|

تحلیلی بر گام اول اقدام پسابرجامی ایران و واکنش‌­های مربوطه

راه‌رفتن بر لبه­ تیغ

ساسان کریمی*

هفته گذشته در سالگرد خروج ایالات متحده از برجام، شاهد برداشتن گامی تهاجمی از سوی ایران در قالب بندهای 26 و 36 برجام بودیم، به‌طوری‌که با تحریم تبادل مواد هسته‌ای ایران توسط ایالات متحده، ایران به‌جای توقف تولید آنها برای عدم تجاوز از سقف‌های ذخیره مواد برجام، ادامه تولید و توقف مبادله آنها را اعلام کرد. ضمن آنکه با تعیین ضرب‌الاجلی 60روزه و تعیین گام‌های متعاقب آن، تلاش کرد بدون افتادن در دام واکنش به عمل آمریکا، توپ را در زمین شرکای اروپایی برجام بیندازد و آنها را از انفعال یک‌ساله و تا حد زیادی رندانه بیرون بیاورد و به عمل وادارد. مشروعیت یکی از موضوعات کلی در هر مذاکره بین‌المللی و به‌ویژه در برجام تلاش طرفین برای ایجاد و تبلیغ مشروعیت خود در صحنه بین‌المللی است؛ مشروعیتی که گویا دولت ایالات متحده به‌استثنا دغدغه آن را ندارد. بااین‌حال درباره ایران دو موضوع مشروعیت‌زا را به‌عنوان فرصت می‌توان در نظر گرفت: یکی صبر راهبردی یک‌ساله که ضمن زمان‌دادن به دیگر شرکای برجام برای پیش‌برد راهکارهای مورد نظرشان، هرگونه بهانه از نوع «تعجیل» و تندروی را از سر کشور دور کرد و نمایشی پخته ارائه داد. دیگر آنکه دولتی که اکنون تعلیق بخش‌هایی از برجام را در دستور کار قرار داده، همان دولت و تیم مذاکره‌کننده و سرمایه‌گذار سیاسی در برجام است و طرح این بازی روانی و نسبت‌دادن واکنش ایران به تغییرات در صحنه سیاست داخلی آن را از دست شرکای برجام و به‌ویژه اروپاییان خارج می‌کند. ضمن آنکه ایران هر دو گزینه را بر سر راه اروپا گذاشته است: تضمین و عملی‌کردن سازوکاری که مشکل نفت و بانک ایران را به‌تمامی حل کند و در نتیجه برجام را به قبل بازگرداند و بی‌اهمیت‌قلمداد‌کردن تهدید که منجر به برداشته‌شدن گام‌های بعدی توسط ایران (برداشتن سقف غنی‌سازی و نیز ساخت رآکتور اراک) خواهد بود، همان‌طور‌که در کلام رئیس‌جمهور نیز ذکر شد، در برابر تهدید ایران برای مراجعه به شورای امنیت نیز تهدیدی ذکر شده که باوجود ذکرنشدن آن می‌توان حدس زد شبیه خروج از معاهده «ان‌پی‌تی» و اخراج بازرسان یا چیزی در این وزن است. واکنش اروپاییان اروپاییان در واکنش به این اعلام ایران، نهایت حساسیت را به خرج دادند که از هرگونه تندروی در مقابل آن خودداری کنند. این نشان می‌دهد که نه‌تنها در افکار عمومی بلکه نزد نخبگان و دولت‌های اروپایی نیز موضع ایران بحق دانسته شده است. البته اروپا که هیچ، اگر کشوری کوچک هم طرف ضرب‌الاجل قرار بگیرد، آن را در سطح اعلام موضع نخواهد پذیرفت و اروپا نیز به طریق اولی همین روال را پیش گرفت. سیاست داخلی و دستگاه دیپلماسی حرفه‌ای نکته‌ای که با توجه به تلاش حداکثری ایالات متحده - و به‌ویژه تیم پمپئو و بولتون- برای نظامی‌جلوه‌دادن فضا و تهدید مدام ایران از سوی ایشان شایان توجه است اینکه پاسخ ایران فارغ از هر مخالفت یا موافقتی به‌غایت «طراحی‌شده» و حرفه‌ای بود. به این معنا که ایران ابتکار عمل خود را نه در قالبی نظامی نشان داد و نه به دست تصادف سپرد. بلکه هم طراحی و هم اجرا به‌تمامی از سوی همان تیم دیپلماتیک و اهل محاسبه در سطح وزارت خارجه و رئیس‌جمهور انجام شد و این در واقع تن‌ندادن به بازی آماتور وزارت خارجه آمریکاست. این نوع از برخورد اقتضای داشتن تیمی به‌غایت حرفه‌ای را دارد که با وجود همه تبلیغات مخالفانش مبنی بر سازشکاری، نشان می‌دهد به انواع دیگر برخورد عقلایی نیز به همان کیفیت که مذاکره را می‌داند، مسلط است. ازاین‌رو و با رهیافت گام‌به‌گامی که شاهد بودیم، ایران به‌نوعی ‌دنبال «امتیازسازی» است که او را از اجبار به دادن امتیازات جدید در هرگونه مذاکره جدید مصون می‌کند. وگرنه هر رفتاری اگر مدام و در هر شرایطی تکرار شود، مانند همان «بیانیه‌خواندن» ابتدایی است و برای آن نیازی به دیپلمات‌ها و تصمیم‌سازانی با ذهن‌های پیچیده نخواهد داشت. دوگانه ایران در مقابل دوگانه آمریکا در برابر دوگانه آمریکایی جنگ- معامله که این روزها پمپئو و ترامپ آن را نمایندگی می‌کنند، ایران نیز با برداشتن گام اخیر تلاش کرد دوگانه خود یعنی تأمین منافع خود در مقابل تندکردن شرایط خود را برای مخاطب خود که عمدتا اروپاست، روی میز بگذارد و برای عملیاتی‌کردن آن نیز از اهرم‌های مختلفی که در دست دارد و عمدتا سیاست داخلی (مانند مسئله مهاجرت) را در کشورهای اروپایی هدف می‌گیرد، استفاده کند، چراکه سیاست داخلی و به‌ویژه انتخابات بیش از هر چیز در دولت کشورهای لیبرال دموکراتیک تحرک واقعی و سریع ایجاد می‌کند. واقعیت اینکه هردو طرف (ایران و آمریکا) در ساخت این دوگانه‌ها تا حدی موفق بوده‌اند؛ اما باید دید ایران به‌عنوان مخاطب آمریکا پیش و بیش به پاسخ تن می‌دهد یا خود موفق می‌شود مخاطبش یعنی اروپا را به تحرک مؤثر وادارد. سیاست داخلی ایالات متحده همان‌طورکه سیاست داخلی اروپا می‌تواند به عنوان ابزاری در وادارکردن دولت‌های متبوع به تلاش برای حفظ ایران در برجام مورد استفاده قرار گیرد، سیاست داخلی ایالات متحده نیز از این موضوع جدا نیست و نشانه اخیر آن ذکر نام جان کری توسط ترامپ به عنوان مانع تماس و «معامله» دولت ایران با او بود. این نوع اظهارنظر از سوی ترامپ البته سادگی ذهن او را در محاسبات سیاسی نشان می‌دهد. او اهل معامله است و نه مذاکره به همین دليل است که ملاقات او با رهبر کره شمالی صریح، کوتاه و ناکام بود، چراکه به‌جز بیان موضع قاطع و بدون انعطاف و پذیرش از سوی طرف مقابل چیز دیگری در ذهن او نیست؛ او تنها معامله از موضع برتر را می‌داند و این البته فاصله بسیاری با هر واقعیتی در صحنه دیپلماسی دارد. به‌همین‌دلیل است که تا حد زیادی شاهدیم که از وزارت خارجه فربه و متخصص آمریکا چه در تصمیم‌ها و چه در اظهارها جمع کوچکی دیده می‌شوند و بخشی از زبده‌ترین نیروها نیز اساسا با سرکارآمدن دولت ترامپ از مجموعه متبوعشان جدا شدند. اما شاید ترامپ با ذکر نام وزیر سابق امور خارجه در این زمان، بیشتر به‌‌دنبال نوعی حمله زودهنگام و پیشگیری از کاندیداشدن او برای انتخابات ریاست‌جمهوری سال آینده باشد؛ امری که اتفاقا در صورت وجود تماس‌های ایران با دموکرات‌های آمریکا بی‌فایده به توصیه و فشار نخواهد بود. چه از دموکرات‌ها و چه از تیم ترامپ، یکی از اصلی‌ترین ستون‌های امتیازگیری ایران از طرف آمریکایی را بی‌شک باید در فضای انتخاباتی خاص این کشور پی گرفت. البته با حرفه‌ای‌گری دیپلماتیک به‌طوری‌که از نظر حقوقی دخالت در امور داخلی کشوری دیگر محسوب نشود. *دانش‌آموخته دکترای فلسفه سیاسی از دانشگاه تهران

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.