|

۲ دهه اجراي «كلفت‌ها»ي ژان ژنه در تهران

از رفيعي تا عليزاد

رضا آشفته: نمايش «كلفت‌ها»، اثر جاودانه ژان ژنه، نابغه تئاتر فرانسه بارها در تالارهاي متعدد ايران اجرا شده و از مهم‌ترين نام‌ها مي‌توان از دكتر علي رفيعي نام برد كه در سال 81 اين نمايش را به صحنه آورد و تا اين روزها كه علي‌اكبر عليزاد دارد آن را در تالار مولوي اجرا مي‌كند. شايد مهم‌ترين دليل كارشدن اين نمايش‌نامه تعداد اندك پرسوناژهايش باشد كه در آن سه شخصيت زن حضور دارند و البته تلاطم روحي و رواني نيز بر اين وضعيت حاكم است كه خود چالشي مي‌شود براي اينكه هر كسي را وسوسه كند كه حتما اين متن را به صحنه بياورد. شايد مهم‌ترين نكته در اجراي عليزاد همانا مردشدن اين زن‌ها باشد كه خودش يك كنش اساسي است كه متن و اجرا را زيرورو كند، چون روان‌شناسي عقده حقارت، حسادت و قتل در درون مردها با معيارهاي متفاوتي از زنان شدني است. در اجراي عليزاد دو مرد جايگزين زن‌هاي متن ژنه شده‌اند. به همين دليل مي‌بينيم كه عليرضا کيمنش، مرتضي حسين‌زاده و کتايون سالکي در نمايش کلفت‌ها به ايفاي نقش مي‌پردازند. علي‌اکبر عليزاد از استادان فعال و نوگراي تئاتر دانشگاهي بوده و سال‌ها به‌عنوان عضو هيئت علمي گروه تئاتر دانشکده سينما تئاتر فعاليت دارد. او علاوه‌بر استادي دانشگاه، مترجم آثار متعددي از نويسندگان شهير دنيا مانند ساموئل بکت است. او كه همواره به نوانديشي در تئاترهايش پرداخته، اين‌بار نيز به دنبال بيان پست‌دراماتيك از اين متن شناخته‌شده جهاني است. درباره متن کلر و سولانژ دو کلفتي هستند که زندگي دوگانه‌اي دارند. آنها در حضور بانوي منزل (خانم)، کلفت‌هايي مطيع و فرمانبردار هستند، اما در غياب خانم، يکي از آنان تظاهر مي‌کند که خانم هست تا از اين طريق خشم و انزجاري را که همواره فروخورده‌اند، بيرون بريزند، اما پس از اينکه خبر مي‌رسد نامزد خانم از زندان آزاد شده، اين دو تصميم خطرناکي مي‌گيرند که... . آنچه در نمايش «کلفت‌ها» مي‌بينيم ظاهرا از ماجرايي واقعي گرته‌برداري شده است. جنايت دو خواهر خدمتکار به نام پاپن که بانوي خود را کشته و قطعه‌قطعه‌ کرده‌اند. شعر آنار خدمتکار ژان کوکتو در پس اين داستان جنايي، «ژان ژنه» موضوع موردعلاقه خود را مي‌يابد و مي‌پرورد. تقابل جامعه مطرود و محترم در آميزه‌اي از عشق و نفرت؛ اما چنان‌که لوسين گلدمن نشان داده است: «اگرچه قشر اجتماعي ژنه از جامعه‌ محترم طرد شده است، اما ژنه اين طردشدگي را به درون انسان سوق مي‌د‌هد». انسان طردشده، جامعه‌ محترم را در وجود خود بازمي‌پرورد و در آن واحد به آن عشق و هم نفرت مي‌ورزد. آنچه براي ژنه در ماجراي خواهران پاپن جالب توجه است، همين وجه وجودي و هستي‌شناسانه طردشدگي است. درواقع ژنه قصه را تطهير کرده، فقط جوهر آن را نگاه داشته و آن را به صورت يک رمز ارائه کرده است. او تم طردشدگي را در کلفت‌ها مي‌پروراند. پس ظاهر جنايي نمايش واپس مي‌نشيند و صحنه نمايش به صحنه‌اي جادويي و قساوت‌بار براي عريان‌کردن دوگانگي انسان فرودست بدل مي‌شود. تئاتر ژنه تئاتر قساوت است و تئاتر قساوت چيزي جز همين عريان‌کردن بي‌ترحم وجود نيست، اما تئاتر قساوت ژنه، از اساس با تئاتر قساوت آرتو متفاوت است. اگرچه هر دو از مسير تنفر خويش از قراردادهاي مرسوم تئاتر و تئاتر را به مثابه فريب و آرامش‌پنداشتن به اين نقطه رسيده‌اند، هر دو مي‌خواهند آرامش را از تماشاگر سلب كنند. ژنه بر اساس نوع زندگي كه خود- يا سرنوشت - برايش رقم زده همواره سعي مي‌كند نفرت و انزجار خود نسبت به بي‌عدالتي‌هاي حاكم بر روابط انسان‌ها را به تصوير بكشد و عصيان آدم‌هايي را نشان دهد كه در برابر اين بي‌عدالتي‌ها از خود واكنشي شديد - و در بيشتر موارد جنون‌آميز- نشان مي‌دهند و بر اين نظام مي‌شورند. اجراهاي دهه 80 نمايش کلفت‌ها در ايران نيز اجراهاي مختلفي را تجربه کرده است که در اين بين اجراي دکتر علي رفيعي بيش از ديگران شناخته مي‌شود؛ اجرائي که نسبت به توش‌وتوان اين كارگردان شهير چندان هم نمي‌توانست رضايت‌بخش باشد. در نقدي آمده است: در اجراي علي رفيعي، او مي‌كوشد اين ويژگي تئاتر ژنه را بر صحنه چارسو جان ببخشد، اشياي نمايش در اجراي رفيعي به شكلي خودنمايانه اندك است، او حتي از گنجه، كليد، تلفن و ساعت شماطه‌دار كه عناصر كليدي درام كلفت‌ها و پيش‌برنده ماجرااند، استفاده نمي‌كند؛ به‌عوض صحنه را بي‌دريغ با آينه‌هاي گردان انباشته مي‌كند. آينه‌هاي گردان او تماشاگران را از اين‌سو به عمق نمايش مي‌برد. جايگاه آنان را عوض مي‌كند و خودشان را به خودشان مي‌نمايند و صحنه‌آرايي علي رفيعي آشكارا در جهت زنده‌ساختن ايده ژنه است. نكته مهم اين‌جاست كه ما از طريق آينه درعين‌حال با فاصله و حفظ هويت خود به‌عنوان تماشاگر- در آن شركت مي‌كنيم. حفظ فاصله نكته اساسي اين شراكت است، گويي ما از دور به صحنه و به خود و به بازيگران نيز كه چه‌بسا تمثيلي از ما هستند، چشم‌ دوخته‌ايم. اجراي ديگري هم در سال 1381 به کارگرداني محمد عاقبتي روي صحنه رفت. عاقبتي بيشتر به‌دنبال همان قساوتي است كه مي‌تواند اين متن را متبلور كند. در تالار خورشيد، عاقبتي «كلفت‌ها» را اجرا كرد و در اين تنگناي سالن مي‌توانست حس و حالت يك زير شيرواني و محل زندگي دو كلفت را تداعي بخشد و در عين حال بازيگران بسيار خشن و بي‌رحم همديگر را دفع مي‌كردند و مي‌شد عقده‌مندي‌شان را نسبت به خانم بسيار درك كرد. نمايش «خير، شر، كلفت‌ها» نيز برداشتي از اين متن ژنه است كه به كارگرداني مهدي مشهور در سال 87 اجرا شد. مهدي مشهور در بازخواني از اين نمايش‌نامه كه با نام خير، شر، كلفت‌ها در خانه كوچك نمايش روي صحنه رفت. او سعي كرده بود، با نزديك‌شدن به درونمايه اصلي نمايش‌نامه، برداشت شخصي و پرداخت نهايي خود را نيز از نمايش‌نامه ارائه دهد؛ برهمين اساس در طراحي شكل و فرم نمايش بر عناصر بومي تأكيد كرده تا ارتباط مخاطب را با نمايش‌نامه مستحكم‌تر كند. تركيب‌بندي ساده صحنه از يك دايره به رنگ سبز در پيرامون صحنه و يك دايره قرمز‌رنگ در مركز آن و يك صندلي تشكيل شده بود. از ديگر مؤلفه‌هاي اجراي مشهور، نقش و كاركرد موسيقي در نمايش بسيار بجا و تأثيرگذار بود. نمايش با ضرباهنگ آهسته تنبك كه سپس شدت مي‌گيرد، آغاز مي‌شد و خلأهاي سكوت در نمايش با موسيقي به‌خوبي پر مي‌شدند و نقطه اتصال پرده‌هاي نمايش به يكديگر را تشكيل مي‌دادند. اجراهاي دهه 90 سالن ناظرزاده مجموعه ايرانشهر در نهمين روز از سي‌وسومين جشنواره تئاتر فجر (1393) ميزبان نمايش «کلفت‌ها» به کارگرداني دانيال نمازي بود؛ نمايش‌نامه شناخته‌شده ژان ژنه با رويکردي نسبتا تازه. اجراي نمازي اپرايي بود كه به شيوه اپيک روي صحنه رفت. مهتاب صفدري، منتقد، درباره اجراي نمازي معتقد است: يکي از نقاط درخشان «کلفت‌ها» بازي در بازي‌بودن است. گاهي سولانژ و کلر به جاي يکديگر بازي مي‌کنند و گاه به نقش مادام درمي‌آيند. «کلفت‌ها» با تقليد رفتار ارباب بورژواي خود، خائنانه او را به درون خود مي‌برند. همه‌چيز دغل‌آميز و فريب‌آلود است يا به‌تعبيري نزديک‌تر به افکار ژنه: حقيقت آنان، دروغ آنان و دروغ آنان، حقيقت آنان است. هيچ قطعيتي در کار نيست و اين مستقيما از نوع نگاه نويسنده به جهان هستي نشئت مي‌گيرد. اجراي نمازي البته اين بازي در بازي‌بودن را به شکل ديگري ارائه مي‌دهد. درواقع هر دو کاراکتر کلر و سولانژ هنگامي که قرار است به نقش خانم و کلفت دربيايند، از سوی دو بازيگر غير از بازيگران اين دو نقش اجرا مي‌شوند. در واقع در اجراي نمازي دو کلر و دو سولانژ وجود دارد. هنگامي‌که کلفت‌ها بازي خانم-کلفت را آغاز مي‌کنند دو بازيگر ديگر به کار -معمولا پاک‌کردن زمين- مي‌پردازند و درواقع نه تنها از صحنه حذف نمي‌شوند، بلکه انگار هر چقدر هم بخواهند تقليد ديگري -در اينجا خانم- را انجام دهند باز هم در اصل همان کلفت‌ها هستند و هيچ گريزي از سرنوشت برايشان وجود ندارد. همچنين مهرداد هنرمند نيز اين نمايش را از 24 تا 30 بهمن 1394 به روي صحنه برد. در سال 95 يك اجراي متفاوت از اين متن در تالار انتظامي اجرا شد. مريم مالمير، کارگردان، نمايش «خواهران پاپن» را بر اساس «كلفت‌ها»ي ژنه كار كرد. در واقع وقتي او نمايش‌نامه کلفت‌ها را بررسي مي‌کرد، فهميد اثر کلفت‌ها بر اساس داستان واقعي است و اين امر برايش خيلي جذاب شد. به همين دلیل تحقيقات بسياري در اين زمینه انجام داد تا براساس داستان واقعي به متن فعلي‌اش رسيد. البته يکي ‌ديگر از جذابيت‌هاي اين متن اين بود که چطور ممکن است دو فرد به‌ظاهر آرام، يکباره تبديل به قاتل شوند. اين موضوع به‌نوعي زمينه جامعه‌شناسي هم دارد، چراکه وقتي به اطرافمان نگاه مي‌کنيم با افرادي روبه‌رو مي‌شويم که به‌ظاهر زندگي آرامي دارند، اما ممکن است عقده‌هاي دروني‌شان آنها را به ورطه نابودي بکشاند. او سعي کرد ديالوگ‌ها براساس متن ژان ژنه باشد، اما تغييراتي هم بر حسب بازي بازيگران ايجاد كرد. مالمير در سال ۸۶ وقتي در کلاس‌هاي استاد سمندريان اتود اين نمايش‌نامه را مي‌زد، حميد سمندريان مدام اين متن را يکي از سخت‌ترين نمايش‌نامه‌ها مي‌خواند. اين روزها علاقه‌مندان براي ديدن نمايش «کلفت‌ها» به كارگرداني علیزاد که هر روز، غير از شنبه‌ها، ساعت 18:30 به صحنه مي‌رود، مي‌توانند به مرکز تئاتر مولوي دانشگاه تهران به نشاني خيابان انقلاب، خيابان ۱۶ آذر، جنب باشگاه دانشجويان، مرکز تئاتر مولوي مراجعه کنند.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.