گزارشی از پیشهمایش ملی «زن در تاریخ محلی سیستان و بلوچستان»
از بازخوانی منابع تاریخی و حفظ میراث فرهنگی تا نقش زنان در اقتصاد محلی و توسعه منطقه
همایش «زن در تاریخ محلی ایران؛ پهنه سیستان و بلوچستان» فرصتی برای بازخوانی نقش زنان در تاریخ این منطقه، ثبت روایتهای کمتر شنیدهشده و مستندسازی تاریخ شفاهی، هنرها، مهارتها و آیینهای بومی است؛ میراثی ارزشمند که در پی تغییر سبک زندگی، مهاجرت و فاصله گرفتن نسلهای جدید از سنتها، بیش از گذشته در معرض فراموشی قرار دارد.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
طاهره جورکش، پژوهشگر اجتماعی، فعال حوزه زنان و عضو انجمن زنان پژوهشگر تاریخ نوشت: تاریخ زنان فقط روایت آنچه بر آنان گذشته نیست؛ روایت کارهایی است که کردهاند، دانشی که انتقال دادهاند و معیشتی که ساختهاند؛ سهمی که در روایتهای رسمی تاریخ کمتر دیده شده است. پیشهمایش ملی «زن در تاریخ محلی سیستان و بلوچستان» با همین دغدغه، ۲۱ مهرماه ۱۴۰۵ به همت انجمن زنان پژوهشگر تاریخ در وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی برگزار شد؛ نشستی که اجرای آن را شکوفه روحانی بر عهده داشت. دوازده سخنران، از تاریخنگاری و روایتهای شفاهی تا هنرهای بومی، آموزش دختران، اقتصاد خانوار و موانع حقوقی، در آن به این پرسش پرداختند که زنان این خطه در روایت رسمی تاریخ چه جایگاهی داشتهاند و امروز چگونه میتوان حافظه آنان را پشتوانه پژوهش و برنامهریزی کرد.
عاطفه مروی دکترای فلسفه از دانشگاه تهران مشاور وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی در امور زنان و خانواده
تاریخ هر سرزمین، تنها در اسناد و بناهای تاریخی آن خلاصه نمیشود؛ بلکه در روایتها، تجربههای زیسته و دانش بومی مردمانش نیز ریشه دارد. در این میان، زنان با نقشآفرینی در عرصههای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، سهمی ارزشمند در شکلگیری و انتقال میراث نسلها داشتهاند؛ سهمی که بازشناسی آن، دریچهای تازه به شناخت تاریخ و هویت هر منطقه میگشاید.
همایش «زن در تاریخ محلی ایران؛ پهنه سیستان و بلوچستان» فرصتی برای بازخوانی نقش زنان در تاریخ این منطقه، ثبت روایتهای کمتر شنیدهشده و مستندسازی تاریخ شفاهی، هنرها، مهارتها و آیینهای بومی است؛ میراثی ارزشمند که در پی تغییر سبک زندگی، مهاجرت و فاصله گرفتن نسلهای جدید از سنتها، بیش از گذشته در معرض فراموشی قرار دارد.

در این مسیر، همکاری انجمن زنان پژوهشگر تاریخ با وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی میتواند زمینه پیوند میان پژوهشهای دانشگاهی و اقدامات اجرایی را فراهم کند. شناسایی ظرفیتهای بومی، حمایت از پژوهشهای میدانی، ثبت تاریخ شفاهی زنان و تقویت مشارکت پژوهشگران و زنان صاحب دانش بومی، از جمله اقداماتی است که میتواند به حفظ و انتقال این میراث ارزشمند کمک کند.
معرفی درست میراث فرهنگی زنان، علاوه بر تقویت تاریخنگاری محلی و پاسداشت تنوع فرهنگی ایران، میتواند زمینهساز توسعه گردشگری فرهنگی و حمایت از هنرها و صنایعدستی بومی نیز باشد. بااینحال، ارزش این میراث فراتر از ظرفیتهای اقتصادی آن است؛ چراکه ثبت و بهرسمیت شناختن سهم زنان، بخشی جداییناپذیر از شناخت تاریخ اجتماعی هر سرزمین است.
امید است این همایش، نقطه آغاز همکاریهای مستمر میان نهادهای علمی و اجرایی باشد؛ همکاریهایی که از گفتوگو فراتر روند و به پژوهشهای مستند، اقدامات ماندگار و حفظ میراث فرهنگی زنان برای نسلهای آینده بینجامند.
زنان و روایت تاریخ؛ فعالیتها و اهداف انجمن زنان پژوهشگر تاریخ
آسیه آلاحمد، رئیس هیئت مدیره انجمن زنان پژوهشگر تاریخ، در آغاز پیشهمایش «زن در تاریخ محلی سیستان و بلوچستان» بر ضرورت بازشناسی تجربههای زیسته زنان و بازنگری در روایتهای تاریخنگارانه تأکید کرد. این روایتها، تحت تأثیر غلبه تاریخنگاری مرکزگرا، اغلب نتوانستهاند زندگی زنان و جوامع محلی را بهطور کامل بازتاب دهند. از این منظر، پیوند تاریخ زنان با تاریخ محلی فرصتی است برای آشکار شدن تجربهها و حافظههایی که کمتر در اسناد و روایتهای رسمی ثبت شدهاند؛ فرصتی که میتواند مسیرهای تازهای برای پژوهش تاریخی بگشاید. این رویکرد با اهداف انجمن زنان پژوهشگر تاریخ نیز پیوند دارد؛ انجمنی که در پی تقویت جایگاه تاریخ زنان در مطالعات تاریخی است.
او به برگزاری همایشهای محلی در مناطق مختلف کشور اشاره کرد و پیشهمایش سیستان و بلوچستان را گامی برای جلب توجه پژوهشگران به تاریخ زنان در بسترهای بومی دانست. آلاحمد از همراهی نهادهای علمی، فرهنگی و اجرایی در برگزاری آن نیز قدردانی کرد. او همچنین از برگزاری پیشهمایشی دیگر در ۱۸ آبانماه با موضوع «توانمندسازی زنان در سیستان و بلوچستان» و با مشارکت زنان کارآفرین خبر داد.
بازسازی تاریخ از حافظه زنان؛ ضرورت بازخوانی میراث فرهنگی سیستان و بلوچستان
سپس، دکتر محمدابراهیم زارعی، رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، در سخنانی با تأکید بر اهمیت روایتهای زنان در بازسازی تاریخ محلی، یادآور شد که بخش مهمی از تجربهها و دانستههای زنان در اسناد رسمی و کتابهای تاریخی ثبت نشده است. ، به گفته او، تاریخنگاریای که بر روایت شاهان و صاحبان قدرت تکیه دارد و بخشهای مهمی از زندگی مردم و نقش زنان را کمرنگ کرده است، می تواند توسط حافظه زنان و روایتهای آنان از مکانها، شیوههای زندگی و سنتهای بومی، در شناخت دقیقتر گذشته نقش مؤثری داشته باشد. وی با اشاره به تجربههای میدانی خود در سنندج، بر ضرورت ثبت روایتهای محلی زنان، بهویژه در سیستان و بلوچستان، تأکید کرد؛ روایتهایی که در صورت ثبتنشدن، ممکن است برای همیشه از دست بروند.
زارعی همچنین با اشاره به نقش زنان در هنر، قالیبافی، صنایع دستی و سفالگری کلپورگان، ثبت تجربهها و مهارتهای آنان را راهی برای شناخت تاریخ معاصر و دورههای پیشین این منطقه دانست. او با تأکید بر ضرورت تداوم این پژوهشها، آمادگی پژوهشگاه میراث فرهنگی را برای حمایت از مطالعات مردمنگاری، زبانشناسی و بررسی گویشهای منطقه در حد توان اعلام کرد.

زنان سیستان و بلوچستان؛ حافظان هویت ملی و سرمایه اجتماعی توسعه اقتصادی منطقه
سخنران بعدی دکتر فاطمه فریدی مجید، عضو هیئت علمی بنیاد ایرانشناسی، بود، که به نمایندگی از دکتر علیاکبر صالحی، رئیس بنیاد ایرانشناسی، در همایش حضور یافته بود، با تأکید بر جایگاه زنان سیستانی و بلوچ در تاریخ اجتماعی، فرهنگی و تمدنی ایران، آنان را فراتر از نقشهای خانوادگی، از کنشگران تاریخی، حافظان میراث فرهنگی و سرمایههای اجتماعی کشور دانست. او پیشینه تمدنی سیستان و بلوچستان، اهمیت هیرمند و هامون در حیات تاریخی منطقه و دشواریهای زیست در اقلیم آن را یادآور شد و استقامت زنان را راهبردی برای حفظ خانواده و انسجام اجتماعی توصیف کرد. به گفته وی، زنان این خطه با انتقال روایتهای حماسی، از جمله داستانهای شاهنامه، حفظ زبان و آیینهای بومی و استمرار سنتهای فرهنگی، در پاسداری از مرزهای معنوی ایران نقش داشتهاند؛ نقشی که در کنار فعالیتهای روزمره آنان، بخشی از حافظه تاریخی و هویت ملی کشور را شکل داده است.
فریدی مجید همچنین پوشش سنتی، سوزندوزی، قالیبافی و دیگر هنرهای زنان منطقه را جلوههایی زنده از پیوند میان فرهنگ بومی و میراث تمدنی ایران دانست. او با اشاره به پژوهشی درباره زنان پنج روستای مرزنشین، بر اهمیت تعلق مکانی و تمایل بالای ساکنان به ماندن در زادگاه خود، با وجود مشکلاتی همچون خشکسالی، ضعف زیرساختها و بیکاری، تأکید کرد. او به فعالیت زنان در صنایع دستی، کشاورزی معیشتی و صندوقهای خرد در حوزههایی مانند دامداری، پرورش طیور و زنبورداری نیز اشاره کرد و توسعه فرصتهای اقتصادی و پیوند دادن مهارتهای سنتی با فناوری و بازار را ضروری دانست. بازنمایی نقش خسرو و شیرین با پوشش بومی سیستان در دستبافتههای زنان را نمونهای معنادار از پیوند فرهنگی شرق و غرب ایران معرفی کرد و بر ضرورت تقویت پژوهشهای میدانی و مردمنگارانه، با حمایت بنیاد ایرانشناسی، تأکید ورزید. به باور او، زنان سیستانی و بلوچ باید نه صرفاً بهعنوان حافظان سنت، بلکه بهعنوان شرکای راهبردی توسعه پایدار شرق کشور شناخته شوند.
توانمندی؛ آنگونه که زندگی میشود
در ادامه برنامه ندا شمس، با روایت تجربه فعالیت خود در محلات حاشیهای زاهدان، در چارچوب پروژه توسعه جامعه محلی بنیاد توسعه کارآفرینی زنان و جوانان، بر ضرورت توجه به توانمندی زنان در متن زندگی واقعی و در مواجهه با موانع اجتماعی تأکید کرد. او توضیح داد که فعالیتهای این مجموعه از سال ۱۳۸۸ آغاز شده و از سال ۱۳۹۰ بر تشکیل گروههای خودیار و کارآفرین تمرکز داشته است؛ تقویت باور زنان به تواناییهای خود و فراهمکردن زمینه فعالیتهای جمعی، بخشی از مسیر توانافزایی آنان است. شمس برای نشاندادن معنای توانمندی در زندگی روزمره، روایت زنی بلوچ با نام مستعار «آمنه خانم» را بازگو کرد؛ زنی که با نظم، مسئولیتپذیری و پیگیری مستمر، آینده پنج فرزندش را در اولویت قرار داده بود و برای فراهمکردن فرصتهای بهتر برای آنان تلاش میکرد. به گفته او، دو فرزند آمنه خانم وارد دانشگاه شده بودند و خانواده با وجود دشواریها، برای ساختن آیندهای متفاوت تلاش میکرد.
شمس در ادامه روایت کرد که این خانواده با مانعی جدی روبهرو شد: ابطال شناسنامه همسر آمنه خانم و بروز مشکلات هویتی برای خانواده و فرزندانشان. همسر آمنه خانم که در کودکی از افغانستان به ایران مهاجرت کرده بود، با شناسنامه متعلق به کودکی دیگر که فوت کرده بود، زندگی میکرد؛ اما سالها بعد، پس از اقدام خواهر آن کودک برای ابطال شناسنامه، در حقیقت شناسنامه پدر خانواده باطل شد و آینده خانواده با دشواریهای تازهای مواجه شد. شمس با اشاره به کودکانی که برای دریافت شناسنامه از طریق مادر در انتظارند، تأکید کرد که توانمندی زنان تنها به تلاش فردی و تقویت مهارتها و اعتماد به نفس آنان محدود نمیشود؛ بلکه فراهمکردن بسترهای قانونی و اجتماعی برای برخورداری از حقوق اساسی نیز ضرورت دارد. او از حاضران خواست سهم خود را در تسهیل روند شناسنامهدار شدن این کودکان جدی بگیرند و یادآور شد که تلاش زنان هنگامی میتواند به تغییر پایدار منجر شود که با حمایت اجتماعی و اجرای مؤثر قوانین همراه باشد.

زنان سیستان در شاهنامه؛ بازتابی از قدرت و جایگاه زن در فرهنگ ایرانی
برنامه با بئاتریس سالاس، ایرانشناس و مترجم شاهنامه به زبان اسپانیایی، ادامه یافت؛ او با روایت تجربه آشنایی خود با شاهنامه فردوسی، از تأثیر شگرف این اثر بر نگاهش به فرهنگ و ادبیات ایران گفت. وی توضیح داد که نخستین مواجههاش با شاهنامه و داستانهایی چون رستم و سهراب، تجربهای شگفتانگیز بود؛ تجربهای که بهتدریج به علاقهای عمیق انجامید و مسیر زندگی او را به سوی شناخت ادبیات فارسی و معرفی آن در کشورهای دیگر هدایت کرد. سالاس با اشاره به جایگاه زنان در شاهنامه، تأکید کرد که زنان این اثر صرفاً شخصیتهایی حاشیهای نیستند؛ آنها صاحبنظرند، صدای خود را دارند و از قدرت و استقلال برخوردارند. او این تصویر را در مقایسه با برخی روایتهای ادبی دیگر، که در آنها زنان با محدودیتهای بیشتری روبهرو هستند، برجسته دانست.
او همچنین با یادآوری حادثهای در سیستان و بلوچستان، از تجربه مواجهه با همدلی و مهربانی مردم منطقه سخن گفت. به روایت او، پس از آنکه پدری همراه فرزندش در آب افتاد و در خطر قرار گرفت، مردم محلی برای یافتن و بیرون آوردن آنها تلاش کردند و این همراهی و پیوند انسانی، تأثیری عمیق بر او گذاشت. سالاس این تجربه را در کنار آنچه در شاهنامه درباره قدرت، عشق و جایگاه زنان دیده و آن را بخشی از شناخت خود از فرهنگ این سرزمین دانست. روایت او پیوندی میان ادبیات و زندگی برقرار میکرد؛ پیوندی که نشان میدهد شناخت فرهنگ یک جامعه، هم از خلال آثار ادبی آن و هم از راه تجربه مستقیم مهرورزی و همبستگی مردمش شکل میگیرد.
نقش زنان در حفاظت از میراث فرهنگی ناملموس و حافظه تاریخی سیستان و بلوچستان
پس از سالاس، دکتر فریده مجیدی خامنه، رئیس گروه مردمشناسی پژوهشگاه میراث فرهنگی، به جایگاه رفت؛ او در سخنرانی خود بر جایگاه زنان در حفظ، بازآفرینی و انتقال فرهنگ به نسلهای بعد تأکید کرد. زنان، به گفته او، از مهمترین حاملان فرهنگاند؛ آنان از طریق زبان مادری، لالاییها، قصهها، اسطورهها، ضربالمثلها، آدابورسوم و آیینهای خانوادگی، احساس تعلق و هویت فرهنگی را در نسلهای آینده شکل میدهند. این انتقال فرهنگی، از نگاه او، تنها به کلام محدود نیست؛ مهارتها و هنرهای بومی، از جمله سوزندوزی، حصیربافی، عروسکسازی و سفالگری نیز عرصههایی هستند که زنان در آنها دانش و تجربه زیسته خود را به بیان هنری تبدیل میکنند. این هنرها فراتر از جنبه تزیینی، بازتابی از پیوند زنان با محیط، جامعه و هویت فرهنگی منطقهاند و با خلاقیت آنان، میراث گذشته را به تجربهای زنده و پویا در زمان حال تبدیل میکنند.
او همچنین به نقش زنان در حفظ ادبیات شفاهی و موسیقی بومی، بهویژه لالاییها، ترانههای محلی و آیینهای سوگواری پرداخت. مجیدی خامنه با اشاره به دوبیتیها و سیتکها، توضیح داد که این اشعار اغلب بدون انتساب به شاعری مشخص، سینهبهسینه منتقل میشوند و در مراسم سوگواری، زنان با خواندن مویهها و همراهی در قالب پرسشوپاسخ، خاطره جمعی و شیوههای ابراز همدردی را زنده نگه میدارند. او دانش بومی زنان را فراتر از حوزه هنر و ادبیات دانست و به تجربههای مرتبط با کشاورزی پایدار، شناخت گیاهان دارویی و حفاظت از منابع طبیعی نیز اشاره کرد. در پایان، بر ضرورت شناسایی و حمایت از زنان حامل میراث ناملموس، مستندسازی دانش و تجربههای آنان، تقویت مطالعات مردمنگارانه و مشارکت دادن این زنان در برنامههای پاسداری و ثبت میراث فرهنگی تأکید کرد. او همچنین توجه به صنایع دستی بهعنوان بخشی از هویت فرهنگی و ساختار اقتصادی جوامع محلی را ضروری دانست و یادآور شد که حفاظت از این میراث و حمایت از حاملان آن، در تداوم فرهنگ و تحقق توسعه پایدار نقش دارد.
از تابآوری تا ثروتآفرینی؛ تحلیل الگوی مدیریت اقتصادی زنان در زیستبوم روستاهای سیستان و بلوچستان
دکتر حسن طایی، اقتصاددان و رئیس پیشین دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، سخنران بعدی بود که در سخنرانی خود با تمرکز بر الگوی مدیریت اقتصادی زنان در زیستبوم روستاهای سیستان و بلوچستان، تأکید کرد که فهم نقش زنان در این منطقه، بدون شناخت تاریخ، ساختار اجتماعی و واقعیتهای زندگی روزمره آنان ممکن نیست. او از سالها رفتوآمد و حضور میدانی خود در نقاط مختلف استان، از نصرتآباد تا زرآباد و از کوه خواجه تا مناطق دیگر، یاد کرد و گفت که تجربه زیستن در کنار مردم نشان میدهد که مفهوم زن، کار و مسئولیت اقتصادی او در سیستان و بلوچستان با بسیاری از مناطق دیگر تفاوت دارد. طایی با تکیه بر نگاه اقتصاد خرد، به نقش چندگانه زنان در خانوار اشاره کرد که مدیریت امور خانه، فعالیت اقتصادی بیرون از منزل برای تأمین نیازهای زندگی، تولید برای مصرف خانوار یا مبادله در بازار و حفظ پیوندهای خویشاوندی و همکاری میان نسلها از آن موارد بودند.
او همچنین بر اهمیت محاسبه ارزش اقتصادی کار خانگی زنان تأکید کرد؛ کاری که بخش مهمی از چرخه زندگی خانواده، از تأمین درآمد و آمادهکردن سفره تا حفظ سلامت و رفاه اعضای خانوار، بر آن استوار است، اما در محاسبات اقتصادی و ارزیابیهای رسمی بهسادگی دیده نمیشود.
طایی در ادامه، تابآوری زنان را در بستر بحرانهای پیدرپی منطقه بررسی کرد و از خشکسالی، محدودیتهای مرزی، جنگ و ناامنیهای تاریخی بهعنوان بخشی از شرایطی یاد کرد که زندگی جوامع محلی را در دورههای مختلف تحت تأثیر قرار دادهاند. او با اشاره به سازمان کار در خانوادههای روستایی و دامدار، تصویری از تقسیم مسئولیتها ارائه کرد که در آن زنان، افزون بر وظایف خانوادگی، بار قابلتوجهی از فعالیتهای تولیدی و معیشتی را نیز بر دوش میکشند؛ در حالی که سهم و جایگاه آنان همیشه متناسب با میزان کار و مسئولیتشان نیست. سخنان او در کنار برجستهکردن توان زنان برای حفظ زندگی و معیشت در شرایط دشوار، به تداوم خشونت و استثمار سنتی زنان در بخشهایی از جنوب و جنوبشرقی استان نیز اشاره داشت. از منظر این اقتصاددان، تابآوری زنان را نمیتوان صرفاً به تحمل دشواریها تقلیل داد؛ باید آن را در پیوند با توان مدیریت منابع، مشارکت در تولید، حفظ شبکههای اجتماعی و ظرفیت ثروتآفرینی آنان فهمید. پیام محوری سخنرانی او، ضرورت بهرسمیتشناختن نقش واقعی زنان در اقتصاد خانوار و جامعه محلی و توجه به شرایط تاریخی و اجتماعی آنان در هر تحلیل و برنامهریزی اقتصادی برای سیستان و بلوچستان بود.
گزارش دبیر علمی همایش «زن در تاریخ محلی ایران؛ پهنه سیستان و بلوچستان»
دکتر محبوبه شرفی دانشیار گروه تاریخ دانشکده علوم انسانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز و دبیر علمی همایش «زن در تاریخ محلی ایران» گزارش خود را این گونه اظهار داشت: همایش «زن در تاریخ محلی ایران» با هدف بازخوانی نقش، جایگاه و کنشگری زنان در تحولات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی ایران برگزار میشود؛ رویدادی علمی که میکوشد روایتهای کمتر شناختهشده از تاریخ زنان را با تکیه بر پژوهشها و منابع تاریخی بازشناسی کند.
استقبال پژوهشگران
در پی فراخوان علمی همایش، بیش از ۲۰۰ چکیده مقاله و ۱۸۰ مقاله کامل به دبیرخانه ارسال شده است؛ استقبالی که نشاندهنده اهمیت پژوهش درباره تاریخ زنان و ضرورت توجه به روایتهای محلی است.
اقدامات دبیرخانه علمی
راهاندازی سامانه «همایشنگار» برای ساماندهی دریافت و داوری مقالات و آغاز فرایند اخذ مجوز نمایهسازی از پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC)، از جمله اقدامات انجامشده در مسیر ارتقای کیفیت علمی این رویداد بوده است.
این همایش فرصتی ارزشمند برای گسترش مطالعات تاریخ محلی، بازشناسی سهم زنان در تاریخ ایران و توجه به میراث فرهنگی و تاریخی سیستان و بلوچستان است.
دبیرخانه علمی همایش از پژوهشگران، استادان، اعضای کمیته برگزاری و نهادهای همکار که در شکلگیری و پیشبرد این رویداد نقش داشتهاند، صمیمانه قدردانی میکند.
جایگاه و موقعیت زن در تاریخنگاری محلی سیستان
دکتر علی سالاری شادی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، سخنرانی خود را با موضوع «جایگاه و موقعیت زن در تاریخنگاری محلی سیستان» به بررسی بازتاب زنان در دو اثر تاریخی، «تاریخ سیستان» و «احیاءالملوک»، پرداخت و نشان داد که در این منابع، زنان نهتنها از روایت تاریخی حذف نشدهاند، بلکه در بخشهای مختلف کتابها، نام و نقش آنان در کنار مردان ثبت شده است. او با اشاره به کاربرد واژههایی مانند «مردمان» در «تاریخ سیستان» توضیح داد که این تعبیرها الزاماً به مردان اشاره ندارند و زنان را نیز دربرمیگیرند. به گفته او، در بخشهایی از این اثر، زن و مرد در برخورداری از ویژگیهایی چون پاکیزگی و دانشدوستی در کنار یکدیگر قرار میگیرند و حتی در روایتهایی درباره حضرت آدم و حضرت شیث، از حوا و زنان نیز نام برده میشود. سالاری شادی همچنین به شیوه تاریخنگار در ثبت نام زنان در کنار شخصیتهای تاریخی اشاره کرد و گفت این ویژگی، در مقایسه با برخی سنتهای تاریخنگاری که کمتر به نام زنان میپرداختند، اهمیت دارد. در ادامه، وی با استناد به کتاب «احیاءالملوک»، نوشته ملکشاه حسین سیستانی، یادآور شد که در شرح احوال حاکمان سیستان، نام دختران و پسران هر دو ذکر شده و شمار نامهای زنان در این کتاب قابل توجه است.
بخش دیگری از سخنرانی سالاری به روایتهایی اختصاص داشت که تصویر روشنتری از موقعیت زنان و حدود حمایت از آنان در جامعه تاریخی سیستان ارائه میکنند. او همچنین با نقل داستانی از یعقوب لیث صفاری گفت که در آن، مردی از آزار دخترش به دست یکی از سرهنگان شکایت میکند و یعقوب برای دادخواهی او اقدام میکند؛ روایتی که از نگاه سخنران، نمونهای از تأکید بر حمایت از زنان در برابر تعدی صاحبان قدرت است. او در عین حال تأکید کرد که حضور زنان در منابع تاریخی را نباید به معنای نبود تبعیض یا دشواری در زندگی آنان دانست. اشاره به طلاقهای اجباری و سقط جنین در برخی روایتهای «احیاءالملوک» نشان میدهد که زنان، همچون دیگر جوامع سنتی، در معرض فشارهای خانوادگی، اقتصادی و اجتماعی قرار داشتهاند.
وی همچنین به کاربرد عنوانهایی چون «بیبی» در نام زنان در این منابع اشاره کرد و آن را بخشی از شیوه بازتاب هویت آنان در متون تاریخی دانست. به گفته او، منابع تاریخی محلی سیستان تصویری چندوجهی از جایگاه زنان ترسیم میکنند. از یک سو، نام و حضور زنان در کنار مردان و نقش آنان در زندگی اجتماعی و خانوادگی در این منابع بازتاب یافته است؛ از سوی دیگر، نشانههایی از محدودیتها و فشارهایی که زنان با آن روبهرو بودهاند، دیده میشود. از این رو، مطالعه این منابع فرصتی برای شناخت دقیقتر موقعیت زنان در تاریخ سیستان فراهم میکند؛ موقعیتی که نه میتوان آن را آرمانی و عاری از تبعیض دانست و نه می توان با نادیده گرفتن شواهد تاریخی، یکسره در چارچوب محرومیت و فرودستی توضیح داد.
زنان رزمآور ایران؛ از پهنه زابلستان تا مدائن
پریسا سیمینمهر، دانشآموخته ادبیات فارسی و تاریخ ایران، در قالب نقالی برنامه را ادامه داد؛ او در نقالی خود بخشهایی از روایتهای حماسی شاهنامه فردوسی را با محوریت زنان جنگاور بازگو کرد. وی از زنانی چون بانو گردیه، خواهر بهرام چوبین، گفت؛ زنانی که در روایتهای حماسی، در مواجهه با دشمن و در بزنگاههای سرنوشتساز، نقشی فراتر از جایگاههای معمول زنان در جامعه زمانه خود بر عهده میگیرند.
در روایت گردیه، شجاعت با خرد و تدبیر همراه است. او در برابر سپاه دشمن، هم آمادگی رویارویی دارد و هم میکوشد با سنجیدن موقعیت، راهی برای بازگشت سپاه و جلوگیری از جنگ بیابد. نقالی سیمینمهر با بازآفرینی روایتهای شاهنامه، بر جایگاه زنان بهعنوان کنشگرانی اثرگذار در متن حماسه ملی ایران تأکید کرد؛ زنانی که نه در حاشیه قهرمانان مرد، بلکه در کانون تصمیمها و رویاروییهای سرنوشتساز قرار دارند. این روایتها، با برجستهکردن دلاوری، خردمندی و نقش زنان در دفاع از سرزمین، جلوهای از حضور و اثرگذاری آنان را در میراث حماسی فردوسی به تصویر میکشد.
نقش زنان سیستان و بلوچستان در صیانت، بازتولید و انتقال میراث فرهنگی ناملموس
در ادامه، دکتر مژگان اسماعیلی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی و عضو انجمن زنان پژوهشگر تاریخ، سخنان خود را آغاز کرد؛ او در سخنرانی خود بر نقش محوری زنان سیستان و بلوچستان در حفظ و انتقال میراث فرهنگی ناملموس تأکید کرد؛ میراثی زنده که در هنرهای بومی، ادبیات شفاهی، آیینها و دانش نسلبهنسل منتقلشده شکل میگیرد. او با اشاره به سوزندوزی بلوچی، خامهدوزی سیستانی و سفالگری کلپورگان، توضیح داد که این هنرها صرفاً صنایع دستی نیستند، بلکه حامل نشانههای هویتی، دانش بومی و حافظه تاریخی جوامع محلیاند.
برای نمونه، سوزندوزی بلوچی با شمارش تار و پود و بدون طراحی قبلی روی کاغذ شکل میگیرد و از مادر به دختر منتقل میشود؛ در خامهدوزی سیستانی نیز برخی نقشمایهها پیوندهایی با الگوهای کهن، از جمله آثار شهر سوخته، دارند. اسماعیلی همچنین بر اهمیت نقش زنان در حفظ ادبیات شفاهی، از لالاییهای بلوچی یا «لولو» گرفته تا سوگسراییها، ترانهها و داستانهایی که در دورهمیهای خانوادگی روایت میشوند، دست گذاشت. به گفته او، این بیانهای شفاهی تنها وسیله انتقال احساسات نیستند، بلکه ارزشها، خاطره جمعی و تجربه زیسته نسلهای پیشین را نیز به نسلهای بعد میرسانند.
اسماعیلی در ادامه، از تهدیدهایی سخن گفت که تداوم این میراث را دشوار کردهاند؛ از گسترش کالاهای ماشینی و کمکیفیت و نقش واسطهها در تضعیف اقتصاد تولیدکنندگان بومی گرفته تا کاهش تمایل نسل جوان به آموختن مهارتها و روایتهای گذشتگان. او تأکید کرد که پاسداری از میراث ناملموس نباید به ستایش گذشته محدود بماند، بلکه به حمایت عملی از زنانی نیاز دارد که این میراث را زنده نگه داشتهاند. تشکیل تعاونیهای زنجیرهای زنان روستایی برای کاهش وابستگی به واسطهها، بهرهگیری از بسترهای مجازی برای معرفی محصولات، ثبت نشانهای ملی و بینالمللی برای هنرهای بومی و ایجاد مرکزی برای گردآوری، ضبط و دیجیتالسازی روایتها و دانش شفاهی، از جمله پیشنهادهای او بود. او همچنین بر ضرورت آموزش این میراث در مدارس و دانشگاهها و ایجاد کانونهای فرهنگی تأکید کرد. به باور او، حفاظت از میراث فرهنگی ناملموس زمانی امکانپذیر است که زنان نه فقط بهعنوان حاملان سنت، بلکه بهعنوان صاحبان دانش، تولیدکنندگان هنر و مشارکتکنندگان اصلی در تصمیمگیریهای مربوط به حفظ و تداوم این میراث به رسمیت شناخته شوند.
نخستین مدارس و تشکلهای اجتماعی-سیاسی زنان در سیستان و بلوچستان
دکتر نصرتخاتون علوی، سخنران بعدی، عضو هیئت علمی گروه تاریخ و مردمشناسی دانشگاه ولایت ایرانشهر و عضو انجمن زنان پژوهشگر تاریخ و دبیر اجرایی انجمن زنان پژوهشگر تاریخ در منطقه سیستان و بلوچستان بود که با تمرکز بر آموزش زنان و شکلگیری نخستین مدارس دخترانه و تشکلهای اجتماعی و سیاسی در سیستان و بلوچستان، بر ضرورت بازخوانی بخش کمتر دیدهشده تاریخ محلی تأکید کرد. او با تکیه بر اسناد تاریخی و تجربه زیسته خود، یادآور شد که آموزش دختران پیش از تأسیس مدارس نوین، از مسیرهایی چون مکتبخانهها و انتقال مهارتهای بومی جریان داشت؛ سوزندوزی و سفالگری نیز افزون بر جنبه هنری، زمینهای برای انتقال دانش هندسی، شناخت مواد و نقشمایهها و حفظ حافظه تاریخی از نسلی به نسل دیگر بودند. با آغاز مدرسهسازی در دوره پهلوی، به گفته او، مسیر آموزش رسمی دختران بهتدریج در منطقه گشوده شد، اما بیاعتمادی برخی خانوادهها به دولت، نبود تمایل کافی به تحصیل دختران، فقر، ضعف زیرساختها و پراکندگی سکونتگاهها، گسترش آموزش را با دشواری روبهرو کرد. بررسی اسناد نشان میدهد که مدارس دخترانه در نقاط مختلف استان با فاصله زمانی قابلتوجهی شکل گرفتند؛ روندی که هم کندی توسعه آموزش رسمی را نشان میدهد و هم ضرورت پژوهش درباره نخستین آموزگاران و مدیران زن منطقه را برجسته میکند.
علوی در بخش دیگری از سخنانش به شکلگیری انجمنهای خیریه و نهادهای اجتماعی زنان از دهه ۱۳۲۰ و سپس تأسیس سازمان زنان ایران در زاهدان در دهه ۱۳۴۰ پرداخت. او با اشاره به اسناد انجمن خیریه بانوان زاهدان نشان داد که، با وجود عنوان زنانه این تشکل، بیشتر اعضای آن مرد بودند؛ موضوعی که به گفته او با محدودیت حضور زنان در مناصب اداری و کمبود منابع مالی آنان ارتباط داشت. همچنین روایت تأسیس نهادهای حمایتی و سازمان زنان، از جمله حضور محدود زنان بومی در ساختارهای اولیه، تصویری از فرصتها و محدودیتهای مشارکت اجتماعی زنان در آن دوره به دست میدهد. به اعتقاد او، تاریخ زنان سیستان و بلوچستان را نمیتوان روایتی یکدست و تعمیمیافته دانست؛ تفاوتهای منطقهای و فرهنگی و تجربههای متنوع زنان باید در پژوهشهای تاریخی دیده شود. از این منظر، اسناد رسمی در کنار روایتهای شفاهی، خاطرات، اشعار و سنتهای محلی میتوانند بخشهای مغفولمانده تاریخ اجتماعی را روشن کنند و شناخت دقیقتری از گذشته در اختیار پژوهشگران و برنامهریزان امروز قرار دهند.
شناخت گذشته زنان؛ ضرورتی برای برنامهریزی آینده سیستان
سخنران پایانی همایش ژیلا میرمرادزهی، مدیرکل دفتر امور زنان و خانواده استانداری سیستان و بلوچستان، بود. او در سخنان خود با تأکید بر ضرورت بازخوانی تاریخ محلی سیستان و بلوچستان، یادآور شد که تاریخ یک سرزمین را نمیتوان تنها در روایت حکومتها و جنگها خلاصه کرد؛ زندگی اجتماعی و اقتصادی مردم، بهویژه زنان، بخش مهمی از این تاریخ است که کمتر در اسناد رسمی ثبت شده است.
او روایتهای شفاهی، داستانها، اشعار، لالاییها و سنتهای بومی را منابعی ارزشمند برای شناخت تجربه زیسته مردم دانست و تأکید کرد که به دلیل تنوع قومی و فرهنگی استان، نمیتوان درباره زنان سیستان و بلوچستان تصویری یکسان و فراگیر ارائه داد؛ شناخت دقیقتر، مستلزم توجه به تفاوتهای منطقهای و شرایط خاص هر جامعه است.
میرمرادزهی هدف از پرداختن به نقش تاریخی زنان را فراتر از شناخت گذشته دانست وآن را ضرورتی برای برنامهریزی امروز و آینده عنوان کرد. به گفته وی، در شرایطی که بخشی از منابع مکتوب درباره سیستان و بلوچستان به دست سفرنامهنویسان و مأموران غیربومی، از جمله انگلیسیها، نوشته شده است، گردآوری روایتهای معتبرتر از مردم بومی و زنان استان اهمیت ویژهای دارد. او با اشاره به نقش زنان در انتقال فرهنگ از نسلی به نسل دیگر، ابراز امیدواری کرد که پژوهشهای همایش بتوانند تصویری دقیقتر و چندوجهی از سهم زنان در عرصههای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ارائه دهند؛ تصویری که علاوه بر روشنکردن بخشهای کمتر شناختهشده تاریخ، پشتوانهای برای تصمیمگیری و طراحی برنامههای مؤثرتر در حوزه زنان و دختران استان باشد.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.