنان خواندنی و اثرگذار است؟» و در پاسخ به این پرسش مینویسند: «دوکاسترو در همان آغاز و در یک خط، داستانش را تعریف میکند؛ و با این کار، تعلیق را از گرفتارشدن در هزارتوی چگونگی روایت داستان، به شیوهی کنش شخصیتها منتقل میکند. اما بیدرنگ با حذف دادههای مربوط به پیشینهی شخصیتها، محدودهی کنشها را از یک فاصلهی بعید به زمان رویداد میکشد. گویی کنش شخصیتها، نه تنها در هنجارهای روانی و اجتماعی و... آنها ریشه ندارد که به نسبت اثرگذاری رویداد بر روند زندگی کنونی آنها بستگی دارد. درواقع دوکاسترو با پدیداری موقعیتی بسیار ساده و مشخص، شخصیتها را به انجام کاری وادار میکند که از موقعیتِ پدیدآمده، ریشه گرفته است. و نسبت حضور، شرکت و یا انفعال آنان در موقعیت است که به تعریفشان از خود میانجامد». در این مقدمه همچنین در مورد قابلیت تبدیلشدن این رمان به نمایشنامه آمده است: «دوکاسترو گرچه اثرش را بر ساخت شکلیِ رمان پدید آورده، با بهرهگیری ساختارشکنانهی تکنیک، امکانی وسیع را برای فرآیند تبدیل شکل داستانی به شکل نمایشی فراهم آورده است». نمایشنامه «شبهای آوینیون»، نوشته کوروش نریمانی، دیگر نمایشنامه چاپشده در مجموعه «گسترهی خیال» است. این نمایشنامه ریشه در سنت نمایش خیمهشببازی دارد و از آن سنت بهره گرفته است. در این نمایشنامه با نگاهی نو به خیمهشببازی، یک متن نمایشی بهروز بهدست داده شده که سر در زمانه امروز و پای در فرهنگ کهن دارد. در بخشی از مقدمه دبیر مجموعه «گسترهی خیال» بر نمایشنامه «شبهای آوینیون» این نمایشنامه، نمایشنامهای توصیف شده که در آن با خوانشی فلسفی از سنت نمایش خیمهشببازی، این نمایش مردمی به «آزادیخواهی آدمی» پیوند خورده «بیآنکه شعاری شود».