|

الکساندر دوگین بنیادگرای پسالیبرال

محمد آزاد

الکساندر گلیویچ دوگین، فعال سیاسی و ایدئولوگ روس، ژانویه 1962 در خانواده‌ای نظامی متولد شد. پدرش افسر عالی‌رتبه «اطلاعات ارتش شوروی» و مادرش پزشک بود. در سال 1979 به «انستیتو هوانوردی مسکو» وارد شد اما موفق نشد تحصیلاتش را به انجام برساند. سابقه خانوادگی به کمکش آمد و به توصیه پدر، در قسمت اسناد «ک‌گ‌ب» به کار مشغول شد. در این مسند، علایق اصلی خود را یافت. با مطالعه اسنادی که برای خیلی‌ها دسترس‌ناپذیر بود، به تحقیقاتی درباره فاشیسم، اوراسیاگرایی و ادیان پرداخت. پیش از سقوط کمونیسم و قبل از آنکه درگیر سیاست شود به روزنامه‌نگاری مشغول شد و در سال 1988 به همراه دوستانش به گروه ملی‌گرا و ضدیهود «پایمات» پیوست. پس از سقوط اتحاد جماهیر شوروی، دوگین یکی از کسانی بود که در نگارش اساسنامه «حزب کمونیست فدراسیون روسیه» که تحت رهبری «گنادی زیوگانف»حیاتی دوباره یافته بود، مشارکت داشت که محصول آن به گفته بسیاری، بیش از آنکه مارکسیستی باشد لحنی ملی‌گرایانه داشت. دوگین سپس نشریه‌ای با نام «المنتی» تاسیس کرد که مبلغ و ستایشگر نظریات «ژان فرانسوا تریار»، سیاستمدار بلژیکی-فرانسوی بود. «تریار» در ابتدا سوسیالیست بود ولی رفته‌رفته به سمت برداشتی غیرمارکسیستی از ناسیونال سوسیالیسم متمایل شد؛ عقایدی ضدآمریکایی و ضدشوروی داشت و اروپا را گهواره و مهد تمدن می‌دانست. «نازی»بودن خود را منکر بود و می‌گفت در مرکز یک طیف سیاسی قرار داشته است؛ ستایشگر «نیکلای چائوشسکو»، سیاستمدار کمونیست و ملی‌گرای افراطی رومانی بود و با استالین همدلی داشت و هیات حاکمه چین را می‌ستود. «والتر لاکر»، تاریخ‌نگار آمریکایی، دیدگاه‌های «تریار» را آمیزه‌ای از «مائویسم-فاشیسم» معرفی کرده است. دوگین به نظریه‌پرداز فرانسوی، «آلن دو بنوآ» نیز علاقه دارد و آرای او را پیگیری می‌کند. «دو بنوآ» متفکری است منتقد لیبرالیسم، بازار آزاد و جهانی‌سازی. گرچه دوگین خود را با «دوبنوآ» در یک صف می‌بیند، اما اندیشمند فرانسوی، با ملی‌گرایی افراطی دوگین سر سازگاری ندارد. «المنتی» تحت مدیریت دوگین، روسیه دوران تزاری و سپس دوران استالین را به چشم دوران اوج روسیه می‌نگریست و در دفاع از آن می‌کوشید. در ادامه کار روزنامه‌نگاری، دوگین با هفته‌نامه «دین»، به سردبیری «الکساندر پروخانف» همکاری کرد که مهم‌ترین مرکز آرای ضدیهود در روسیه است. «حزب اوراسیا» را دوگین در سال 2002 تاسیس و سپس آن را به «جنبش اوراسیا» تبدیل کرد. گفته می‌شود این جریان مستقیما از سوی دفتر «ولادیمیر پوتین» حمایت اقتصادی می‌شود. «جنبش اوراسیا» در برخی حلقه‌های نظامی روسیه و همچنین برخی رهبران مسلمان، مسیحی ارتدوکس، بودیست و یهودی روسیه حمایت می‌شود. این حزب-جنبش، مدعی است می‌تواند در حل مساله چچن تاثیرگذار باشد و از اتحاد با ایران استقبال می‌کند. برخی ایده‌های دوگین مانند «اتحاد ترکی-اسلاوی در حوزه اوراسیا»اخیرا میان حلقه‌های ملی‌گرای ترکیه هوادارانی یافته است. از مبانی محوری اندیشه‌های دوگین تقابل و نزاع درونی میان «زمین» و «دریا» است. نفوذ «هالفورد جان مکین‌در» و «کارل اشمیت» بر تفکرات دوگین آشکار است و او از ایده‌های آنان در باب نزاع مستمر در تاریخ جهان، میان «زمین» (سنت، دین، جمع‌گرایی) و «دریا» (پیشرفت، الحاد، فردگرایی)، استفاده‌های فراوان کرده است. در نظر دوگین، این نبرد اکنون میان روسیه و آمریکا در جریان است. او در کتاب «مبانی ژئوپلیتیک» «نو-اوراسیاگرایی» خود را این‌گونه تعریف می‌کند: «امپراتوری نوین اوراسیا بر مبنای اصل یک دشمنی مشترک برساخته می‌شود: رد و انکار آتلانتیسیسم و تسلط استراتژیک ایالات‌متحده و امتناع از پذیرش برتری ارزش‌های لیبرال. این رانه مشترک تمدن‌ساز، مبنای اتحاد سیاسی و استراتژیک خواهد بود.» دوگین در عرصه سیاسی چهره‌ای جنجال‌برانگیز است. او به شدت از نزدیکی اوکراین به غرب یا به زبان خود او «یورو-آتلانتیک» بیم داشت و «ولادیمیر پوتین» را برای از دست دادن اوکراین نکوهش کرد و «اوراسیاگرایی» او را «پوچ» خواند. در سال 2005 «جبهه جوانان ضدنارنجی» را تشکیل داد تا با وقوع انقلاب رنگی در روسیه مقابله کند. در سال 2007 دوگین به سبب فعالیت‌های ضداوکراینی خود برای پنج‌سال از ورود به این کشور منع شد. دوگین در تئوری چهارم سیاست سعی دارد نواوراسیاگرایی خود را تئوریزه کند. «قرن بیستم به پایان رسیده است و ما فقط اکنون شروع به درک این مطلب به طور واقع می‌کنیم. قرن بیستم قرن ایدئولوژی‌ها بود.» دوگین سه ایدئولوژی زنده و حاضر قرن بیستم را برمی‌شمرد: فاشیسم، کمونیسم و لیبرالیسم. به باور او اکنون که فاشیسم و کمونیسم شکست خورده و به تاریخ پیوسته‌اند، لیبرالیسم در عرصه بی‌رقیب تاخت‌وتاز می‌کند و چنان وانمود می‌کند که نه یک ایدئولوژی در کنار دیگر ایدئولوژی‌ها بلکه یکی از اجزای «طبیعی» حیات بشری است: «با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی مشخص شد که «پایان تاریخ» وجه مارکسیستی ندارد بلکه دارای فرم لیبرال است که فرانسیس فوکویاما فیلسوف آمریکایی با اعلام «پایان تاریخ» به عنوان یک پیروزی فراگیر بازار، لیبرالیسم، ایالات متحده دموکراسی بورژوازی در آگاه ساختن بشریت از آن شتاب کرده بود.» حالا دوگین می‌خواهد با علم‌کردن «نواوراسیاگرایی» با رقیب یکه‌تاز مقابله کند و بدیلی پیش‌روی سیاست جهان بگذارد که جایگزین رقبای پیشین لیبرالیسم و آتلانتیسیسم و هویت‌بخش جریان‌های غیرلیبرالی، اول در روسیه و سپس در جهان باشد.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.