از دستور تا مهارت؛ آیا آموزش و پرورش آماده این جهش تاریخی است؟
توجه مستقیم رئیسجمهور به آموزشوپرورش و حضور ایشان در نشستهای تخصصی این وزارتخانه، رخدادی کمسابقه و درخور تقدیر است. تأکید آقای دکتر پزشکیان بر «لزوم کسب مهارتهای بهروز توسط دانشآموزان» نشان میدهد که در سطح عالی تصمیمگیری، درک روشنی از فاصله میان آموزش نظری موجود و نیازهای واقعی زندگی، بازار کار و جامعه شکل گرفته است. این نگاه، بهویژه در شرایط پیچیده اقتصادی و اجتماعی امروز، شایسته حمایت و تقویت است. با این حال، انصاف اقتضا میکند که در کنار تقدیر از این رویکرد، پرسشهای جدی و بنیادین نیز مطرح شود؛ پرسشهایی که بیپاسخماندن آنها، حتی صادقانهترین نیتها را به سرنوشت بسیاری از دستورها و تأکیدهای پیشین دچار خواهد کرد.
مجید طهرانیان . کارشناس آموزشی
توجه مستقیم رئیسجمهور به آموزشوپرورش و حضور ایشان در نشستهای تخصصی این وزارتخانه، رخدادی کمسابقه و درخور تقدیر است. تأکید آقای دکتر پزشکیان بر «لزوم کسب مهارتهای بهروز توسط دانشآموزان» نشان میدهد که در سطح عالی تصمیمگیری، درک روشنی از فاصله میان آموزش نظری موجود و نیازهای واقعی زندگی، بازار کار و جامعه شکل گرفته است. این نگاه، بهویژه در شرایط پیچیده اقتصادی و اجتماعی امروز، شایسته حمایت و تقویت است. با این حال، انصاف اقتضا میکند که در کنار تقدیر از این رویکرد، پرسشهای جدی و بنیادین نیز مطرح شود؛ پرسشهایی که بیپاسخماندن آنها، حتی صادقانهترین نیتها را به سرنوشت بسیاری از دستورها و تأکیدهای پیشین دچار خواهد کرد.
مهارتآموزی؛ فراتر از دستور و توصیه
واقعیت آن است که مهارتآموزی در مقیاس ملی، صرفا با صدور درخواست یا دستور محقق نمیشود. وزارت آموزشوپرورش با بیش از ۱۰۰ هزار واحد آموزشی در سراسر کشور مواجه است؛ مدارسی که بخش قابل توجهی از آنها از حداقل زیرساختهای لازم برای آموزش مهارتمحور ــ از کارگاه و تجهیزات تا مواد مصرفی و فضای مناسب ــ برخوردار نیستند. در چنین شرایطی، این سؤال جدی مطرح است که با بودجه پیشبینیشده فعلی، تا چه اندازه امکان تجهیز این حجم عظیم از مدارس وجود دارد؟
برنامه درسی و روش آموزش؛ آیا آماده تغییر است؟
مهارتآموزی واقعی، مستلزم بازنگری عمیق در برنامه درسی، روشهای تدریس و نظام ارزشیابی است. تا زمانی که محور اصلی موفقیت دانشآموز، «نمره ۲۰ در ریاضی و علوم» تلقی شود و نه «توان حل مسئله، کار تیمی، مهارت فنی و شایستگیهای زندگی»، تغییر رویکرد صرفا در حد شعار باقی خواهد ماند. پرسش اساسی این است: آیا ساختار فعلی برنامه درسی و متدولوژی آموزشی وزارت آموزشوپرورش، ظرفیت چنین تحولی را دارد؟
نقش خانواده و فرهنگ عمومی
از سوی دیگر، فرهنگ حاکم بر خانوادهها و جامعه را نمیتوان نادیده گرفت. تا زمانی که بخش بزرگی از والدین، موفقیت فرزند را تنها در کارنامهای پر از نمرات بالا میبینند و نه در مهارت، خلاقیت و توانمندی عملی، مدرسه نیز ناگزیر در همان مسیر حرکت خواهد کرد. مهارتآموزی نیازمند یک «برنامه فرهنگی همزمان» در سطح جامعه است؛ برنامهای که نگاه خانوادهها را اصلاح و مطالبه اجتماعی جدیدی ایجاد کند.
نیروی انسانی؛ چالش انگیزه و جذب نخبگان
وزارت آموزشوپرورش با بیش از ۷۰۰ هزار کارمند، یکی از بزرگترین دستگاههای اجرایی کشور است. اما واقعیت تلخ آن است که بخش قابل توجهی از این بدنه، به دلایل معیشتی و ساختاری، با افت انگیزه مواجه است. در چنین شرایطی، چگونه میتوان انتظار داشت نخبگان مهارتی و مربیان توانمند جذب این وزارتخانه شوند یا نیروهای موجود، نقشآفرینی مؤثر در یک تحول بزرگ داشته باشند؟ بدون اصلاح نظام انگیزشی، ارتقای جایگاه حرفهای معلم و بهبود شرایط اقتصادی، مهارتآموزی به نتیجه نخواهد رسید.
جمعبندی؛ نیازمند برنامهای فراتر از یک وزارتخانه
با احترام به نگاه ارزشمند رئیسجمهور، بهعنوان یک کارشناس آموزشی با بیش از ۴۰ سال سابقه فعالیت در عرصههای مختلف تعلیم و تربیت، باید با صراحت گفت: تغییر رویکرد به سمت مهارت در مدارس، نیازمند یک برنامه جامع، چندلایه و ملی است. برنامهای که با همکاری دهها دستگاه خارج از آموزشوپرورش طراحی و اجرا شود، از تزریق مالی متناسب و هدفمند برخوردار باشد، برای نیروی انسانی، نظام انگیزشی و مسیر حرفهای روشن تعریف کند و مهمتر از همه، دارای نظام پایش و ارزیابی مستمر و شفاف باشد. در کشور ما، کم نیستند مسئولانی که با نیت خیر و دغدغهمند، دستورات راهبردی برای تحقق آرمانهای بزرگ صادر میکنند؛ اما آنچه کمیاب است، برنامههای عملیاتی دقیق، نقشههای اجرایی واقعبینانه و مدیرانی است که بتوانند راهبرد را به عمل تبدیل کنند. اگر قرار است مهارتآموزی به سرنوشت شعارهای تکراری دچار نشود، باید از همین امروز، فاصله میان «گفتن» و «ساختن» را با عقلانیت، شجاعت و اقدام واقعی پر کرد.
پیشنهادهای اجرایی برای تحقق مهارتآموزی در مدارس
برای آنکه تأکید رئیسجمهور بر مهارتآموزی از سطح گفتمان به میدان عمل برسد، مجموعهای از اقدامات اجرایی و مرحلهبندیشده ضروری است:
۱. طراحی نقشه ملی مهارتآموزی دانشآموزان: تدوین یک سند عملیاتی پنجساله با اهداف کمی و قابل سنجش، شامل تعیین مهارتهای اولویتدار متناسب با اقلیم، اقتصاد محلی و آینده بازار کار هر استان.
۲. اجرای پایلوت هوشمند بهجای تعمیم شتابزده: آغاز مهارتآموزی عمیق در تعداد محدودی از مدارس منتخب شهری و روستایی، ارزیابی نتایج و سپس تعمیم تدریجی براساس تجربه واقعی، نه بخشنامه.
۳. استفاده از ظرفیت بیرونی بهجای تمرکز صرف بر آموزشوپرورش: انعقاد تفاهمنامه عملیاتی با فنیوحرفهای، دانشگاهها، صنایع، اصناف، شرکتهای دانشبنیان و نیروهای مسلح برای آموزش مهارت، تأمین مربی و کارگاه.
۴. بازطراحی برنامه درسی و ارزشیابی: کاهش وزن نمرهمحور در دروس نظری و جایگزینی آن با ارزشیابی عملکردی، پروژهمحور و مهارتسنجی واقعی که در سوابق تحصیلی دانشآموز ثبت شود.
۵. توانمندسازی و انگیزش معلمان موجود: ایجاد مسیر ارتقای شغلی ویژه معلمان مهارتی، پرداختهای انگیزشی و دورههای بازآموزی کاربردی با حضور مربیان صنعت و بازار کار.
۶. جذب مربیان مهارتی با الگوی استخدام انعطافپذیر: استفاده از قراردادهای پارهوقت، حقالتدریس تخصصی و برونسپاری آموزشی برای ورود نخبگان مهارتی بدون تحمیل ساختار سنگین استخدامی.
۷. تجهیز هدفمند مدارس، نه توزیع مساوی بودجه: تمرکز منابع مالی بر مدارس پایلوت و قطبهای مهارتی منطقهای بهجای پخش حداقلی تجهیزات در همه مدارس بدون اثربخشی واقعی.
۸. اصلاح فرهنگ خانواده و جامعه: اجرای برنامه رسانهای ملی برای تغییر نگاه والدین از «نمرهمحوری» به «شایستگیمحوری» و پیوند مهارت با آینده شغلی و منزلت اجتماعی.
۹. استقرار نظام پایش و ارزیابی مستقل: ایجاد یک نهاد ارزیاب مستقل از بدنه اجرایی وزارتخانه برای سنجش مستمر کیفیت اجرا، میزان یادگیری مهارتی و بازده سرمایهگذاری.
سخن پایانی
اگر این پیشنهادها در کنار نگاه راهبردی رئیسجمهور قرار گیرد، مهارتآموزی میتواند از یک مطالبه آرمانی به یک واقعیت آموزشی پایدار تبدیل شود؛ در غیر این صورت، خطر تکرار تجربههای پرهزینه اما کمثمر گذشته، همچنان جدی خواهد بود.
آخرین مقالات منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.