توسعه از دل ناتوانی؛ روایتی متفاوت از پرواز با بالهای نامرئی در نیاوران
در زمانهای که ویترین رسانهها در تسخیر داستانهای پر زرقوبرق و موفقیتهای یکشبهِ استارتاپی است، فرهنگسرای نیاوران میزبان رویدادی بود که لنز دوربین را به سمت درههای خاموش، شکستها و رنجهای مسیر کارآفرینی چرخاند. نشست رونمایی از کتاب «من دو بال دارم»—روایتی مستند از زندگی روزبه پیروز، بنیانگذار گروه مالی فیروزه—فراتر از یک دورهمی تجاری، به کالبدشکافی عمیق مفاهیمی چون محدودیت، خودباوری و نقش کلیدی «روایت» در خلق سرمایه انسانی پرداخت.
به گزارش شرق، در این مراسم فضایی فراهم شد تا چهار چهره شاخص از حوزههای ادبیات، سرمایهگذاری، کارآفرینی و آکادمی گرد هم آیند و هر یک از زاویهای بدیع، به واکاوی مفهوم «توسعه از دل ناتوانی» بپردازند؛ مفهومی که خمیرمایه اصلی زندگی روزبه پیروز را شکل داده است.
پناه به ادبیات؛ فرار از برچسبهای اجتماعی
نشست با سخنان مهراوه فردوسی، نویسنده کتاب آغاز شد. او از همان ابتدا تکلیف مخاطب را با اثر روشن کرد: «این تنها یک زندگینامه نیست، بلکه آینهای برای طرح پرسشهای بنیادین بشری است. فردوسی با ظرافتی تحلیلی، مرزهای جبر و اختیار را به چالش کشید و با اشاره به مفهوم «بدن»، تاکید کرد که فیزیک انسان صرفاً یک واقعیت زیستی نیست، بلکه یک بستر کاملاً اجتماعی است. جامعه پیش از آنکه ما را با افکار یا استعدادهایمان بشناسد، ما را در قاب فیزیکمان قضاوت کرده و برچسب میزند. از این منظر، محدودیتها لزوماً در جسم متولد نمیشوند، بلکه گاه در نگاه قضاوتگر دیگران و گاه در زندان ذهن خود فرد شکل میگیرند.»
نویسنده کتاب، این اثر را حاصل یک کشف مشترک دانست؛ روایتی که در آن روزبه پیروز صاحب قصه و لحن بود و او با کلمات، این تجربه را از شر روایتهای سادهانگارانه نجات داد. نکته قابل تامل در سخنان او، پیوند زدن ادبیات با دنیای کسبوکار بود؛ جایی که وی از «روایت» به عنوان مهمترین دارایی نامشهود سازمانها یاد کرد و گفت: «اگر سرمایه مادی برای شرکتها تجهیزات میسازد، این روایت است که میراث، حافظه و بینش سازمانی را خلق کرده و آن را از گزند فراموشی مصون میدارد.»
کشف بالهای پرواز؛ از نبرد با محدودیتها تا دوگانه تهران-سیلیکونولی

در ادامه، روزبه پیروز پرده از انگیزه اصلی نگارش کتاب برداشت: «پدر شدن». مواجهه با موجودی که جهان را برای نخستین بار کشف میکند، او را واداشت تا درسهای حاصل از سالها تقلا را برای فرزندش و جامعه به یادگار بگذارد. او با تاکید بر اینکه کتابش ویترینی از موفقیتها نیست، آن را روایت مبارزه بیامان با محدودیتها خواند. به باور پیروز، معلولیت تنها یک شکل عیان از محدودیت است، در حالی که تمام انسانها با موانعی پنهان دستوپنجه نرم میکنند که مسیر زندگیشان را تغییر میدهد.
بنیانگذار فیروزه، «باور نداشتن به توانمندیهای فردی» را بزرگترین سد راه توسعه دانست و با گریز به دریافت بورسیه کارشناسی ارشد خود—که روزی برایش دور از ذهن مینمود—نشان داد که تلاش مستمر چگونه ناممکنها را ممکن میسازد. نقطه اوج سخنان او اما، قیاس تاملبرانگیزش با ایلان ماسک بود؛ همکلاسی دوران دبیرستانش در کانادا که ماندن در آمریکا را برگزید. پیروز با وجود اذعان به فاصله نجومی ابعاد کسبوکارهایشان و آگاهی از دشواریهای جانفرسای کارآفرینی در اقتصاد ایران، با قاطعیت اعلام کرد که بازگشت به وطن یک انتخاب آگاهانه بوده و هرگز از حضور در ایران پشیمان نیست.
سقوط آزادِ زندگی و جنون کارآفرینی
سعید محمدی، بنیانگذار دیجیکالا، سخنران بعدی بود که از زاویه دید یک همرزم در اکوسیستم نوآوری به ماجرا نگاه کرد. او که از سال ۱۳۹۱ و با ورود صندوق فیروزه به عنوان سرمایهگذار دیجیکالا با پیروز همکاری داشته، اعتراف کرد تا مدتها از عمق تجربه زیسته و چالشهای جسمی او بیخبر بوده است. محمدی با بسط مفهوم محدودیت، تصریح کرد که محدودیتهای ذهنی و فلجکننده برخی افرادِ سالم، اثر تخریبی به مراتب بیشتری از معلولیت فیزیکی دارد.
او در توصیفی به شدت اگزیستانسیال، زندگی را به «پرش از بالای یک برج» تشبیه کرد؛ سقوطی که با تولد آغاز میشود و اگرچه طول آن برای هرکس متفاوت است، اما سرانجامِ یکسانی دارد و تنها کیفیت این پرواز اهمیت دارد. محمدی با یادآوری روزهای پرالتهاب راهاندازی دیجیکالا در سال ۱۳۸۵، کارآفرینی را مسیری توام با جنون و جسارت خواند که هیچ تضمین صددرصدی در آن وجود ندارد. وی در پایان تاکید کرد که توسعه، صرفاً یک عدد یا شاخص اقتصادی نیست، بلکه یک مسئولیت اجتماعی خطیر است که بنگاههای اقتصادی باید پرچمدار آن باشند.

کیمیاگری رنج؛ نقش بیبدیل کانون خانواده
بخش پایانی این نشست به تحلیلهای ساختاریِ دکتر علینقی مشایخی، بنیانگذار دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه شریف اختصاص یافت. او با نگاهی موشکافانه، کتاب را روایتی از دو قهرمان بلامنازع دانست: روزبه پیروز و مادرش. دکتر مشایخی نقش حمایتگرانه خانواده را همان بستر امنی توصیف کرد که انسانی با محدودیتهای فیزیکی را از انزوا خارج کرده و روی ریل توانمندی قرار میدهد.
او سیر تکاملی شخصیت روزبه را گذاری شگفتانگیز از تنهایی در جمع همسالان، به سمت اثرگذاری اجتماعی تحلیل کرد. موفقیت در مناظره دبیرستان، نخستین ضربه برای شکستن یخِ این انزوا بود و راهیابی به معتبرترین نهادهای علمی جهان (استنفورد، هاروارد و آکسفورد)، به او نشان داد که مقوله «رنج» پدیدهای جهانشمول است. این تغییر زاویه دید، او را به انسانی دغدغهمند در حوزه سیاستگذاری عمومی و کمک به حاشیهنشینها بدل کرد.
این استاد برجسته دانشگاه، با وجود تحسین نثر شیوا و جریاندار کتاب، در جایگاه یک منتقد دقیق به ضعف نگارشی مقدمه کتاب نیز اشاره کرد. دکتر مشایخی در نهایت با توصیه این اثر به تمامی گروههای سنی، ابراز امیدواری کرد که با ترجمه انگلیسی کتاب، جامعه دیاسپورا و ایرانیان خارج از کشور نیز بتوانند این پیام روشن را دریافت کنند: فرصتها هرگز منتظر انسان نمیمانند، این ما هستیم که باید آنها را از دل سنگلاخترین مسیرها خلق کنیم.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.