|

بهزاد فراهانی در همایش «نقش ارامنه در تاریخ تئاتر ایران»:

شاهين سركيسيان به ما آموخت كه بخوانيد و بدانيد

گروه هنر: در همایش «نقش ارامنه در تاریخ تئاتر ایران» بهزاد فراهاني درباره شاهين سركيسيان سخن گفت. همچنين در این مراسم از ادنا زینلیان، آندارنیک خچومیان، آلبرت بیگ‌جانی، آراز بارسقیان، سورن مناساکانیان، مقدی شامیریان و زنده‌یاد لوون خانکلدیان (هفتوان) تجلیل شد. در اين مراسم كه شامگاه شنبه برگزار شد، بهزاد فراهانی، هنرمند پیشکسوت عرصه تئاتر، در سخنانی گفت: «در این فرصت می‌خواهم از دوره جوانی خودم و کار‌کردن در کنار هنرمندان بزرگ تئاتر آن سال‌ها، یعنی شاهین سرکیسیان و آربی آوانسیان بگویم. ما هنرمندان جوانی بودیم که در کنار بیژن مفید کار می‌کردیم تا اینکه یک روز قرار شد همه گروه نزد هنرمندی برویم که آن روزها شخصا زیاد با او آشنایی نداشتم. وقتی به محل کار آن شخص رفتیم او را دیدیم که لبخندی زیبا داشت و لاغر و تکیده بود. از شاهین سرکیسیان حرف می‌زنم. وقتی وارد استودیوی او شدیم با همه ما دست داد ولی مثل اینکه از شکل پوشش ما چندان خوشش نیامد. دلم می‌خواهد در فرصت کوتاهی که در این برنامه به من داده شده به اصلی‌ترین مسئله، یعنی شخصیت سرکیسیان بپردازم. شاهین سرکیسیان به ما که بچه‌های پایین‌شهر بودیم چند مسئله بسیار ویژه را آموخت. به ما آموخت که بخوانید و بدانید. پس از آن موضوع تمرکز بر مسائل انسانی والا. او معتقد بود که ادبیات مقدس است و باید به آن احترام گذاشت. توصیه‌هایی که برای خواندن بعضی از کتاب‌ها می‌کرد، کتاب‌های بسیار زیبایی بود که بعد از واقعه 28 مرداد با هزاران مشقت از کتابخانه‌های دوستان پیدا می‌کردیم. شاهین همان زمان ترجمه‌هایی از استانیسلاوسکی داشت که البته نثر خوبی نداشتند. دلیلش این بود که شاهین بیش از 17 سال در پاریس زندگی کرده بود و لهجه غلیظ ارمنی داشت و گاه پیدا‌کردن واژه‌ها برایش دشوار بود. خود او با بزرگواری ما را وادار می‌کرد که این متن‌ها را بخوانیم و پیشنهادهایی برای اصلاح یا جایگزینی واژه‌ها و جملات به او بدهیم. اگر بخواهم واقعیت را بگویم، تعداد نمایش‌هایی که از 1341 تا 1345 تمرین کردیم چند تا از آنها هیچ‌وقت اجرا نشد. چرایی عدم اجرای این آثار مسئله بزرگی است. بعضی از این نمایش‌ها را به مدت چند ماه تمرین کرده بودیم. یکی از این کارها «در انتظار گودو» بود که اولین‌بار سیروس طاهباز تازه ترجمه کرده بود که رفاقتی هم با شاهین داشت و ما مدت‌ها روی این متن تمرین کردیم. راستش خودمان آن موقع نمی‌فهمیدیم که چرا این اثر این‌طور است. به‌ویژه شخصیت‌هایی مثل استراگون را خیلی نمی‌فهمیدیم و با توضیحاتی که شاهین می‌داد کم‌کم می‌فهمیدیم که چه خبر است و اصلا تئاتر ابزورد چه هست. منظور از اینکه این کارها اجازه اجرا نگرفت این نیست که سانسور شد بلکه فرصت اجرا پیدا نکردند. علت این امر باید واکاوی شود. اما از میان نمایش‌هایی که اجرا شدند، اولین متنی که ما با شاهین کار کردیم «محلل» و «چنگال» هر دو از نوشته‌های صادق هدایت بود که رفاقت بسیار گرمی میان او و شاهین برقرار بود. از جمله کسانی که از شاهین حمایت کردند تا این چند نمایش روی صحنه برود دکتر فروغ، رئیس دانشکده هنرهای دراماتیک و همین‌طور دکتر سیحون و بهمن فرسی بودند. جامعه ارامنه ایران باید مفتخر باشد که چنین هنرمندان بزرگی در میان آنان رشد‌و‌نمو یافته است. هیچ جایی نیست که شما ارامنه محترم ما را تنها گذاشته باشید. همیشه یا ما در کنار شما بوده‌ایم يا ما را راه داده‌اید تا در کنارتان باشیم. بحث فقط بر سر هنر نیست که من دوستان بزرگی در این عرصه از میان شما داشته‌ام. آرزو می‌کنم که این نهاد فعال‌تر شود و این هم بودگی و عشق یگانه پایدار باشد». در بخشی از این همایش پژوهشی در قالب یک فیلم مستند در ارتباط با پیشینه فعالیت هنرمندان و گروه‌های نمایشی ارامنه ارائه شد. در بخشی از اطلاعاتی که در این پژوهش ارائه شد، آمده است: در دی ماه سال 1310 نمایش‌نامه «‌انوشیروان، عادل و مزدک» در پنج پرده به زبان فارسی در تالار گراند هتل تهران به صحنه آمد. زوج هنرمند میشا و مارکو وسکانیان در بهمن ماه 1310 نمایش‌نامه اتللو را نمایش دادند. در سال 1324 دو گروه به گروه‌های تئاتر ارمنی افزوده شد و در سال 1326 گروه دیگری از دوستداران هنر گروه دیگری را بنیان نهادند. سپس گروه تئاتر جوانان ارمنی دوستدار هنر در سال 1330 تشکیل شد. آربی آوانسیان به همراه شاهین سرکیسیان یک گروه تئاتر را در سال 1340 در باشگاه فرهنگی ورزشی آرارات بنیان نهادند. سرکیسیان در آن سال نمایش‌نامه‌های «مسحورکننده» و «قفس» را به روی صجنه برد. در سال 1266 در جلفای اصفهان گروهی از ارمنیان علاقه‌مند به هنر تئاتر گرد آمدند و برای تأسیس باشگاه تئاتر اطلاعیه‌ای منتشر کردند. اهالی جلفا به یاری آنها شتافتند و مبلغ 551 قران به هیئت‌مدیره باشگاه پرداختند. باشگاه با این پول در سالن مدرسه مرکزی ارمنیان جلفا سن تئاتر درست کرد و وسایل مورد نیاز برای اجرای نمایش‌نامه‌ها را فراهم کرد. در دهه 1266 نخستین نمایش‌نامه در این سالن به روی صحنه رفت. در سال 1277 گروهی از جوانان ارمنی جلفا نخستین انجمن دوستداران تئاتر را بنیان نهادند و در همان سال اساسنامه‌ای 16 ماده‌ای تهیه کردند. تا آن زمان نقش زنان را مردان ایفا می‌کردند، اما هیئت‌مدیره انجمن برای پایان‌دادن به این وضع در‌صدد برآمد دوشیزگان را برای ایفای نقش در نمایش‌ها ترغیب کند. برخی از افراد به مخالفت برخاستند اما سرانجام هیئت‌مدیره انجمن از مقامات روحانی ارمنی در این مورد کسب تکلیف کرد و در‌نهایت این مانع از سر راه بانوان ارمنی برداشته شد. در سال‌های 1266 و 1291 در جلفای اصفهان بیش از 20 نمایش روی صحنه رفت. گاهی نیز گروه‌های تئاتر از جلفا به روستاها می‌رفتند و به اجرای نمایش می‌پرداختند. با اینکه تئاتر رشت در سال 1300 شمسی آغاز به کار کرده بود، ولی فعالیت‌های تئاتری آن بین این سال تا سال 1304 اوج گرفت. در این هنگام بود که ارمنیان رشت فعالیت‌های رسمی خود را در گروه‌های نمایشی این شهر آغاز کردند. میناسیان، نویسنده و نقاش، در یادداشت‌های خود تاریخ آغاز تئاتر گیلان را در سال 1264 دانسته است. در اين مراسم، نمایش (سیاوش و سودابه) به کارگردانی خانم آناهید آباد روی صحنه رفت. همایش «نقش ارامنه در تاریخ تئاتر ایران» با حضور جمعی از هنرمندان و فعالان عرصه تئاتر از جمله واروژ کریم‌مسیحی، لوریس چکناواریان، آرمان استپانیان، سعید پورصمیمی و آلبرت بیگجانی، همچنین جمعی از مسئولان شهری از جمله احمد مسجدجامعی در باشگاه فرهنگی آرارات برگزار شد.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.