سالگرد سيدروحالله خاتمی برگزار شد
فرزندان آیتالله در اردکان
مهدی قدیمی
مراسم بیستوهفتمین سالگرد درگذشت آیتالله خاتمی، روز پنجشنبه در حالی در شهر اردکان برگزار شد که فرزندان آیتالله در حلقه اهالی زادگاه خود میزبان مردم و مسئولان بودند. بعدازظهر پنجشنبه، بهشت شهدای اردکان، محل حضور مردمی بود که برای ادای احترام به خاندان خاتمی گرد هم آمده بودند. مزار خانوادگی خاتمیها که حالا در کنار مرحوم محمدرضا خاتمی (پدر آیتالله خاتمی)، بانو سکینه ضیایی و مرحوم فاطمه خاتمی را نیز در خود جای داده سبزپوش بود. روز قبل رئیس دولت اصلاحات در بدو ورود به اردکان به زیارت مزار مادر و خواهر رفته و پس از آن در گلزار شهدا و مقبره پدر حاضر شده بود. روز پنجشنبه نیز از ساعت 15 محمدرضا و علی خاتمی در کنار محمدرضا تابش و محمدحسین خلیلیاردکانی، میزبان مردمی بودند که برای ادای احترام بر سر مزار آیتالله خاتمی حاضر شده بودند. جمعی از مسئولان اداری و انتظامی اردکان نیز با حضور بر سر مزار آیتالله به او ادای احترام کردند و استاندار یزد نیز در کنار برادران خاتمی نشسته بود. خواهر خاتمیها هم درحالیکه جمعی از بانوان بیت خاتمی او را همراهی میکنند، در بین زنانی که بر سر مزار آیتالله حاضر شدهاند، حضور مییابد. پس از این مراسم، درحالیکه جمعیت حاضر آماده ترک بهشت شهدا و حرکت به سمت مسجد کوشکنو میشدند، رضا خاتمی دقایقی را در کنار مزار مادر و خواهر گذراند. حضورش بر مزار مادر بیش از حد معمول طول میکشد و یکی از اهالی میگوید: «خدا رحمت کند «خانم» را، خیلی آقا رضا را دوست داشتند!» حالا همه آماده دیدار با فرزند ارشد آیتالله در مسجد کوشکنو میشدند. مسجدی که محل درس و نماز آیتالله خاتمی بود و استاندار یزد، به «شرق» میگوید مردم اینجا همه پرورشیافته مکتب «آقا» هستند و این همدلی و ارادت عاشقانه محصول زحمات آیتالله خاتمی است. فرزندان آیتالله در حلقه محبت مردم پس از نماز مغرب و عشا، مراسم با قرائت قرآن آغاز میشود. هنوز فرزند ارشد به مسجد نیامده و دو برادر دیگر بههمراه دو خواهرزاده خاتمیها؛ یعنی محمدرضا تابش نماینده اردکان و محمدحسین خلیلیاردکانی نماینده کرج در مجلس ششم و البته در کنار میرمحمدی، استاندار یزد، به میهمانانی که تعدادشان از گنجایش مسجد بیشتر است، خوشآمد میگویند. اولین سخنران مراسم در حال بیان سجایای آیتالله خاتمی است و میگوید: «خاتمی یعنی عشق، یعنی دشنامشنیدن و نرمماندن، ترشروییدیدن و لبخندزدن، تلخیشنیدن و شیرینپاسخدادن و زخمخوردن و دستنرمکشیدن بر سر همه». ورود و خروج جمعیت یک لحظه هم قطع نمیشود؛ از پیران قدخمیدهای که برای راهرفتن به کمک همراهان نیاز داشتند تا کودکانی که برای گرفتن عکس از فرزندان آیتالله از یکدیگر سبقت میگرفتند و جمعیتی که تعدادشان از گنجایش مسجد بیشتر بود، پس از سلامی به فرزندان خاتمی در مجلس مینشستند. در این بین برخی از پابهسن گذاشتهها برای دیدهبوسی اصرار داشتند و به گرمی مورد استقبال قرار میگرفتند. یکی از آنها پیرمردی بود که دستان پینهبسته و ترکخوردهاش به گرمی توسط فرزند آیتالله فشرده شد. برادران خاتمی و خانواده به این پیرمرد توجه ویژهای داشتند. علت را از او پرسیدم، با گویش غلیظ یزدی توضیح داد که شغلش چوپانی بوده است. از روزی گفت که آیتالله خاتمی سوار بر چهارپا گذرش به محل سکونت او افتاده؛ میگفت کار خدا بود که او 15 فرسخ راه آمد و مهمان ما شد. از نان و شیرینی که برای آیتالله خاتمی پخته بود میگوید و از اینکه رفاقتی 30 یا 40ساله با آیتالله چگونه آغاز شد. آخر جملاتش سه بار تکرار میکند «خدا بیامرزدش» و صدایش بغضآلود میشود، انگار دلش برای رفیق تنگ شده است. گرچه بسیاری از مسئولان شهری و استانی در این مراسم حاضرند، اما حضور میرمحمدی، استاندار یزد، یک تفاوت دارد؛ او نه مثل دیگر میهمانان بلکه مانند میزبانان مراسم، کنار فرزندان آیتالله خاتمی نشسته و به پای میهمانان دیگر بلند میشود و خوشآمد میگوید. علت را میپرسم و میگوید خودش فرزند اردکان و از جمله افرادی است که از نوجوانی با تربیت آیتالله خاتمی مأنوس بوده است، میگوید رابطهای نظیر پدر و فرزندی میانشان برقرار بوده و با این توضیح، حضورش در کنار دیگر فرزندان «آقا» عجیب نیست. دعای خطیب مجلس پس از ذکر مصیبت مداح مراسم، نوبت به سخنرانی حجتالاسلام خسروی میرسد. او از فضایل آیتالله خاتمی میگوید و دقایقی بعد شروع به خواندن متن پیام امام (ره) در زمان درگذشت آیتالله میکند؛ هر عبارتی را میخواند تفسیر میکند. از بیان مجاهدتهای خاتمی در مبارزات میگوید و در این میان خاطرهای هم نقل میکند: «وقتی خبر شهادت آقامصطفی آمد، ما در قم بودیم. مجلس ختمی در فیضیه برگزار شد. آن روزها اینگونه نبود که بردن نام امام و رهبری، نان داشته باشد. بردن نام امام ممنوع بود و ما در این فکر بودیم که سخنران مجلس چگونه میخواهد بدون نامبردن از امام، در مجلس ختم فرزند او سخن بگوید. سخنران به منبر رفت و سخن خود را با خواندن آیاتی از سوره «بلد» آغاز کرد و به آیه «و والد و ما ولد» رسید. چندینبار این آیه را تکرار کرد و در سرار سخنرانی مدام به این آیه باز میگشت و در انتهای سخنانش هم گفت همان والدی که در نجف است». حجتالاسلام خسروی گفت باید قدر آزادی و امنیت امروز را بدانیم. خطیب مجلس در ادامه گفت: «در همان روزهای خفقان، طلاب قم شاهد اطلاعیههایی بودند که با امضای جمعی از روحانیت مبارز، بر در و دیوار نصب میشد. بعدها فهمیدیم این اعلامیهها با قلم روحانی جوانی که فرزند آیتالله خاتمی است نوشته میشد. همان فرزندی که بعد از انقلاب هم چه در دفاع مقدس و چه بعد از آن منشأ خدمت به کشور بوده و انشاءالله خداوند بر توفیقاتش بیفزاید. سخنران بلافاصله گفت: «امروز باید مراقب باشیم و ببینیم چه کسانی میخواهند بین این شخصیتها اختلاف بیندازند تا منافع خود را در این اختلافها تأمین کنند». جای خالی آیتالله خاتمی در صداوسیما حجتالاسلام خسروی در بخش دیگری از سخنان خود با قرائت فرازی از پیام امام (ره) که به مبارزه آیتالله خاتمی با تحجر اشاره میکرد، گفت: «این تحجر که امام، مبارزه با آن را از امتیازات آیتالله خاتمی میدانست، چیست؟ صداوسیمای ما باید برنامههایی تهیه و تبیین کند که تحجر مورد نظر امام و آیتالله خاتمی چه بوده است. آیا چنین برنامهای دیدهاید؟ تلویزیون باید دانشگاه تربیت باشد که بحمدالله در بخشهایی هست، مباحث قرآنی خوبی دارد، اما جای یک بخش مهم خالی است. بزرگان ما را آنچنان که هستند معرفی نمیکند. آیتالله روحالله خاتمی شخصیت محدود به این منطقه نیست، امام ایشان را یکی از چهرههای اسلام و ایران معرفی کردند، در طول سال تلویزیون ما چند برنامه درباره ایشان پخش میکند؟ ای صداوسیما بر تو باد توجه به ریشهها. اگر امروز خدای ناکرده دوباره در این کشور جنگ شود، فکر میکنید چه کسانی به جبهه میروند؟ چقدر ساختهاید؟ آنهایی را که «شهیدپرور» بودند و نفس قدسیشان اثرگذار بود کنار گذاشتهایم و به روبنا میپردازیم. ببینید در قرآن چند آیه درباره شهید هست؟ حداکثر 20 یا 30 آیه. حالا ببینید چند آیه درباره علم و تفکر است؟ شاید صدها آیه. حالا برنامههای تلویزیون را مقایسه کنید. ما اگر بخواهیم انسانهایی مانند شهدایی که چشم و چراغ این ملت هستند، بسازیم، باید بدانیم آنها را این برنامههای تلویزیونی نساختند، آیتالله خاتمیها بودند که آن انسانها را ساختند. برگردیم به سوی این ریشههای ارزشمندی که اگر نباشند، میوهها خشک میشوند». سخنان خطیب مراسم با این جملات به پایان میرسد: امام میفرماید ایشان یکی از طرفداران بیبدیل اسلام ناب محمدی (ص) در عصر فریب و خودپرستی بود. او پاک زیست و پاک مرد و پاک در جوار رحمت ربش آرمید. امیدواریم خداوند این توفیق را عنایت کند که قدرشناس چهرههای معنوی خود باشیم. فرزندان آیتالله پس از ذکر مصیبت و دعای پایان مراسم در میان موج جمعیت و ذکر صلوات، مسجد را ترک میکنند و شامگاه نیز برادران خاتمی در «خانه فرهنگ خاتمی»، میهمان سفره خاندانی هستند که در همه کوچه و پسکوچههای اردکان نیز نشانههای عشق و ارادت مردم به آنها مشهود است. افتتاح بخش همودیالیز بیمارستان یزد با همت خانوادههای خاتمی و شرقی ایرنا: بخش همودیالیز بیمارستان سیدالشهدا(ع) یزد از محل ثلث اموال مرحومه سکینه ضیایی، همسر آیتالله سیدروحالله خاتمی و با همت خیرین؛ زندهیاد سکینه ضیایی و زندهیاد شرقی بازسازی و تجهیز شد و به بهرهبرداری رسید. مهندس رئیسزاده بهعنوان وصی مرحوم شرقی و مهندس سیدعلی خاتمی بهعنوان وصی مرحومه سکینه ضیاییاردکانی (همسر آیتالله سیدروحالله خاتمی) در این مراسم حاضر شده بودند. هزینه بازسازی این بخش بنا به وصیت خانم سکینه ضیایی، همسر آیتالله سیدروحالله خاتمی از محل ثلث مال این مرحومه و با پیگیری فرزندانش انجام شد. در این مراسم فرزندان و اعضای خانواده مرحوم آیتالله خاتمی، حجتالاسلام صدوقی، میرمحمدی، استاندار یزد، تابش، نماینده مردم اردکان در مجلس شورای اسلامی و جمعی از پزشکان حضور داشتند. خانم سکینه ضیایی، همسر آیتالله خاتمی، 13 فروردین 94 دار فانی را وداع گفت و در شهر اردکان به خاک سپرده شد. آیتالله سیدروحالله خاتمی پس از سومین شهید محراب، آیتالله صدوقی، از سوی امام راحل بهعنوان نماینده ولیفقیه در استان و امامجمعه یزد منصوب شد و در سال 1367 دار فانی را وداع گفت و در اردکان به خاک سپرده شد. بیمارستان خیریه سیدالشهدا(ع) یزد زیر نظر بنیاد صدوق است.