آخرین جزییات قتل ۵ نفر در پونک / چگونه راز قاتل کشف شد؟
تیزهوشی بازپرس جنایی در مواجهه با یک دادخواست طلاق ساختگی و نامههای فریبنده، اسرار مرد جوانی که ۵عضو خانوادهاش را به قتل رسانده بود فاش کرد. پروندهای که با کشف ۵جسد از عمق چاه ۲۵متری در پونک به سرانجام رسید.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
تیزهوشی بازپرس جنایی در مواجهه با یک دادخواست طلاق ساختگی و نامههای فریبنده، اسرار مرد جوانی که ۵عضو خانوادهاش را به قتل رسانده بود فاش کرد. پروندهای که با کشف ۵جسد از عمق چاه ۲۵متری در پونک به سرانجام رسید.
صبح روز چهارشنبه، محله پونک تهران صحنه عملیاتی نفسگیر و هولناک بود. خودروهای پلیس آگاهی و آتشنشانی یکی پس از دیگری در برابر ساختمانی در خیابان فکوری توقف کردند و به همراه مرد جوانی که دستبند بهدست داشت، وارد ساختمان شدند تا اجساد اعضای خانواده این مرد را که در 2چاه عمیق مدفون بود، خارج کنند؛ عملیات بعد از 48ساعت با پیداشدن اجساد 3زن و 2مرد از عمق ۲۵متری 2چاه حفرشده در کف پارکینگ ساختمان، پایان یافت. اجساد همگی داخل نایلونهای ضخیم مشکی پیچیده شده و هرکدام جداگانه درون گونیهای دربسته قرار گرفته بودند تا راز مرگ آنها هرگز فاش نشود. اما پشت پرده این جنایت هولناک چه بود؟
گزارش گمشده
آغاز این پرونده پیچیده به حدود یک سال و نیم قبل بازمیگردد؛ زمانی که زن جوانی به دادسرای جنایی تهران رفت و از ناپدیدشدن ناگهانی شوهرش به نام محمدرضا خبر داد. او به بازپرس گفت: ما 2 فرزند داریم و وضعیت مالیمان بسیار خوب است. مدتی بعد از گمشدن شوهرم، پیامی از او دریافت کردم مبنی بر اینکه به ترکیه رفته است، اما مطمئنم حادثهای برایش رخ داده؛ چراکه ممکن نبود ما را رها کند.
شروع تحقیقات
با دستور قاضی حسین گودرزی، بازپرس شعبه ششم دادسرای جنایی پایتخت، تیمی از کارآگاهان اداره چهارم پلیس آگاهی وارد عمل شدند. نخستین بررسیها حاکی از آن بود که مرد گمشده اصلا از مرز خارج نشده است. درحالیکه تحقیقات ادامه داشت، همسر محمدرضا بار دیگر با مدارکی جدید به دادسرا رفت. او گفت: از سوی دادگاه خانواده برای من دادخواست طلاق ارسال شده است! شوهرم بدون هیچ مشکلی چطور ممکن است درخواست جدایی داده باشد؟
هوشیاری بازپرس
این اتفاق شک بازپرس جنایی را دوچندان کرد. بررسیها نشان داد وکیلی با یک وکالتنامه به دادگاه مراجعه کرده و از طرف محمدرضا دادخواست طلاق داده است. همزمان نامههایی به اسم محمدرضا به دادسرا ارسال شد با این مضمون: «به خاطر بدهیهای مالی سنگین قصد خروج غیرقانونی از کشور را دارم. هیچکس در غیبت من نقشی ندارد و میخواهم همسرم را طلاق دهم، پرونده را مختومه کنید.»
این نامهها با هدف اثبات زندهبودن محمدرضا فرستاده شده بود، اما بازپرس جنایی که حدس میزد احتمالا محمدرضا به قتل رسیده است و همه این نامهها از سوی قاتل ارسال شده، دستور تحقیقات درباره سایر اعضای این خانواده را صادر کرد. کارآگاهان در ادامه با حقیقتی تکاندهنده روبهرو شدند؛ مادر، 2خواهر و برادر دیگر محمدرضا نیز از ماهها قبل ناپدید شده بودند.
محمدرضا 2برادر دیگر هم داشت که طبق تحقیقات انجامشده در ماههای اخیر بسیار ثروتمند شده بودند. هر دوی آنها بازداشت شدند و رامتین اعتراف کرد که اعضای خانوادهاش را به قتل رسانده است.
کشتم تا صاحب اموال شوم
رامتین حدودا 40ساله، مجرد و در زمینه خرید و فروش خودرو فعالیت داشته است. او قاتل اصلی اعضای خانوادهاش است تا بتواند میراث پدر مرحومش را تصاحب کند.
انگیزهات از کشتن اعضای خانوادهات چه بود؟
پس از فوت پدرم در سال ۱۴۰۱، سر تقسیم ارثیه با خانوادهام به اختلاف خوردم. آنها میگفتند من آدم سر بهراهی نیستم و سهم ارثم را نمیدادند. مرا از خانه بیرون کردند و مدتی در پارک و سپس در یک اتاقک در پارکینگ زندگی میکردم؛ درحالیکه پدرم ثروت بسیار زیادی داشت. او چند ملک و مغازه در غرب تهران داشت و فکر میکنم ارزش اموالش به میلیونها دلار برسد.
جنایتها را چطور انجام دادی؟
در یک روز 4 نفرشان را کشتم. ابتدا خواهرم و برادرم را به بهانهای جداگانه سوار خودروام کردم و با شلیک گلوله کلت کمری به قتل رساندم و اجسادشان را به اتاقک پارکینگ بردم. بعد به طبقه بالا رفتم و مادرم و خواهر دیگرم را با روسری خفه کردم.
نفر پنجم چهکسی بود؟
محمدرضا. نمیخواستم او را به قتل برسانم. به همه گفتم که مادر و 2 خواهر و برادر دیگرم به خارج از کشور مهاجرت کردهاند، اما محمدرضا شک کرده بود و مدام پیگیری میکرد. من او را هم کشتم.
چرا اجساد را در 2چاه جداگانه دفن کردی؟
قبل از قتل محمدرضا، مقنی آورده بودم و چاهی ۲۵متری در پارکینگ کندم و 4جسد اول را داخل آن انداختم. بعد از اینکه مجبور شدم محمدرضا را هم بکشم، مقنی دیگری آوردم تا چاه دوم را حفر کند و جسد او را در چاه دوم انداختم.
چرا آخرین برادرت یعنی مسعود را به قتل نرساندی؟
او در قتلها نقشی نداشت اما از ماجرا بیخبر نبود و میدانست که من 5نفر را کشتهام. او فقط در زمینه سندسازی و فروش اموال با من همکاری کرد و به همین دلیل کاری با او نداشتم. من و مسعود با اسناد و وکالتنامههای جعلی املاک را فروختیم و تبدیل به سکه و طلا کردیم. داخل دیوار پارکینگ یک گاوصندوق مخفی جاسازی کرده بودم و اموال را آنجا نگه میداشتم.
سناریوی ارسال نامهها و درخواست طلاق نقشه چهکسی بود؟
نقشه خودم بود. همسر محمدرضا تنها کسی بود که رفتن آنها به خارج را باور نکرد و موی دماغ ما شده بود. میخواستم اینطوری بیخیال پیگیری پرونده شود.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.