|

باید متعادل بمانیم

ساسان کریمی . تحلیلگر روابط بین‌الملل

موضوعی که اخیرا هم سؤال‌برانگیز و هم هراس‌‌انگیز شده، حضور و بروزهای گاه‌به‌گاه وزیر امور خارجه است در فضای رسانه‌ای داخلی. در این یادداشت به ابعاد گوناگون فضای حاکم بر سیاست داخلی و خارجی و سایه آنها بر هم می‌پردازیم.

برجام: خطوط قرمز، فشارها و دستاوردها از آنجا که برجام بی‌شک مهم‌ترین پروژه و دستاورد دولت روحانی به طریق اولی در دوران وزارت ظریف است، بهترین موضوع برای رقبای سیاسی آنها نیز استفاده از شرایط کنونی در آن باب است. با توجه به تحمیل‌های غیرقانونی ترامپ بر برجام، آنچه در این کشاکش داخلی موضوع پرسش و اندیش است، اینکه آیا توافقی بهتر از این نیز برای ما ممکن بود؟ و اینکه حالا با کاسته‌شدن از بار «رفع تحریمی» برجام، آیا هنوز در تأمین منافع ملی ما می‌توان نقشی اساسی برای این تفاهم هسته‌ای قائل بود؟ البته خود وزیرخارجه در مصاحبه اخیرش به این موضوع به کفایت پرداخته است، ولی باید به یاد آورد که موضع رسمی کشور در دوران مذاکرات برجام این بود که ایران به هیچ عنوان از سر فشارهای اقتصادی تحریم به میز مذاکره برجام نیامده است. ضمن آنکه در امر واقع هم به جرئت می‌توان گفت که قطع‌نامه‌های فصل هفتمی شورای امنیت ملل متحد که ایران را تهدیدی برای صلح و امنیت بین‌المللی قلمداد می‌کرد، حتما وزن بیشتر را اگر نه در میان مردم ولی در دغدغه سیاست‌مداران بازی می‌کرد. سهل است تصور ترامپی که به‌جای قطع‌نامه 2231، قطع‌نامه 1929 را در دست داشته باشد و ازطریق آن خواب را بر ما آشفته کند و به اخذ کمتر از چندین برابر امتیازاتی که در زمان اوباما ردوبدل شد نیز قانع نشود. ضمن آنکه به‌واقع هم خطوط قرمزی که برای تیم مذاکره‌کننده در نظر گرفته شده بود، با رفع عمل‌گرایانه تحریم‌ها متناسب نبود؛ یعنی این‌طور نبود که دست آنان برای دادن امتیازاتی برای رفع همه‌جانبه و دائمی تحریم‌ها باز باشد. پس در پاسخ به اینکه «هدف از برجام چه بود؟» باید به تفکیک گفت که هدف ملت، حاکمیت، دولت و تیم مذاکره‌کننده، در چهار لایه قرار داشت که لزوما تابع ‌النعل بالنعل مطابق هم نبودند؛ یعنی اگر مثلا ملت ارتقای وضع اقتصادی خود را در صدر می‌دید، حاکمیت دغدغه امنیتی و کلان را در نظر می‌گرفت و دولت یازدهم به دنبال اثبات کارآمدی و تثبیت موقعیت سیاسی خود در داخل بود، اما آنچه برای تیم مذاکره‌کننده در نظر گرفته شده بود، خطوط قرمزی بود که شاید فصل مشترک همه این امور را باید دربر می‌گرفت، ولی نمی‌توانست به چیزی بیش از آن متوسل شود. امروز هجمه‌های فراوان به برجام و سیاست‌ورزی ترامپ در آن باره، ظریف را بر آن داشته که گه‌گاه به توضیح این مناسبات اشاره‌ای مجمل کند و برای رقیب حدی معین کند تا بیش از این به حوزه مسئولیت او با نظر تردید ننگرد. حضورهای اخیر ظریف آنچه اخیرا در حول وزیر خارجه کشورمان شاهدیم و تا اندازه‌ای موجب حساسیت‌های مثبت و منفی گروه‌های سیاسی و نیز گمانه‌زنی‌های متنوعی شده است، اینکه او در کنار انجام امور موظفش، یعنی مذاکره و حضور در مجامع بین‌المللی، ‌آب‌و‌رنگی دیگر به حضور همیشگی‌اش در فضای رسانه‌ای بخشیده است. البته شاید بتوان به جرئت گفت که او بیش از هر کسی در سال‌های اخیر سیاست ایران مخالف و موافق داشته است، ولی این فضای جدید موجب تشدید نگرانی از گمانه‌زنی‌هایی شده است که همواره زمزمه‌شان در گوش بوده است؛ از فرمول‌بندی او در باب دستاوردهای برجام گرفته تا نوع تبیین او در مواجهه کشور با اسرائیل، از حضورش در کنگره حزب ندا تا تکذیب گاه‌به‌گاه او در باب احتمال حضورش در انتخابات آتی ریاست‌جمهوری. چرا نباید به #ظریف_1400 پرداخت؟ به نظر می‌رسد پرداختن به موضوعاتی مانند انتخابات 1400 و رقابت‌های مربوط به آن در شرایط فعلی، نه‌تنها دستاورد و منفعتی برای کشور ندارد، آسیب‌هایی را نیز به‌ویژه در کار سیاست خارجی کشور به‌دنبال خواهد داشت. کاستن از روحیه دیپلمات ارشد کشور و دستگاه متبوعش، آن هم در میانه کارزاری چنین که او را امروز مشغول خود داشته، احتمالا باعث برد‌و‌باخت در انتخابات نمی‌شود ولی حتما موجب کاستن از قدرتی خواهد شد که او به پشتوانه نیاز دارد. فراموش نباید کرد که مواجهه‌کنندگان ما در عرصه بین‌الملل حتما بحث‌های داخلی این‌چنین را دنبال و به‌وقت مقتضی از آنها به‌نفع خود استفاده خواهند کرد. یافتن نقطه‌ضعف یک نماینده در مذاکرات و مواجهات، اولین چیزی است که رقیب دنبال می‌کند. ما نباید شکست بخوریم آنچه فارغ از پیش‌بینی‌ها و درنظرگرفتن سناریو‌ها و احتمالات مختلف می‌توان دید، تغییر فضای بین‌المللی به نفع کشورمان در سال‌های اخیر و دست بالای رهیافت دیپلماتیک ایران در منطقه در ماه‌ها و به‌ویژه روزهای اخیر است... ... به‌خصوص پا‌پس‌کشیدن ایالات متحده از حضور در سوریه، دست‌وپازدن حکومت سعودی و تغییر عادل‌الجبیر و مسائل و سخن‌های تازه بین دولت ترامپ و دولت لغزان نتانیاهو از آن جمله است. اما همین حرفه‌ای‌گری‌های تیم وزارت خارجه است که باعث خواهد شد دولت ایالات متحده از همه ظرفیت خود برای این هماورد استفاده کند؛ تلاش برای تقویت روابط با روسیه و دادن امتیازات ویژه منطقه‌ای، نزدیک‌شدن آهسته به دولت اردوغان و تلاش برای بازسازی نفوذ بر دولت عراق از آن جمله است. مواردی که اگرچه شاید تا حدی واکنشی دیده می‌شوند، اما حتما تیزترشدن نگاه سیاست‌ورزان ما از یک‌سو و پشتیبانی حداکثری از طرف نیروهای سیاسی داخلی را اقتضا می‌کند. آنچه واجب است اینکه ما در این مشی میانه‌روی، در این راه جلب جهان به خود و در این مسیر مشروعیت‌زایی حداکثری برای کشور خود، نباید شکست بخوریم. این شکست تمام هدف مستأجران کنونی کاخ سفید از هجمه‌های کنونی‌شان است. آنچه آنها و متحدان منطقه‌ای ایشان از هماوردی با ایران دنبال می‌کنند همین تغییر رویکرد به سمت تندروی و مشروعیت‌زدایی از طریق شکست میانه‌روی در صحنه سیاست داخلی ایران است (منظور میانه‌روی به‌معنای یک رهیافت است و نه ضرورتا میانه‌روان کنونی). ترامپ، بولتون و بن‌سلمان بیایند یا تیلرسون و متیس و جبیر بروند، رهیافت ما باید در مقابل چشمان ناظر در جهان متعادل باشد و متعادل بماند و مشروعیت بین‌المللی را در گذر سال‌ها آنچنان بیفزاید که دیگر کسانی مطامع کوته‌بینانه‌شان در تندروی را از تحریم و تهدید ما در جهان نبینند و دنبال نکنند. از این‌رو شایسته است حالا که بنا بر توفان حوادث، یکی از کسانی که در سلسله‌مراتب سیاست کشور رشد کرده و به وزارتی حساس رسیده، به‌واسطه حدس‌ها و رقابت‌ها زیر پایش نشوییم و بگذاریم به کار کارشناسی خود ادامه دهد.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.