با مرگ ادوارد آلبی
داستان باغوحش پایان یافت
رضا آشفته: ادوارد آلبی، ابزوردنویس آمریکایی، درگذشت؛ مردی که زندگی اشرافیاش را در 20سالگی رها کرد تا بهگونهای سخت همچون پدر و مادر فقیرش که او را به خانواده متمول آلبی سپرده بودند، زندگی پر از ماجراجویی را تجربه کند. نتیجه این 10 سال زندگی بامشقت آن شد که در 30سالگی داستان باغوحش را بر پایه همان ولگردیها و کولیبازیهایش نوشت که او را یکی از منتقدان نظام آمریکایی قرار داد و این نکته برجستهای برای شهرت جهانیاش شد و مارتین اسلین لهستانی و منتقد، آلبی را در دسته هنرمندانی قرار داد که به ابزوردنویس؛ همانند بکت، ژنه، یونسکو، پینتر و... شهره بودند. او در داستان باغوحش تأثیر خود از ژان ژنه و ساموئل بکت، دو نفر از سردمداران این مکتب تئاتری، را نشان میداد. در ایران ما نیز تنها همین نمایشنامه داستان باغوحش ضمن ترجمههای متعدد بارها در فضاهای حرفهای و دانشگاهی کار شده است؛ برای نخستینبار عباس مغفوریان در گروه تئاتر امروز این نمایش را به صحنه آورد و سالها بعد در اواخر دهه 70، خسرو خورشیدی و علی عمرانی این متن را در تالار مولوی و چهارسو به صحنه بردند که یادآور اهمیت یک متن ضدخشونت است که درواقع جوهره نظم و خشونت کنونی آمریکا و شهر نیویورک را با این متن نمایان میکند. خسرو خورشیدی که معتقد است اجرای داستان باغوحش یکی از بهترین اجراهای این متن در تهران است، درباره شخصیت آلبی میگوید: «او یکی از برجستهترین نویسندگان معاصر و دراماتورژ در دنیاست. آمریکا با وجود مسائلی که دارد، کشور بسیار عجیبی است و خیلی هم در آن مواظب جریانهای سیاسی هستند. بزرگترین اتفاق در این زمینه در دهه 50، جریان مککارتی است که بعد از آن نیز بهدنبال آن بودهاند که هنرمندان و همهچیز را تحت کنترل قرار دهند و درواقع آمریکا کشوری است که برخلاف آن چیزی که صحبت میشود اصلا دموکراسی به آن معنا ندارد و نتیجه همان میشود که دلشان میخواهد. آلبی در نمایشنامه ماجرای (داستان) باغوحش زشتیهای نهفته در پشت فضای نیویورک را خیلی خوب نمایان میکند. به گفته آنهایی که اجرایم از آن را در تالار مولوی دیدهاند، بهترین اجرا از ماجرای باغوحش است». این طراح و استاد دانشگاه در ادامه، نامی از پرویز (حسین) پرورش، مترجم این متن، میآورد که این روزها در آمریکا زندگی میکند و در این خصوص میافزاید: از پرویز خواستهام که «سه زن بلندقامت» از آلبی را که متن بسیار زیبایی است ترجمه کند و اگر میگذاشتند، چند سال پیش آن را اجرا میکردم. متأسفانه مرا بهعنوان کارگردان قبول ندارند درحالیکه من با کارگردانهای صاحبنام، زیر دستشان، کار کردهام. هنوز هم آرزویم کارکردن متن «سه زن بلندقامت» است، اگر فرصت و اجازه بدهند این کار را به صحنه میآورم». از خورشیدی میپرسم چرا نباید بهجز داستان باغوحش، دیگر متون آلبی در ایران با توجه به اینکه همگی ترجمه هم شدهاند، به صحنه بیایند؟ و پاسخ میشنوم که من هیچچیز دراینباره نمیدانم و میگوید: به نظرم آلبی متنهای باشکوهی در میان نویسندگان آمریکایی در سطح جهان نوشته است و او نیز مانند تنسی ویلیامز با آنکه به مسائل آمریکا میپردازد، اما نگاهش جهانی است. خیلی دوست دارم «اتوبوسی به نام هوس» ویلیامز را هم کار کنم، اما نمیدانم چرا نباید کارگردانهای ما متنهای آلبی را به صحنه بیاورند درحالیکه بسیار قابلیت اجرائی دارند». علاوه بر اینها بارها دانشجویان تئاتر در تهران و شهرستانها این متن را روخوانی یا اجرا کردهاند و در میان نمایشنامههای آلبی، بیشترین حضور را در تئاتر ایران داشته است. محمد مهاجران، مسلم خراسانی، محمدرضا میرحسینی و مانند اینها از جمله کسانی هستند که داستان باغوحش را اجرا کردهاند. ادوارد آلبی اولین جایزه پولیتزر را برای نمایشنامه «یک تعادل ظریف» که در سال 1966 آن را نوشته است، گرفت. در این درام، به روابط انسانی و خدشهدارشدن آن در موقعیتی خاص میپردازد. آلبی در طول حیات خود نمایشنامههای متعددی نوشت که «داستان باغوحش»، «رؤیای آمریکایی»، «مرگ بسی اسمیت»، «لولیتا»، «چه کسی از ویرجینیا وولف میترسد؟» و... از این جملهاند. اگرچه وی عمده شهرت خود را مرهون نمایشنامه «چه کسی از ویرجینیا وولف میترسد؟» است، اما برخی بر این باورند که این نمایشنامه در عین اینکه بهظاهر به پیچیدگی روابط زناشویی اشاره دارد، اما در باطن به نقد جامعه آمریکا پهلو میزند. «ادوارد آلبی» آخرین بازمانده نسل نمایشنامهنویسان بزرگ قرن بیستم بود که نامش در کنار «یوجین اونیل»، «آرتور میلر» و «تنسی ویلیامز» ذکر میشد. آلبی یکی از نویسندگان ابزوردی است که در ۱۹ مارس ۱۹۲۸ در نیویورک چشم به جهان گشود. پدر و مادر اصلیاش هنگام نوزادی او را به خانواده بزرگ و ثروتمند آلبی سپردند. او 16 سپتامبر به دلیل بیماری و در 88 سالگی درگذشت.