نگاه روحانیت به فیلترینگ یکسان نیست
مشاور رئیسجمهوری در امور روحانیت با تشریح ارتباط سهلایه دولت چهاردهم با روحانیت، اظهار کرد: هفت کارگروه برای ارتباط دولت و حوزه علمیه تشکیل شده است که در امور مختلف به دولت توصیههایی میکنند و طبیعتاً برخی از این نظرات پیشنهادی، محرمانه منتقل میشود و چندان ثبت اسنادی نمیشود.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
حجتالاسلام و المسلمین علی عماد، مشاور رئیسجمهوری در امور روحانیت، با حضور در خبرگزاری دانشجویان ایران ضمن بازدید از ادارات خبری، در گفتوگویی تفصیلی درباره «روحانیت و مسائل اجتماعی»، «وفاق ملی و اختلافات سیاسی»، «مسائل روز و مطالبات مردم» و «رابطه دولت با روحانیت» پاسخگوی پرسشایسنا شد.
مشاور رئیسجمهوری در امور روحانیت با اشاره به دغدغههای اجتماعی مردم در شرایط کنونی، حفظ تمامیت ارضی، هویت ایرانی و ماندگاری تمدن ایرانی را از مهمترین دغدغههای جامعه دانست و تاکید کرد: مردم میخواهند از شرایطی که در آن قرار گرفته ایم، چه در مرحله جنگ، چه در مرحله گفتوگو و چه در مرحله توافق و تفاهم، با حکمت، دوراندیشی، عقلانیت، خردمندی و اقتدار بیرون بیاییم.
مشروح این گفتوگوی تفصیلی را در ادامه بخوانید:
با توجه به دغدغههای اجتماعی امروز مردم و مسائل و مشکلاتی که با آن دست و پنجه نرم میکنند، از نگاه شما مهم ترین دغدغه اجتماعی مردم که روحانیت باید درباره آن نقش فعالتری ایفا کند چیست؟
در شرایطی که ما الان در آن قرار گرفتیم، یعنی شرایط نه جنگ و نه صلح و به تعبیری ادامه یک شرایط جنگی، یک دغدغه بسیار مهم، حفظ تمامیت ارضی و هویت ایرانی، ماندگاری تمدن ایرانی و به تعبیری مانایی ایران است که برای مردم ما دغدغه است و نشانه اینکه مردم این دغدغه را به خوبی درک کردند، این است که گلایههای متعددی دارند، اما گلایههای خودشان را به اشکالی که نافی تمامیت ارضی و هویت ملی، ایرانی و اسلامی باشد، بیان نمیکنند.
دغدغه دیگر مردم ایران این است از شرایطی که در آن قرار گرفتهایم، با حکمت، دوراندیشی، عقلانیت و خردمندی و با اقتدار، سربلند بیرون بیاییم؛ چه مرحله جنگ، چه گفتوگو و چه توافق و تفاهم باشد. این دغدغه مردم ایران است که حس میکنند تا اینجای کار را به خوبی، با صبوری و بردباری و با همبستگی اجتماعی فوقالعادهای که در ایران شکل گرفته و با پایمردی استثنایی در تاریخ جنگهای کشورها، پشت سر گذاشتهایم. این مقاومت همهجانبه و همگانی ملت ایران، نیروهای مسلح، قوای نظامی، قوای امنیتی، دستگاههای اجرایی، قوای جاری مملکت، قوای سهگانه و مجموعه این ها، یک همبستگی و یک همراهی و یک مقاومت شگفتانگیزی بوده که رخ داده است.تا اینجای کار موفقیتهای زیادی داشتیم. صدماتی خوردیم و لطمههایی به ما و به کشور وارد شده است که در رأس آنها رهبری شهید ماست، اما ملت از دل شهادت رهبری شهید هم سرافرازتر از گذشته بیرون آمده است.
ایران منزلت و موقعیت اجتماعی بینالمللی را در جامعه جهانی به دست آورده و درست است که در اثر فشار قدرتهای مسلط جهانی نمیتواند به درستی صدای خودش را به جهان برساند، اما در نگاه عقلانی و خردمندانه خردمندان، ایران برنده میدان شده است. مردم ایران امروز ملتی شده که میایستد، ملتی شده که خودش باور دارد، ملتی شده است که به میراث تمدنی خودش وفادار است؛ صدمات زیادی را متحمل میشود، اما میماند و مانده است و سرپا ایستاده و قائم است و دشمن را دچار سرگیجه کرده است. اینها را ممکن است جهانیان به زبان نیاورند، اما میفهمند و میدانند و برای آنها هم تعجبانگیز است. در نگاه آنان و بر اساس معادلات آنان این کشور باید سقوط میکرد؛ اما پابرجا ماند و همه آنان را شگفتزده کرد.
ملت، مهمترین دغدغهاش این است که این برپا ماندگی جامعه ایران و هویت ایرانی، سرافرازانهتر در مراحل بعدی، چه جنگ باشد و چه گفتوگو باشد، ادامه پیدا کند. نکتهای که رئیسجمهوری در گفتوگوهای سازمان ملل مطرح کردند، همین بود که ایران در مقابل تجاوز دشمن و در مقابل جنگ نمیهراسد؛ میایستد، مردانه هم دفاع میکند و دشمن را پس میزند. در مقام گفتوگو برای صلح هم از هیچ چیزی واهمه ندارد، منطق لازم را دارد و گفتوگو برای صلح را با قدرت، با قاطعیت، با حکمت و خردمندی و بر اساس اصول گفتوگو انجام میدهد. ایران در جنگ اخلاقی است و در صلح نسبت به انسانیت تکلیف دارد. نظام سلطه، جنگ را با بداخلاقی، گفتوگو را با بداخلاقی و بدون رعایت قوانین انجام میدهد و صلح و توافق را هم بدون رعایت اصول اخلاقی برهم میزند.
ملت دغدغه همبستگی اجتماعی را دارد. میداند در دل همبستگی اجتماعی و انسجام ملی، به سرمایه اجتماعی میرسیم که ایران را در جامعه بینالملل سربلند و سرافراز میکند. ملت مایل است این حفظ، تشدید و تقویت شود. ما هر جا که سرمایه اجتماعی کاهش یافته، صدمه دیدیم و هر مرحلهای که سرمایه اجتماعی به افزایش و فزونی بوده، در آنجا برنده شدیم.
مردم مایلاند مشکلات اقتصادی، دغدغههای اقتصادی و مسائل معیشتی در عین عزت و کرامت انسانی و در عین اینکه سر در مقابل دشمن خم نکند، برطرف شود. ملت ما محدودیت و محاصره را تا به امروز تحمل کرده است اما فساد در جامعه ایران تحملپذیر نیست. همه باید کمک کنند تا ریشه فساد از این جامعه رخت بربند. این حجم از رفتارهایی که یا فساد آشکار است یا زمینهساز فساد است، مردم نسبت به آن دغدغه دارند تا منابع ملی بهینه، بهرهورانه و صرفهجویانه صرف شود. این دغدغهها، ملی است و دغدغه دولت، نیروهای مسلح، بدنه اجتماعی و روحانیت هم هست.
در شرایط فشار اقتصادی، روحانیون چگونه میتوانند در افزایش امید و تاب آوری اجتماعی نقش داشته باشند؟
روحانیت در طول تاریخ از تمامیت ارضی ایران، از هویت ایران همدل و حقوق ملت دفاع کرده و امروز هم معتقد است در راستای وظایف دینی، اخلاقی و ملی خود باید با مردم همدل باشد و به مردم کمک کند. امروز روحانیت معتقد است که به حساب وظایف دینی، اخلاقی و ملی که دارد، باید همدل مردم باشد و از مردم هم میخواهد کاری را که انجام میدهند. با صرفهجویی، صبوری و همبستگی و پرهیز از آتش زدن به اختلافات به سرانجام برسانند. روحانیت قوای مملکت را نیز به رعایت قانون، رعایت ضوابط و انجام وظیفه در راستای حل مسئله و پرهیز از اصطکاک توصیه میکند و بر پیشگیری جدی از فساد تأکید دارد تا این کشور بتواند از این بحران عبور کند.
برای افزایش تاب آوری اجتماعی چه اقداماتی باید انجام داد؟
روحانیت باید مبانی الهیاتی را در گام نخست تبیین کند تا این مبانی الهیاتی تابآوری مردم را افزایش دهد. کار دوم، گسترش مفاهیم اخلاقی، انساندوستانه، همزیستی توأم با مواسات و زندگی برادرانه است. برای این کار، بهرهگیری از عناصر اخلاقی و توصیهها و آموزههای اخلاقی دین ضروری است. مسیر سومی که روحانیت میتواند انجام دهد این است که مردم را به بهرهوری، به اهمیت بهرهوری از منابع هرچند محدود، به اهمیت صرفهجویی، بهینه مصرف کردن و به اندازه مصرف کردن دعوت کند. این دعوتی است که هر ملت و هر کشوری در شرایط سخت، چه جنگ چه صلح چه مسلمان باشد و چه غیرمسلمان، برای ماندگاری خودش به آن نیاز دارد. باید فرهیختگان آن جامعه این دعوت را داشته باشند و بدنه اجتماعی نیز نسبت به آن همدلی و همراهی کند.
ما هنوز که هنوز است از ظرفیت صرفهجویی بهخوبی استفاده نکردهایم. ما مشکل انرژی داریم. کارشناسان انرژی به ما میگویند با ۱۰ تا ۱۵ درصد صرفهجویی در مصرف انرژی، میتوان پاسخگوی مشکل کمبودهای انرژی بود و از این برهه عبور کرد. این همبستگی ملی را میخواهد که روحانیت به آن توصیه میکند، همه مصرف کنندگان انرژی باید صرفهجویی کنیم تا خانه و بیمارستان و کارخانه، روشن، گرم و فعال بماند. این شعار دولت چهاردهم است که انرژی باید اول در خدمت دفاع از کشور و در خدمت تولید و صنعت باشد. بگذاریم یک ساعت خانه ما گرمای آن کمتر باشد، سرمای آن کمتر باشد، در فصلهای مختلف نور آن کمتر باشد، ولی کارخانه فعال باشد. وقتی کارخانه و تولید فعال است، اشتغال سر جای خودش است و با حجم بیکاری کمتری مواجهه میشویم. درآمد خانوادهها تأمین و چرخ اقتصاد فعال میشود، تولید ثروت شکل میگیرد و تولید ثروت توسعه میآورد.
ارتباط روحانیت با نسل جوان را چگونه ارزیابی میکنید؛ شیوه این ارتباط نیازمند بازنگری نیست؟
گفتوگو درمان همه دردهای یک جامعه و از جمله جامعه ایرانی است. در جامعه ایرانی شکاف نسلی وجود دارد. اقوام و طوایف با فرهنگها و گویشهای مختلف و ادیان و مذاهب وجود دارند و کشور به لحاظ جغرافیایی و زیستمحیطی دارای تنوع و تکثر و به لحاظ جغرافیایی انسانی، تکثر آن فوقالعادهتر است. اگر تنوع زیستمحیطی فرصت تاریخی است، تنوع انسانی جامعه هم فرصت فوقالعاده برای ایران است. با گفتوگو باید اینها به همدیگر نزدیک شوند اما برای گفتوگو باید اصلهای مشترک خودمان را تعریف کنیم که این اصلهای مشترک، پیشفرضهای اولیه ماست و بر سر آن توافق داریم و بعد باید وارد گفتوگو شویم. برای گفتوگو زبان مشترک لازم داریم.
ما باید علاوه بر اینکه به زبان واحد سخن میگوییم، به زبان فرهنگ واحد هم با همدیگر سخن بگوییم. فاصله نسلها و شکافهای نسلی که امروز ایجاد میشود، با شکافهای نسلی ۵۰ سال قبل متفاوت است. سرعت گسست نسلها خیلی بیشتر شده و بازه زمانی آن کوتاهتر شده است. نسل امروز باید بتواند بنیادهای نظری، فکری و تمدنی نسلهای پیشین را به زبان خود ترجمه کند و در مقابل، نسلهای پیشین نیز باید زبان و فرهنگ نسل جدید را بشناسند و متناسب با نیازها و آیندهنگریهای او، ارزشها را منتقل کنند. ما که سن و سالی از ما گذشته، باید بدانیم و بفهمیم تمایلات و تعلقات خاطر نسل جوان چیست و جوان هم باید بنیادهای نظری و تمدنی تاریخی خودش را بشناسد. من که ۱۰ سال یا ۲۰ سال با او فاصله دارم، ممکن است با بنیادهای تمدنی آشناتر از او باشم؛ کما اینکه نسل پیش از من ممکن است از من به این بنیادها نزدیکتر باشد.
جوان امروز باید قدرت ترجمه نسل پیش از خود را پیدا کند؛ یعنی حرفهای تاریخی، تمدنی و بنیادهای نظری و هنجارهای تمدنی آن نسل را به زبان خودش واگویه کند و به هاضمه ذهن و فکر خودش بدهد و البته نقد، اصلاح و ترمیم کند. من هم برای رساندن آن ارزشها باید سعی کنم در دیالوگ با این نسل، زبان و فرهنگ او را بفهمم. زبان و فرهنگ، ترکیب دستگاه واژگانی صرف نیست؛ بلکه ترکیبی از فهم نیازها، فهم روانشناختی، انتظارات، امیدها، آیندهنگریها و آیندهنگاریهای آن نسل است. باید هم آیندهای را که او میبیند بفهمم و هم آیندهای را که او برای خودش می انگارد و ترسیم میکند، بشناسم و ببینم چه چیزی را میخواهد؛ آن وقت متناسب با آن، گفتوگو کنیم.
نهاد علم، نهاد فرهنگ، نهاد اخلاق، نهاد معرفت، حوزههای علمیه و دانشگاهها با نسل جدید فاصله دارند. چه در حوزه و چه در دانشگاه باید فاصله خودمان را با نسل امروز کم کنیم. بسیاری از دوستان و استادان برجسته دانشگاهی ما میگویند الان قدرت دیالوگ با دانشجوی جدید را درمسئله فیزیک، شیمی، زیست داریم و میتوانیم این مباحث را برای او تعریف کنیم، اما وقتی میخواهیم نیاز فگری فرهنگی او را حل و مسئله او را برطرف کنیم، با مشکل مواجه میشویم.
آیا شیوه ارتباط بخشی از روحانیت با نسل جوان نیازمند بازنگری است؟
در رابطه بین روحانیت با نسل جوان، این اتفاق باید بیفتد. معتقدم باید به موضوع بازنگری نگاه کنیم. بازنگری چند معنا دارد؛ یک نوع بازنگری این است که بنیادهای نظری را به هم بزند. این یک بخش است. یک وقت میگوییم میتوانیم همه مفاهیم اثباتشده و تردیدناپذیر را در روش تبیین و تقریر آنها، بازنگری کنیم. این نوع بازنگری ضرورت دارد. نسل امروز ما کلیله و دمنه را نمیتواند خوب و صریح مثل متن و نثری که در شبکههای اجتماعی میخواند، بخواند. متون شبکههای اجتماعی را با تندخوانی فوقالعاده سریع میخواند، اما حتی در گلستان و بوستان سعدی با کندی مواجه میشود. بنیادهای نظری سعدی، حرف سهراب سپهری هم هست؛ حرف سهراب سپهری هم از دل حرف سعدی گرفته شده است، اما حرف سهراب سپهری، مهدی اخوان ثالث، احمد شاملو و شفیعی کدکنی و شعر آنها را امروز جامعه به سهولت میفهمد ولی وقتی برمیگردد و خاقانی یا نظامی را میبیند، مقداری کارش دشوار میشود. این هنر فرهیختگان هر نسل است که حقیقت را به زبان نسل خودش عرضه کند.
دولت برای استفاده از ظرفیت روحانیون در حل و رفع آسیبهای اجتماعی چه برنامهای دارد و تاکنون چه اقداماتی انجام داده است؟
تعاملات دولت و روحانیت، پیشنیازهایی دارد و به نظرم چهار پیشنیاز باید از قبل مهیا شود تا بتوان یک برنامه عملیاتی تعامل مثبت، سازنده، بهرهورانه و مؤثر را ایجاد کرد. نخستین پیشنیاز شناخت مأموریتهای طرفین است. طرفین تعامل باید مأموریت یکدیگر را بهخوبی بشناسند. دومین پیشنیاز شناخت ظرفیتهای طرفین است. سوم اینکه باید محدودیتهای یکدیگر را بشناسیم. روحانیت محدودیتهایی دارد و دولتها نیز محدودیتهایی دارند. روحانیت در حقوق انسانی میگوید همه انسانها به حکم حضرت امیر(ع) در انسانیت برابرند. روحانیت به عنوان نهاد دین باید از حقوق انسانی دفاع کند، روحانیت نسبت به دین، دیانت، اسلام و شریعت پیامبر(ص) تعهد دارد؛ اگر راهکاری مطابق با شریعت نباشد، نمیتواند با آن همراهی و همدلی کند.
دولت نسبت به شهروندان مسئولیت دارد، چه خداپرست باشند چه ملحد
دولت نیز مسئولیتها و محدودیتهایی دارد. مأموریت دولت، اداره کشور و حفظ منافع ملی همه ایرانیان در پهنه سرزمینی ایران، با هر آیین و کیش و زبان و قومیتی است؛ مسلمان باشد یا غیرمسلمان، خداپرست باشد یا ملحد، بالاخره شهروند ایران است و دولت نسبت به او مسئولیتی دارد. البته دولت اسلامی با حفظ حقوق همه شهروندان باید به سمت گسترش و تحقق تعالیم و اموزه های دینی و اخلاق حرکت کند. روحانیت باید بداند که دولت باید کمک شود تا در راستای ایفای مسئولیت خودش نسبت به همه شهروندان عمل کند. دولت هم باید بداند روحانیت میتواند در چارچوب احکام شریعت به آن کمک کند از روحانیت انتظار دارد جامعه را به سمت اصول اخلاقی و شریعت حرکت دهد. بنابراین باید مأموریتها را بشناسند، ظرفیتها را بشناسند، محدودیتها را بشناسند و بعد هم انتظارات متقابل را بشناسند.
فرهنگ تعامل در بسیاری از موارد از تجربه زیسته جامعه به دست آمده است، اگر بشود بخشهای این فرهنگ تعامل را علمی و استاندارد کرد، بسیار مفید خواهد بود. ما این فرهنگ و بینش را یاد گرفتهایم و در زندگی به آن عمل میکنیم، اما گاهی علمی و استاندارد نیست. به تعبیری عوامانه رفتیم، تجربه کردیم و آزمون و خطا داشتیم؛ یک مطالعه علمی میتواند این روند را خیلی تسریع و تشدید کند. بنابراین یکی از دغدغههای ما این است که این دو بخش به خوبی به یکدیگر را معرفی شوند. روحانیت میتواند در همبستگی اجتماعی، رفع مشکلات مشترک اجتماعی، گسترش اخلاق، افزایش بهرهوری، تعاملات انسانی و انساندوستی، توصیههای اخلاقی، دینی و آموزههای وحیانی را بیان کند و کمک کند که همه این ها اهداف دولت باشند.
منظور از دولت در اینجا صرفاً قوه مجریه نیست. دولت به معنای کل نظام حکمرانی است. وقتی میگوییم روحانیت میتواند نظام حکمرانی کشور را کمک کند، یعنی آن را به سمت عادلانهتر شدن، دموکراتیکتر شدن، توجه بیشتر به مردم و ارزشهای اخلاقی و دینی هدایت کند. این کلانراهبرد را اگر بخواهیم به صورت مسئلهمحور بررسی کنیم، میتوانیم بگوییم در چه مواردی مشکل حاشیهنشینی داریم، مشکل منازعات داریم، آسیبهای اجتماعی متعددی داریم، مشکل فرار از خانه داریم، مشکل خودکشی داریم، مشکل طلاق داریم، مشکل بچههای کار داریم و مشکلات متعددی وجود دارد. حتی در برخی از مناطق ایران با این مشکل مواجهیم که یک فرهنگ کهن که خلاف قاعده دینی و قاعده حقوقی جامعه ایران است، خودش مجازات میکند و مجازاتهای غیرطبیعی هم انجام میدهد. برای حل این مشکلات، روحانیت میتواند کمک کند و آموزهها را مسئلهمحور ارائه دهد.
هنر این است که بیاییم و بگوییم ظرفیت روحانیت با همین ظرفیت انسانرسانههای خودش و با همین ظرفیت مفاهیم دینی مشترک، چقدر میتواند در کجا وارد شود و کجا باید مسئله را حل کند. بیاییم بگوییم این مسئله اجتماعی است و بهصورت نگاشت نهادی و تقسیم کار ملی بررسی کنیم. مثلاً مسئله حجاب و عفاف، اعتیاد یا مسئله اسراف در جامعه ایران باید حل شود. ۱۰ دستگاه متولی هستند؛ سهم هر دستگاه این است و بازی هر دستگاه هم این است. اگر ۱۱ نفر را در زمین فوتبال بریزیم که بهترین بازیکنان هم باشند، اما جای آنها و پستشان معین نباشد، آن رقابت و بازی، درست از کار درنمیآید.
شما به ظرفیتهایی که در روحانیت موجود است اشاره کردید؛ آیا در دولت برنامهریزی صورت گرفته که از این ظرفیتها در جهت حل مسائل استفاده شود؟
ما مرکز ارتباطات دولت و روحانیت، ارتباط سهلایه روحانیت با دولت را ترسیم کردیم. یک لایه، لایه بزرگان حوزه و مراجع عظام تقلید است که طبیعتاً هم رهنمودهایشان، هم توصیههایشان و هم نگاههایشان را منتقل میکنند و هم در جریان روند امور و پیشرفت کشور قرار میگیرند تا به هنگام، از فعالیتهای خوب و مثبت دولت دفاع و احیاناً کاستیها را گوشزد کنند.
لایه دیگر، صاحبنظران و نخبگان علمی و متخصصان حوزههای مختلف علوم انسانی در حوزههای علمیه هستند که آن لایه قدرتمند است؛ پیوند بین اینها و دولت در سطح وزارتخانهها، مدیران ارشد اجرایی، دستگاههای اجرایی و در سطوح استانها است.
یک بخش هم ارتباط انسانرسانههای حوزوی و بخش تبلیغی و فرهنگی حوزههای علمیه است که نیازهای فرهنگی را پاسخ بدهد و به مطالبات فرهنگی دولت هم توجه کند و در گفتوگوهای خودش با مردم تبیین کند که هر کدام از اینها برنامه خودش را میخواهد.
در حوزه علمیه ۱۷۸ نفر اقتصادخوانده دکتری و پستدکتری داریم
آن چیزی که مهم است و در شرایط موجود کمتر به آن توجه شده، این است که صاحبنظران حوزوی را در عرصههای مختلف و ظرفیتهای حوزوی را در عرصههای مختلف، برای دستگاههای اجرایی معرفی و بین آنها پیوند برقرار کنیم. در حوزه ۱۷۸ نفر اقتصادخوانده دکتری و پستدکتری داریم که میتوانند با هزینهای بسیار اندک به ظرفیت کارشناسی و اندیشهای کشور در مباحث اقتصادی کمک کنند.
مثلاً گزارشی از ظرفیتهای حوزههای علمیه در قلمرو دانش اقتصاد اسلامی - از دپارتمانهای پژوهشی و گروههای آموزشی در ردههای مختلف علمی، از کارشناسی تا ارشد و دکتری و به تعبیر حوزوی همترازهای آنها گرفته تا انجمنهای علمی، فارغالتحصیلان در مقاطع مختلف و نهادهای پژوهشی در حوزه اقتصاد اسلامی -تهیه و دستگاههای اندیشکدهای و پژوهشکدهای راهبردی در این حوزه را نیز معرفی و این گزارش را خدمت وزیر اقتصاد و دارایی ارائه کردم. برای او قابل توجه بود که چه تعداد گروه علمی آموزشی، علمی پژوهشی و چه اندیشکدههایی داریم که مطالعات راهبردی در حوزه اقتصاد انجام میدهند و انجمن اقتصاد اسلامی حوزه دارای چه وضعیتی است و چه تعداد عضو و ظرفیت دارد. به وزیر اقتصاد گفتم که در حوزه علمیه ۱۷۸ نفر اقتصادخوانده دکتری و پستدکتری داریم که این ظرفیت میتواند با هزینه بسیار اندک به ظرفیت کارشناسی و اندیشهای کشور کمک کند.
از طرف دیگر اکنون در حال ارسال یک طرح پیشنهادی، باز هم در حوزه اقتصادی هستم. آقای پزشکیان در جلسهای همین انتظار را مطرح میکرد که آقایانی که در اقتصاد اسلامی کار میکنند بیایند و بگویند ما که در تأمین منابع دولت با مشکل مواجه هستیم؛ این مشکل را چگونه حل کنیم و آنان چه راهحلی دارند؟ اتفاقاً آن روز کارگروه مسائل اقتصادی همین مرکز ارتباطات دولت و روحانیت نیز جلسه داشت. وقتی رسیدم، تقریباً نصف زمان جلسه گذشته بود. از تهران که برگشتم قم، به آقایان گفتم آقای رئیسجمهوری میگوید این آقایانی که در حوزه اقتصاد کار میکنند، بیایند به ما بگویند راهحل این وضعیت چیست؟ این موضوع مربوط به دوسه ماه پیش است. بعد از آن این موضوع در دستور کار قرار گرفت و ویراست هفتم آن آماده ارسال برای وزیر اقتصاد و دارایی شد که به عنوان «راهبرد ققنوس»، یک راهبرد ترکیبی است. در این طرح، عدهای از اندیشمندان حوزه اقتصاد اسلامی که همه آنان تحصیل کردگان قوی حوزوی و دانشگاهی و در حال ارائه یک راهکار هستند. اگر مسائل اجتماعی خودمان را عرضه کنیم ، میتوان از ظرفیت صاحبنظران حوزوی استفاده کرد.
امروز بحث شناور کردن نرخ ارز موافقان و مخالفان زیادی دارد. حالا که این اتفاق افتاده، چه باید کرد؟ چه حواشی و در کنار آن چه ویژگیهایی باید لحاظ شود تا این طرح موفق شود؟ مواردی از این دست وجود دارد که میتوان برای آنها از ظرفیت کارشناسی حوزه استفاده کرد. این کاری که برای کل این ارتباط در حوزه اقتصاد اسلامی و یک مسئله اقتصادی مثال زدم، در حوزه مسائل اجتماعی نیز قابل انجام است.
در حوزه مسائل جامعه، هفت کارگروه را در فاز یک در سال ۱۴۰۴ شکل دادیم و دلمان میخواست در سال ۱۴۰۵ سه کارگروه دارای اولویت دیگر نیز به آنها اضافه کنیم. «کارگروه اطلاعرسانی»، یکی از این کارگروهها است، چون ظرفیت حوزه در زمینه تولید و نشر محتوا خیلی زیاد است؛ «کارگروه تعلیم و تربیت عمومی»، «کارگروه علم و فناوری و نوآوری»، «کارگروه مسائل اجتماعی»، «کارگروه اقتصاد»، «کارگروه بینالملل» و «کارگروه فرهنگ» نیز از دیگر کارگروهها هستند. در برخی کارگروهها فعالیت بیشتری انجام شده است. در برخی از این کارگروهها ارتباط نزدیکتری با دستگاه اجرایی وجود دارد؛ مثل کارگروه بینالملل که معمولاً گفتوگوها بین معاونان وزارت امور خارجه و اعضای کارگروه برقرار میشود و جمعبندی نظرات نیز ارائه میشود.
طبیعتاً برخی از این نظرات پیشنهادی، محرمانه منتقل میشود و خیلی ثبت اسنادی نمیشود. کارگروه اجتماعی نیز از جمله کارگروههایی است که در حال انجام فعالیتهایی است و این کارگروهها در خدمت دولت هستند. مسیر ارتباطات و تعاملات دولت و روحانیت به طور کلی خیلی در حد مطلوب نبوده است. این موضوع را در یک جلسه که خدمت اعضای دولت بودم مطرح کردم. تشخیص و پیشفرضم این است که مناسبات در مطلوبترین وضع ممکن خودش نبوده است؛ نه اینکه مطلوبترین وضع آرمانی را در نظر بگیریم، بلکه حتی اگر مطلوبترین وضع ممکن را در نظر بگیریم، الان در آن وضعیت نیستیم.
برای این کار باید مقداری ارتباطات تقویت شود. در حوزه تعیین راهبردها و توصیههای کلان، حوزهها مشارکت میکنند و حتماً از این ظرفیت استفاده خواهد شد. در حوزه کارشناسیها باید کار مشترک بین حوزه و کارشناسان مرتبط در وزارتخانههایی که مربوط به حوزه علوم انسانی است انجام شود. در بخش رسانه نیز باید از ظرفیت حوزه استفاده شود و حوزه فرهنگی نیز ظرفیت بسیار خوبی دارد. اگر حداقل ۱۰۰ هزار انسانرسانه فعال حوزوی را شناسایی کنیم، میتوانیم به خوبی از ظرفیت آنان بهرهمند شویم. اگر به این افراد دادههای خوب، مستدل، روشمند و مستند داده شود، همکاری میکنند، اما اگر دادههای خطا از جای دیگری دریافت کنند، ممکن است اتفاقاً بعکس عمل کنند و نتیجه مطلوب حاصل نشود. این موضوع را به شورای اطلاعرسانی دولت و همچنین دوستان معاونت ارتباطات و فناوری اطلاعات هم گفتهام.
به نقش اطلاعرسانی و بهویژه انسانرسانهها و رسانهها اشاره کردید، اما مسئلهای که چندین سال است کشور درگیر آن شده، محدودیتهای فضای مجازی با عنوان «فیلترینگ» است؛ نظر حوزههای علمیه یا نظر روحانیت در این موضوع چیست؟
در حوزه علمیه نسبت به فیلترینگ دو نگاه وجود دارد؛ یک نگاه، که شاید اکثریت باشد، طرفدار محدودیت است و نگاه دیگری وجود دارد که میگوید باید کار دیگری کرد. البته مدیریت فضای مجازی امری عقلانی و پذیرفته شده است و نمیتوان بستر را برای هر محتوایی فراهم ساخت. ما مدعی هستیم پیام ایران اسلامی، پیامی است که با فطرت انسانی و آرمانهای انسانی سازگار و هدفش بهروزی انسان است. اگر فرآیند کار را درست طی کنیم، یعنی تولید محتوا، بستهبندی خوب محتوا و ساماندهی خوب محتوا در یک بخش انجام شود، بستر فعال و پرشتاب مناسب را فراهم کنیم و کنشگران رسانهای و رسانشگران را هم بعد از آن بگذاریم، نباید از فضای مجازی هراسناک باشیم.
الان که گاهی بیم داریم نسبت به برخی شرایط، ناشی از این است که یا دیتاها یا محتوای خوب را تولید نکردهایم یا بیشتر از آن، محتوای خوب را به زبان قابل ارائه تبدیل نکردهایم یا امکان رسانهای ما خیلی هنرمندانه، فعال و چابک نبوده است. برویم اینها را حل بکنیم. نمیگویم که دروازه را به کل باز کنیم و ذهن مردم را در اختیار هر بارش و هر فکری قرار بدهیم، اما بالاخره ما هستیم و جهان معاصر؛ ما هستیم و این دیواره کنترلکننده که روزبهروز در حال شکستن است. ما باید برویم فکر دیگری کنیم و روی آن سرمایهگذاری کنیم؛ حتی اگر شده دو تیم بشویم؛ تیمی برای بهسازی و استانداردسازی کار و تیمی هم برای کارهای دارای اولویت و اورژانسی.
جهان امروز جهانی نیست که بشود خیلی در آن دیوار کشید. این دیوارها روزی با تکنولوژی دیگری فرومیریزد. این حصارها با فناوریهای نو درهم شکسته میشوند. در گذشته به پزشک، به یک بزرگ خانواده، به یک بزرگ محله یا به یک روحانی مراجعه میکردند و هرچه میگفت، وحی منزل بود و میرفتند عمل میکردند. بعدها آمدند گفتند حالا خودمان برویم ببینیم چه گفته شده است؛ دو تا کتاب را بررسی میکردیم و بعد میرفتیم گوگل سرچ میکردیم. الان به هوش مصنوعی مراجعه میکنیم.
انسان امروز، انسان سال ۱۳۲۰ نیست، سال ۱۳۶۰ هم نیست، ۱۳۸۰ هم نیست؛ یک انسان دیگر است. با این انسان نمیشود فقط با دیوار و حصارکشی کار کرد. اتفاقاً باید شاهراههایی درست کرد، اما بر سر این شاهراهها باید انضباط وجود داشته باشد. این شاهراهها باید وسایل نقلیه ایمن در خود داشته باشند. وسیله نقلیه شاهراه ذهن من، دیتاهای خوب، دیتاهای مستند، دیتاهای قابل قبول و دیتاهای شکیل و زیبا را میپذیرد. کیفیت ارائه محتوا اهمیت دارد. شما شتاب، آیرودینامیک، استحکام و همه این موارد را در یک خودرو درست بکنید؛ اگر شکل نداشته باشد، طرف میرود سوار یک ماشین دیگر با آپشنها و خدمات، با امنیت کمتر، با شتاب کمتر، با ساعت کمتر و با سوخت بیشتر میشود و استفاده میکند و میگوید زیباست. بنابراین باید برای این موضوع فکر کنیم و محتوای خوب را به شکلی تولید، ساماندهی و عرضه کنیم که بتواند در شاهراههای ارتباطی امروز با انسان جدید ارتباط برقرار کند.
چگونه از ظرفیت مراجع، علما و حوزههای علمیه برای تقویت «اتحاد مقدس» به تعبیر رهبر شهید انقلاب و «انسجام ملی» به تعبیر رهبر معظم انقلاب میتوان استفاده کرد؟
روحانیت دستگاهی است که داعیهدار است پیام وحی، قرآن، انبیا و سیره و سنت انبیا و اولیا را در جامعه بگستراند. پیام انبیا، پیامی فطری، عقلانی و انسانی است. دین ما را دعوت میکند که همه به حبل الهی تمسک کنیم و به یک سخن مشترک برسیم. اگر یک حرف مشترک داریم، ۹۹ حرف مختلف و بر سر آن حرف مشترک به وحدت رسیدیم و پایبند ماندیم، آن ۹۹ حرف دیگر نیز آرامآرام ویراسته، پیراسته و مشترک میشود. امام راحل از مهمترین توصیههای خود را چه به روحانیت، چه به مسئولان، چه به مردم و چه به اقشار مختلف اجتماعی، به وحدت اختصاص دادند. یکی از پربسامدترین مفاهیم جامعهساز و جامعهپرداز در بیان امام راحل، وحدت بود. رهبری شهید و آقای پزشکیان به یک تحلیل از شرایط جامعه ایران در سال ۱۴۰۳ رسیده بودند؛ اینکه اگر جامعه ایران به سمت وفاق ملی و همبستگی اجتماعی حرکت نکند و اجازه داده شود شکافهای اجتماعی، گسلهای اجتماعی و گسستهای نسلی به این موضوع دامن بزنند، عاقبت خوبی نخواهد داشت؛ این تشخیص درستی بود و آقای پزشکیان نیز تا توانسته به تشخیص رهبر شهید وفادار مانده است. او با حوصله و بردباری عمل کرده است. هر کسی، ممکن است در مقابل برخی شعارها، پلاکاردها، کلیپها و توییتها موضعی نشان دهد، اما او بردباری و تحمل کرده است.
باید بدانیم اگر درون جامعه ما دردی وجود دارد، اگر در جسم جامعه ایرانی دردی هست، این درد را خود ما باید با همدلی و همفکری خودمان حل کنیم. دیگران از ما چیز دیگری میخواهند.
جهان امروز، جهانی است که سیاستمداران غدار بینالمللی بهوضوح ریشهکن شدن ملت ایران و نابودی ایران را مطالبه میکنند. در این شرایط، ملت ایران چه خوب فهمیده است باید گلایهمندیهای خود را کنار بگذارد و اجازه ندهد ریشه ایران و ایرانی را بکنند. ملت ایران مقاومت خواهد کرد و اجازه نخواهد داد این ریشه کنده شود. مسئولان و چهرههای سیاسی نیز باید مردم را الگو قرار دهند.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.