«یانی» به روایت «شهرداد روحانی »
در سبک خود جزو بهترینهاست
سحرآزاد: شهرداد روحانی، رهبر و تنظیمکننده کنسرت «آکروپولیس»بود؛ کنسرتی که به یکی از پرمخاطبترین آثار موسیقی دنیا تبدیل شده است. او سهسال با یانی همکاری داشته و در ارزیابی این دوران میگوید که یکی از تجربیات خوبش بوده است. او یانی را یکی از موفقترین افرادی میداند که در سبک خودش فعالیت میکند. به بهانه گفتوگو با یانی گفتوگویی نیز با او انجام دادیم:
یانی در گفتوگوی ما، از شما با تحسین یاد کرده است. شما چه توصیفی از دوران همکاری با او دارید؟ ما سهسال با هم در تورهای مختلف همکاری کردیم که یکی از تجربیات خوب من بود چون مسوولیت بزرگی برعهده داشتم. بهغیر از رهبری ارکستر، تنظیم آهنگها و ارکستراسیون نیز برعهده من بود. همچنین در یکی از قطعاتی که در آکروپولیس اجرا شد، بههمراه خانم کارن بیرگیز به دونوازی ویولون پرداختم درحالی که هریک از این کارها، تخصص خاص خود را میخواهد. معمولا اگر آهنگساز باشید لزوما نمیتوانید رهبر ارکستر هم باشید. در کل، تجربه همکاری با یانی خوب و مفید بود و بسیار به من کمک کرد که کارم در دنیا شناخته شود، هرچند یانی هم در آنموقع معروف بود، ولی کنسرتی که در آکروپولیس برگزار شد، در شناخت بیشتر او نیز بسیار موثر بود. این همکاری چگونه صورت گرفت؟ همدیگر را میشناختید و تصمیم گرفتید با هم کار کنید یا اتفاق دیگری باعث شکلگرفتن آشناییتان شد؟ وقتی که در ایالت کالیفرنیای جنوبی در آمریکا زندگی میکردم، یکی از آلبومهای ساختهشدهام از طریق دوست مشترکی بهدست یانی رسید. او وقتی قطعات این آلبوم را شنیده بود، از کل کار خوشش آمد و از آنجا که تصمیم داشت ملودیهایش با ارکستر سمفونی اجرا شود، از طریق مدیر برنامههایش با من تماس گرفت و گفت که میخواهد ملاقاتی با من داشته باشد. من به استودیوی او رفتم و این ملاقات اولین دیدار ما بود. البته دورادور او را میشناختم اما برای اولینبار بود که با او ملاقات میکردم و از همان روز اول خیلی سریع توانستیم با هم ارتباط برقرار کنیم. او کارهایش را برای تنظیم ارکستر در اختیار من قرار داد و بعد از آن تورهای زیادی را در آمریکا برگزار کردیم. یکسال بعد از برپایی این تورها، کنسرت آکروپولیس پیش آمد که تعداد زیادی از قطعات تنظیمشده در تورهای آمریکا را در این کنسرت اجرا کردیم. دیویدی این کنسرت یکی از پرمخاطبترین آثار در جهان شد و حتی در خبرها اعلام شد که بعد از دیویدی مایکل جکسون، کنسرت آکروپولیس در دوران خودش یکی از پرمخاطبترین ویدئوها بوده است که این روند تا امروز هم ادامه دارد و میگویند همچنان با استقبال روبهروست. در این مورد نکته جالب این است که تمام قطعات این کنسرت سازی بودند و تنها یک قطعه خواننده داشت. این کنسرت توانست موفقیت زیادی بهدست آورد بدون اینکه خواننده داشته باشد. از این لحاظ در دوران خودش موضوع جالب و تازهای بود چون معمولا آثار موسیقیای پرمخاطب میشوند که خواننده داشته باشند. شما در گفتوگویی به این موضوع اشاره کردید که یانی نتنویسی و نتخوانی بلد نیست. با توجه به این موضوع کارکردن با او سخت نبود؟ خود یانی هم همیشه میگوید که هیچوقت بهصورت آکادمیک موسیقی را یاد نگرفته و نتخوانی بهصورت معمول را نیاموخته است اما توانسته روش خاصی برای خود درست کند و از این طریق، کارش میگذرد. بههرحال بدون نتخوانی هم میتوان کار کرد همچون یانی که استعداد زیادی دارد و توانسته است ملودیهای زیبایی بسازد که ناشی از قریحه اوست. در سبکی که او کار میکند، علم موسیقی خیلی لازم نیست و به همین دلیل، او قطعاتش را میسازد و برای تنظیم به تنظیمکننده میدهد اما تنظیمکردن یک اثر به علم موسیقی نیاز دارد. نوع کار یانی به ذوق و استعداد او برمیگردد. ضمن اینکه او از کودکی پیانو را آموخته است و اگر او را موفقترین ننامیم، اما قطعا یکی از موفقترین کسانی است که در آن سبک فعالیت میکند. موسیقی چیز عجیبی است و برای آهنگساز یا نوازنده خوببودن، داشتن مدرک مهم نیست و ذوق بالای فرد است که منجر به خلق ملودیهای خوب میشود. صرفا با رفتن به دانشگاه نمیتوان کسی را آهنگساز کرد. در نقد آثار یانی گفته میشود موسیقی او عامهپسند است. نظر شما در این مورد چیست و اگر بخواهید آثار او را تحلیل کنید، موسیقی او را چگونه ارزیابی میکنید؟ من میتوانم در مورد پروژهای که با یکدیگر همکاری کردهایم، صحبت کنم. من در پروژه آکروپولیس رهبر و تنظیمکننده آهنگها بودم. موسیقی، سبکهای مختلفی دارد و یانی در سبکی که فعالیت میکند، جزو بهترینهاست. نمیتوان بهصورت کلی گفت هرنوع اثری در موسیقی سنتی، موسیقی کلاسیک غرب یا حتی موسیقی پاپ خوب یا بد است باید هر اثری را در هر سبکی که هست به صورت جداگانه تحلیل و بررسی کرد. من در پروژه آکروپولیس با او همکاری داشتم و به جرات میگویم آثاری که در این کنسرت ارایه شد تا آن زمان شبیه آن انجام نشد بود و بسیار تازه و نو بودند چون المانهایی از موسیقی شرقی، کلاسیک و پاپ در این آثار استفاده شده بود. نکته جالب این است که این اثر توانسته است با مردمی که در فرهنگهای مختلف زندگی میکنند، ارتباط برقرار کند. شاید بخشی از موفقیت این کار در ایران به دلیل ایرانیبودن من باشد، اما وقتی به نقاط دیگر دنیا سفر میکنم، با واکنشهایی مواجه میشوم که بسیار برایم جالب است، مثلا یکبار به براتیسلاوا در اسلواکی رفته و در یک فروشگاه کوچک مشغول خرید بودم، چندجوان به سراغم آمدند و پرسیدند همان کسی هستم که در کنسرت آکروپولیس حضور داشتم وقتی با پاسخ مثبت من روبهرو شدند، شروع به صحبت کردند و عکس گرفتند. حتی در شهرهای کوچکی بودهام که فکر نمیکردم مردم این اثر را دیده، باشند، اما آنها من را شناختهاند و این نشان میدهد موسیقی ما توانسته است اثر خود را بگذارد و به یکی از موفقترینها تبدیل شود.