|

روزنامه خراسان بررسی کرد: مختصات مثبت و آسیبهای تجمعات خیابانی

حضور در میدان بدون تردید برخاسته از خالص‌ترین انگیزه‌های دفاع از کشور است؛ اما در ساحت کنش اجتماعی، نیت خیر به‌تنهایی ضامن اثرگذاری مثبت نیست. این پرسش بنیادین و صریح را باید پیش روی خود بگذاریم: وقتی صدای بلندگوها تا پاسی از شب، خواب را از چشم بیماری در خانه‌های مجاور می‌گیرد، یا وقتی راه‌اندازی شتاب‌زده کاروان‌های خودرویی گره‌های کور ترافیکی می‌سازد و راننده‌ای خسته از کار روزانه را در ترافیک کلافه می‌کند، چه تصویری از این تجمعات در ذهن شهروندان شکل می‌گیرد؟

روزنامه خراسان بررسی کرد: مختصات مثبت و آسیبهای تجمعات خیابانی

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

تجمعات شبانه، حکم «تنگه احد» دفاع روانی و ملی ما در برابر متجاوزان خارجی را دارد و تا زمانی که سایه تهدید نظامی بر سر این سرزمین است، باید شاهد تداوم این حضور مردمی در میدان باشیم. اما در راستای همین ضرورت استمرار است که آسیب‌شناسی این تجمعات ضرورت پیدا می‌کند تا از مسیر اهداف اولیه شامل انسجام اجتماعی، همدلی و تکثر حضور مردمی که با هر دیدگاه سیاسی، اعتقادی و پوشش و سبک زندگی دل در گرو ایران دارند، خارج نشود.

 تداوم این حرکت بزرگ مستلزم آن است که تجمعات از حالت یک مناسک مکانیکی فراتر رود، به یک جریان زنده، خلاق و بالنده بدل شود که جذب حداکثری داشته باشد. 

ماندن در خیابان ضروری است و بازنگری شکل آن ضروری‌تر 

دویست شب حضور در خیابان‌ها و میدان‌های شهر، دیگر فقط یک گردهمایی ساده یا یک واکنش احساسی و گذرا نیست. این شب‌ها نشان داد که جامعه ایران توانسته است از دل روزهای سخت، یک تجربه اجتماعی ماندگار خلق کند. در نگاه عده‌ای شاید وقت خالی شدن خیابان‌ها و عادی‌سازی ظاهری باشد؛ اما واقعیت این است که قدرت واقعی یک کشور در همین وفاداری، پایداری و پیوند عمیق مردم با یکدیگر معنا پیدا می‌کند؛ چراکه این حضور شبانه نقشی حیاتی در امنیت ملی دارد.

وقتی خیابان زنده و بیدار است، دشمن در محاسبات خود برای ضربه زدن به کشور دچار تردید و سردرگمی می‌شود، چرا که می‌بیند جامعه منسجم است و پشتوانه مردمی فراگیر و قدرتمندی دارد. این شبکه‌های مردمی حتی مانع از شکل‌گیری ناامنی می‌شوند و از طرفی، دست دیپلمات‌های کشور را هم در میدان گفت‌وگوهای سیاسی پر می‌کنند. از همه مهم‌تر، وقتی مردم حس می‌کنند حضورشان در سرنوشت کشور اثر دارد، امید، همدلی و روحیه جمعی میان آنان زنده می‌ماند. اما دقیقاً به دلیل همین ارزش و اهمیت حیاتی است که نباید اجازه داد این حرکت ارزشمند آسیب ببیند یا اثرگذاری خود را از دست بدهد. دفاع از تداوم این گردهمایی‌ها هرگز به معنای چشم‌پوشی بر ضعف‌ها و ایرادها نیست؛ بلکه برعکس، اگر می‌خواهیم این چراغ روشن بماند و مردم خسته و دلزده نشوند، باید شجاعانه به نقد خود بپردازیم. این تجمعات اگر با درک درست از شرایط جامعه، احترام به حقوق همسایگان و بازنگری در شیوه‌های اجرا همراه نشود، آرام‌آرام به یک رفتار تکراری و فرسایشی تبدیل خواهد شد. 

میدان چگونه جذابیتش را از دست می‌دهد؟

برای درک بهتر چالش‌های پیش‌روی حضور مردم در خیابان، باید سری به علوم انسانی بزنیم و پدیده‎هایی چون «خستگی مخاطب» و «تحلیل رفتن اقتصاد» را مرور کنیم؛ وضعیتی که طی آن، تکرار مداوم شعارها و برنامه‌های یکدست و فاقد نوآوری، به‌تدریج نیروی محرکه اولیه را می‌گیرد و مانع حضور فراگیر و متکثر مخاطب می‌شود. اگر میدان در شهرها طراوت خود را از دست بدهد و صرفا به تکرار چند کلیشه صوتی بدل شود، آرام‌آرام انرژی جامعه مخاطبش یعنی همه مردم با هر نوع تفکر، پوشش و سبک زندگی تحلیل می‌رود و خیابان که قرار بود بازتاب‌دهنده نبض زنده مقاومت جامعه ایران باشد، فقط برای طیف خاصی که بیشتر گردانندگان برنامه‌ها هستند، جذاب خواهد ماند. 

وقتی نیت خیر، مخل آسایش همسایگان می‌شود

حضور در میدان بدون تردید برخاسته از خالص‌ترین انگیزه‌های دفاع از کشور است؛ اما در ساحت کنش اجتماعی، نیت خیر به‌تنهایی ضامن اثرگذاری مثبت نیست. این پرسش بنیادین و صریح را باید پیش روی خود بگذاریم: وقتی صدای بلندگوها تا پاسی از شب، خواب را از چشم بیماری در خانه‌های مجاور می‌گیرد، یا وقتی راه‌اندازی شتاب‌زده کاروان‌های خودرویی گره‌های کور ترافیکی می‌سازد و راننده‌ای خسته از کار روزانه را در ترافیک کلافه می‌کند، چه تصویری از این تجمعات در ذهن شهروندان شکل می‌گیرد؟ آیا می‌توان با برهم زدن آرامش یک خانواده، آن‌ها را به همبستگی ملی دعوت کرد؟ اگر میدان نتواند مهربانی و درک متقابل خود را به نمایش بگذارد، ناخواسته بذر گلایه و دافعه می‌کارد. با بازگشایی مدارس، احترام به زیست شبانه شهروندان و خاموش شدن زودتر سیستم‌های صوتی، نشانه بلوغ اخلاقی مردمی است که ماه‌ها برای وطن و هموطن در خیابان بودند.  

کسبه مجاور، شریکان صبور میدان

نکته دیگری که نیازمند توجه فوری است، وضعیت اصناف و مغازه‌دارانی است که در همسایگی این تجمعات روزگار می‌گذرانند. در این تنگنای سخت معیشتی، دخل یک کاسب خرد تمام تکیه‌گاه مالی خانواده اوست. بسته‌شدن معابر پیاده‌رو، ازدحام کور جلوی دهانه مغازه‌ها یا رفت‌وآمدهای پرتنش، صدای زیاد صوت که مانع از کسب و کار کافه‌ها، رستوران‌ها و... می‌شود، در عمل امکان دادوستد عادی را از خیلی از بازاریان سلب می‌کند. ایستادگی پای وطن نباید با قربانی شدن معیشت هموطنان رقم بخورد. کسبه‌ای که ماه‌هاست صبورانه سنگینی بار این تجمعات را تحمل کرده‌اند، نیازمند دیده‌شدن با مشورت گرفتن درباره زمان و کیفیت برنامه‌ها و سپاسگزاری عملی هستند؛ نه آن‌که حس کنند در نقشه حضور خیابانی، منافع و بقای شغلی آن‌ها به فراموشی سپرده شده است.

[تجمعات خیابانی ادامه پیدا کند یا نکند؟/ بررسی محتصات مثبت و آسیبهای آن]

حق کودکی در هیاهوی بزرگ‌ترها

شاید خاص‌ترین حلقه این زنجیره دویست‌روزه، کودکان و نوجوانانی باشند که دست در دست والدین به خیابان‌ها می‌آیند. کودک امروز، سرباز و سازنده فردای ایران است؛ اما میدانِ خیابان نباید برای او به محیطی فرساینده، خسته‌کننده و آکنده از اصوات تکراری بدل شود. ماندن تا نیمه‌های شب در خیابان، افت تحصیلی در روزهای مدرسه، اختلال در خواب و محروم ماندن از نشاط و بازی کودکی، خاطره‌ای تلخ از دفاع ملی در روان کودک ثبت می‌کند. 

وقتی بیلان‌کاری روح میدان را می‌بلعد

در کنار آسیب‌های اجرایی و ضرورت‌های اصلاح روش، بزرگ‌ترین خطری که آینده این حرکت دویست‌روزه را تهدید می‌کند، «اداری‌سازی» و افتادن در دام بیلان‌سازی سازمان‌هاست. اداراتی و نهادهایی که ممکن است برای پوشاندن ضعف‌های خود در خدمت‌رسانی به مردم، ظرفیت خود را معطوف به نمایش حضور در میدان آن‌هم با سازوکار اجبار کنند. این اجتماعات شبانه با همه ضعف‌هایی که به آن پرداختیم، اگر توانست دویست شب سرپا بماند، به خاطر جوشش مردمی، اخلاص فردی و ماهیت کاملاً مردمی آن بود. هرجا پای بخشنامه‌های دولتی، سهمیه‌بندی نیروها برای پر کردن قاب دوربین، نصب بنرهای سازمانی و رقابت نهادها برای ارائه گزارش عملکرد به میان بیاید، اصالت میدان ذبح خواهد شد. تجربه نشان داده است که ورود رسمی نهادها برای تملک خیابان، سرمایه اجتماعی را تصنعی می‌کند و اعتماد عمومی را می‌سوزاند. وقتی حضور خیابانی به یک ماموریت اداری تقلیل یابد، شور خودجوش جایش را به حضور بخشنامه‌ای می‌دهد و میدان طراوت خود را خواهد باخت. 

عقب‌نشینی هوشمندانه؛ نهادها به عنوان پشتیبان خاموش

راهکار صیانت از اصالت این شب‌ها، یک چرخش راهبردی در رفتار دستگاه‌ها ست: نهادها و سازمان‌ها باید یک گام به عقب بروند و صرفاً نقش «پشتیبان نامرئی» را بپذیرند. خیابان نباید تابلوی افتخار این اداره یا آن سازمان باشد؛ خیابان فقط متعلق به ملت ایران است. دستگاه‌های اجرایی به جای تصدی‌گری و چیدن سن‌های پرزرق‌وبرق، باید زیرساخت‌ها را تسهیل کنند؛ یعنی امنیت را برقرار سازند، روشنایی مناسب فراهم کنند، تدابیر ترافیکی بیندیشند و خدمات نظافتی و شهری را بی‌منت پای کار بیاورند، بدون آن که پرچم سازمان خود را بالای سر مردم بکوبند.

نوسازی ساختار تجمعات برای استمراری فراگیر

اگر میدان را «سرمایه ملی» می‌دانیم، برای حفظ این سرمایه باید فراتر از آسیب‌شناسی ،  پیشنهادهایی برای رشد آن داشته باشیم تا هر ایرانی با هر سلیقه و سبک زندگی به آن احساس تعلق کند. 

اول: تغییر ریل از تکرار به خلاقیت

بزرگ‌ترین دشمن حضور مستمر، تکرار خسته‌کننده است. باید بلندگوها را مدیریت کرد و سهم تک‌گویی را کاهش داد. میدان باید کانون گفت‌وگو شود. استفاده از ظرفیت هنرمندان، روایتگران زبده و حتی متخصصان حوزه‌های مختلف برای تحلیل مسائل روز در حاشیه میدان، می‌تواند جذابیت محتوایی ایجاد کند. اگر مردم حس کنند در میدان چیزی می‌آموزند یا روایتی نو می‌شنوند، با اشتیاق بیشتری حضور می‌یابند. به‌طور مثال می‌شود گاهی یک مشاور خانواده در تجمعات از راه‌های بهبود روابط زوجین بگوید؛ شبی دیگر کارشناسی از تربیت فرزند، موفقیت تحصیلی و... تا این تجمعات جنبه کاربردی‌تر و مخاطب بیشتری پیدا کنند. حتی بهتر است در کنار مداحی یا موسیقی حماسی و رجزخوانی، موسیقی ملی، بدون کلام، آثار فاخر و... هم پخش شود.  

دوم: جذب حداکثری با تعریف فصل مشترک

ما در میدان وطن ایستاده‌ایم. «ایران»، همان فصل مشترکی است که می‌تواند همه تفاوت‌ها را در خود هضم کند. باید با گشاده‌رویی، آغوش میدان را برای کسانی که شاید در سبک زندگی یا نگاه سیاسی با ما متفاوت باشند، باز کنیم. جذب در خیابان با تحمیل ممکن نیست؛ با تعامل ممکن است. باید با حذف مرزبندی‌های خودساخته، دوگانه‌های نادرست- درست در عرصه سیاست، پوشش و... میدان را به فضایی تبدیل کرد که هیچ کسی، در آن احساس غریبگی نکند. اگر تلاش ما معطوف به خیر عمومی ایران و ایرانی است، میدانِ خیابان باید آینه تمام‌نمای کل جامعه ایران باشد، نه فقط ویترین یک بخش خاص؛ با این اوصاف در زمانی که سایه تجاوز نظامی هنوز بر سر کشور وجود دارد، تبدیل خیابان به عرصه تخریب یک جناح سیاسی، خط و نشان برای دولت، شعارهای تکراری و بی‌اثر درباره حجاب که بیشتر مخاطب را در موضع دفاعی قرار می‌دهد و نوعی مکانیسم دیگری‌ساز جدی است، خطای بزرگی است. اسفند ۱۴۰۴ و روزهای ابتدایی جنگ ۴۰ روزه که شاهد تکثر ویژه‌ای در خیابان بودیم، نشان داد این همدلی چقدر برای عبور از روزهای سخت موثر است.   

سوم: نظام‌مند کردن اخلاق همسایگی

اصل مهم جذب حداکثری حکم می‌کند که میدان، مزاحم آسایش شهر نباشد. این ضرورت راهبردی است تا محبوبیت تجمعات حفظ شود. تعریف ساعات منع استفاده از بلندگو، مدیریت دقیق ترافیک با همکاری پلیس و نیروهای مردمی و حتی نوبتی کردن تجمعات در محلات مختلف برای جلوگیری از فشار دائمی بر یک محدوده جغرافیایی، نشان‌دهنده بلوغ ماست. حتی چند مسجد، موکب و... می‌توانند تجمیع شوند تا از عرصه‌های شهری به‌جای پیاده‌رو، گردش به راست، چهارراه و... استفاده شود و برنامه‌ها شکیل‌تر، منسجم‌تر و بدون ترافیک، سروصدا و... برگزار شوند. وقتی مردم ببینند ما دلسوز آرامش آن‌ها هستیم، خودشان به بزرگ‌ترین مدافعان حضور ما در خیابان تبدیل می‌شوند.

چهارم: میدان؛ جایی برای رشد نسل آینده

برای کودکان، باید میدان را از محیط فرساینده به شهربازی وطن‌دوستی تبدیل کرد. ایستگاه‌های نقاشی، قصه‌گویی، مسابقات خلاقانه و حتی بازی‌های گروهی در حاشیه تجمعات، حضور آن‌ها را معنادار می‌کند. نباید بگذاریم کودک، میدان را به عنوان عامل خستگی یا مانع بازی به یاد بیاورد. در ضمن چه بهتر از کودکی که هنوز درک کاملی از شرایط ندارد برای بالاگرفتن پلاکاردهایی که شاید در آینده نسبت به محتوای‌شان زاویه داشته باشد، استفاده نکنیم. اگر به کودک نشان دهیم حضورش بخشی از داستان بزرگ برای ساختن آینده وطنش است، او نه تنها خسته نمی‌شود، بلکه خود را سرباز کوچک میدان می‌داند.

پنجم: سپاسگزاری عملی از شریکان خاموش

کسبه و همسایگان، شریکان صبور ما هستند. باید تجمعات را به شکلی سامان داد که کمترین آسیب را به دخل و خرج آن‌ها بزند. فراتر از آن، می‌توان با طراحی برنامه‌هایی برای خرید محلی از کسبه پیرامون میدان، یا حتی تبلیغ رایگان کسب‌وکارها در میانه تجمعات، حس برندگی را به آن‌ها منتقل کرد. ما نباید بگذاریم کسی در این شهر به خاطر حضور ما احساس زیان کند.

کلام آخر؛ میدان، تکیه‌گاه وحدت باشد 

تجمعات دویست‌روزه مردم ایران در این شرایط حساس، یک دارایی بزرگ ملی و تنگه احد دفاع شناختی ما دربرابر تهدیدهای دشمن است. بقای این سرمایه نه با حذف حضور مردم ممکن است و نه با تکرار کلیشه‌های خسته‌کننده و تصاحب‌های اداری. مهم‌تر از هر نکته‌ای، باید مراقب بود که میدان، محل دمیدن بر شکاف‌های اجتماعی نشود. رهبر انقلاب در پیام خود بر پرهیز از «دوگانه‌های موهوم» تأکید کرده‌اند؛ یادمان باشد دشمن می‌کوشد جامعه را به دسته‌های متضاد و آشتی‌ناپذیر تقسیم کند. اگر این تجمعات به هر روشی به جایی برای مرزبندی‌های کاذب میان «ما» و «آن‌ها» تبدیل شود، میدان از درون تهی می‎شود و کارکردش را از دست می‌دهد؛ طوری‌که شاید در صورت تجاوز مجدد دشمن، امکان تحقق آن حضور پرشور و متکثر قبلی سخت شود. حضور در خیابان باید تمرین همدلی باشد؛ همان جایی که ایران، فراتر از سلایق سیاسی و سبک‌های زندگی، فصل مشترک همه ماست. اگر این تجمعات به مدرسه گفت‌وگو، مخرج مشترک همه سلایق و نماد مهربانی با شهروندان و همسایگان تبدیل شود، این خیزش بزرگ مردمی تا همیشه دژ نفوذناپذیر وطن خواهد ماند. 

منبع: خراسان

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.