|

اصفهان چگونه گسترش يافت؟

اصفهان از زماني كه شاه عباس به قدرت رسید پایتخت ایران شد. نوع حکومت‌داري شاه عباس تفاوت‌های زيادي با پادشاهان قبل از خودش داشت و همين امر باعث شد او اصفهان را به عنوان پایتخت انتخاب کند. شاید بتوان مهم‌ترین دلیل این اتفاق را در متمرکزساختن قدرت ديد. اصفهان هم از نقاط مرزی و خطرناكی دور بوده که مهاجمان آن پایتخت را به عنوان مرکز قدرت تهدید می‌کردند، و هم با توجه به سیاست و مصلحتی که شاه عباس می‌دید، ترجیح داد از شهرهایی که قبلا پایتخت شاه اسماعیل و شاه تهماسب بوده دور باشد، مانند تبریز و قزوین یا شهر اردبیل که مرکز نفوذ قزلباشان بود. بنابراین به نظر می‌رسد پایتخت‌شدن اصفهان از سر تدبیری سیاسی بوده که شاه عباس کوشید در راستای تثبيت قدرت خود به کار گیرد. شاه عباس توانايي‌هاي فردی اقوام دیگری را که به ایران آورده بود به کار گرفت. او با اقتدار خویش از نیروهای دیوانی و لشکری که از غلامان اقوام مختلف بودند، سرسپردگانی وفادار نسبت به خود ساخت. نه‌تنها ایرانیان را به کار گمارد، حتی ارمنی‌ها را از جلفای قدیم (ارمنستان) به اصفهان ‌آورد و منطقه‌ای را با همان نام برایشان آماده کرد و به این ترتیب اصفهان را گسترش داد. شاه عباس به اقوام و مذاهب و فرهنگ‌های مختلف ارامنه، زرتشتی‌ها و کلیمی‌ها اهمیت می‌داد. البته کلیمی‌ها قبل از استقرار شاه عباس در اصفهان حضور داشته‌اند. عمده گسترش هنر و معماري اسلامی و ایرانی در شهر اصفهان در دوره شاه عباس اتفاق افتاد. البته پیش از دوره صفویه هم هنر اسلامی در شهر اصفهان وجود داشته است. به عنوان مثال شاه عباس میدان نقش جهان را با الهام از الگویی در دوره سلجوقیان ساخت. پیش از این دوره هم مسجدهایی با معماری اسلامی وجود داشته‌اند، اما در زمان سلطنت شاه عباس به دلیل امنیت اجتماعی و رونق تجاری که در این شهر به وجود آمده بود بناهای قابل ملاحظه‌ای در آن ساخته شد. به رغم روايت‌هايي كه تاكنون از تاريخ اصفهان ارائه شده، درباره سبک و شیوه زندگی مردم اصفهان در مدت زمانی که این شهر پایتخت صفویان بود كم می‌دانیم. شهر اصفهان در پی اصلاحات سیاسی شاه عباس بازسازی شد و حتی گسترش پیدا کرد، اما درباره ماهیت الگوهایی که در آن عصر از ناحیه قدرت شکل می‌گرفت چه می‌دانیم؟ همان الگوهایی که تعیین‌کننده سبک زندگی در قلمرو روزمره بود. به عنوان مثال، آیا در این عصر از وجود شرایطی که منجر به شکل‌گیری خرده‌فرهنگ‌های مختلف، حداقل در برخی از شهرهای بزرگ شد، خبر داریم؟ آیا در ميان گزارش‌های تاریخی، مي‌توان گروه‌هایی از زنان یا مردان را ديد که در دامان آزادسازی فرهنگی مورد تقاضای دیوان‌سالاری شاه عباسی به منظور خاصی پرورده می‌شدند؟ اسکان گروه‌های مختلف اجتماعی از سوی شاه عباس چه نقشی در سبک و شیوه زندگی و همچنین دیوان‌سالاری نوظهور وی داشتند؟ و در این میان، آیا از سازوکار انسجام‌‌بخشی آگاهيم که در غیابش هر لحظه امکان داشت فرقه‌‌های گوناگون شهری- محلی، موجب از‌هم‌پاشیدگی شهر اصفهان شوند؟ تاكنون درباره تاریخ، معماری و شهرسازی اصفهان مطالب زیادی نوشته شده است که همگی بیانگر اهمیت این شهرند، اما در حیطه علوم انسانی کار چندانی درباره این شهر و ساکنان آن انجام نگرفته است. زهره روحی در کتاب «اصفهان عصر صفوی؛ سبک زندگی و ساختار قدرت» به پرسش‌هاي فوق مي‌پردازد و در پي یافتن نيروهاي بالقوه‌اي است که به لحاظ اجتماعی، آفریننده شهر اصفهان عهد صفوی بودند. كتاب حاضر سبک و شیوه زندگی روزمره مردم اصفهان را در عصر صفویه بررسي مي‌كند و درباره الگوهایی که در آن عصر از ناحیه قدرت شکل گرفت به بحث و بررسی می‌پردازد. نويسنده از منظری میان‌رشته‌ای به شهر اصفهان پرداخته و تلاش كرده وجوه مختلف زندگي اجتماعي مردمان اصفهان را در آن عصر بررسي كند. پراکندگی در قدرت و ثروت، سیمای اجتماعی و اقتصادی شهر اصفهان و سقوط و انحطاط صفویه سر‌فصل‌های این کتاب است. به گفته نويسنده، «تمایل به شناخت نحوه‌های بودن، سبک زندگی، دیدگاه و شیوه‌هایی که انسان نوعی آن عصر بر اساس آن با خود، دیگری، شهر و جهان رابطه برقرار می‌کرده»، محور اصلي كتاب است. او انسان و جامعه‌ آن دوران را عمیقا برخاسته از شرایطی کاملا مادی مي‌داند که از ویژگی‌‌های مهمش می‌توان به ستیز و نزاع اجتماعی و سیاسی برای بقا و قدرت اشاره کرد و به جستجوی امکاناتی برمي‌آيد که می‌توانست به طور نسبی مشخص‌کننده انسان نوعی عصر صفوی در اصفهان باشد.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.