نگاهی به کتاب «شیخیه و بابیه» در ایران
آغاز و انجام شیخیه و بابیه
مکتب شیخیه در اوایل قرن 13 هـ.ق به وسیله احمدبن زینالدین معروف به «شیخ احمد احسایی» (1241-1166 ق) پدید آمد. در دوره آقامحمدخان و فتحعلیشاه قاجار با رشد دانش دین در نزد ایران و عتبات عالیات، مخالفت با تصوف و اخباریگری فزونی مییابد و در همین اوان است که رشد شیخیه و بعدتر دوران بابیگری و بهاییگری از سویی و مخالفت با آنان از سوی دیگر اتفاق میافتد. یکی از نقاط افتراق شیخ احمد احسایی با علمای شیعه، نوع عقیده او در مورد نواب امام زمان (عج) است. اغلب بیانات شیخ توسط او به خوابهایی نسبت داده میشد که از امامان معصوم میدید. ازاینرو، در بسیاری از موارد روش او از نظر استناد با روش علمای اصولی که مطالب خویش را به قرآن کریم و روایات ارجاع میدهند، متفاوت است و مرجع مکتوبی ندارد. مشرب فقهی او مشرب اخباری است. شیخ احمد احسایی عقاید خویش را صریح و روشن بیان نمیکرد. سیدکاظم رشتی نیز مانند شیخ احمد خود را مسلمان و شیعه 12امامی میداند و معرفی میکند. به نظر او میان امام غایب و مردم باید رجال الهی وجود داشته باشند که واسطه فیض و رابط بین خلق و حجت خدا شوند و ایشان را به تقلید از قرآن کریم «قریه ظاهره» بین امام و
رعیت مینامید. علیمحمد باب خاتمیت پیامبر را نفی و خود را پیامبر جدید اعلام میکند و نوید آمدن پیامبرهای بعدی را میدهد و معتقد است که مقام او از مقام پیامبر بالاتر است و پیامبران بعدی از او بالاتر خواهند بود. در مورد اعضای بابیه نیز عمده فعالیتهای آنها حول محور مهدویت دور میزند. ابتدا به پیروی از شیخیه علیمحمد باب خود را رکن چهارم یا قریه ظاهره و سپس خود را امام زمان معرفی میکنند. این درحالی بود که پیروانش گردهم نشسته و اسلام و اساس آن را منسوخ اعلام کردند. البته علیمحمد باب در شعبان سال 1264، یکهفته بعد از ادعای مهدویت در حضور ناصرالدینمیرزا، ولیعهد زمان توبه کرد. اما در اواخر سال 1264 دوباره ادعای مهدویت کرد و به نسخ احکام اسلام پرداخت و خویشتن را پیامبر خواند اما به دلیل دوربودن پیروان علیمحمد ادعای آخر او کمتر به گوش آنها رسیده است. با توجه به محتوای تفسیر دین در شیخیه و تدوین اصول جدید در بابیه، با ارایه تعبیرات تازه از اصول توحید، نبوت، معاد، عدل و امامت توسط علیمحمد باب، دین تازهای بنا نهاده شد و آیین اسلام منسوخ اعلام شد. ایجاد آیین و مناسک تازه در فروع دین پیروان علیمحمد را از دیگر
شیعیان در زندگی عملی و اجتماعی نیز جدا کرد. بهاین ترتیب در آیین شیخیه از لحاظ سیاسی تشکیل حکومت دینی با مشکل بزرگی مواجه خواهد شد. این فرقه بر حساسترین نقطه سیاسی مکتب شیعه در زمان غیبت کبری انگشت میگذارد که سرمنشأ اقتدار روحانیت شیعه است. بعد از سستکردن اصل نیابت امام عصر با ملغیکردن دین اسلام از جانب باب این حرکت به سوی محو کامل دین اسلام از صحنه اجتماع پیش میرود. مخالفت با وجود قشری به نام فقها که طبق قرآن کریم در مکتب اسلام برای تفسیر متشابهات و نگهبانی از دین و در اندیشه شیعیان و هم اهل سنت در صورت تشکیل حکومت اسلامی برای مدیریت جامعه در نظر گرفته شده است در اندیشههای باب و بعدتر حسینعلی نوری به حدی است که وجود چنین قشری در آیین بهاییت ممنوع اعلام میشود. کتاب «شیخیه و بابیه در ایران» که درخصوص فرقههای شیخیه و بابیه در دوران قاجار مطالب زیادی را بیان میکند، بهتازگی وارد بازار نشر شده است. موضوعات این کتاب در دوبخش تاریخ شیخیه و تاریخ بابیه بیان شده است. نویسنده در بخشاول که پیرامون تاریخ شیخیه است بیشتر از دورهبر اولیه شیخیه (شیخ احمد احسایی و سید کاظم رشتی)، تاریخ زندگانی و تاریخ حوادثی
که بهگونهای مرتبط با آنهاست سخن گفته است. نویسنده در ابتدا وقایع تاریخی ورود شیخ احمد احسایی به ایران و استقبال علما از او را مرور میکند و در بخشی از این فصل به عقایدی میپردازد که باعث تکفیر او شد: معاد، غلو درباره پیامبر، معراج، تاویل، تلفیق فلسفه و تشیع، ابداع اصطلاح شیعه کامل و ادعاهای نیابت خاصه، امام غایب و ادعای ارتباط با معصومین در رویا و مکاشفه. کتاب «شیخیه و بابیه در ایران» مشتمل بر 12 فصل است: 1- شیخاحمد احسایی 2- شهید ثالث 3- سیدکاظم رشتی 4- شیخیه بعد از سیدکاظم 5- سیدعلیمحمد باب 6- آثار و احکام باب 7- شورش قلعه طبرسی 8- فتنه دارابی 9- شورش بابیان در زنجان 10- قتلعام بابیان 11- طاهره قرهالعین 12- بابیان پس از باب. همچنین در پایان کتاب مجموعهای از عکسها و اسناد مورد استفاده در متن کتاب چاپ شده است. در بخشی از مقدمه نویسنده میخوانیم: «بهرهگیری از منابع گوناگون (موافق و مخالف) یکی از محاسن این کتاب است و نگارنده سعی کرد تا حد امکان هیچ منبعی را نادیده نگذارد که بر همین اساس، تمامی منابع موجود را بررسی کرد... به این ترتیب باید گفت کتاب حاضر، جامعترین کتابی است که تاکنون در اینباره
تالیف شده است». با اینحال در استفاده از منابع بهخصوص در قسمت شیخیه منابع چندانی به چشم نمیخورد اما در بخش بابیه تعدد منابع مناسب بهنظر میآید. با توجه بهاینکه فرقههای شیخیه و بابیه، مقدمه تشکیل فرقه بهاییت بهشمار میروند، از این دوفرقه بیشتر در کتب مربوط به بهاییت سخن رفته و کتابی جامع در این خصوص، کمتر به چاپ رسیده است. در کتاب حاضر، این نقیصه جبران شده و بهطور مستقل به چگونگی پیدایش فرقههای شیخیه و بابیه پرداخته شده است. با توجه بهاینکه بسیاری از عناوین و مطالب این اثر، مرتبط با شهر قزوین است، از لحاظ قزوینپژوهی نیز اهمیت فراوانی دارد. با وجود کتب بسیار پیرامون افکار و اعمال رهبران و پیروان شیخیه و بابیه نویسنده کتاب توانسته در این زمینه نوآورانه به تبیین ماهیت این دوفرقه بدون تعصب و غرضورزی و با ذکر جزییات بپردازد.