|

آیا صدف طاهریان و قیصر اجازه فعالیت دارند؟

امکان فعالیت تجربه‌های گذشته نشان می‌دهد که موفقیت یا ناکامی این بازگشت‌ها تا حد زیادی به «امکان فعالیت» پس از بازگشت بستگی دارد. اگر فردی به کشور بازگردد اما نتواند در حوزه تخصصی خود کار کند، این بازگشت به سرعت از یک خبر امیدوارکننده به تجربه‌ای تلخ تبدیل می‌شود.

آیا صدف طاهریان و قیصر اجازه فعالیت دارند؟

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

بازگشت «بینش بلور» مشهور به قیصر به ایران و حضور او در یک اجرای عمومی، همین‌طور انتشار استوری‌هایی از تهران توسط صدف طاهریان بازیگر و مدلی که پس از سال‌ها زندگی در خارج از کشور، با انتشار این محتوا خبر از بازگشتش داد.

 هرکدام از این رخدادها به تنهایی شاید تنها یک خبر کوتاه در فضای مجازی به نظر برسد، اما کنار هم قرار گرفتن آن‌ها پرسشی بزرگ‌تر را پیش روی افکار عمومی قرار داده است: آیا با نشانه‌هایی از یک تغییر تدریجی در رابطه با برخی چهره‌های مهاجر مواجه هستیم؟ آیا تجاوز به کشور و افزایش احساسات وطن‌پرستانه باعث تغییر رویکرد این افراد به مفهوم وطن شده؟ از طرفی بازگشت احتمالی برخی چهره‌های دیگر به کشور چه پیامدهایی برای فضای فرهنگی و اجتماعی ایران خواهد داشت و اگر این روند ادامه پیدا کند، چه بایدها و نبایدهایی پیش روی آن قرار خواهد گرفت؟ آیا این اتفاق می‌تواند آغازگر موجی تازه از بازگشت باشد یا صرفاً چند رویداد فردی است که به‌طور همزمان رخ داده‌اند؟ 

آن‌سوی دیگر بازگشت‌های خبرساز 

بازگشت بینش بلور، معروف به «قیصر»، بیش از آن‌که یک خبر هنری باشد، به رویدادی اجتماعی بدل شد. حضور او در ایران و اجرای عمومی‌اش با پرچم ایران، برای بخشی از کاربران شبکه‌های اجتماعی نشانه‌ای از دلبستگی به وطن و انتخابی برای آغاز فصلی تازه بود. در مقابل جریان‌های ضدایرانی کارزاری برای سلب تابعیت او راه انداختند تا هزینه این اتفاق را چنان بالا ببرند که چهره‌های دیگر هوس این تصمیم به سرشان نزند.  

در همین فضا، انتشار استوری‌هایی از تهران توسط صدف طاهریان که توام با حذف پست‌های قبلی بود همزمانی جالبی ایجاد کرد که گویای فصل تازه‌ای از بازگشت هنرمندان به کشور بود. اما چرا این افراد به کشور بازمی‌گردند؟ 

پیوندهای عاطفی  چنین بازگشتی پدیده‌ای چندعاملی است. بسیاری از هنرمندان و چهره‌های رسانه‌ای، حتی پس از سال‌ها اقامت در خارج از کشور، بخش مهمی از «سرمایه نمادین» خود را از مخاطب ایرانی دریافت می‌کنند. زبان، حافظه جمعی، شوخی‌ها، ارجاعات فرهنگی و حتی نوستالژی، شبکه‌ای از پیوندها می‌سازد که گسستن کامل از آن دشوار است. خانواده و زیست‌بوم اجتماعی هم نقش تعیین‌کننده‌ای دارند. مهاجرت، به‌ویژه در هنر به‌واسطه آن‌که بخش اصلی مخاطب فرد در کشور مبدأ باقی مانده با نوعی تعلیق هویتی برای فرد همراه است؛ برای همین فرد مهاجر نه کاملاً در جامعه میزبان حل می‌شود و نه پیوندش با وطن قطع می‌شود. در چنین شرایطی، بازگشت می‌تواند تلاشی برای بازیابی یکپارچگی هویتی باشد.

واقعیت در برابر تصور  بخشی از انگیزه بازگشت را باید در تفاوت میان «تصویر مهاجرت» و «تجربه مهاجرت» جست‌وجو کرد. بسیاری با امید به فرصت‌های گسترده‌تر حرفه‌ای وارد کشور دیگری می‌شوند، اما با رقابت شدید، محدودیت‌های حقوقی، چالش‌های اقامتی و حتی انزوای فرهنگی مواجه می‌شوند. برای هنرمندی که مخاطب اصلی‌اش فارسی‌زبانان هستند، فاصله گرفتن از بستر اصلی مخاطبان می‌تواند به تدریج به کاهش اثرگذاری حرفه‌ای منجر شود. این واقعیت، گاه تصمیم بازگشت را از یک انتخاب احساسی به یک تصمیم حرفه‌ای تبدیل می‌کند.

تقویت حس تعلق ملی  در دوره‌هایی که کشور با تهدیدهای خارجی یا تنش‌های منطقه‌ای مواجه می‌شود، حس همبستگی ملی در میان ایرانیان داخل و خارج از کشور تقویت می‌شود. تجربه‌های تاریخی نشان داده که بحران‌های بیرونی می‌توانند شکاف‌های درونی را موقتاً کمرنگ کنند و مفهوم «خانه» را برجسته‌تر سازند. در چنین فضایی، برخی چهره‌ها ممکن است بازگشت را نه صرفاً یک انتخاب شخصی، بلکه نوعی موضع‌گیری هویتی تلقی کنند؛ موضعی که می‌کوشد فاصله میان «مهاجر بودن» و «ایرانی بودن» را از نو تعریف کند. در همین بازه یک ساله که دو بار دشمن به ایران عزیز تجاوز کرد، شاهد بودیم بسیاری از ایرانیانی که خارج از کشور زندگی می‌کردند به کشور بازگشتند تا در کنار هموطنان‌شان باشند. 

اما و اگرهای بازگشت چهره‌ها به کشور 

امکان فعالیت  تجربه‌های گذشته نشان می‌دهد که موفقیت یا ناکامی این بازگشت‌ها تا حد زیادی به «امکان فعالیت» پس از بازگشت بستگی دارد. اگر فردی به کشور بازگردد اما نتواند در حوزه تخصصی خود کار کند، این بازگشت به سرعت از یک خبر امیدوارکننده به تجربه‌ای تلخ تبدیل می‌شود. در حافظه فرهنگی جامعه ایرانی نمونه‌هایی از این دست کم نیست. یکی از شناخته‌شده‌ترین مثال‌ها مرحوم حبیب است؛ خواننده‌ای با شخصیتی آرام و کم‌حاشیه که پس از سال‌ها فعالیت در خارج از کشور تصمیم گرفت به ایران بازگردد. بازگشت او در زمان خود امیدهایی را در میان مخاطبان ایجاد کرد، اما در عمل امکان فعالیت حرفه‌ای گسترده برایش فراهم نشد و شاید مانع از تکرار این تجربه برای دیگران شد. اما وقتی بازگشت‌ها فراتر از تصمیمی مقطعی به تجربه‌هایی موفق تبدیل شوند، می‌توانند اعتماد را افزایش دهند و این پیام را منتقل کنند که امکان بازتعریف رابطه با وطن همچنان برای چهره‌های خارج از کشور وجود دارد. 

فراتر از سلبریتی‌ها  نکته مهم دیگر این است که بازگشت نباید صرفاً در سطح سلبریتی‌ها دیده شود. جامعه ایرانی خارج از کشور مجموعه‌ای گسترده از سرمایه‌های انسانی و فکری را در خود جای داده است؛ از پژوهشگران و نویسندگان گرفته تا هنرمندان و فعالان فرهنگی. بسیاری از این افراد مثل دکتر سروش، عطاءا... مهاجرانی و... با وجود برخی اختلاف‌نظرها، در بزنگاه‌های مختلف مواضع وطن‌دوستانه داشته‌اند. اگر فضای بازگشت به شکلی هوشمندانه مدیریت شود، می‌تواند زمینه‌ای برای بازگشت این سرمایه‌های فکری هم فراهم کند. 

مرز باریک میان رواداری و سوءاستفاده  در کنار این فرصت‌ها، نگرانی‌هایی هم وجود دارد که نمی‌توان آن‌ها را نادیده گرفت. در سال‌های اخیر برخی چهره‌ها در فعالیت‌های پرحاشیه‌ای مانند تبلیغ یا اداره سایت‌های شرط‌بندی نقش داشته‌اند و بسیاری از مردم داخل کشور را متضرر کرده‌اند و به نظر می‌رسد ترجیح می‌دهند از فرصت موجود برای سفید کردن گذشته خود استفاده کنند. طبیعی است که در چنین شرایطی جامعه نسبت به بازگشت احتمالی این افراد حساس باشد. به همین دلیل، گسترش فضای رواداری باید با نوعی دقت همراه باشد. بازگشت به کشور نمی‌تواند به معنای نادیده گرفتن گذشته یا پاک شدن ناگهانی مسئولیت‌های اجتماعی باشد. شفافیت درباره گذشته، پذیرش مسئولیت و حرکت در چارچوب قانون، می‌تواند به شکل‌گیری نوعی «بازگشت مسئولانه» کمک کند.

بازسازی انسجام در عین تکثر  در نهایت، آنچه امروز در قالب چند خبر پراکنده در شبکه‌های اجتماعی دیده می‌شود، می‌تواند نشانه‌ای از تحولی بزرگ‌تر باشد؛ یعنی پذیرش تکثر. جامعه‌ای که امکان بازگشت را فراهم می‌کند، در واقع پیام می‌دهد که پیوند با وطن امری گسست‌ناپذیر است و ایران فصل مشترکی است که ما را به هم پیوند می‌دهد. این اتفاق باید در دیگر ساحت‌های مختلف جامعه مثل رسانه ملی هم دیده شود تا برای جامعه واضح باشد هدف بهره‌برداری مقطعی از چهره‌ها نیست و پذیرش تکثر روال تازه‌ای است که جامعه با آن روبه‌رو خواهد شد.   

منبع: خراسان

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.