در حاشیه فیلم «مرداب»
کارآگاه واقعی
«مرداب»، ساخته آلبرتو رودریگوئز، یک درام هیجانانگیز اسپانیایی است درباره دو پلیس مادریدی در سال 1980 که برای حل پروندهای به منطقهای دورافتاده فرستاده میشوند؛ پرونده ناپدیدشدن دو دختر نوجوان که خیلی زود جسدهای شکنجهشده آنها پیدا میشود و میفهمیم اینطور جنایتها چیز جدیدی در این روستای دورافتاده نیست. خوان و پدرو، دو پلیسی که مسئول پرونده شدهاند، نقطه مقابل یکدیگر هستند؛ پدرو جوان است و تازه دارد پدر میشود و به دلیل نامه علیه دولت، توبیخ شده و اگر این پرونده را حل کند میتواند دوباره به مادرید برگردد و در عوض خوان میانسال است و گرم و سرد روزگار چشیده، به نظر میرسد کاری به سیاست ندارد و آدمی منطقی است ولی این فقط ظاهر قضیه است و پایان فیلم نگاه ما به این شخصیت را تغییر میدهد. فیلم درواقع دو مسیر را دنبال میکند؛ تحقیق برای یافتن قاتل دو دختر و همچنین بدلشدن رابطه سرد و پرتنش دو پلیس به رفاقت. فیلم داستان پررمزورازش را خیلی روان روایت میکند و دراینبین هرچند گوشهچشمی به تریلرهای آمریکایی قدرتمندی مثل «هفت» دیوید فینچر دارد اما در باطن یک درام روانشناسانه است که نمونهاش را میشود در فصل اول سریال «کارآگاه حقیقی» دید و هرچند فیلم بههیچوجه ادای دینی به این سریال نیست، اما شاید نزدیکترین فیلم جنایی-پلیسی چندسال اخیر به این سریال عمیق باشد. آلبرتو رودریگوئز اسپانیایی در «مرداب» کاری میکند که فیلمهای جنایی قدیمی و مخصوصا فیلمهای جنایی دهه 1970 خیلی خوب انجام میدادند؛ یعنی فاصلهگرفتن از نمایش خشونت، محدودکردن زاویه دید مخاطب به زاویه دید شخصیت کارآگاه و از همه مهمتر فضاسازی و خلق اتمسفر وحشت. فیلم با نماهای زیبای هواییاش که انگار زاویه دید دانای کل باشد، موفق میشود خیلی سریع بیننده را جذب داستان کند. رودریگوئز در این فیلم که با شایستگی برنده 10 جایزه گویا (اسکار اسپانیایی) از جمله در رشتههای بهترین فیلم، کارگردانی و فیلمنامه شده، نشان میدهد چطور فقر و بدبختی در دوران پس از فرانکو، دامن اسپانیا را گرفته بود و چطور بدبختی کل اسپانیا را به مرداب جوانان بدل کرده بود. «مرداب» هرچند تلاشی برای بدلشدن به یک فیلم سیاسی و نمادین نمیکند اما انعکاسدهنده دورانی سیاه در تاریخ اسپانیاست، موازیشدن قتل دو دختر و فسادی که مثل تارهای عنکبوت روستا را فراگرفته، با اعتصاب کارگران در اسپانیا، اصلا تصادفی نیست و حلشدن معمای قتل و پیروزی اعتصاب هم تصادفی نیست؛ اما راستش رودریگوئز اصلا به این موفقیت و پیروزی خوشبین نیست، رازی که در انتهای فیلم برای پدرو جوان در رابطه با خوان روشن میشود و کنارآمدن پدرو با این راز و به نحوی سرپوشگذاشتن بر آن، درواقع یادآور این حقیقت تلخ است که اسپانیا برای گذر از دوران سیاهش مجبور به سازشهایی شد؛ سازشهایی که رد حکومت فرانکو در آنها دیده میشد. «مرداب» یک تریلر جذاب برای هرکسی است که دوست دارد داستانی تماشایی و درگیرکننده را دنبال کند و درامی است روانشناختی.