همزمانی پیشرفت مذاکرات ایران و آمریکا با تلاش طیف تندرو برای لشکرکشی خیابانی
در مرز توافق و آشوب
درست در لحظهای که نشانههای پایان یافتن یک رویارویی نظامی-دیپلماتیک تاریخی قوت گرفته، بوی باروت از سوی دیگری به مشام میرسد. نه از سنگرهای ساحلی، که از کوچههای پشت وزارت خارجه. اخبار ساعات اخیر نشان از تلاش تندروها برای ایجاد آتش خشم مردمی را دارد که بیش از صد روز است در خیابانها در حمایت میدان و دیپلماسی شبهای خود را سحر کردهاند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
درست در لحظهای که نشانههای پایان یافتن یک رویارویی نظامی-دیپلماتیک تاریخی قوت گرفته، بوی باروت از سوی دیگری به مشام میرسد. نه از سنگرهای ساحلی، که از کوچههای پشت وزارت خارجه. اخبار ساعات اخیر نشان از تلاش تندروها برای ایجاد آتش خشم مردمی را دارد که بیش از صد روز است در خیابانها در حمایت میدان و دیپلماسی شبهای خود را سحر کردهاند.
دقیقا در لحظاتی که اسلامآباد خبر میدهد آماده امضای الکترونیکی تفاهم تهران-واشینگتن طی ۲۴ ساعت است. الجزیره از نزدیکی به توافق خبر میدهد. ترامپ، توییت نخستوزیر پاکستان مبنی بر احتمال امضای دیجیتال توافق را بازنشر میکند و وزیر خارجه پاکستان به همتای سعودی میگوید: «مراسم امضای الکترونیکی فردا» و خبرها حاکی از سفر احتمالی وزیر خارجه ایران به پاکستان برای بررسی بخش فنی تفاهم نامه است؛ همگی نشانههایی است که حتی بدبینترین تحلیلگران را هم به تأمل وامیدارد.
اما در همین ساعت، میثم نیلی، برادر داماد رئیسجمهور شهید، فراخوانی صادر میکند با این مضمون: «بریزید تو خیابونا!» او توافق احتمالی را «ننگ برجام و فاجعه کاپیتولاسیون» میخواند و میگوید میخواهند رهبری را تسلیم کنند؛ یعنی دقیقا در آستانه امضایی که میتواند جنگ را به صلح تبدیل کند، یک جریان سیاسی خاص، مردم را به «لشکرکشی خیابانی» دعوت میکند. سؤال راهبردی این نیست که این جریان چه میگوید، بلکه این است که چه میخواهد؟ و از همه مهمتر، این رفتار به سود کیست؟
ادعای «خلاف امنیت ملی بودن تفاهم» در حالی مطرح میشود که تمام دستگاه دیپلماسی و البته تصمیمگیری کشور شبانهروز روی آن کار میکند و رهبری تاکنون خط قرمزی برای خروج از آن اعلام نکردهاند.
اما ۱۶ نفر از نمایندگان جریان تندروی مجلس بیانیهای برای حضور اعتراضی صادر کردهاند.
به تعبیر مجتبی زارعی، عضو کمیسیون امنیت ملی، همین نمایندگان معترض که ۱۶ نفر از طیف پایداری مقابل وزارت خارجه جمع شدهاند، با تهمت «نقض عهد با رهبری» به تیم مذاکره، عملا ولی فقیه را «یک فرد دورخورده و ضعیف و منزوی» نشان میدهند. این یعنی در پوشش حمایت از رهبری، دارند او را تضعیف میکنند. چه کسی از تضعیف رهبری در اوج مذاکرات سود میبرد؟ قطعا ایران امروز بهرهای از اختلافافکنیها نخواهد برد.
زمانبندی فراخوانها، هوشمندانه یا غیرهوشمندانه، با استراتژی دشمن هماهنگ افتاده است. زارعی در این گزارش یادآور میشود که ائتلاف آمریکایی-صهیونی در جنگ نظامی شکست خورده و اکنون تمام امیدش را به «جنگ ترکیبی» بسته است؛ جنگی که از طریق ایجاد تفرقه، نزاع داخلی و بیاعتمادی به ساختارهای رسمی پیش میرود. فراخوان «لشکرکشی خیابانی» درست در ساعات احتمالی امضای توافق، دقیقا همان سناریویی است که دشمن برای «فروپاشی از درون» طراحی کرده است. آیا این جریان تندرو، ناخواسته در حال بازی در زمین دشمن است؟
گویی احساسات مردم ابزار شده است. جریان تندرو بهخوبی میداند که مردم از گرانی و تحریم خستهاند و تشنه هر روزنهای برای گشایش هستند، اما به جای استقبال از خبر پایان جنگ، همان مردم را به خیابان دعوت میکند تا علیه صلح شعار دهند. این رفتار نه فقط غیرملی، که ضدِمردمی است. آن هم در شرایطی که به گفته زارعی، «کیست که نداند ائتلاف آمریکایی-صهیونی در جنگ شکست خورده است؟»
این مخالفخوانیها در شرایطی است که نظامیان دست به ماشه آماده دفاع از کیان میهن هستند و دیپلماتها با تکیه بر قدرت میدان به دنبال پایان قطعی جنگ با حفظ منافع ملی، اما در مقابل این ضلع تندروهای داخلی هستند که میخواهند آشوب را به خیابانها بکشانند. تجمع ۱۶ نماینده و فراخوان برادر داماد رئیسجمهور اسبق، اگر نگوییم یک سناریوی از پیش طراحی شده برای ایجاد آشوب و جلوگیری از هر گونه تفاهم است، اما باید بر علم این افراد بر تاثیر آشوبسازی و لشکرکشی خیابانی که کشور را در برابر دشمن ضعیف و آسیبپذیر خواهد کرد صحه بگذاریم و نپذیریم همه این رفتارها از سر جهل یا هیجان آنی است.
حال سؤال این است؛ آیا مردم باز هم فریب این بازی را میخورند؟ آیا مردمی که هزینههای جنگ و تحریم را با پوست و استخوان خود حس کردهاند، حالا به خیابان میآیند تا توافق صلح را ننگ بنامند؟
پاسخ را باید در عقلانیت جمعی جست، نه در توییت ترامپ و نه در فراخوان نیلی. عقلانیت میگوید هر کس خیابان را به جای میز مذاکره بنشاند، یا نمیخواهد جنگ تمام شود، یا نمیفهمد که این جنگ تمامشدنی است. به قول زارعی ایجاد بیاعتمادی به ساختارهای رسمی به سود کیست؟ به سود همان کسی که منتظر فروپاشی از درون است.