۷۰ هزار نفر در حاشیه سبزوار؛ روایت ۱۰ سال بازآفرینی
تجربه بازآفرینی سکونتگاههای غیررسمی سبزوار در یکی از نشستهای سلسلهگفتوگوهای «هفتشهر» خانه آفرینشهای شهری ایران بازخوانی شد؛ نشستی با عنوان «مروری بر تجارب بازآفرینی؛ بازخوانی تجارب سکونتگاههای غیررسمی در سبزوار» که مهدی برزویی در آن در گفتوگو با کاوه حاجیعلیاکبری، مسیر ۱۰ ساله مداخله در محلات حاشیهای این شهر را روایت کرد.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
حدود ۷۰ هزار نفر از جمعیت ۲۵۰ هزار نفری سبزوار در سکونتگاههای پیرامونی شهر زندگی میکنند؛ محدودههایی که بخشی از آنها سالها با معابر خاکی، کمبود خدمات، زمینهای قولنامهای و مسئله مالکیت روبهرو بودهاند. مهدی برزویی، فعال و کنشگر بازآفرینی میگوید در یک دهه مداخله در هشت محله و ۳۲۰ هکتار از این محدودهها، حدود ۸۰ درصد برنامههای کالبدی اجرا شده اما مسئله مستأجران، مالکیت، فقر و خطر شکلگیری دوباره حاشیه همچنان باقی است.
تجربه بازآفرینی سکونتگاههای غیررسمی سبزوار در یکی از نشستهای سلسلهگفتوگوهای «هفتشهر» خانه آفرینشهای شهری ایران بازخوانی شد؛ نشستی با عنوان «مروری بر تجارب بازآفرینی؛ بازخوانی تجارب سکونتگاههای غیررسمی در سبزوار» که مهدی برزویی در آن در گفتوگو با کاوه حاجیعلیاکبری، مسیر ۱۰ ساله مداخله در محلات حاشیهای این شهر را روایت کرد.
روایت او از محلاتی آغاز شد که در برخی از آنها کوچهها نام نداشتند، خانهها پلاک نداشتند و فاصله کودکان تا مدرسه ابتدایی به چند کیلومتر میرسید. محلاتی که در عمل بخشی از شهر بودند اما برخی از آنها هنوز در محدوده رسمی سبزوار قرار نداشتند و همین وضعیت، ارائه آب، برق، گاز، آسفالت و دیگر خدمات را با مشکل روبهرو کرده بود.
سبزوار حدود ۲۵۰ هزار نفر جمعیت و نزدیک به چهار هزار هکتار وسعت دارد. براساس آماری که برزویی در این نشست ارائه کرد، حدود ۷۰ هزار نفر از جمعیت شهر در سکونتگاههای حاشیهای زندگی میکردند؛ یعنی بیش از یکچهارم جمعیت سبزوار.
هشت محله هدف برنامه بازآفرینی در مجموع حدود ۳۲۰ هکتار وسعت داشتند. بخشی از این سکونتگاهها روی زمینهای قولنامهای، وکالتی یا اراضی دولتی شکل گرفته بودند و سالها خارج از سازوکار رسمی توسعه شهر رشد کرده بودند.
برزویی گفت زمانی مسئولیت دبیرخانه حاشیهنشینی سبزوار را برعهده گرفت که هنوز اصطلاح بازآفرینی به شکل امروز وارد ادبیات مدیریت شهری نشده بود و بیشتر از توانمندسازی سکونتگاههای غیررسمی سخن گفته میشد.
در شروع کار نیز نه تجربه آمادهای وجود داشت و نه الگویی که بتوان آن را مستقیماً در سبزوار اجرا کرد. نخستین گزینه استفاده از طرح تفصیلی بود اما به گفته او خیلی زود مشخص شد طرحهای متعارف شهرسازی نمیتوانند پاسخگوی مجموعه مسائل این مناطق باشند.
در برخی محلات حتی کاربری آموزشی پیشبینی نشده بود. در یک نمونه، فاصله ساکنان تا مدرسه ابتدایی حدود سه کیلومتر بود و بسیاری از خانوادهها نیز توان تأمین سرویس برای فرزندانشان را نداشتند.
دلیل بخشی از این کمبودها به سابقه شکلگیری محلات برمیگشت. زمانی که طرحهای شهری تهیه شده بود این سکونتگاهها هنوز به رسمیت شناخته نمیشدند و بنابراین مدرسه، فضای خدماتی و زیرساخت متناسب با جمعیتشان هم در نقشههای رسمی شهر جایی نداشت.
ابلاغ سند بازآفرینی شهری در شهریور ۱۳۹۳ مسیر دیگری را پیش روی مدیریت محلی قرار داد. چند ماه بعد، برنامه اقدام مشترک بازآفرینی در سبزوار تهیه شد؛ برنامهای که برزویی تأکید کرد بر اساس حضور در محله و دریافت خواستههای ساکنان شکل گرفت.
به گفته او برای همه محلات یک نسخه واحد نوشته نشد. ممکن بود در یک محله مدرسه مسئله اصلی باشد و در محله دیگر فاضلاب، معبر، فضای ورزشی یا حتی داروخانه و دستگاه خودپرداز.
در یکی از محلات هفت گروه محلی با یکدیگر اختلاف داشتند. مدیریت برنامه به جای انتخاب یک گروه، نهاد توسعه محله را با حضور نمایندگان هر هفت گروه تشکیل داد.
جلسات نیز همیشه در ساختمان فرمانداری یا شهرداری برگزار نمیشد. بخشی از نشستهای بازآفرینی به داخل محلات منتقل شد و ساکنان در کنار مدیران دستگاههای اجرایی درباره مشکلات منطقه صحبت میکردند.
برزویی گفت در روزهای نخست مردم گاهی ساعتها از تجربههای گذشته و مشکلاتشان با دستگاههای مختلف حرف میزدند و مجموعه مدیریت محلی بیشتر شنونده بود. همین فرایند به مرور بخشی از بیاعتمادی را کاهش داد.
با این حال یکی از پیچیدهترین مسائل از ابتدا مالکیت بود.
بخشی از خانوارها روی زمینهای قولنامهای یا وکالتی خانه ساخته بودند و بخشی نیز در اراضی دولتی ساکن شده بودند. برخی مناطق عملاً به شهر چسبیده بودند اما از نظر قانونی همچنان خارج از محدوده قرار داشتند.
همین دوگانگی باعث میشد ساکنان خود را بخشی از سبزوار بدانند و خدمات شهری بخواهند اما دستگاههای خدماترسان در مواردی اجازه ارائه خدمات نداشته باشند.
برزویی از اعتراضها و تجمعهای ساکنان مقابل فرمانداری، شورای شهر و شهرداری برای دریافت آب، برق، گاز و آسفالت سخن گفت. در نهایت بخشی از این مناطق به محدوده شهر ملحق شد و روند تعیین تکلیف زمینها آغاز شد.
پیشنهاد او تربیت تسهیلگران از میان خود ساکنان محلات است؛ افرادی که فعالیتشان با پایان قرارداد یک شرکت متوقف نشود.
یکی دیگر از تجربههای مطرحشده استفاده از فضاهای موجود به جای ساخت ساختمانهای تازه بود. در هشت محله هدف ۲۸ مدرسه وجود دارد و برزویی معتقد است این فضاها باید خارج از ساعات
آموزشی نیز در اختیار محله قرار گیرند.
در یک تجربه، مدرسه در تابستان و ساعات تعطیل برای کلاس زبان، آموزش نقاشی و برنامههای زنان سرپرست خانوار استفاده شد.
برزویی گفت اگر امروز دوباره تصمیم بگیرد، پیش از ساخت سوله و ساختمان جدید به سراغ همین ظرفیتهای بلااستفاده میرود.
جمعبندی تجربه سبزوار برای او تغییر اولویتهاست؛ فعالیت اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی باید جلوتر از پروژه کالبدی حرکت کند.
در پایان یک دهه مداخله، بخشی از محلاتی که زمانی معابر خاکی و کمبود زیرساخت داشتند به شبکه رسمی شهر وصل شدهاند و خدمات بیشتری دریافت میکنند. اما مسئله مالکیت، وضعیت مستأجران، فقر، مهاجرت و خطر شکلگیری حاشیههای تازه همچنان در برابر مدیریت شهری قرار دارد.
برزویی دو سال است که از مسئولیت رسمی بازآفرینی سبزوار کنار رفته و بازنشسته شده است. او ادامه فعالیت برنامه پس از رفتنش را یکی از مهمترین نتایج این تجربه میداند؛ اینکه بازآفرینی به حضور یک مدیر وابسته نماند و شبکهای که در طول سالها شکل گرفته بتواند بدون او نیز کار خود را ادامه دهد.
او گفت بخشی از زمینهای قولنامهای در مسیر سنددارشدن قرار گرفته و برای اراضی دولتی نیز پروندههایی تشکیل شده است اما تعیین تکلیف کامل مالکیت فقط در اختیار مدیریت شهری نیست.
کاوه حاجیعلیاکبری در ادامه نشست، حق مالکیت و امنیت سکونت را یکی از پایههای اصلی بازآفرینی دانست. او با اشاره به تجربه تهران گفت فرایندهای فعلی تعیین تکلیف مالکیت آنقدر کند هستند که با ادامه همان روند، حل مسئله در مقیاس بزرگ میتواند دههها زمان ببرد.
همزمانی تهیه طرح تفصیلی جدید سبزوار با برنامه بازآفرینی به مدیریت شهری اجازه داد بخشی از کمبودهای خدماتی را در طرح جدید وارد کند اما حتی طرح تفصیلی تازه نیز پاسخگوی همه نیازها نبود.
برزویی گفت بعضی نیازهای واقعی مردم اصلاً در شرح خدمات معمول طرحهای شهرسازی جایی نداشت و ناچار بودند آنها را از مسیر برنامه بازآفرینی و توافق میان دستگاهها دنبال کنند.
در کنار آن، شبکهای از فعالان محلی، شهرداری، دستگاههای شهرستانی، مدیران استانی، دانشگاهها و مجموعههای ملی شکل گرفت. سبزوار در مقطعی به عنوان پایلوت بازآفرینی مطرح شد و ارتباط مستقیمی نیز با ستاد ملی شکل گرفت.
نتیجه کالبدی این برنامه بعد از حدود یک دهه، به گفته برزویی، اجرای نزدیک به ۸۰ درصد اقدامات پیشبینیشده در هشت محله هدف است.
این اقدامات شامل بهسازی معابر، شبکه فاضلاب، تأسیسات برق و گاز، مدرسه، کلانتری و فضای ورزشی بوده است. او گفت بخشی از ۲۰ درصد باقیمانده نیز مربوط به پروژههایی است که در سالهای بعد ضرورت یا اولویت اولیه خود را از دست دادهاند.
در سال ۱۴۰۰ حتی این پیشنهاد مطرح شد که برخی از این محدودهها به عنوان محلات ارتقایافته شناخته شوند و تمرکز مداخلات به سایر نقاط شهر منتقل شود.
بازآفرینی اما فقط به پروژههای عمرانی محدود نماند. نزدیک به چهار هزار نفر در این محلات آموزش خیاطی دیدند و بخشی از آنها وارد تولید شدند. سمنهای توسعه پایدار محله نیز در برخی مناطق شکل گرفتند.
برزویی از تغییر در شیوه مطالبهگری مردم هم گفت. به گفته او بخشی از ساکنانی که زمانی برای دریافت خدمات تجمع میکردند امروز مطالباتشان را با استناد به مواد و تبصرههای قانونی پیگیری میکنند.
اما بهبود محلات یک پیامد دیگر نیز داشت؛ افزایش قیمت زمین و اجاره.
برزویی تأیید کرد مستأجران از گروههایی بودند که با افزایش ارزش ملک در این مناطق آسیب دیدند و بخشی از آنها ناچار به جابهجایی شدند.
همین مسئله در نشست محل بحث قرار گرفت. اگر خانواده کمدرآمد پس از بهسازی محله دیگر توان پرداخت اجاره را نداشته باشد، فقر از بین نرفته و فقط به نقطه دیگری منتقل شده است.
برای جلوگیری از گسترش دوباره ساختوسازهای غیررسمی در پیرامون سبزوار نیز مدیریت شهری تلاش کرده محدوده شهر را کنترل کند. برزویی از این سیاست با تعبیر کشیدن «ترمز دستی» توسعه پیرامونی یاد کرد.
کاوه حاجیعلیاکبری اما نسبت به کافیبودن این سیاست تردید داشت. او تأکید کرد سختگیری در یک محدوده لزوماً مهاجرت را متوقف نمیکند و ممکن است فقط سکونتگاه غیررسمی را به نقطهای دورتر و خارج از دسترس مدیریت شهری منتقل کند.
برزویی نیز گفت نگاه او بعد از این تجربه تغییر کرده و اگر امروز برنامه را از ابتدا آغاز کند فقط محله حاشیهای را نمیبیند.
به گفته او باید تا مبدأ مهاجرت و حتی روستاهای پیرامونی رفت و ظرفیتهای اقتصادی آنجا را هم فعال کرد. در غیر این صورت ارتقای یک محله شهری میتواند دوباره جمعیت تازهای را جذب کند.
یکی دیگر از تغییرات نگاه او کاهش وابستگی به بودجه ملی است.
برزویی گفت اگر امروز دوباره این مسیر را آغاز کند برای گرفتن پول دولت رفتوآمدهای طولانی گذشته را تکرار نمیکند. او نمونه پروژهای را مطرح کرد که از سال ۱۳۹۴ آغاز شده اما هنوز به بهرهبرداری نرسیده است درحالیکه برخی پروژههای مشارکتی با خیرین و بخش خصوصی ظرف مدت کوتاهتری به نتیجه رسیدهاند.
او امروز بیش از پول، «زمین و مجوز» را ابزار مؤثر بازآفرینی میداند.
به گفته برزویی، خود بازآفرینی که قرار بود از ساختار سنتی و کند مدیریت شهری فاصله بگیرد اکنون در بخشهایی گرفتار بروکراسی شده است؛ جلسات متعدد، رفتوآمد میان دستگاهها، تغییر مدیران و فرایندهای طولانی دریافت اعتبار.
در نشست موضوع دفاتر تسهیلگری هم مطرح شد. برزویی از اصل تسهیلگری دفاع کرد اما قراردادهای کوتاهمدت را یکی از نقاط آسیب دانست.
به گفته او تسهیلگر وارد محله میشود، اعتماد مردم را به دست میآورد و بخشی از سرمایه اجتماعی محل را میسازد اما با پایان قرارداد ناگهان از محله خارج میشود و بخشی از همان اعتماد نیز از بین میرود.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.