|

«قره‌باغ» کانون جدید منازعه مسکو و آنکارا

میراث شوم شوروی

درگیری‌های اخیر در قره‌باغ شدیدترین نقض آتش‌بس میان دولت آذربایجان، ارمنستان و دولت جمهوری خودخوانده قره‌باغ در دو دهه گذشته بود؛ آتش‌بسی که در نتیجه قرارداد صلح در سال ۱۹۹۴ و در شهر بیشکک به بیش از دو سال درگیری قومی با بیش از ۳۰‌ هزار کشته و صدها‌هزار آواره پایان داد. ریشه پدیدآمدن این شرایط را باید در سیر تحولات تاریخی منطقه قفقاز به‌ویژه در سده 20 میلادی جست‌وجو کرد؛ زمانی که مرزهای سیاسی کنونی در این منطقه پایه‌گذاری شد. تغییر جدی در مرزهای سیاسی در منطقه قفقاز پس از فروپاشی روسیه تزاری و تأسیس اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی در اکتبر 1917 میلادی ایجاد شد و اوج این تغییرات را باید در دوران حکومت «ژوزف استالین»، رهبر پیشین شوروی، جست‌وجو کرد. اگر از تحولات سیاسی منطقه قفقاز پس از خلأ قدرت روسیه از سال 1917 تا تثبیت دوباره نظام سیاسی شوروی تا سال 1920 صرف‌نظر کنیم، با تثبیت حاکمیت شوروی در قفقاز و امضای معاهده مسکو در مارس 1921 میلادی، مرزهای شوروی و ترکیه تعیین شدند اما شرایط مرزبندی سیاسی در منطقه قفقاز در قالب جمهوری‌های شوروی متأثر از نوع تفکر و ایدئولوژی حاکم بر نظام سوسیالیستی و مکتب مارکسیسم همواره دستخوش تغییرات بود. اگرچه «ولادیمیر لنین»، پایه‌گذار این نظام، راه رسیدن به جامعه جدید و بی‌طبقه را آموزش تدریجی و برقراری تساوی حقوق و قائل‌شدن زمان کافی برای این تحول می‌دانست اما جانشین او یعنی استالین، با دیدگاه رادیکال‌تری به موضوع نگاه می‌کرد و بر به‌کارگیری زور برای پیشبرد اهداف تأکید داشت. یکی از اقدامات استالین که آثار آن همچنان در جمهوری‌های شوروی سابق بر جای مانده، مهندسی و جابه‌جایی دسته‌جمعی اقوام و ایجاد اقلیت‌های قابل‌توجه در دل جوامع یکدست است. ایجاد اقلیت روس در سرزمین‌های شرقی و کوچاندن اقوام شرقی از سرزمین اصلی خود به سایر جمهوری‌های شرقی و ایجاد هویت‌های تجزیه‌شده و مستقل در بین اقوام مسلمان آسیای‌مرکزی و قفقاز از جمله اقدامات استالین در این چارچوب محسوب می‌شود که این اقدام در کنار مهاجرت‌های اجباری سبب بروز اختلافات قومی فراوانی در آینده شد. اقدام دیگر استالین عبارت بود از تعیین مرزهای جمهوری‌های شوروی به نحوی که با اختلافات ارضی که در طول تاریخ حتی قبل از استیلای روسیه بین برخی از این اقوام وجود داشت باقی‌ بماند و ترکیب ناهمگون قومی در یک واحد سیاسی ایجاد شود. در نتیجه در دوره استالین یک حکومت مبتنی‌بر سلسله‌مراتب ملی تشکیل شد که در رأس آن روس‌ها به‌عنوان قوم برتر بودند و سپس جمهوری‌های اوکراین، بلاروس، سه جمهوری بالتیک و قزاقستان، جمهوری‌های قفقاز و آسیای مرکزی قرار گرفتند. مجموع اجرای سیاست‌های استالین سبب شد بیشتر مرزهای بین جمهوری‌ها، نواحی و مناطق خودمختار بدون درنظرگرفتن ویژگی‌های همگون ملی صورت گیرد و ملیت‌های کوچک‌تر که فاقد شروط لازم برای اعمال حق حاکمیت ملی بودند، جمهوری‌های خودمختار خود را شکل بدهند و واحدهای خودمختار متعددی در قفقاز شمالی و جنوبی بدون توجه به واقعیت‌های جغرافیایی، سیاسی و اجتماعی شکل گرفت. در چارچوب طراحی و اجرای این سیاست، دربند از قلمرو جمهوری آذربایجان متنزع و به داغستان در قفقاز شمالی ملحق شد، در قسمت کوهستانی قره‌باغ که بیشتر ساکنان آن ارمنی‌ها بودند، استانی خودمختار به نام قره‌باغ کوهستانی، تحت حاکمیت آذربایجان شد. منطقه نخجوان در تقسیمات سال 1924 میلادی تحت عنوان جمهوری خودمختار نخجوان در حالی در ترکیب جمهوری آذربایجان قرار گرفت که فاقد هرگونه پیوستگی جغرافیایی با سرزمین اصلی آذربایجان بود که پس از فروپاشی شوروی به چالشی جدی برای حاکمیت جمهوری آذربایجان تبدیل شد. دامنه و عمق تغییرات مرزی و سیاسی دوران استالین به حدی بود که سیاست‌های ملایم و بازنگری‌های رهبران بعدی شوروی نیز نتوانست نتایج و پیامدهای منفی و مخرب مرزبندی‌های تحمیلی و مهندسی ملیت‌ها را مهار کند و این اقدام تحت عنوان میراث شوم دوران کمونیسم به دوران پس از فروپاشی شوروی و استقلال کشورهای منطقه قفقاز جنوبی منتقل شد و جمهوری آذربایجان و ارمنستان از همان ابتدا بر سر منطقه قره‌باغ وارد جنگی خونین و ویرانگر شدند. نخستین درگیری‌ها بر سر قره‌باغ پس از فروپاشی امپراتوری نیکلای دوم در سال 1917 با شکل‌گیری اولین جمهوری ارمنستان و جمهوری دموکراتیک آذربایجان آغاز شد؛ جنگی که تا سال 1920 میلادی ادامه یافت. درگیری‌ها در این منطقه مورد مناقشه در سال 1988 و درحالی‌که هر دو ملت ارمنی و آذری جزئی از حکومت سوسیالیستی شوروی به‌شمار می‌رفتند مجددا اوج گرفت و تا زمان آتش‌بس در سال 1994 ادامه یافت. در سال 1992 و پس از فروپاشی شوروی سابق جنگ تمام‌عیار میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان درگرفت و تا اواسط این سال ارمنستان بخش عمده قره‌باغ را تحت کنترل درآورد و برای ایجاد خط ارتباطی موسوم به لاچین، بیشتر به‌سوی اراضی جمهوری آذربایجان حرکت کرد. در این حملات نه‌‌تنها قره‌باغ، بلکه شهرهای اطراف آن نظیر لاچین، کلبجر، فیضولی، اقدم و جبریل تصرف شد و به‌این‌ترتیب 20 درصد از اراضی آذربایجان اشغال شد. از تاریخ 12می 1994 بین دو طرف با کمک سازمان ملل و کشورهای دارای نفوذ آتش‌بس برقرار شد. دراین‌میان سازمان ملل و کشورهای زیادی از جمله گروه مینسک و نیز سازمان امنیت و همکاری اروپا سعی در حل بحران داشتند ولی با توجه به منافع کشورهای بزرگ منطقه‌ای و جهانی به‌ویژه روسیه و آمریکا این بحران حل‌نشده باقی ‌مانده و ریشه نقض آتش‌بس کنونی را باید در منافع این کشورها جست‌وجو کرد. درگیری‌های اخیر دور اخیر درگیری‌های قره‌باغ فعلا و با پذیرش آتش‌بس از سوی دو طرف منازعه پایان یافته است. این درگیری‌ها در حالی آغاز شد که منطقه قفقاز تا غرب آسیا سخت‌ترین و پیچیده‌ترین شرایط سیاسی را سپری می‌کند. از سویی برخی کشورها در مقابله عملی با پدیده شوم تروریسم و افراط‌گرایی مبارزه می‌کنند و از طرف دیگر شاهد ترانزیت گروه‌های تروریستی و افراطی از منطقه قفقاز به سمت سوریه و عراق با حمایت ترکیه، عربستان و سایر بازیگران محور غربی، عربی و صهیونیستی هستیم. اوج‌گرفتن مناقشه میان روسیه و ترکیه پس از سرنگون‌شدن جنگنده روسی در آسمان سوریه در منطقه مرزی با ترکیه هم بر این تنش‌ها افزود، تا آنجا که تحریم‌های اقتصادی و سیاسی مسکو علیه آنکارا را در پی داشت. ناظران سیاسی معتقدند در فرایند پیچیده مناسبات منطقه‌ای، ترکیه که از جمهوری آذربایجان حمایت می‌کند، ازسرگیری جنگ با ارمنستان تحت حمایت روسیه را خواستار است تا با این اقدام دامنه نفوذ خود را در منطقه گسترش دهد. درعین‌حال برخی تحلیلگران معتقدند «ولادیمیر پوتین»، رئیس‌جمهور روسیه، می‌تواند به‌عنوان آشتی‌دهنده‌ای واقعی بین دو طرف، وارد عمل شود و طرح صلحی را ارائه دهد که شامل استقرار نیروهای روسی در منطقه باشد. در سطح منطقه‌ای نیز آنچه مورد توجه تحلیلگران سیاسی قرار گرفته، موضع‌گیری‌های روسیه و ترکیه است. تحلیلگران سیاسی معتقدند که ترکیه با دامن‌زدن به مناقشه قره‌باغ و تحریک جمهوری آذربایجان برای شعله‌ور‌ترشدن آتش جنگ به‌دنبال ضربه‌زدن به کرملین است. براین‌اساس با توجه به شکست سیاست‌های آنکارا در سوریه و به دلیل حضور مؤثر روس‌ها در میدان مقابله با تروریست‌های مورد حمایت ترکیه، آنکارا تلاش می‌کند تا با بازکردن یک جبهه جدید در همسایگی روسیه، فشارها را بر گروه‌های مخالف سوری مورد حمایت خود در سوریه کاهش دهد. در این گمانه‌زنی نباید از اظهارات تحریک‌کننده «رجب طیب اردوغان»، رئیس‌جمهور ترکیه، به سادگی عبور کرد. اردوغان در تازه‌ترین موضع‌گیری خود گفته است، منطقه قره‌باغ که ایروان و باکو درباره آن اختلاف‌نظر دارند روزی به آغوش جمهوری آذربایجان «مالک اصلی این منطقه» بازمی‌گردد. جمهوری آذربایجان با پشت‌گرمی ترکیه که رؤیای بازپس‌گیری قره‌باغ را در سر می‌پروراند، با ارمنستان سرشاخ شده و ترکیه از طریق آذربایجان به‌دنبال اعمال فشار به کرملین است اما این اقدام آنکارا می‌تواند دامنه و عمق مناقشه قره‌باغ را گسترش دهد و پاسخ غیرقابل‌پیش‌بینی کرملین را در پی داشته باشد.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.