نامه به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی
سحر با باد میگفتم حدیث آرزومندی
خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی
فرهیخته گرانقدر
وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی
جناب دکتر سیدعباس صالحی
با سلام و احترام؛
به اختصار، به نمایندگی از طرف -بیش از یکصد نفر- اعضای محترم «انجمن نویسندگان امروز ایران» به عرض عالی میرساند:
چنانکه مستحضرید، از نخستین ماههای بهار سال ۱۴۰۴ که جنگ ۱۲روزه شروع شد، تاکنون که هنوز امکان چاپ و انتشار کتابهای ما نویسندگان به دلایل گرانی هولناک کاغذ و مقوا و خدمات چاپ و نشر از طرف -تقریبا- هیچ ناشری وجود نداشته، و دست اهالی قلم و ادب از نظر مالی و گرفتن همان حقالتألیف حداقلی مرسوم هم بسته شده، بر آن شدیم که از وزارتخانهای که متولی حفظ و حراست از فرهنگ و ادب و هنر و اهالی آن است و سالهاست تحت نظارت و مدیریت جنابعالی قرار دارد، بخواهیم که درباره معیشت اهل قلم که متأسفانه اغلب اجارهنشین، و در عسر و حرج اقتصادی بهسختی زندگی میکنند، بخواهیم که مانند وزارتخانههای دیگر، در اقدامی شایسته و پیش از آنکه دیر شود، یاریگر جدی نویسندگان این انجمن هم باشید!
و چنانکه شایسته و بایسته است، با حفظ کرامت اهل ادب و قلم، تمهیدی اندیشیده و گامی عاجل در جهت تأمین حداقل رفاه آنها برداشته شود.
مشکل مسکن و مشکل رفع حوائج روزمره زندگی و همچنین برطرفکردن موانع دستوپاگیر و سلیقهای ممیزی کتاب برای گرفتن مجوز نشر رمانها و مجموعه داستانهای نویسندگان و تسهیل راه نشر این آثار با تخصیص کاغذ یارانهای ازجمله بدیهیترین خواستهای اعضای «انجمن نویسندگان امروز ایران» است.
...
حال خونیندلان که گوید باز/
وز فلک خون خم که جوید باز
با سپاس، محمد عزیزی / ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵