|

انتشار نسخه دیگری از «پرسه در حوالی داستان امروز»

نویسنده کیست

پارسا شهری

«پرسه در حوالی داستان امروز» عنوان مجموعه‌ای است زیر نظر حسین سناپور، که تاکنون چهار کتاب از آن منتشر شده است و همین اواخر نیز جلد چهارم از این مجموعه با نُه داستان کوتاه از نُه نویسنده در نشر کلاغ به ‌چاپ رسیده است. دو مجموعه نخست، اولی با پانزده داستان کوتاه و دومی، با هجده داستان، در نشر تجربه درآمد و از جلدِ سوم، نشر کلاغ انتشار آن را بر عهده گرفت. داستان‌های سه مجموعه پیش، از تنوع بالایی برخوردار بودند و می‌توان گفت کمتر فضای جاافتاده موجود در داستان‌نویسی امروز را بازتاب داده و ازاین‌رو صداهای بیشتری را به گوشِ مخاطبان داستان ایرانی رساندند. داستان‌‌نویسان این مجموعه‌ها خاصه در شماره نخست، فضاها و موضوعات مختلف و تازه‌ای را تجربه کرده بودند و به این اعتبار «پرسه در حوالی داستان امروز» با انتخاب داستان از گستره وسیع موضوعی و حتا جغرافیایی توانست تا حد بسیاری تجربیات متفاوت را از مرکز گرفته تا حاشیه‌ها و مناطق دورافتاده نشان دهد. این ایده تا حدی در جلد چهارم نیز دنبال شده است و اینجا نیز مخاطب با تجربیات متفاوت داستانی مواجه است، اما یکی از تفاوت‌های این جلد، مقدمه نسبتا مفصلی است که حسین سناپور با عنوان «نویسنده کیست؟» بر کتاب نوشته است. او با پرسشی آغاز می‌کند که گویا فاکنر از شاگردان خود پرسیده است مبنی‌بر اینکه آنها می‌خواهند کتاب چاپ کنند یا می‌خواهند نویسنده بشوند؟ سناپور نیز ادعا می‌کند این پرسش همواره با او هست و بعد می‌نویسد که دوست دارد داستان کسانی را چاپ کند که می‌خواسته‌اند یا می‌توانسته‌اند نویسنده شوند، نه‌اینکه فقط داستانی و کتابی چاپ کنند و «بعد راضی به این‌که آن ‌چیزی را که می‌خواسته‌اند و براشان حیاتی بوده، گفته‌اند و دیگر می‌توانند الک‌شان را بیاویزند.» سناپور در ادامه می‌نویسد «بگذارید اعترافی هم بکنم: واقعا تشخیص این‌که از دوستانی که می‌شناسید و داستان‌هاشان را شنیده‌اید یا خوانده‌اید، و استعدادشان را هم در داستان‌نویسی دیده‌اید، کدام‌یک نویسنده خواهند شد، ناممکن است. هیچ‌وقت نمی‌توانید مطمئن باشید آنها که بهتر داستان می‌نویسند و استعداد و علاقه بیش‌تری دارند، نویسنده خواهند شد یا نه.» سناپور برای این مدعا گلشیری را شاهد می‌گیرد: «راستش دیده‌ام گلشیری هم چنین حدسی درباره بعضی دوستان‌مان زده بود و بعدها معلوم شد که اشتباه کرده.» سناپور البته چندان معیاری برای «نویسنده‌بودن» یا به‌تعبیر خودش «نویسنده‌شدن» به‌دست نمی‌دهد، و تنها به چند عاملِ موثر اشاره می‌کند. یکی «استعداد» که به‌گمان او آخرین عامل است و کمترین تاثیر را در نویسنده‌شدن و نشدن دارد. دیگری «پشت‌کار» که او بسیار به آن معتقد است، «زمینه‌های اجتماعی و اقتصادی» و درکل شرایط بیرونی که مهم‌اند و از نظر او پیچیده‌تر از آن است که بتواند نظری درباره‌اش بدهد. و سرآخر «آموزش»، که به گمانش این یکی «فقط کمک‌کننده است؛ با تمام اهمیتش.» عوامل دیگر هم هست که او چندان پی آنها را نمی‌گیرد و می‌رسد به عاملی که بر آن تاکید بسیار دارد و آن «شخصیت» است: «شخصیت نویسنده‌گی» و این جمله را در شرح آن می‌آورد که «ناگزیرم بگویم کسی نویسنده می‌شود که گریزی از نویسنده‌گی نداشته باشد.» سناپور اما از نویسندگانی نمی‌گوید که نویسنده شده‌اند و حتا با تک ‌داستان یا یکی دو رمان، در خاطره جمعی اهل ادبیات و تاریخِ ادبیات معاصر مانده‌اند و البته نویسنده‌بودن‌شان به کمیت و سالیان دراز نوشتن و چاپ‌کردن وابسته نبوده است، کسانی چون هرمز شهدادی که ازقضا نزدِ گلشیری نیز به اعتبار رمان مهم و تاریخ‌سازش نویسنده بود و نزدِ بسیاری دیگر نیز تا هنوز هست. انگار به‌قولِ خود سناپور نویسنده‌شدن چندان هم قابل حدس نیست. به‌هرتقدیر حسین سناپور با هر طرز تلقی از نویسنده‌شدن یا نویسنده‌بودن در این مجموعه‌ها انتخاب‌هایی داشته است که فرصتی برای برخورد با نگاه‌های تازه و شنیدن صداهای تازه را می‌دهد. نُه داستان مجموعه «پرسه در حوالی داستان امروز- 4» از این قرارند: «دره کناری» نوشته امیرحسین معتمد، «شکارچی» نوشته نسرین اسدی، «فرحزاد» نوشته لیزا فاخر، «ماهی‌های ریز بنفش» نوشته لیلا امیری، «حریم عمومی» نوشته سمیه صوفیان، «مادرم چتری است که در روزهای بارانی بسته است» نوشته مینا رحمتی، «عصاره‌ی سنگ» نوشته مرضیه صادقی، «تمام آدم‌های این نامه مرده‌اند» نوشته بهاره ارشدریاحی و «ماهی‌ها» نوشته مولود قضات. سناپور درباره این داستان‌ها و نویسنده‌هاشان نیز شرح مختصری به‌دست داده است. او معتقد است این داستان‌ها، داستان‌های خوبی هستند و هرکدام امکاناتی از داستان‌نویسی ایران را نشان داده‌اند. برای نمونه باور دارد که داستانِ «مادرم چتری است که در روزهای بارانی بسته است» فضای اجتماعی و زنده‌گی درون خانواده‌های ما را با درونیات شخصی خوب پیوند زده است. یا فرهنگی که در «دره‌ی کناری» و آداب و رسوم روستاهای خاصی از ایران نشان داده می‌شود، حیات اجتماعی آدم‌هایی را رقم می‌زند که ممکن است ما در زنده‌گی کمتر دیده باشیم. «فرحزاد» ما را به عمیق‌ترین جاهای ذهن انسانی می‌برد تا فاجعه و قتل را از نزدیک‌ترین و حسی‌ترین جای ممکن ببینیم، یا فضای کابوسی «شکارچی» که چنان بر داستان سایه می‌افکند که تشخیص درونی یا بیرونی‌بودن آن، یا درک فاصله و تفکیک واقعیت از کابوس را ناممکن می‌کند. «ماهی‌های ریز بنفش» داستان جادو و فضاهای جادویی است، نمونه‌ای از آنچه در داستان‌های خوب جنوب تجربه کرده‌ایم و سرآخر سناپور از داستانی نام می‌برد با عنوان «حریم عمومی» که نقبی است به روابط پیچیده در یک داستان شهری که ما کمتر در داستان‌نویسی‌مان تجربه‌اش کردیم. انتشار «پرسه در حوالی داستان امروز» با معرفی نُه‌ داستان‌نویس که البته برخی‌شان پیش‌تر چند کتابی داشته‌اند، نشان می‌دهد که بیشتر در طرفِ شناسایی و معرفی نویسندگانی است که شاید بعدها نیز نویسنده بمانند، و نه چاپ کتابِ صرف از آنها. سناپور امیدوار است خواننده‌ها هم از این داستان‌ها، کم‌ یا زیاد لذت برده و دست‌کم نسبت به بعضی از دوستان کنجکاو شوند که داستان‌نویسی‌شان تا کجا تداوم خواهد یافت.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.