شايد معادله جديدي در راه است
ساسان کريمي- تحليلگر مسائل بينالملل
ترامپ از قصد زودهنگام خود براي خروج نيروهايش از سوريه خبر داده است؛ آنطور که ميگويند ناگهاني، حتي براي نزديکانش و بنا بر اقوالي براي مشاوران. آنطور که خود گفته، به منظور صرفهجويي در هزينهها، همان که با روحيه تجارتياش نيز در سازگاري مينمايد؛ خروجي که حالا ميگويند منحصر به سوريه نخواهد بود و ديگر نقاط همچون افغانستان را نيز دربر خواهد گرفت.اکنون در فضاي رسانهاي و سياسي ايالات متحده مخالفان ترامپ از تقديم آسان و ارزان سوريه به ايران سخن ميگويند و حتي کساني آن را هديه زودهنگام کريسمس به روسيه ذکر کردهاند و نيز از بهت نزديکترين ياران نزديک و حلقه مشاوران سخن ميگویند.از سوي ديگر، خبر کنارهگيري ژنرال متيس، وزير دفاع دولت ترامپ، منتشر شد که هرچند در ابتداي دوران به نظر سختگير ميآمد اما بعدتر فهميديم از مخالفان خروج ايالات متحده از برجام بوده و تاکنون نيز اگر نه مانند مانع که همچون ترمزي براي مثلث ترامپ-بولتون-پمپئو ايفاي نقش کرده است. حال اين ژنرال بازنشسته از اين نقش يقينا پرتنش خسته شده يا صرفا تصميم ناهماهنگ ترامپ -آنطور که در خبرها درز کرده- او را بيش از حد آزرده است، به هر حال، هم کنارهگيري او حاوي پيام است و هم بهکاربردن لغت «بازنشسته»شدن از سوي ترامپ براي کسي که همين حالا هم بازنشسته است.دانه ديگر اين تسبيح اما، فشار روزافزون پرونده مرتبط با تأثير احتمالي روسيه بر انتخابات دو سال قبل رياستجمهوري آمريکاست که با فشار بيشتر بر مايکل فلين و رخدادهاي اخير، بازرس مولر را در روزهاي پس از تعطيلات در موقعيتي جديد براي پيگيري تقصيرات احتمالي شخص ترامپ قرار ميدهد؛ پروندهاي که در کنار ديگر موضوعات ميتواند بالقوه موجبات فشارهاي بيسابقهاي را بر رئيسجمهور ايالات متحده فراهم كند.همه اينها را اگر در کنار تغيير ترکيب مجلس نمايندگان و در نتيجه کنگره آمريکا از ابتداي سال جديد ميلادي قرار دهيم، شايد بتوانيم به آنچه ترامپ ممکن است به آن بينديشد، نزديک شويم.شايد بسياري، به تناسب فاصله سياسي و منافعي که از دونالد ترامپ و دوستانش دارند، در واقع يا صرفا براي کوفتن بر سر او بر پيروزي محور ايران - به صحيح يا غلط - تأکيد کنند اما شايسته است که به عنوان تحليلگر يا سياستساز، مغرور اين بازيهاي رسانهاي و سياستورزيهاي زودگذر و از سر رقابت نشويم.صرفا بهعنوان يک احتمال، ميتوان و بايد به گزينه خالي از خردورزي نيز در اين ميانه فکر کرد و آن محتملدانستن يک رويارويي جديتر از شرايط کنوني با ايران است. با توجه به حمايت سياسي حداکثري اتحاديه اروپايي از برجام و موضع ايران در اينباره و نيز حاضرنبودن به همکاري عملي با دونالد ترامپ و دولتش حتي در زمينههاي مشترک عليه ايران - مانند مسئله موشکي و احيانا مسائل مربوط به منطقه که همواره در هر بازي بر آن صرفا به سخره گرفته شدند و دستاوردي از جنس يک قطعنامه سازمان ملل برايشان ناممکن شد - ممکن است حلقه نهچندان معتدل نزديک به رئيسجمهور، او را به چنين گزينهاي نزديک کرده باشد که به بهانهاي مستقيم يا حتي در دفاع از يک درگيري صوري که از طرف متحدان منطقهاي (مشخصا عربستان يا اسرائيل) وارد منازعهاي با ايران شود. چنين معادله جديدي در منطقهاي که بهتازگي از لوث وجود داعش پاک شده است، هم برتريهاي استراتژيک ايران در منطقه را تحتالشعاع قرار ميدهد، هم برد ديپلماتيک تيم وزارت خارجه را که تقريبا همراهي دنيا را با خود دارد، به حاشيه ميراند- فارغ از توان کشورها براي ترجمه اين همراهي به عمل اقتصادي برخلاف ميل ايالات متحده- همچنين اروپا را که امروز فعالانه موضعي مخالف دولت آمريکا اتخاذ کرده، در موضعي انفعالي قرار ميدهد که حداکثر اگر هم بخواهد نقشي شبيه ميانجي ايفا کند، بايد در آن به دست بالاي مهاجم، يعني ايالات متحده، نظر داشته باشد. اين بازي منفعلانه و واکنشي با نگاهي به خاليماندن دست آمريکا از دستاورد بازگشت تحريمها و عدم توفيق اين کشور در تحريم نفتي ايران - به حدي که پيشبيني ميشد و اميدوار بودند - در کنار بيحاصلبودن سياست نمايشي هستهاي با کرهشمالي نيز محتمل مينمايد. ضمن آنکه از اين رهگذر احتمالا بسياري از هزينههاي تسليحاتي عربستان مستهلک شده و انبارها به بهانه چيزي شبيه «ائتلاف» خالي ميشود و بنسلمان نيز که بهغايت تحت فشار همهجانبه و بحران مشروعيت بينالمللي قرار دارد، از کانون اذهان فاصله ميگيرد. اسرائيل و لابياش هم راضيتر از گذشته خواهند بود و دولت نتانياهو نيز شانس بقاي بيشتري را بر خود متصور خواهد شد چراکه قدرت او نيز در بازي سياست داخلي، امروز بيشتر از قبل در خطر ازدسترفتن است.دستاورد مهم و شايد مهمترين هم براي خود ترامپ در کنار «شلوغکردن شهر» و فرار از هزارتوي مشکلات، زمينهسازي براي انتخاباتي است که در يکسالونيم آينده سرنوشت دولت بعدي کشور متبوعش را رقم خواهد زد: او ميتواند فکر کند که با اين يک تير چندين نشان را زده و از همه مهمتر براي بار دوم رئيسجمهور ميشود.حتما در صورت بروز چنين سناريويي او نهفقط حمايت اروپاييان را نخواهد داشت، بلکه از طرف رقباي داخلي خود نيز تحت حملات شديد قرار خواهد گرفت. اما چه باک که امروز نيز هرقدر به انتخابات نزديک ميشود، آماج حملات روزافزون و انتقادات وسيع قرار خواهد گرفت و کيست که نداند زبان مخالفان و متحدانِ دلچرکين در زمان جنگ از هر صلحي بستهتر است؟به زبان ديگر، بايد اين گزينه را نيز در ميان احتمالات ديگر در نظر گرفت که با طرح چنين سناريويي، صرفهجويي در هزينه و بودجه در مناطقي که منافع چنداني براي ترامپ ندارد و در واقع ادامه پروژههاي رؤسايجمهوري قبلي هستند - مانند افغانستان و سوريه - در دستور کار قرار گرفته و تصميم او و تيم کوچکش برای خروج از آن مناطق به نفع پروژهاي «باصرفهتر» بوده است که (به زعم آنها) بسياري از مسائل را به يکباره حل ميکند؛ چيزي که مخالفت عنصر ملايمتر دولت يعني ژنرال کارکشته پنتاگون را در پي داشته و درنهايت منجر به کنارهگيري او شده است.تيم ترامپ هر روز کوچکتر و محدودتر ولي در عين حال همگراتر ميشود و اين همگرايي و عدم تکثر آرا در سيستم آمريکا که رئيسجمهور قدرتي تقريبا بلامنازع دارد، بهسادگي ميتواند به تصميمات حماقتبار منجر شود؛ چيزي که قبلا از جورج بوش (پسر) - که در مقايسه با ساکن کنوني کاخ سفيد بهغايت خردورزتر بود - به چشم ديديم. آنچه بايد تصريح کرد اين است که همه موارد گفتهشده فارغ از اينکه صحيح باشند يا خير و بهفرض صدق از توهمات بيشمار مرد شماره يک آمريکاست يا نه، صرفا تحليل و تلاشي است براي پيداکردن خطوربط ميان نقاطي که به چشم و گوشمان ميرسند و حتما داعيهاي براي خبر از غيب و پيشگويي نيست. در عين حال طرح چنين احتمالي، ما را هم از خطاهايي که سهوا بهانه به دست رقبا و دشمنان دهد، ميرهاند و هم در برابر غافلگيري ايمن ميکند. بنابراين همانطور که هميشه بوده، در عين حفظ و ارتقاي سطح آمادگي سخت، امروز مقتضي است همه تحرکات نظامي، دفاعي و امنيتي بهدقت مورد بررسي چندباره قرار گرفته و با سطح بررسي بالاتر مورد تأييد و تصويب نهادها و مجامع عاليتر کشور قرار گيرند چراکه حرکتي عادي در زماني ديگر امروز ميتواند بيش از هميشه موضوع بهانهگيري و خودسري از طرف خردگريزان منطقه و جهان قرار گيرد و حتما نقش وزارت خارجه در اين ميان هم به واسطه شناخت جامع از محيط منطقهاي و بينالمللي و هم توان تأثيرگذاري و فضاسازي در آن تعيينکننده است، حتي شايد بيش از آنچه در روال معمول کشور مرسوم است.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.