سلام یا درود؟ روایتی از دو واژه، یک معنا و هزار نشانه
در خیابانهای تهران، شیراز، مشهد یا رشت، گاهی میتوان از نخستین واژهای که دو نفر در آغاز یک گفتوگو به کار میبرند، سرنخهایی درباره جهان ذهنی آنان به دست آورد. یکی میگوید «سلام»، دیگری پاسخ میدهد «درود». در ظاهر، هر دو یک کارکرد دارند: آغاز ارتباط. اما در ایران معاصر، این دو واژه به چیزی فراتر از ابزار ارتباط تبدیل شدهاند؛ به نشانههایی فرهنگی که گاه حامل هویت، خاطره، اعتراض، تعلق یا تمایزند. از منظر زبانشناسی، تفاوت میان این دو واژه کمتر از آن چیزی است که در فضای عمومی تصور میشود. اما از منظر جامعهشناسی و روانشناسی فرهنگی، تفاوت در کاربرد آنها میتواند پنجرهای به درون تحولات جامعه ایران بگشاید.
علی بزمآمون . معمار و پژوهشگر حوزه مطالعات فرهنگی
در خیابانهای تهران، شیراز، مشهد یا رشت، گاهی میتوان از نخستین واژهای که دو نفر در آغاز یک گفتوگو به کار میبرند، سرنخهایی درباره جهان ذهنی آنان به دست آورد. یکی میگوید «سلام»، دیگری پاسخ میدهد «درود». در ظاهر، هر دو یک کارکرد دارند: آغاز ارتباط. اما در ایران معاصر، این دو واژه به چیزی فراتر از ابزار ارتباط تبدیل شدهاند؛ به نشانههایی فرهنگی که گاه حامل هویت، خاطره، اعتراض، تعلق یا تمایزند. از منظر زبانشناسی، تفاوت میان این دو واژه کمتر از آن چیزی است که در فضای عمومی تصور میشود. اما از منظر جامعهشناسی و روانشناسی فرهنگی، تفاوت در کاربرد آنها میتواند پنجرهای به درون تحولات جامعه ایران بگشاید. دو ریشه، یک مقصود «سلام» از ریشه سامی «س-ل-م» میآید؛ ریشهای که مفاهیمی مانند سلامت، صلح و امنیت را در خود دارد. در زبان عربی و سپس در فرهنگ اسلامی، سلام نوعی آرزوی خیر برای دیگری است: آرزوی آرامش، سلامت و امنیت. در مقابل، «درود» واژهای ایرانی است که در متون کهن فارسی به معنای آفرین، دعای خیر و ستایش به کار رفته است. در شاهنامه فردوسی و بسیاری از آثار کلاسیک فارسی، درود شکلی از نیکخواهی و احترام به مخاطب محسوب میشود؛ بنابراین اگر از منظر معنایی نگاه کنیم، فاصله میان این دو چندان زیاد نیست. هر دو حامل آرزوی خیر هستند. هر دو برای گشودن باب گفتوگو به کار میروند. هر دو در اصل پیام صلحآمیز دارند. نزاع بر سر این دو واژه، در واقع نزاعی بر سر معناهای لغوی نیست.
واژهها و زندگی پنهان آنها
در علوم انسانی اصطلاحی وجود دارد که میگوید واژهها فقط در فرهنگ لغت زندگی نمیکنند؛ آنها در جامعه زندگی میکنند. اگر معنای لغوی یک واژه را بتوان در چند خط توضیح داد، معنای اجتماعی آن گاهی حاصل دههها تجربه تاریخی است. در ایران امروز، «سلام» و «درود» هر دو بار معنایی ثانویه پیدا کردهاند. سلام برای بسیاری از مردم یک واژه کاملا عادی و روزمره است که بدون هیچ بار ایدئولوژیک به کار میرود. اما برای بخشی از جامعه، این واژه یادآور سنت اسلامی، فرهنگ مذهبی و پیوستگی تاریخی با جهان اسلام است. در سوی دیگر، «درود» برای گروهی صرفا یک واژه فارسی است. اما برای برخی دیگر، نشانهای از تأکید بر هویت ایرانی، میراث پیشااسلامی یا فاصلهگیری از زبان رسمی و ایدئولوژیک محسوب میشود. به این ترتیب، اختلاف نه در معنای واژهها، بلکه در شبکه تداعیهایی است که پیرامون آنها شکل گرفته است.
زیر پوست شهر
اگر در کافههای مرکز تهران، در شبکههای اجتماعی یا در جمعهای دانشگاهی گوش بسپارید، متوجه خواهید شد که انتخاب میان سلام و درود همیشه تصادفی نیست. بسیاری از کسانی که آگاهانه از «درود» استفاده میکنند، در توضیح انتخاب خود از واژههایی مانند «هویت ایرانی»، «زبان فارسی» یا «استقلال فرهنگی» سخن میگویند. در مقابل، بسیاری از کسانی که از «سلام» استفاده میکنند، اساسا این انتخاب را موضوعی سیاسی یا هویتی نمیدانند و آن را بخشی طبیعی از زبان روزمره تلقی میکنند. همین تفاوت نشان میدهد که ما با پدیدهای مواجهیم که بیش از آنکه زبانی باشد، اجتماعی است. در شرایطی که فضای عمومی ایران سالهاست با محدودیتهای گوناگون سیاسی و فرهنگی مواجه است، بخش مهمی از بیان هویت به عرصه نمادها منتقل شده است. هنگامی که امکان گفتوگوی مستقیم درباره برخی موضوعات محدود میشود، نشانهها اهمیت بیشتری پیدا میکنند. در چنین فضایی، گاهی یک واژه، یک پوشش، یک موسیقی یا حتی یک شیوه سلامکردن میتواند حامل پیامهایی باشد که مستقیم بیان نمیشوند.
روانکاوی یک انتخاب
روانکاوی، بهویژه در سنت متفکرانی مانند فروید و سپس لاکان، توجه ویژهای به زبان دارد. از این منظر، انسان فقط با زبان سخن نمیگوید؛ بلکه زبان نیز از طریق انسان سخن میگوید. در این نگاه، انتخاب واژهها میتواند بازتابی از نسبت فرد با نظم نمادین جامعه باشد. اگر بخواهیم با احتیاط از این زاویه به ماجرای سلام و درود نگاه کنیم، میتوان گفت بخشی از جذابیت «درود» در سالهای اخیر ناشی از میل به تمایز است. تمایز از زبان رسمی، از عادتهای تثبیتشده یا از هویتهایی که فرد احساس میکند بر او تحمیل شدهاند. در مقابل، استفاده از «سلام» را نیز نباید صرفا به پذیرش سنت تعبیر کرد. در بسیاری موارد، سلام بیانگر پیوند با زبان مشترک اکثریت جامعه است؛ نوعی آسودگی در استفاده از رمزگان عمومی و پذیرفتهشده. روانکاوی میان این دو انتخاب، یک تقابل ساده خیر و شر یا استقلال و وابستگی نمیبیند، بلکه دو شیوه متفاوت مواجهه با هویت را مشاهده میکند. جامعهای میان تداوم و تمایز شاید یکی از ویژگیهای مهم فرهنگ ایرانی، همزیستی دائمی میان دو میل متضاد باشد: میل به تداوم و میل به تمایز. از یک سو، جامعه ایران بهشدت تاریخی است. سنتها، آیینها و حافظه جمعی در آن نقش پررنگی دارند. از سوی دیگر، همین جامعه بارها در طول تاریخ کوشیده است خود را بازتعریف کند و مرزهای هویتی تازهای بسازد. جدال نمادین میان سلام و درود را میتوان بازتاب کوچکی از همین کشمکش بزرگ دانست. سلام یادآور بخشی از تاریخ ایران پس از اسلام است؛ تاریخی که بیش از هزار سال از عمر آن میگذرد. درود یادآور لایههای کهنتر هویت ایرانی است؛ لایههایی که بسیاری از مردم علاقه دارند دوباره آنها را برجسته کنند. اما واقعیت این است که هر دو واژه امروز بخشی از زبان فارسیاند و هر دو در حافظه جمعی ایرانیان جای گرفتهاند.
سخن آخر
اگر از منظر ریشهشناسی نگاه کنیم، «سلام» و «درود» تفاوت بنیادینی در معنا ندارند. هر دو حامل آرزوی خیر، احترام و گشودن راه ارتباط هستند. اما اگر از منظر جامعهشناسی و روانشناسی فرهنگی نگاه کنیم، انتخاب میان آنها میتواند حامل معنا باشد. نه به دلیل ذات واژهها، بلکه به دلیل تاریخ، سیاست، خاطره و هویتهایی که جامعه بر آنها بار کرده است. شاید مهمترین نکته همین باشد: واژهها خود به خود سیاسی یا ایدئولوژیک نیستند. این انسانها هستند که تجربههای جمعی خود را درون واژهها ذخیره میکنند. در ایران امروز، سلام و درود بیش از آنکه دو واژه متفاوت باشند، دو آینهاند؛ آینههایی که هرکدام بخشی از گفتوگوی ناتمام جامعه ایرانی با گذشته، حال و آینده خود را بازتاب میدهند.