سنت و مدرنيته در دوران قاجار
دوران قاجار سرآغاز بحثهاي مربوط به تضاد سنت و مدرنیته در جامعه ايران است كه تاكنون بيشتر براساس مشاهدات سفرنامهنویسان انگلیسی -که در آن زمان با مردم و به ویژه دربار مراودات زیادی داشتند- و همچنين سفرنامههاي ايرانياني كه به غرب سفر ميكردند بررسی شده است. اين دوران مصادف با اوج انقلاب صنعتی در اروپا بود و ایرانيان اولينبار با دستاوردهاي مدرنيته آشنا شدند. بسیاری از دستاوردهای دنیای صنعتی مثل کارخانههای تولید انبوه، تولید برق، چاپخانه، تلگراف، تلفن، شهرسازی مدرن، راهسازی مدرن، خطآهن و... در دوره قاجار وارد ايران شد. اولین اقدامات در راستای مدرنیزاسیون با کوششهای عباسمیرزا در تبریز آغاز شد، اما به علت مرگ نابهنگام او متوقف شد و بعدها امیرکبیر این اقدامات را در تهران پیگرفت. اعزام اولین گروه از دانشجویان ایرانی به اروپا بهمنظور تحصیل در شاخههای پزشکی و مهندسی از سوی عباسمیرزا انجام شد و اولین مدرسه مدرن در ايران، دارالفنون، در زمان صدارت امیرکبیر تأسيس شد. درباره تبعات ورود اين عناصر جديد به زندگي مردم ايران و مناسبات جامعهشناختي دوره قاجار تاكنون پژوهشهاي مختلفي انجام شده است. كتاب «سنتگرايی بازتابی؛ مبانی جامعهشناسی سياسی ايران (عصر قاجار)» آخرين مورد از اين نمونه پژوهشهاست. قصد اصلي نويسنده نشاندادن اين نكته است كه در اين دوره مناسبات اجتماعی ایران برای تحول جامعه سنتی به جامعه مدنی منطبق با سرمشقهاي غربي نبوده است. البته این کتاب، اثری تاریخی به معنای متعارف آن نیست بلکه کتابي در حوزه جامعهشناسی با استفاده از رویکرد منابع و روش جامعهشناسی تاریخی جدید است که در آن ادعا شده در جوامع سنتی خاورمیانه تعارضی بین سنت و مدرنیسم نیست، بلکه آنچه وجود دارد بازتابی بین سنت و سنتگرایی است. به عقيده نويسنده، تحول حقوقی انجامشده در آن دوران متناسب با زایش عنصر شهروند با حقوق و وظایف مشخص نبوده است و مردم کشور همچنان همان شاخصهای حقوقی افراد مکلف و رعیتهای موظف در جوامع ماقبل سرمایهداری را داشتهاند. جامعه مدنی بهمنظور نمایندگی مصالح و منافع طبقات اجتماعی و درنهایت منافع عموم شکل نگرفت، در نتیجه زمینه جدایی دولت از جامعه فراهم نشد و جامعه جماعتی همچنان در قیمومیت حوزه سیاسی و جلوه آن يعني حاکم سیاسی مستبد باقی ماند. این مناسبات الزاما به نوع دیگری از تحول انجامید که در این كتاب از آن با عنوان سنتگرایی بازتابی نام برده ميشود. این تحولات زمینهساز شکلگیری «هویت عمومی سنتی بازتابی» به جای «هویت عمومی شهروندی» در جوامع خاورمیانه از جمله ایران بود. منظور از سنت عناصر معرفتی، شناختی، فکری، فرهنگی و اجتماعی تأثیرگذار بر شیوه تفکر، الگوی رفتاری، شیوه زندگی، تفکر سیاسی، اجتماعی، فلسفی و تاریخی است که تحت تأثیر فرهنگ، جامعه، سیاست و اقتصاد بهآرامی تغییر میکند، بنابراین ویژگی بازتابی دارد. منظور از سنتگرایی بازتابی واکنش سنت در برابر خود است و بنابراین از نظر نويسنده ما در خاورمیانه تاكنون شاهد احیای سنت با پوشش مدرن بودهايم. این کتاب درصدد گشودن بابی در جامعهشناسی سیاسی کشورهای مسلمان خاورمیانه با ارجاع به سفرنامههاي موجود است و از این نظر دیدگاهي جديد مطرح ميكند. هدف از بررسی این سفرنامهها، آشنایی با افکار اجتماعی و سیاسی ایرانیان مسافر غرب در قرن نوزدهم درباره کشور مقصد مسافر، درباره ایران و ایرانیان و ارزیابی آنها از خودشان است. ترتیب بررسی این سفرنامهها، تاریخی تحلیلی است و هدف آن دنبالکردن تحول تفکر سیاسی و اجتماعی نویسندگان است. با مقايسه سفرنامهها مشخص ميشود كه مسافران بهتدریج به امکان تقلید از غرب بدبین میشوند و روحیه یأس در آنها تقویت میشود و حتی حسرت گذشته را میخورند. كتاب «سنتگرایی بازتابی؛ مبانی جامعهشناسی سیاسی ایران (عصر قاجار)» سه بخش و ۱۴ فصل دارد. بخش نخست این کتاب شامل فصل اول و دوم است که در فصل اول، مفاهیم اصلی سنت، بازتاب و سنت بازتابی توضیح داده شده است. فصل دوم شرحی تاریخی بر نخستین مواجهه با غرب و بستهشدن نطفههای اولیه تفکر سنتگرایی بازتابی است. بخش دوم این کتاب مطالعهای تجربی با استفاده از سفرنامههایی است که در قرن نوزدهم نگاشته شده و حاوی مطالبیاند که میتوان به کمک آنها فرضیههای اصلی این نوشتار را سنجید. بخش سوم، شامل سه فصل است و در قالب آن، زندگی و آثار سه نفر از منتقدان اجتماعی و سیاسی ایران در قرن نوزدهم بررسی میشود. محتوای آثار این افراد از سفرنامهها متمایز است اما در زندگی و آثار این افراد نیز میتوان همان جریان کلی ناامیدی و یأس را مشاهده کرد.