هر واژه سازی در فرهنگستان چقدر هزینه بر می دارد ؟ ادعای ۶۴ میلیون تومان رد شد ؟
دبیر کارگروه آسیبشناسی پارسیانجمن؛ انجمنی مستقل از فرهنگستان زبان و ادب پارسی - یک شایعه و ادعا درباره هزینه واژه سازی در این نهاد را رد کرد .
به گزارش گروه رسانهای شرق،
دبیر کارگروه آسیبشناسی پارسیانجمن؛ انجمنی مستقل از فرهنگستان زبان و ادب پارسی -در رد یک شایعه و ادعا درباره هزینه واژه سازی در این نهاد چنین نوشت: ویدئویی در رسانههای همگانی دستبهدست میشود که در آن دو کارشناس (بر من روشن نشد که در چه کاری شناسا هستند) گفتوگو میکنند و یکیشان میگوید: «هر واژه فرهنگستان ۶۴ میلیون تومان آب خورده است!»
از فرهنگستان زبان و ادب فارسی خردهها میتوان گرفت، اما آنچه این کارشناسواره میگویند آشکارا نادرست است و جز یاوه نامی ندارد.
بودجه فرهنگستان در ۱۳ کارگروه این نهاد هزینه میشود:
آموزش زبان و ادبیات فارسی، ادبیات تطبیقی، دانشنامهی تحقیقات ادبی، دستور زبان فارسی و رسمالخط، زبانها و گویشهای ایرانی، مطالعات زبان و ادب فارسی در آسیای صغیر، ادبیات انقلاب اسلامی، ادبیات معاصر، تصحیح متون، دانشنامهی زبان و ادب فارسی در شبهقاره، زبان و رایانه، فرهنگ نویسی، واژهگزینی.
در این میان، روشن نیست که دو کارگروه ادبیات معاصر و ادبیات انقلاب اسلامی، با اینهمه خداوندگار و سرپرست در دمودستگاههای گوناگون، چه پیوندی با فرهنگستان دارند؟ برای ادبیات تطبیقی هم میتوان چنین پرسشی درانداخت. از دیگر سو، پویایی کارگروههای زبان و رایانه و واژهگزینی اندک است.
چند مسئولیت بزرگ فرهنگستان
دانشنامه زبان و ادب فارسی: این دانشنامه که هر چند سال یکبار روزآمد میشود، نخستین و تنها دانشنامه ویژهکارانهی ادبیات فارسی است و اینک در ۱۴ جلد در دسترس است.
دانشنامه زبان و ادب فارسی در شبهقارّه: این دانشنامه را گروه شبهقاره فرهنگستان درمیآورد و اکنون ۵ جلد آن در دسترس است.
فرهنگ جامع زبان فارسی: این فرهنگ هنوز در آغاز راه است. برتریاش بر فرهنگهای دیگر بر جویندگان پوشیده نیست. اگر روزی به سرانجام برسد و در وبگاه فرهنگستان در دسترس باشد، فارسیزبانان از فرهنگهای دیگر بینیاز خواهند شد.
زبانها و گویشهای ایرانی: گروه زبانها و گویشهای ایرانی فرهنگستان تاکنون بسیاری از زبانها و گویشهای ایرانی را گردآوری و ثبت کرده است. این پژوهشها را از انتشارات فرهنگستان میتوان خرید.
افزون بر اینها، در هر کارگروه فرهنگستان چندین پژوهش در حال انجام است و یکی از آنها دانشنامه زبان و ادب فارسی در آسیای صغیر است. همچنین مجله نامه فرهنگستان، رمجلهی مطالعات آسیای صغیر، انتشارات فرهنگستان، پیکره جامع فرهنگستان (دادگان فرهنگستان) و… نیز دیگر بخشهای پویای این نهادند.
گروهی از استادان دانشور و دلسوز زبان و ادب فارسی، ایرانی و انیرانی، در فرهنگستان سرگرم کارند؛ بماند که این شایستهسالاری در همهی کارگروهها به یک اندازه نیست و در فرهنگستان هم استادانی یافت میشوند که در جستارها و پژوهشهایشان نادرستیهای پیشپاافتاده بسیار است و شاید با زدوبند خود را در این نهاد جای دادهاند.
با این حال، تا جایی که من میدانم و آگاهم، هنوز فرهنگستان به بیماری پژوهشگاه علوم انسانی، دانشگاه تهران و… دچار نشده و هنوز هم آدمهای ایرانستیز نتوانستهاند به این نهاد رخنه کنند و با مالیات مردم ایران و در پوشش پژوهشگر پیگیر منافع کشورهای دیگر باشند. اینکه سرپرستی و پاسخداری فرهنگستان با چهرهای سیاسی است، نباید انگیزهای برای نادیده گرفتن خدمتهای ارزندهی استادان این نهاد باشد.
ناسزاگویان به فرهنگستان چند دستهاند:
۱. برخی از دانشآموختگان نوواژههراس. نقدهای این دسته کموبیش چیزی جز ریشخند و سخنان بیپایه نیست.
نمونههای باسواد این منتقدان را در آغاز سدهی گذشتهی خورشیدی (زمان فرهنگستان نخست) باید جستوجو کرد. کسانی که به پروپای «دانشگاه» و «دادگستری» و… میپیچیدند، اما گذر زمان نشان داد که نقدهایشان نادرست بوده است.
۲. برخی از ادیبان سنتی و برخی از چپهای مخالفخوان و قلندرمنش هم از دیدگاه خود با فرهنگستان پادورزی میکنند.
۳. گروه دیگری هم هستند که فرهنگستان را با واژههای عربی مهربان میبیند و از این چشمانداز فرهنگستان را سرزنش میکنند.
۴. گروهی دیگر از ناسزاگویان به فرهنگستان کسانیاند که میخواهند کنش سیاسی بیخطر بورزند و دیواری کوتاهتر از فرهنگستان نمییابند. گویی برخیها هم بدشان نمیآید سر نقدها و خردهگیریها را به سوی نهادهایی، چون فرهنگستان بگیرند و خود از پاسخگویی برهند!
۵. واگرایان قومی و مذهبی. اینان دردشان این است که چرا فرهنگستان به پویایی زبان فارسی خدمت میکند. در حالی که اگر فرهنگستان نبود، شاید هیچ نهاد دیگری در این اندازه به زبانها و گویشها گوناگون ایرانی نمیپرداخت و آنها را به شیوهای روشمند گردآوری نمیکرد.
فرهنگستان را باید نقد کرد. نقد چیزی است و دروغ تودهپسند چیزی دیگر. پس گزاره «هر واژهی فرهنگستان ۶۴ میلیون تومان آب خورده است» دروغ و یاوه است.