لئونارد اویلر؛ نابغه نابینا
سمیه خادملو. استادیار دانشکده ریاضی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل
پانزدهم آوريل سال 1707 در خانوادهای پروتستان پسری متولد شد که بیشک یکی از ستونهای ریاضیات نوین است. پُل اویلر، دانشآموخته الهیات دانشگاه بازل سوئیس و همسرش مارگارت بروکر صاحب فرزندی شدند که جهان ریاضیات را چندین گام جلو برد. لئونارد اویلر در شهر بازل سوئیس به دنیا آمد. پدرش کشیش پروتستان بود و دلباخته ریاضیات. پدر اویلر در دوران دانشجوییاش در منزل یاکوب برنولی سکونت داشت و در دانشگاه بازل الهیات خواند. لئونارد در چنین فضایی، 20 سال مانده به درگذشت نیوتن به دنیا آمد. لئونارد جوان برای ورود به مدرسه و دانشگاه و ادامه تحصیل هیچ مشکل خاصی پیشرو نداشت. بسیار زود و در نوجوانی (14سالگی) وارد دانشگاه بازل شد. بازل از دانشگاههای بنام سوئیس بوده و در سال 1420 میلادی تأسیس شده است. ناگفته نماند که اویلر جوان پیش از ورود به دانشگاه بازل در مدرسهای درس میخواند که در آن ریاضیات تدریس نمیشد، اما به تشویق پدر او ریاضیات را به شکل خودآموز فراگرفت. در دوران حضور در مدرسه او از موهبت اقامت در خانه مادربزرگش برخوردار بود. ازجمله کسانی که بسیار به اویلر کمک کرد، یوهان برنولی بود. او استعداد شگرف لئونارد را در
ریاضیات کشف کرد و با وجود مشغلههای فراوانی که داشت، او را راهنمایی کرد تا ریاضیات بخواند و هر یکشنبه به او این فرصت را میداد تا او را ملاقات کند و اشکالات اساسی خود را بپرسد. در این دوران لئونارد متون اساسی ریاضیات را که گاهی موضوعات سخت و پیچیده بودند، بهخوبی فراگرفت.
در سال 1723، یعنی دقیقا همان سالی که اسماعیل بیگ در دربار شاهطهماسب دوم تلاش میکرد معاهده سنپترزبورگ را میان ایران و روسیه به تصویب برساند و بخشی از خاک ایران ضمیمه امپراتوری روسیه شود، در سوئیس لئونارد اویلر از دانشگاه بازل در رشته فلسفه فارغالتحصیل شد. موضوع کار او مقایسه اندیشههای نیوتن و دکارت بود. او در پاییز همان سال با درخواست پدرش شروع به مطالعه الهیات کرد. گرچه او مسیحی معتقدی بود، الهیات و آموختن زبان عبری و یونانی برایش جذابیت نداشت. درنهایت یوهان برنولی که از دوستان صمیمی پدرش بود توانست پدر لئونارد را که در آستانه 20سالگی قرار داشت متقاعد کند که پسر نابغهاش به ریاضیات روی آورد.
لئونارد اویلر در سال 1726 اولین مقاله پژوهشی خود را به چاپ رساند، اما به بهانه جوانی در دانشگاه بازل شغلی به او ندادند. بار دیگر یوهان برنولی به کمک او شتافت. پسر یوهان برنولی بهتازگی توانسته بود در دانشگاه سنپترزبورگ با توصیه پدرش انتخاب شود. برنولی کمک کرد تا اویلر جوان هم به آن دانشگاه دعوت شود. اویلر به سال 1727 به سنپترزبورگ رفت و اساس فعالیتهای علمی او در آنجا شکل گرفت. اویلر 14 سال را در سنپترزبورگ سپری کرد. سپس به دعوت فردریک دوم به برلین کوچ کرد و 25 سال در آنجا ماند. هرچند او بار دیگر به سال 1766 به سنپترزبورگ بازگشت و تا پایان عمر 76سالهاش در همانجا ماند.
در ابتدای سال 1736 اویلر رساله کاملی درباره مکانیک انتشار داد. پس از کارهای نیوتن بریتانیایی، لایبنیتس آلمانی و هویگنسِ هلندی، این رساله اولین شرح مبانی علم مکانیک پیش از انتشار کتاب ریاضیدان شهیر فرانسوی، ژان لو رو دالامبر است که در سال 1743 در فرانسه گسترش یافت. اویلر همچنین بعد از تحقیقات بسیار به سال 1760 دو مفهوم «گشتاور لَختی» و «مرکز لَختی» را وارد مکانیک کرد.
اویلر علاوه بر کارهایی که در فیزیک ریاضیاتی برای دستاوردهای علم مکانیک به کار بست، لزوم بهکارگیری ریاضیات در هیدرودینامیک و ریاضیات را هم نشان داد. او برای افامی یا ابیراهیهای رنگی عدسیهای شیئی دوربینهای نجومی پیشنهاد کرد آن را از ترکیبی از دو شیشه مختلف بسازند؛ کاری که به سال 1758 جان دالوند آن را عملی كرد. از دیگر دستاوردهای سترگ او در فیزیک ابداع حل تقریبی در محاسبه حرکت ماه درباره مسئله سه جسم است.
او در ریاضیات محض هم پردستاورد است. جالب آنکه شهرت اویلر بیشتر به خاطر نمادهایی است که معرفی یا همگانی کرده است. نمادهایی همچون π، e، i و نیز نماد مجموع ∑ از اویلر به یادگار مانده است. کتاب Introductio In Analysin Infinitorum مهمترین اثر درسی او در ریاضیات به شمار میرود. البته اویلر از پرکارترین ریاضیدانان تمام اعصار به شمار میرود و مجموع آثار او به بیش از 90 جلد میرسد. اویلر در 17 سال پایان عمر نابینا شد اما در همین دوره نیز آثار بدیعی در ریاضیات تألیف کرد، آنگونه که در توصیف او گفتهاند: محاسبات ریاضی برای او بهسادگی نفسکشیدن آدمی بود. او به سال 1783 در روسیه روی در نقاب خاک کشید.