بیستوپنجم آبان،نوزدهمین سالگرد عروج علامه محمدتقی جعفری
تلاش در مسیر حیات معقول
فرید صلواتی
همیشه بر منبر دلها خیمه میزد و هدایت پخش مینمود و مشتمشت ایمان ارزانی میداشت تا سبکبالی را فراتر از آموختن متجلی کند. جای خالیاش در این وانفسای هیاهو برای هیچ چقدر حس میشود. علامه محمدتقی جعفری ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجا؟ وقتی سکوت میکنی در روزگاری که همه فقط میخواهند بگویند. ندای درونی لاینقطعی میشنوی. احساس میکنم خود پدربزرگ است که از فرسنگها راه پرنرفته برای ما میگوید: زودباش از هست خود به باید حرکت کن؛ معطل نکن؛ با عجله از آنچه هستی به آنچه باید باشی هجرت کن و به حیات معقول وارد شو. حیات معقول از دید ایشان این بود که: تو هرگونه که میخواهی باش و زندگی کن اما من حیات بیتعهد را مرگی پست میدانم. انتظار نیست که فکر کنی از کجا آمدهای؟ برای چه آمدهای؟ و به کجا خواهی رفت. ولی برای خودم مهم است که من کیستم؟ انسان دارای نفحه الهی؛ دمی از روح الهی است که بر مبنای حکمت و مشیت بالغه خداوندی بهوجود آمده است؛ و با قرارگرفتن در جاذبه کمال ربوبی رو به لقاالله در حرکت است. این اوج جایگاه خداوندی را با رفتارت متزلزل نکن. ما آفریده شدهایم برای تلاش در مسیر حیات معقول برای قرارگرفتن در جاذبه کمال ربوبی. هر وقت در آثار علامه جعفری گردش و تفرج میکنم متوجه میشوم که ایشان چقدر زیبا انسان را از کجا به کجا میکشانند. از دروازه بلند سپهر حیات معقول تا تصفیهگاه حرکت مدار آنچنانکه هست و آنچنانکه باید. آن خدایی که علامه محمدتقی جعفری با عشقی خاص از آن سخن میگفت، غیر از خدایی است که ما غوطهوران در دنیای فانی شناختهایم. بارها ایشان در سخنانشان از گفتار حافظ شیرازی مدد گرفتند که: بیزارم از آن کهنه خدایی که تو داری/ هر لحظه مرا تازه خدایی دگر است فروغ نظارهها و عمق بینشها و زاویه نگاههای ایشان بسیار بیکرانهتر از آن بود که کسی چون من بتواند بیان کند. ایشان حقیقتی بود بسیار فراتر و جامعتر از آنچه عدهای خیال میکنند. درود و رضوان خدا بر این بزرگمرد که بعید میدانم به این زودیها حقش ادا شود. از خداوند متعال علو درجات فیلسوف شرق را خواستار بوده و آرزو میکنم نسل تحصیلکرده و پژوهشگر اندیشههای والای این اندیشمند کمنظیر را سرلوحه اندیشههای خود قرار دهند.