|

در مواجهه با پوچی

آلبر کامو 2013-1913

علی سالم

«تنها یک مساله فلسفی واقعا جدی وجود دارد و آن هم خودکشی است. تشخیص اینکه زندگی ارزش دارد یا به زحمت زیستنش نمی‌ارزد در واقع پاسخ صحیح است به مساله اساسی فلسفه. باقی چیزها، مثلا اینکه جهان دارای سه بعد و عقل دارای 9 یا 12 مقوله است، مسایل بعدی و دست دوم را تشکیل می‌دهند. اینها بازی است. نخست باید پاسخ سوال قبلی را داد.» اینها جملات آغازین افسانه سیزیف رساله بلند‌بالای آلبر کامو در مورد خودکشی و ایمان است. استاد راهنمایش در حاشیه رساله دکترای او نوشته بود «بیش از آنکه فیلسوف باشد نویسنده خوبی است». کامو را در ایران بیشتر به واسطه رمان‌ها و نمایشنامه‌هایش می‌شناسند. «بیگانه» و «طاعون» از مهم‌ترین آثار او هستند که هر کدام نام چندین مترجم پرآوازه ایرانی را به‌همراه دارند و نمایشنامه‌هایش همچون عادل‌ها و ‌کالیگولا بارها به صحنه رفته‌اند. شخصیت‌های داستان‌های کامو شخصیت‌هایی تنها و مایوس‌اند که هذیان می‌گویند و به مرگ فکر می‌کنند. اینگونه شخصیت‌ها همزاد مدرنیته و ادبیات مدرن در طول دو قرن تولد آن بودند؛ شخصیت‌هایی شبیه بارتلبی هرمان ملویل، گریگوری کافکا و راوی «بوف کور» هدایت. در حالی‌که این شخصیت‌ها پاسخی برای مساله مرگ و دیگر مسایل مهم زندگی نداشتند و اتفاقا این آگاهی‌نداشتن نیروی محرکه آنها محسوب می‌شد. در آثار اگزیستانسیالیست‌هایی همچون کامو، سارتر و ساباتو، مرگ از یک پرسش بی‌پاسخ تبدیل به موضوع اصلی و ژست فرهنگی شد که قرار بود حتما پاسخی برای آن پیدا شود. پوچی و طغیان دو مفهوم اساسی آثار کامو بودند که او در دو کتاب نظری «افسانه سیزیف» و «انسان طاغی» به آنها پرداخت. «مورسو» روز بعد از مرگ مادر خویش به عیاشی و خوشگذرانی مشغول می‌شود و زمانی دیگر آدم می‌کشد. او در دادگاه با آرامش کامل اتهام بی‌خدایی و حکم اعدام را می‌پذیرد و در دل آرزو می‌کند در مراسم اعدامش تعداد زیادی تماشاچی حضور داشته باشند. تاثیری که او از جهان داستانی داستایفسکی گرفته در نوشته‌هایش مشهود است. او با ایمانی کی‌یرکگوری و به‌عنوان یک مسیحی ملحد که ایمان به انسان را جایگزین ایمان به خدا کرده درگیر نهیلیسم فعال نیچه‌ای می‌شود. نیچه و کامو هر دو از منتقدان راسیونالیسم لیبرالی بودند. سوژه‌ای که نیچه در «اراده معطوف به قدرت» تصویر می‌کند همان تصویر «مورسو» در «بیگانه» کاموست. گویی کندن از این هیچ‌انگاری پس از قبول تمام و کمال آن اتفاق می‌افتد. او با هیچ‌انگاری «ارزش‌های والا» در پی تبدیل آن به کنشی معطوف به حقیقت و عاری از هر نوع ایسم زمانه است. در «افسانه سیزیف» با فراتر رفتن از خودکشی فیزیکی و خودکشی فلسفی که همان پناه‌بردن به هر نوع متافیزیک اعم از مذهب و عرفان است راه‌حل سوم را مطرح می‌کند: پذیرش پوچی و ادامه حیات. از نظر او، پوچی امری ناگزیر است و تنها پاسخ پذیرش آگاهانه آن است. طغیان نیز از نظر او چنین مفهومی است؛ برخاستن هر روزه برای مبارزه با دشمنی که می‌دانی هرگز بر آن غلبه نخواهی یافت؛ نوعی اقدام قهرمانانه در مواجهه با پوچی. کامو از جمله نویسندگانی بود که در حوزه‌های مختلف ادبیات، فلسفه و روزنامه‌نگاری سیاسی می‌نوشت. او که فرانسوی‌الاصل بود دوران رشد و بزرگسالی خود را در الجزایر گذراند؛ کشوری کویری در ساحل آفتابی مدیترانه که مردم مسلمان آن در آن زمان هنوز تحت استعمار فرانسه بودند و سابقه‌ای طولانی در مبارزه برای استقلال داشتند. نام کامو برای ما ایرانی‌ها بیش از همه یادآور روشنفکری دهه‌های 40 و 50 شمسی با موضع‌گیری‌های سیاسی مشابه است. روشنفکران معترضی که با اندیشه‌های مارکسیستی - اومانیستی مطابق با روح زمانه اوج گرفتند و در ادامه با انتقاد از هم‌کیشان قبلی خود از آنها جدا شدند. انتقادات او به استالینیسم و انواع دیگر توتالیتاریسم در «انسان طاغی» زمانی که حیات روشنفکران به‌شدت با فضای دوقطبی جنگ سرد گره خورده بود موجب اختلاف بین او و سایر دوستانش در حزب کمونیست همچون سارتر شد؛ اختلافی که با موضع‌گیری‌های او علیه انقلاب الجزایر به اوج رسید. آثار کامو ریشه در مقطعی پرحادثه از تاریخ داشتند؛ دورانی که از جنگ‌های داخلی اسپانیا آغاز شد و به جنگ جهانی دوم و دوران جنگ سرد و نبرد الجزیره رسید. او در طول زندگی کوتاه‌مدت خود تا هنگام مرگ بر اثر تصادف - این به قول خودش احمقانه‌ترین نوع مرگ - به فعالیت‌های سیاسی نظیر مبارزه با فاشیسم هیتلر و ژنرال فرانکو، سردبیری نشریه نهضت مقاومت فرانسه در طول جنگ جهانی دوم و راه‌اندازی کارزار مبارزه با حکم اعدام ادامه داد.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.