|

فیزیک‌دانی با سبدی پر از واژگان فارسی

یادداشتی کوتاه در یادبود دکتر لطیف کاشیگر و میراث گرانقدرش

چند روز پیش خاک میهن پذیرای یکی از فیزیک‌دانان عالی‌مقام کشور در آغوش خود بود. دکتر لطیف کاشیگر در 97سالگی چهره در نقاب خاک کشید و در خاک این سرزمین آرام گرفت. او ادامه‌دهنده راه دانشمندان تاریخ بلندبالای ایران بود و جایگاهش هم‌نشینی با ابوریحان بیرونی است. من زنده‌یاد دکتر کاشیگر را به لطف و محبت دکتر عبدالحسن بصیره شناختم. دکتر بصیره من را با چند انسان وارسته آشنا کرده‌اند که یکی‌شان دکتر لطیف کاشیگر بود. آشنایی‌ای که هم مرا به ذوق ادامه راه این دو ترغیب کرد و هم مسئولیتی را بر گردنم نهاد.

فیزیک‌دانی با سبدی پر از واژگان فارسی

چند روز پیش خاک میهن پذیرای یکی از فیزیک‌دانان عالی‌مقام کشور در آغوش خود بود. دکتر لطیف کاشیگر در 97سالگی چهره در نقاب خاک کشید و در خاک این سرزمین آرام گرفت. او ادامه‌دهنده راه دانشمندان تاریخ بلندبالای ایران بود و جایگاهش هم‌نشینی با ابوریحان بیرونی است. من زنده‌یاد دکتر کاشیگر را به لطف و محبت دکتر عبدالحسن بصیره شناختم. دکتر بصیره من را با چند انسان وارسته آشنا کرده‌اند که یکی‌شان دکتر لطیف کاشیگر بود. آشنایی‌ای که هم مرا به ذوق ادامه راه این دو ترغیب کرد و هم مسئولیتی را بر گردنم نهاد. دکتر کاشیگر در ارومیه به سال ۱۳۰۸ دیده به جهان گشود، پنج سال پیش از تأسیس دانشگاه تهران. خودش تعریف می‌کرد پدرش کارگری ساده بود، اما چنان بینشی داشت که فرزندی همچون لطیف کاشیگر به جامعه ایران پیشکش کرد. دوره تحصیلی ایشان در ارومیه هم‌زمان بود با حضور فرقه دموکرات در ایران. شادروان استاد کاشیگر در ارومیه دیپلم می‌گیرد و وارد دانشسرای عالی آن زمان می‌شود. استاد بصیره به نقل از کاشیگر می‌گفت که همواره از استادش دکتر هوشیار به نیکی یاد می‌کرد. کاشیگر پس از اتمام لیسانس به یزد می‌رود و در دبیرستان‌های یزد به تدریس فیزیک می‌پردازد. روزی و روزگاری دکتر محمود حسابی به یزد می‌روند و لطیف کاشیگر جوان را می‌بینند. از ایشان می‌خواهند ادامه‌ تحصیل دهند و خودشان مقدمات سفر ایشان به فرانسه را فراهم می‌کنند. کاشیگر جوان به استراسبورگ فرانسه می‌رود و دکترای ژئوفیزیک می‌گیرد. پس از چندی اقامت در اروپا و آمریکا، به پاس آن قولی که داده بود و آن حس ادای دینی که به ایران داشت، به میهن بازمی‌گردد و در ژئوفیزیک دانشگاه تهران مشغول کار و پژوهش می‌شود. سپس به سپاه‌ دانش می‌پیوندد که هدفش ارتقای دانش نیروهای آن سازمان بود که هدفش دانش‌افزایی در کشور بود. کاشیگر در این مقطع هم تدریس می‌کرد و هم در تألیف کتاب‌های درسی مکاتبه‌ای نقشی پویا داشت. سپس به گروه فیزیک دانشگاه شیراز می‌رود؛ جایی که با عبدالحسن بصیره جوان -‌که او هم فارغ‌التحصیل فرانسه است- آشنا می‌شود و تا واپسین روز زندگی دکتر کاشیگر این دوستی ادامه داشت و پرثمر بود. در ایران بن‌گشت ۵۷ رخ داد و برای چند سال دانشگاه‌ها تعطیل شدند و سپس کشور درگیر جنگ بود. اما تا جایی که من می‌دانم، کاشیگر در انجمن فیزیک پس از ۵۷ نقشی مهم را بر عهده گرفت و آن ایجاد حلقه اتصال میان فیزیک‌دانان پیشین ایرانی و تازه‌واردان به جامعه فیزیک بود. لطیف کاشیگر پس از سال‌ها تدریس، از دانشگاه تربیت‌معلم بازنشسته شد و تا روزی که توان نوشتن داشت، به کاری بس مهم پرداخت. عبدالحسن بصیره، فیزیک‌دان عزیز کشورمان که خودش این روزها بیمار است و گرد پیری بر چهره‌اش نشسته و ملول از روزگار است و غصه کتاب تألیفی دوهزارو ‌۵۰۰ صفحه دست‌نوشته تاریخ علمش را می‌خورد، برایم بارها از دکتر کاشیگر حکایت‌ها نقل کرده است که جان کلامش این بود: دست از کار و کوشش برای ایران نکشید.

 

کتاب‌های ترجمه‌ای
دکتر لطیف کاشیگر کتاب‌های زیادی را ترجمه و ویراستاری کرده است. عمر پربرکت ایشان که چندین دهه را به تألیف و ترجمه پرداخت، گواه این ادعاست. تا جایی که من می‌دانم، ایشان کار تألیف و ترجمه را پیش از ۵۷ آغازیده و تا همین چند سال پیش که سلامت جسمی‌شان وخیم نشده بود، ادامه داشت؛ بنابراین تعداد آثار ایشان زیاد است. اما متأسفانه من مرجعی نیافتم که بتوانم فهرست کاملی از کتاب‌های ایشان داشته باشد، بنابراین بر آنچه در کتابخانه شخصی خودم دارم اکتفا می‌کنم و همین تعداد هم نشان از زحمتی است که ایشان برای فرزندان این آب‌ و خاک کشیده است. کتاب «آئرودینامیک» ایشان در سال ۱۳۶۹ در انتشارات علمی فرهنگی چاپ شده است. این کتاب یکی از مجموعه کتاب‌های علمی بود که از زبان فرانسه به فارسی برگردان شد‌‌ و شگفت آنکه در آن زمان با شمارگان پنج هزار نسخه روانه بازار شده بود. کتاب دیگر «سیاره ما زمین» است که انجمن فیزیک ایران چاپ کرده است. کتاب دیگر که در 10 سال اخیر چاپ شد و بسیار خواندنی است، «سرگذشت فیزیک نوین» نام دارد. در کتابخانه‌ام دو کتاب بسیار دلنشین دیگر با ترجمه‌ دکتر کاشیگر قرار دارند؛ یکی مجموعه چهارجلدی «دوره درسی فیزیک» که استاد کاشیگر با همکاری چند نفر دیگر در انتشارات فاطمی چاپ کرده‌ بود و همچنین یک دوه سه‌جلدی هم به خاطر دارم که به «فیزیک عمومی آلونسو» معروف بود و مرکز نشر دانشگاهی چاپ کرده بود. آخرین کتابی که به یاد دارم، «تندآموز روش‌های ریاضی در فیزیک» است که جلد اول آن را مرکز نشر دانشگاهی منتشر کرده است. همچنین تعدادی کتاب علمی در ایران چاپ شده که با ویراستاری لطیف کاشیگر بوده‌اند؛ برای نمونه کتاب «از کوارک تا کوازار» را که بسیار خواندنی است و انجمن فیزیک ایران منتشر کرده، لطیف کاشیگر ویراستاری کرده بود. می‌دانم که فهرست تألیف، ترجمه و ویراستاری استاد فقید بیش از این چند عنوانی است که من نام برده‌ام و فقط این چند کتاب را به یاد ایشان نام بردم که خوانندگان بدانند این استاد فقید، عمری را برای دانش و دانش‌آموزان و دانشجویان نوشته است.

فرهنگ فیزیک
دکتر لطیف کاشیگر عضو پیوسته فرهنگستان زبان فارسی بود و برای اعتلای زبان دانشی فارسی زحمات بسیاری کشید. او در فرهنگستان در کارگروه‌های مختلفی ازجمله علوم زمین، ژئوفیزیک، فیزیک در گروه واژه‌گزینی و واژه‌سازی بود. درواقع این بزرگ‌مرد آذری‌زبان از خطه آذربایجان ایران که مهری و الفتی با ایران و زبان فارسی داشت، یک‌تنه در غنی‌سازی زبان دانشی فارسی بسیار کوشید. ورای تمام کوشایی که در فرهنگستان داشت، کاشیگر به همراه عبدالحسن بصیره یک کتاب سه‌جلدی شاهکار هم نوشته‌اند؛ کاشیگر نویسنده است و بصیره ویراستار این کار سترگ. کتاب «فرهنگ فیزیک» در دو هزار صفحه و سه‌جلد اثری ممتاز است که چندین هزار واژه فیزیک را نه‌تنها تعریف پرسون/دقیق دانشی می‌کند، بلکه برابر فارسی آن را هم ارائه می‌‌‌کند. درواقع ویژگی بارز این کتاب، ارائه برابرنهادهای فارسی درست برای هزاران واژه است. افسوس‌مندانه این کتاب هنوز مرجع تألیف کتاب‌های درسی فیزیک در مدارس و دانشگاه‌ها قرار نگرفته تا دانش‌آموزان، دانشجویان و استادان بدانند که برای واژگان انگلیسی چه برابر فارسی وجود دارد. صد افسوس که تازه‌به‌دوران‌رسیده‌هایی هم هستند که گمان می‌کنند اگر دانش فیزیک را به زبان دانشی فیزیک بنویسند یا حرف بزنند، نشانه‌ بی‌سوادی است و نشانه به قول خودشان بی‌کلاسی. غافل هستند از اینکه ملغمه سخن‌گفتن و به کار بردن پرخطای واژگان دانشی زبان‌های بیگانه در زبان دانشی فارسی نشانه‌ای از بی‌سوادی دانشی و فرهنگی است و نشانه‌ای از جهل مرکب نسبت به ایران و زبان فارسی. فرهنگ فیزیک کتابی است که باید در هر دانشکده فیزیک و دانش‌های وابسته به آن باشد‌ و استادان از دانشجویان بخواهند به این کتاب مراجعه کنند. حتی شاید اگر اوضاع علمی و آموزشی کشور بسامان بود، استادانی پیدا می‌شدند که با بهره‌گیری از این کتاب، برای دانشجویان کلاس‌های فراتر از آموزش رسمی می‌گذاشتند و به دانشجویان علاقه‌مند هم واژه‌های جدید را می‌آموختند، هم چگونه فرهنگ‌نویسی را یاد می‌دادند و هم آنان را تشویق می‌کردند تا واژه‌سازی یاد بگیرند. اگر این روند واژه‌سازی در ایران به نسل جدید منتقل نشود، ایران با بحران جاماندگی در واژه‌سازی دانشی با واژگان جدید رو‌به‌رو خواهد شد. کمااینکه این مشکل امروز هم وجود دارد.

مسئولیت شیرین
زنده‌یاد کاشیگر و بصیره که سایه‌اش بر سر فرزندان ایران باشد، در دوره‌ای که کرونا تا حدی فروکش کرده بود، روزی مرا به حضورشان فراخواندند و بار سنگینی را بر دوشم‌ نهادند. این دو استاد از من خواستند مسئولیت رسمی ویرایش جدید کتاب «فرهنگ فیزیک» را بر عهده بگیرم. هر دو نفر گفتند که پیر شده‌اند و دیگر توان کار سخت و سنگین ویرایش و افزودن مدخل‌های جدید را ندارند. قرار شد این موضوع به شکل رسمی در یک نامه که خطاب به من و ناشر کتاب -‌فرهنگ معاصر- بود، تنظیم شود. نگارش نامه با بیماری دکتر کاشیگر و پس‌ از آن کسالت دکتر بصیره عقب افتاد و دیگر فرصتی فراهم نشد تا ما سه نفر کنار هم جمع شویم و این نامه را تنظیم کنیم. اما دکتر کاشیگر بیش از 10 بار به من و دکتر بصیره تأکید کرد به‌روزرسانی فرهنگ را ادامه دهم. البته بماند که با وجود پیگیری‌های من و تماس‌های مکرر با ناشر، مدیر انتشارات هرگز پاسخ من را نداد و به منشی‌اش حواله کرد تا او با گستاخی و بی‌ادبی جواب سربالا بدهد. ‌به‌ هر حال، من مانده‌ام و قولی که به دکتر کاشیگر داده‌ام تا این فرهنگ را به‌روزرسانی کنم. بسیار بعید است ناشر کنونی کتاب بخواهد بار دیگر آن را چاپ کند و باید تدبیری دیگر اندیشیده شود. اگر این فرهنگ به‌روزرسانی نشود، مانند کاری ناتمام خواهد بود و فهم این نکته چیزی فراتر از چرتکه‌انداختن سودده‌بودن چاپ فرهنگ فیزیک با ویرایش جدید است. امید من این است که ویرایش جدید که شاید باید هزار واژه به آن افزوده شود و ایرادهای تایپی چاپ قبلی اصلاح شود، با شناسنامه‌ای جدید و شرایطی مطلوب در چند سال آینده نزدیک به دست فرزندان این کشور برسد.

میراث لطیف
امروز در حالی این یادداشت را در گرامیداشت دکتر لطیف کاشیگر می‌نویسم که این مرد بزرگ روی در نقاب خاک کشیده است. لطیف کاشیگر بیش از 70 سال تمام را به آموزش فرزندان این مرزوبوم اختصاص داد. او برای زبان فارسی که سنگر پدافند از ایران بزرگ فرهنگی است، فرزندی شایسته بود و واژگان بسیاری را ساخت. او بود که در فرهنگستان زبان فارسی تا زمانی که توان رفتن داشت، کوشید. لطیف کاشیگر اگرچه امروز و در این زمانه آشفته در آغوش خاک ایران خفته است، اما با واژگانی که ساخته و کتاب‌هایی که ترجمه کرده، زنده است. میراث بزرگ او پاسداری و پاسداشت زبان دانشی فارسی است برای فرزندان این سرزمین کهن. یادش گرامی و هم‌نشین ابوریحان بیرونی.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.