تأثیرات متقابل صلح و گردشگری
عليرضا زارعي
استقرار امنیت در مقصد گردشگری نخستین شرط ورود گردشگرهاست و از سوی دیگر مقاصد گردشگری بهدلیل اهمیت اقتصادی که برای دولتها دارند، با حساسیت بیشتری برای تأمین امنیت موردتوجه قرار میگیرند؛ این مسئله بهخصوص درباره کشورهایی که درآمدهای صنعت گردشگری در آنها بخش مهمی از تولید ناخالص ملی را تشکیل میدهد، بهمراتب بااهمیتتر است. ما در ادامه میکوشیم تا علاوه بر بررسی تأثیرات صلح بر گردشگری از زاویه اقتصاد گردشگری و همچنین تأثیر گردشگری بر صلح از زاویه دیپلماسی عمومی، مورد اخیر اختلافات سیاسی، بین روسیه و ترکیه که در پی سرنگونی هواپیمای جنگی سوخوی روسیه از سوی ترکیه به وجود آمد و در ادامه آن یکی از تنبیهات اساسی روسیه را که عبارت از «تحریم گردشگری ترکیه» بود بهعنوان شاهد مثال موردکاوی میکنیم. صلح صلح (peace) در علوم سیاسی و روابط بینالملل در حداقل معنی، دلالت بر وضعیت «فقدان جنگ» دارد، اما امروز صلح واقعی چندوجهی است و مفهوم گستردهتری را دربر میگیرد که علاوه بر فقدان وضعیت جنگی بهلحاظ نظامی، نبود اختلافات جدی در روابط سیاسی یک کشور با سایر کشورها و همچنین وجود امنیت فراگیر در حوزههای مختلف اقتصادی، اجتماعی و... در داخل کشورها را شامل میشود. به این ترتیب میتوان گفت امنیت، نخستین ثمره صلح است که زمینههای توسعه همهجانبه را برای کشورها فراهم میکند. گردشگری گردشگری از دو دهه آخر قرن بیستم در جهان موردتوجه قرار گرفته و در مسیر کسب اهمیت اقتصادی، در سیوچند سال اخیر از رشد درخورتوجهی برخوردار بوده است. براساس گزارش شورای جهانی سفر و گردشگری (W.T.T.C) درآمد اقتصاد گردشگری در سال 2014 معادل 7/6 تریلیون دلار بوده که این درآمد 10 درصد از تولید ناخالص داخلی جهان را تشکیل داده و 277 میلیون شغل در سطح جهان ایجاد کرده است بهنحویکه از هر 11 شغل در جهان یک شغل مربوط به حوزه گردشگری بوده است. اگرچه نمیتوان از این واقعیت چشم پوشید که اصلیترین انگیزه کشورهای میزبان در صنعت گردشگری، چه در سطح سیاستگذاران و چه در پایینترین سطوح بهعنوان کارگران ارائهدهنده خدمات گردشگری، انگیزههای اقتصادی است ولی صلح با همه کارکردهای زیبای خود در معنی آشتی؛ دوستی و مهربانی با گردشگرها، مانند مواد اولیه این خدمت جذاب است و تار و پود صنعت گردشگری با صلح تنیده شده است. دیپلماسی عمومی دورهای که کسب اخبار سرزمینهای دوردست فقط از زبان بازرگانان و سیاحان میسر بود، سپری شده و بشر قرن بیستم توانست به مدد فناوری اطلاعات که چیزی در حد معجزه است، فاصلهها را کوتاه و کوتاهتر کند آنچنانکه اکنون در دهه دوم قرن بیستویکم کوچکترین اتفاق در دوردستترین نقطه کره زمین، این امکان را دارد که از طریق شاهراههای ارتباطی و با سرعتی معادل سرعت نور صرفا از طریق یک نفر شاهد مجهز به گوشی هوشمند، بیهیچ تشریفاتی در چشمبههمزدنی به سمع و نظر سایر مردم جهان برسد. به این ترتیب مردم جوامع از وضعیتی که در آن صرفا مخاطب و مصرفکننده محتوای تولیدشده در رسانهها بودند، خارج شده و اکنون خود تبدیل به تولیدکننده محتوا شدهاند و مردم جهان اکنون این امکان را دارند که اخبار و رویدادها را از کانالهای ارتباطی متفاوت با نگاهها و تحلیلهای گوناگون دریافت کنند. حالا در قرن بیستویکم متقاعدکردن افکار عمومی برای سیاستمدارانی که در گذشتههای نهچندان دور بدون توجه به خواستهها و قضاوتهای آحاد جامعه اقدامات بینالمللی را رقم میزدند، بسیار سختتر و تأثیرات دیپلماسی عمومی در عرصه روابط بینالمللی بسیار گستردهتر شده است. دیپلماسی عمومی از منظر ابداعکنندگان آمریکایی آن، برنامههای طراحیشده به وسیله یک دولت به منظور اطلاعرسانی و تأثیرگذاری بر افکار عمومی یک کشور دیگر تعریف شده است. به تعبیر جانسون و هال (C. Jonsson M. Hall) در مقاله «ارتباطات، بعدی ضروری از دیپلماسی» دیپلماسی عمومی به منزله خون برای بدن انسان به شمار میآید آنچنانکه هرگاه جریان ارتباطات قطع شود، پیکر سیاستهای بینالمللی نیز میمیرد و چنین وضعیتی به بروز کشمکشهای خشونتبار میانجامد. فرهنگ اصطلاحات روابط بینالمللی که در آمریکا انتشار یافته است، دیپلماسی عمومی را شامل انتشارات، تصاویر متحرک، مبادلات فرهنگی و رادیو و تلویزیون میداند و امروزه با اطمینان باید گردشگری را به این فهرست اضافه کرد. دیپلماسی عمومی با برقراری ارتباطات میانفرهنگی بین جوامع میزبان و میهمان و تصویر عموما مناسبی که میهمانان از جوامع میزبان برای خود و اجتماع خود ترسیم میکنند، زمینههای ایجاد عوامل بیثباتی صلح بین کشورها را بهطور چشمگیری کاهش میدهد. این وضعیت وقتی روشنتر میشود که بدانیم گردشگران در کشورهای میزبان براساس اصول و آموزههای صنعت گردشگری، بهعنوان «میهمان» تلقی میشوند و میهماننوازی و ایجاد خاطرات خوش در ذهن ایشان راهبرد اصلی این صنعت در همه کشورهای میزبان است. به این ترتیب افکار عمومی در کشورهای جهان متأثر از تبادل گردشگرها میان کشورها، تصویر و تصور خودساختهای از جامعه مقصد دارد و کمتر از گذشته از تصورات ایجادشده به وسیله رسانههای یکسویه تأثیر میپذیرد و بهسادگی از ایجاد جنگ و منازعه بین کشور خود با سایر کشورها استقبال و پشتیبانی نخواهد کرد. تأثیر گردشگری بر صلح نتایج حاصل از مطالعه انجامشده به وسیله دکتر حمید ضرغامبروجنی و افروز خسروانیدهکردی تحت عنوان اثرات توسعه گردشگری بر شاخصهای صلح جهانی در فصلنامه علمی- پژوهشی مطالعات مدیریت گردشگری (سال هفتم، شماره 19، پاییز 91 صص 25-47) نشان میدهد که اثرات گردشگری بر برخی شاخصهای صلح از جمله شاخص افزایش تولید ناخالص داخلی، افزایش تعداد بازدیدکنندگان یک کشور، کاهش حس دشمنی با خارجیها (افزایش حس همدلی) کاهش بیکاری، ایجاد روابط مثبت با سایر کشورهای همسایه و افزایش جذب سرمایهگذاری خارجی، بسیار زیاد بوده است. گردشگری بیشترین حساسیت را نسبت به ناپایداری صلح و تزلزل امنیت نشان میدهد و کوچکترین رخدادی که منجر به شک و تردید گردشگر در وجود وضعیت صلح و امنیت در کشور مقصد شود، بیتردید و بیشک انصراف وی را از این سفر در پی خواهد داشت. چه آنکه در بین انگیزههای افراد برای سفر هرگز بهخطرانداختن مال و جان از هیچگونه اولویتی برخوردار نیست. در ادامه با مطالعه رخداد حادثشده بین دو کشور روسیه و ترکیه و همچنین انجام حملات تروریستی در ترکیه مطالب ذکرشده را به صورت ملموستری موردتوجه قرار خواهیم داد. موردکاوی تأثیرات متقابل صلح و گردشگری در حوادث اخیر منطقه در زمینه تأثیرات متقابل صلح و گردشگری نمونههای زیادی قابل مطالعه هستند؛ از آن جمله قطع ارتباط عربستان با ایران در پی حمله برخی افراد به سفارت عربستان در تاریخ 12 دی ماه 1394 که در اعتراض به اعدام شيخ نمر رهبر شیعیان عربستان انجام شد. شواهد نشان میدهد وضعیت نبود صلح که به موجب این حادثه بین ایران و عربستان واقع شده، به شکل درخورتوجهی در کاهش گردشگرهای زیارتی کشورهای عربی به شهر مقدس مشهد مؤثر بوده است و اقتصاد صنعت گردشگری این شهر را متأثر کرده و البته مشابه این وضعیت با لغو برنامههای زیارتی حج از سوی ایران برای عربستان حادث شده است. اما مورد ترکیه که صنعت گردشگری آن تحتتأثیر حملات تروریستی و تیرگی روابط با روسیه، زیان زیادی را متحمل شده است، مطلوبیت بیشتری برای واکاوی دارد. در 24 نوامبر سال 2015 مطابق با سوم آذر 1394 یک فروند هواپیمای جنگی روسیه در مرز سوریه و ترکیه به وسیله جنگنده اف16 ترکیه سرنگون میشود. رجب طیب اردوغان که این روزها میل به قدرتنمایی او در عرصه منطقه از دید هیچکس پوشیده نیست، با تأکید بر قصور خلبان روسیه در ورود به حریم هوایی ترکیه از عملکرد کشورش دفاع کرد. در پی این برخورد، روابط گسترده دو کشور بهخصوص در حوزه اقتصادی دچار تنش جدی شد و پوتین رئیسجمهور روسیه تحریمهای سختی را علیه ترکیه وضع کرد؛ یکی از مهمترین این تحریمها، تحریم ورود گردشگرهای روسیه به ترکیه بود. ترکیه تا این زمان یکی از مقاصد مهم گردشگری جهان بود؛ این کشور به گزارش سازمان جهانی گردشگری (W.T.O) در سال 2014 میزبان نزدیک به 40 میلیون گردشگر از سراسر جهان بوده و رتبه ششم جهان را به لحاظ تعداد گردشگر از آن خود کرده بود. روسیه سهم درخورتوجهی در این خصوص داشته است آنچنانکه تعداد گردشگرهای روس که در 9 ماه اول سال 2015 به ترکیه سفر کردند، بالغ بر 3/3 میلیون نفر بوده است. پس از این حادثه، ورود گردشگرهای روس به ترکیه قطع شد و این وضعیت تا نهم تیرماه 95 (حدود شش ماه) که پوتین دستور لغو تحریم گردشگری اتباع روس برای سفر به ترکیه را صادر کرد، به طول انجامید. یکی از اصلیترین دلایلی که رئیسجمهور ترکیه را وادار به عذرخواهی متواضعانه و عقبنشینی مشهود از مواضع سرسخت گذشته خود کرد، خسارت اقتصادی بالغ بر شش میلیارددلاری بر صنعت گردشگری ترکیه و از آن بدتر بیکاری و کسادی بازار فعالان اقتصادی این حوزه بود. به این ترتیب فشار اقتصادی ناشی از گردشگری در برقراری مجدد وضعیت صلح بین دو کشور ترکیه و روسیه نقشآفرینی مؤثری داشت. درعینحال، فشار شهروندان روسیه و تقاضای بازار گردشگری روسها برای سفر به ترکیه هم میتواند از سوی دیگر ماجرا به این امر کمک کرده باشد. در همین مقطع زمانی که شاهد تأثیرات گردشگری بر صلح در مورد ترکیه بودیم، عملیات متعدد تروریستی بهویژه در مهمترین شهر گردشگری ترکیه یعنی استانبول امکان سفر گردشگرها را به این شهر در هالهای از ابهام قرار داد و وزارتخانههای خارجه بسیاری از کشورها ازجمله ایران، شهروندان خود را از سفر به ترکیه بر حذر داشتند. در پی این حملات ورود گردشگرهای آلمانی بهعنوان بیشترین گردشگر ورودی به این کشور 17 درصد، گردشگرهای روس 59 درصد و ژاپنیها 48 درصد کاهش داشته است که در این زمینه تأثیر وضعیت نبود صلح و امنیت بر گردشگری بهطور محسوسی چشمگیر است. درمجموع به نظر میرسد صلح بهعنوان بستر و زمینه گردشگری، اصلیترین مقدمه و لازمه این امر است و از سوی دیگر تأثیر افکار عمومی و تجارب مطلوب گردشگرها از کشورهای میزبان در راستای دیپلماسی عمومی، تهدیدات موردنظر دولتها علیه صلح را به سوی ناکامی سوق داده و هزینه اینگونه تصمیمات را افزایش میدهد؛ ضمن آنکه انگیزههای اقتصادی صنعت گردشگری برای دولتها، حفظ صلح و امنیت را از اهمیت ویژهای برخوردار میکند.