|

ترجمه‌ای «اصیل» از پدیدارشناسی «هایدگر»

محمد زارع شیرین کندی

هایدگر شاگرد و ندیم هندی، چینی و ژاپنی داشته اما مایه تاسف است که افتخار شاگردی در نزد هایدگر و گوش‌جان سپردن حضوری به سخنان سحار متفکر سترگ قرن بیستم نصیب هیچ ایرانی نشده است. شمار کسانی هم که شاگرد برخی از شاگردان مهم و برجسته هایدگر بوده‌اند، شاید به عدد انگشتان دست نرسد. یکی از این اندک‌شماران، پرویز ضیاء شهابی است که اندیشه‌های هایدگر را از زبان یکی از متبحران و متخصصان دقیق آنها، فردیش ویلهلم فن هرمن آلمانی، شنیده و به گفته خودش، «سال‌ها به شاگردی آن استاد بارع شاد بوده است.» ‌از سوی دیگر، وی کلیت احمد فردید، اولین معرف هایدگر به جامعه فکری- فلسفی ایران را به خوبی درک کرده است، یعنی فردید قبل از انقلاب و فردید بعد از انقلاب را. نام پرویز ضیاء شهابی در کنار نام احمد فردید و رضا داوری‌اردکانی- که با راه‌های هایدگر آشنا هستند- و نیز در کنار نام همنام او، آن گمنام و غریب در وطن خویش، پرویز عماد که خود هایدگرشناس در مقیاس جهانی و در ردیف کسانی نظیر فن هرمن، گلن‌گری، ریچاردسون و پگلر است ولی متاسفانه هیچ اثری در این موضوع مهم به زبان ایرانیان ننوشته است، به ذهن هر علاقه‌مند ایرانی به تفکر هایدگر خطور می‌کند و خواهد کرد. هرچند وی به دلیل دقت و وسواس بیش از حد، آثار نادری را پدید آورده است اما ترجمه دو کتاب از هایدگر و تالیف چند مقاله در این آشفته بازار ترجمه و اوضاع آشوبناک تالیف، امری بسیار مغتنم و ارزشمند است و حقیقتا به آب زلالی می‌ماند که جویندگان راستینش یافته‌اند و خواهند یافت. پرویز ضیاء شهابی در حوزه هایدگرشناسی و هایدگرپژوهی، تاکنون هیچ ادعایی نداشته و ندارد و همواره خود را شاگرد معرفی می‌کند اگرچه انتقادات مهمی به کیفیت ترجمه آثار هایدگر داشته و دارد. همین امر قاعدتا باید الگویی رفتاری و مایه درس‌آموزی برای کسانی باشد که در مقدمه آغازین ترجمه یا تالیفشان درباره هایدگر، پیش از هر چیز ناسزایی را نثار فردید می‌کنند، سپس به جنگ معادل‌های گاه بسیار دقیق او می‌روند و معادل‌های منتخب مضحکشان را در جای آنها می‌نشانند، در میانه کار خود را به خوانندگان، هایدگرشناس می‌شناسانند و شایان توجه اینکه در پایان با چند جمله سخیف، هایدگر را هم انکار می‌کنند و از اینکه مبادا کسی آنها را «هایدگری» بداند، از او به سهولت عبور می‌کنند و خودشان را، به اصطلاح، همفکرِ! بزرگان خوش‌نام غرب قلمداد می‌کنند نه هایدگر بدنام! با وجود این، ضیاء شهابی، برخلاف استادش فردید، هرگز با هایدگر علیه کسی، فکری و عقیده‌ای نجنگیده و نمی‌جنگد. نیز با هایدگر بینش، روش و منشی را تایید و تصدیق نکرده است. شاید، به‌رغم علاقه‌مندی و ارادتش به مرحوم فردید، از کوچه و بازاری‌شدن اندیشه‌های هایدگر در این کشور «خاورمیانه‌ای»- که فردید بانی و باعث اصلی‌اش بوده- چندان راضی نباشد زیرا کار فردید و کشاندن پای هایدگر به وسط دعواها و معرکه‌های سیاسی و ایدئولوژیک اوایل انقلاب، نحوه مواجهه صحیح با هایدگر را دچار مشکلات مضاعف کرد و آسیب‌های جدی به فهم دقیق و منصفانه و عاری از حب و بغض افکار غامض و دشوار هایدگر وارد کرد. مگر نه این است که مخاطبان اصلی و راستین سخنان هایدگر، خواص اصحاب تفکر و اهل درد عالَم کنونی بوده و هستند نه اهل سودا و غوغا و بلوا؟ مگر نه این است که هایدگر حاصل تاملاتش را برای مستعدترین اذهان قرن بیستم، به شخصیت‌هایی مانند گادامر، آرنت، مارکوزه، کارل لوویت، هانس یوناس، شان بوفره و والتر بیمل، گلن‌گری، فن هرمن و غیره - که بعدها عمدتا جزو بزرگان و نامداران قرن به شمار آمدند- بیان می‌کرده است نه به بینندگان تلویزیون و شنوندگان رادیو؟ متاسفانه اخیرا نیز افرادی، در ادامه راه فردید، سخنان هایدگر را با آب‌و‌تاب فراوان در رسانه‌های عمومی نقل می‌کنند، که مسلما فایده‌ای جز افزودن برآشفتگی‌ها و پریشانی‌های فکری نخواهد داشت! باری، ضیاء شهابی، آرام و بدون هیاهوی مطبوعات و رسانه‌ها، در کنج خلوت خویش، آثار هایدگر را مطالعه و بررسی می‌کند و گویی نیک می‌داند که هایدگر و تفکر او نیازی به تبلیغات و جار و جنجال ندارد و به آینده متعلق است. تفکر هایدگر، به گفته نیچه، با پای کبوتر راه می‌رود و عالَم را چنین اندیشه‌هایی راه برده و خواهد برد. او با وجود دارابودن متانت و فروتنی، نقادی نکته‌سنج و موشکاف است و مقاله‌ منتقدانه ممتع او در باب ترجمه‌های فارسی «وجود و زمان» شاهد و قرینه‌ای بر این مدعاست. اینک کتاب مسایل اساسی پدیدارشناسی، که یکی از آثار مهم هایدگر با مضامین وجود و زمانی است، به قلم او از آلمانی به فارسی ترجمه شده است. این ترجمه را می‌توان ترجمه‌ای «اصیل» و قابل‌اعتماد تلقی کرد، از این حیث که مترجم آن با زبان آلمانی به خوبی آشناست، در عین حال فارسی را دقیق و سنجیده می‌نویسد و سال‌هاست که با تفکرات عمیق و ظریف و باریک هایدگر انس و الفت دارد. بی‌تردید، همه دوستداران فلسفه و اهل اندیشه در این مرز وبوم، به‌خصوص راغبان به آثار هایدگر، از انتشار این ترجمه مسرور شدند. از این ترجمه، به درستی، می‌توان آموخت. امیدواریم که شهابی از هایدگر آثار دیگری را نیز ترجمه کند تا هم هایدگرستیزانِ بی‌خبر را آگاه سازد که «بیهوده سخن بدین درازی نبود»، هم هایدگرنشناسانِ پرمدعا را بیدار کند که «هزار نکته باریک‌تر ز مو اینجاست / نه هر که سر بتراشد قلندری داند» و هم هایدگرپژوهان متواضع علاقه‌مند و جوینده را بهره‌مند سازد، که «مزاج دهر تبه شد در این بلا حافظ / کجاست فکر حکیمی و رای برهمنی».

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.