عضو کمیسیون امنیت ملی: زمان خروج ایران از NPT فرا رسیده است/ غنیسازی ۹۰ درصدی باید در دستور بررسی قرار گیرد
عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس با بیاثر دانستن مذاکرات با آمریکا، تقویت توان دفاعی را پشتوانه هرگونه توافق دانست و تأکید کرد تهدیدهای هستهای واشنگتن نباید بر تصمیمات ایران تأثیر بگذارد.
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، با تأکید بر ضرورت حفظ و تقویت توان هستهای کشور، خواستار بررسی گزینه غنیسازی ۹۰ درصدی شد.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
تحولات منطقه، آینده تقابل ایران و آمریکا، سرنوشت مذاکرات و ضرورت تقویت توان دفاعی کشور، از جمله موضوعاتی است که این روزها در کانون توجه قرار دارد. در همین راستا، ابراهیم رضایی، نماینده مردم دشتستان در مجلس شورای اسلامی و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، در گفتگویی تفصیلی با خبرگزاری مهر، به تشریح دیدگاههای خود درباره آخرین تحولات، آمادگی دفاعی ایران، آینده برنامه هستهای و راهبردهای کشور در مواجهه با تهدیدات پرداخت.
رضایی در این گفتگو همچنین از ضرورت بازنگری در دکترین هستهای، اهمیت تنگه هرمز در معادلات امنیتی و نقش مجلس در تقویت بنیه دفاعی و حمایت از نیروهای مسلح سخن گفت. متن کامل این گفتگو به شرح زیر است:
سؤال اولم را با این پرسش آغاز میکنم که آیا اظهارات اخیر باراک اوباما درباره هزینههای سنگین جنگ برای آمریکا، کاهش ذخایر موشکی و افزایش قدرت ایران در تنگه هرمز را میتوان اعترافی به شکست آمریکا در جنگ دانست؟ این در حالی است که ترامپ همچنان بر پیروزی خود تأکید میکند. این تناقض را چگونه ارزیابی میکنید؟
به نظر میرسد اوباما به بخشی از واقعیتهای حوادث و رخدادهای هفت، هشت ماه اخیر اعتراف کرده است. امروز تقریباً در دنیا، بهجز اقلیتی محدود از اطرافیان ترامپ، کسی نیست که آمریکا را برنده این جنگ بداند. ما اکنون در نقطهای قرار داریم که با قاطعیت میتوانیم بگوییم پیروز قطعی جنگ و تجاوز نظامی ایالات متحده به ایران، جمهوری اسلامی ایران بوده است. ایران پیروز جنگ رمضان بوده و هست و دلایل آن نیز مشخص است.
دشمن با اهداف مشخصی به کشور ما حمله کرد. رهبر و فرماندهان ما را ترور کرد، مردم و دانشآموزان ما را به شهادت رساند و به نقاط مختلف کشور آسیب وارد کرد. آنها از همان روز نخست نیز اهداف خود را اعلام کردند. همانطور که رهبر شهید انقلاب گفته بود، هدف آنها بلعیدن نظام جمهوری اسلامی ایران بود. ترامپ حتی در روزهای نخست اعلام کرد که نقشه ایران نیز به همین شکل باقی نخواهد ماند.
آمریکاییها چیزی شبیه آنچه در ونزوئلا دنبال میکردند، برای ایران نیز تصور کرده بودند؛ به این معنا که ایران بهطور کامل در اختیار آمریکا قرار بگیرد و حتی تجزیه شود. این همان هدفی بود که آنها دنبال میکردند. صهیونیستها نیز با هدفی مشابه، به دنبال سوریهسازی جمهوری اسلامی ایران بودند. البته بهانههای دیگری نیز مطرح میکردند؛ از جمله نابودی توان نظامی و موشکی جمهوری اسلامی ایران و از بین بردن توان هستهای کشور.
امروز دشمن به هیچیک از اهدافی که اعلام کرده بود، نرسیده است و این یک واقعیت است. آنها نه توانستند نظام جمهوری اسلامی ایران را سرنگون کنند و نه موفق شدند ایران را تجزیه کنند؛ بلکه برعکس، کشور ما مقتدرتر و قویتر شده است.
دشمن نهتنها نتوانست توان نظامی و موشکی ما را از بین ببرد، بلکه خودشان نیز اکنون اذعان میکنند که ایران توانسته است قدرت نظامی خود را بازیابی کند. ضرباتی که ما در جریان جنگ به آنها وارد کردیم، نشان میدهد که قدرت نظامی جمهوری اسلامی ایران،قطعا بهمراتب بیشتر، بهتر، باکیفیتتر و مؤثرتر از وضعیت نهم اسفند است.
وضعیت توان هستهای ما نیز به همین ترتیب است. شاید در حال حاضر در اصطلاح، در سیاست ابهام هستهای به سر ببریم، اما این یک واقعیت است که دشمن نتوانسته توان هستهای جمهوری اسلامی ایران را نابود کند. اگر توانسته بود چنین کاری انجام دهد، ترامپ هر شب این حرفها را تکرار نمیکرد که ایران نباید به بمب دست پیدا کند و اساساً وارد مذاکره نمیشد.
اگر این موضوع را در کنار توسعه قدرت جمهوری اسلامی ایران و مؤلفههای قدرت کشور در جریان این جنگ قرار دهیم، ابعاد بیشتری از واقعیت روشن میشود. یکی از نمونههای آن، اعمال حاکمیت کامل و قاطع جمهوری اسلامی ایران بر تنگه هرمز است. چند روز پیش، تعداد کشتیهای عبوری از تنگه هرمز به صفر رسید و این یک واقعیت است.
ممکن است در فضای مجازی بهگونهای نمایش داده شود که سنتکام یا ترامپ مدیریت تنگه هرمز را در اختیار دارند، اما در عمل، در دریا و در تنگه هرمز، این جمهوری اسلامی ایران و نیروهای مسلح ما هستند که اراده خود را بر دیگران تحمیل میکنند. این نیز یک واقعیت است.
در کنار این موارد، باید به تقویت مقاومت اسلامی در منطقه، بهویژه در بابالمندب و دریای سرخ و افزایش تأثیرگذاری آن بهعنوان محوری مؤثر در غرب آسیا اشاره کرد. همه این موارد نشانههایی هستند که شکست آمریکا در جنگ اخیر را اثبات میکنند؛ آمریکاییها در این جنگ شکست خوردند و این شکست نیز سنگین بود. اگر آمریکاییها توان نابودی جمهوری اسلامی ایران را داشتند، قطعاً حتی لحظهای هم در انجام آن درنگ نمیکردند. حرفها و اظهارات ترامپ هم در این میان ارزش و اعتباری برای اعتنا ندارد.
تهدید آمریکا به استفاده از بمبهای سنگین موسوم به «مادر بمبها» علیه ایران، در حالی مطرح میشود که واشنگتن هدف خود را جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای اعلام کرده است. این تهدید چه اهدافی را دنبال میکند و استفاده احتمالی از چنین تسلیحاتی چه پیامدهایی برای امنیت غیرنظامیان و گسترش دامنه جنگ خواهد داشت؟
ما از ۹ اسفند تا به امروز، درگیر جنگی هستیم که هنوز به پایان نرسیده است. این جنگ، جنگی ترکیبی است و دشمن از ابزارهای مختلفی در آن استفاده میکند. یک روز موشک، ناو، هواپیما، جنگنده و پهپاد را به میدان میآورد و روز دیگر، ابزارهای جنگ اقتصادی را به کار میگیرد و کارزار خشم اقتصادی و اقدامات مشابه را پیش میبرد. گاهی ابزار سیاسی در اولویت قرار میگیرد و گاهی بُعد امنیتی جنگ برجسته میشود.
یکی دیگر از ابعاد این جنگ، جنگ شناختی است؛ جنگی که همواره وجود داشته و اکنون تشدید شده است. وقتی ترامپ ابزارهای جنگ روانی را علیه ملت ایران، با هدف تضعیف اراده مردم و مدیریت افکار عمومی، فعال میکند، اظهارات او را نیز باید در همین چارچوب و بخشی از جنگ ترکیبی و شناختی آمریکا علیه نظام جمهوری اسلامی و ملت رشید ایران ارزیابی کرد.
ترامپ بارها از این لفاظیها و بلوفها استفاده کرده و چندین مرتبه مدعی شده است که نیروی دریایی و نیروی هوایی ایران را نابود کردهاند. اگر نیروی دریایی و هوایی ایران نابود شدهاند، چرا از نهم اسفند تا امروز هیچ شناور یا ناو آمریکایی نتوانسته وارد خلیج فارس شود؟ از قرن هجدهم میلادی، همزمان با توسعه دریانوردی، خلیج فارس همواره شاهد حضور شناورهای خارجی بوده است؛ ابتدا پرتغالیها و سپس انگلیسیها و در دهههای اخیر، بهویژه پس از جنگ جهانی دوم، آمریکاییها حضور پررنگی در این منطقه داشتهاند. با این حال، از نهم اسفند تا امروز هیچ شناور خارجی وارد خلیج فارس نشده است. این وضعیت صرفاً نتیجه قدرت و اعمال حاکمیت جمهوری اسلامی ایران و نیروهای مسلح کشور دانسته میشود. در مقابل، ترامپ روایت دیگری را در رسانهها و افکار عمومی مطرح میکند، مدام خطونشان میکشد و ادعاهایی را درباره اقدامات آمریکا بیان میکند.
تکرار این اظهارات به موضوعی آشنا تبدیل شده است. یک روز ترامپ از حمله میگوید، روز دیگر از مذاکره؛ زمانی از ادامه حملات سخن میگوید و زمانی دیگر مدعی میشود که طرف مقابل درخواست کرده است حمله متوقف شود یا واسطههایی برای جلوگیری از آن وارد عمل شدهاند. از سال گذشته، بهویژه در دوره اخیر، بارها شاهد چنین رفتارهایی بودهایم.
چرخه تهدید، جنگ و مذاکره ترامپ بهتدریج تکراری شده است. زمانی تهدید میکرد که ناوهای آمریکایی با قدرت به سمت ایران حرکت میکنند؛ ناوها آمدند و جنگ نیز آغاز شد، اما به نتیجهای که مدنظر آمریکا بود نرسید. پس از آن، بار دیگر از فرصت دیپلماسی سخن گفته شد، دوباره تهدید به حمله مطرح شد و در نهایت، در لحظات پایانی، از فرصت دوباره برای مذاکره صحبت کردند.
در برابر جنگ شناختی دشمن نیز باید مقاومت کنیم. این مقاومت به مشارکت همه مردم نیاز دارد. نباید فریب روایتهای دروغین، ماشین دروغپراکنی و جنگ روانی دشمن را خورد؛ جنگی که فرماندهی مستقیم آن بر عهده ترامپ و شخص نتانیاهو است.
برای نمونه، اخیرا ادعا شده است که یکونیم میلیارد بشکه نفت در این چند ماه از تنگه هرمز عبور داده شده است. اگر چنین حجمی از نفت از تنگه عبور کرده، چرا قیمت نفت اکنون به بیش از ۱۱۰ دلار رسیده است؟ این ادعاها، بخشی از جنگ ادراکی دشمن و تلاشی برای نشان دادن اینکه آمریکا در این جنگ شکست نخورده است، اما واقعیت این است که شکست خورده و تنگه هرمز به روی آنها بسته شده است. واقعیت این است که نباید در جنگ شناختی دشمن مغلوب شویم.
جمهوری اسلامی ایران از مرحلهای عبور کرده که تهدیدهای نظامی، از جمله تهدید به استفاده از «مادر بمبها»، بتواند بر تصمیمات کشور تأثیر بگذارد.
حتی اگر از بمب هستهای سخن گفته شود، معتقدم حملهای که در نهم اسفند به کشور صورت گرفت، از جمله ترور رهبر ایران، خسارتی سنگینتر از یک حمله هستهای به کشور وارد کرد. ترور و قتلعام دهها دانشآموز کودک و معصوم در میناب نیز از نظر شدت جنایت، تفاوتی با تجربه یک حمله هستهای در میزان جنایت و ضربه وارد شده به کشور نداشت. در این مدت، بیمارستانها، شهرکهای صنعتی، واحدهای دامداری و مرغداری، کارخانهها، مدارس و دانشگاهها هدف قرار گرفتند. در همین شهر تهران نیز چند دانشگاه مورد حمله قرار گرفتند. از این منظر، مجموعه جنایتهایی که علیه کشور انجام شده، خسارتبارتر از چندین بمب اتمی توصیف میشود.
اکنون اصطلاح تازهای مانند «مادر بمبها» مطرح میشود؛ در حالی که در حمله سال گذشته، در جریان حمله اول تیر ۱۴۰۴ به فردو نیز از بمبهایی مانند GBU-۵۷ سخن گفته شده بود. با وجود این حملات و تهدیدها، ملت ایران تسلیم نشد. ظاهرا اینها درس نمیگیرند و به نظر میرسد ترامپ همچنان در چرخهای تکراری گرفتار شده است: حمله میکند، با مقاومت ما مواجه میشود و سپس با بهانه، عنوان، نام یا تهدیدی تازه بازمیگردد. بنابراین، بار دیگر تأکید میشود که نباید به این تهدیدها و لفاظیها اعتنا کرد.
در هفتهها و ماههای اخیر، بحث خروج ایران از معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) بار دیگر در محافل سیاسی و کارشناسی مطرح شده است. برخی معتقدند با توجه به تحولات اخیر و عملکرد طرفهای غربی، ادامه عضویت ایران در این معاهده دیگر تأمینکننده منافع و حقوق هستهای کشور نیست. در مقابل، گروهی نسبت به پیامدهای سیاسی و امنیتی خروج هشدار میدهند. ارزیابی شما چیست و آیا زمان خروج ایران از NPT فرارسیده است؟
در مجلس چندین طرح با محوریت خروج از NPT مطرح شده است که یکی از آنها را نیز شخصاً پس از جنگ ۱۲روزه تدوین کردم و به جریان انداختم، اما این طرح هنوز در دستور کار قرار نگرفته است.
در این زمینه چند نکته قابل طرح است؛ نخست اینکه در حال حاضر، همکاری ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی تقریباً متوقف شده است. بهویژه درباره اماکن حساس هستهای، از زمان جنگ ۱۲روزه تاکنون هیچ بازرس آژانس مطلقا اجازه بازدید از این مراکز را نداشته است. در همین زمینه، قانونی برای تعلیق همکاری با آژانس در ایام جنگ به تصویب مجلس رسید که فکر میکنم در تیرماه سال گذشته بود. بر اساس این قانون، همکاری با آژانس تعلیق شد و این نهاد تاکنون از مراکز هستهای و غنیسازی ایران در فردو، نطنز و اصفهان بازدیدی نداشته است و اجازه چنین بازدیدهایی نیز به آن داده نمیشود.
به این ترتیب، ابزاری که آژانس از طریق آن به ابزاری برای جاسوسی غرب، آمریکا و اسرائیل تبدیل شده بود، از دست آنها گرفته شد. یکی از بزرگترین مشکلات ما با آژانس، موضوع بازرسیها بود. پیشتر به این بازرسیها اجازه میدادیم، زیرا برنامه هستهای ایران صلحآمیز بود و تصور میکردیم با نصب دوربین و انجام بازرسیها میتوانیم ماهیت صلحآمیز برنامه خود را اثبات کنیم و مانع تهدید و جنگ علیه کشور شویم.
به گفته مدیرکل آژانس، ۷۰ درصد بودجه این نهاد صرف بازرسی از ایران شد، اما نتیجه این همکاری، جنگ ۱۲روزه بود. ما زمینه گستردهای برای بازرسیهای آژانس فراهم کردیم و حتی اجازه بازرسیهای فراتر از تعهدات پادمانی را نیز دادیم. بازرسان از تأسیسات هستهای و مکانهای مختلف کشور بازدید کردند و حتی برخی مکانهایی که نباید مورد بازدید قرار میگرفتند، در دسترس آنها قرار گرفتند. هدف این بود که نشان دهیم به دنبال ساخت بمب هستهای نیستیم و دیگر دلیلی برای تهدید کشور و تحمیل جنگ وجود ندارد. با این حال، به ایران حمله شد؛ در حالی که آنها میدانستند ایران بمب هستهای تولید نکرده است.
پس از این اتفاق، دیگر دلیلی برای فراهم کردن چنین دسترسیهایی وجود ندارد. علاوه بر این، اکنون مشخص شده است که بازرسیهای آژانس در عمل به جمعآوری اطلاعات برای آمریکا و ارائه اطلاعات مربوط به تأسیسات و دانشمندان ایران به دشمنان منجر شده است. این یک واقعیت است و بر همین اساس، ضرورتی برای ادامه هیچگونه همکاری با آژانس وجود ندارد.
آژانس نیز به تعهدات خود عمل نکرده است؛ نه به ماده ۲ اساسنامه خود درباره همکاری برای استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای و نه به ماده ۴ پیمان NPT. ایران یکطرفه تعهدات گستردهای پذیرفت، اما در مقابل دستاوردی به دست نیاورد و در نهایت نیز جنگ به کشور تحمیل شد. بنابراین، ادامه همکاری با آژانس منطقی نیست؛ بهویژه آنکه ایران باید بتواند دستکم از فناوری هستهای صلحآمیز خود بهرهمند شود.
ایران باید بتواند دستکم از این فناوری استفاده کند. نکته دیگری که باید به آن اضافه کرد، این است که دیگر ضرورتی برای ماندن ایران در معاهده NPT وجود ندارد. برخی معتقدند با توجه به اینکه همکاری ایران با آژانس عملاً متوقف شده است، خروج از NPT نیز هزینههایی در پی دارد که ضرورتی برای پرداخت آنها نیست. با این حال، مسئله اصلی ما، یعنی بازرسیهای مداوم آژانس از مراکز هستهای کشور، اکنون منع شده است و از ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ تاکنون، بازرسان نتوانستهاند از مراکز حساس هستهای ایران بازدید کنند. با وجود این، به این میزان نیز قانع نیستیم، چرا که آژانس و NPT زمینهساز جنگ علیه ایران بودهاند. میتوان این پرسش را مطرح کرد که اگر با آنها همکاری نمیکردیم، چه اتفاقی میافتاد؟ در هر صورت، جنگ رخ داد. تفاوت در این بود که اگر همکاری نمیکردیم، حداقل این همه اطلاعات محرمانه هستهای کشور از طریق آژانس در اختیار دشمنان قرار نمیگرفت.
علاوه بر این، آژانس همچنان و در حال حاضر هم علیه جمهوری اسلامی ایران عمل میکند و به ابزاری در اختیار دشمنان تبدیل شده است. استقلال این نهاد، از جمله شورای حکام، مدیرکل و دبیرخانه آژانس، زیر سؤال است و عملکرد آن در راستای پیشبرد اهداف دشمنان جمهوری اسلامی ایران ارزیابی میشود.
بنابراین، ضرورتی برای ادامه عضویت ایران در این معاهده وجود ندارد و به نظر میرسد زمان خروج از آن فرا رسیده است. افزون بر این، تمام همکاریها و دکترین هستهای که نظام جمهوری اسلامی ایران داشته، بر مبنای بازدارندگی شکل گرفته بود و هدف این بود که از تحمیل جنگ به کشور جلوگیری شود. با توجه به اینکه همه هزینهها را پرداخت کردهایم، اکنون زمان آن فرارسیده است که در دکترین هستهای کشور نیز تجدیدنظر کنیم.
این موضوع باید در قالب طرحهایی که در مجلس مطرح است، پیگیری شود یا اینکه شورای عالی امنیت ملی در این زمینه تصمیمگیری کند؟
موضوع خروج از NPT باید از طریق مجلس پیگیری شود، چراکه در گذشته نیز عضویت ایران در این معاهده به تصویب مجلس رسیده و اکنون باید قانون مربوط به آن لغو شود. تا جایی که اطلاع دارم، چند طرح در این خصوص در مجلس مطرح شده، اما هنوز در کمیسیون امنیت ملی بررسی نشدهاند. ارائه بررسی طرح در مجلس نیز فرایند مشخصی دارد. برای مثال، طرحی که بنده ارائه کردهام، در معاونت قوانین مجلس متوقف مانده است. بنابراین، لازم است هیئت رئیسه مجلس در این زمینه فعالانهتر وارد عمل شود تا این طرحها به کمیسیونهای مربوطه ارجاع شوند و درباره آنها تصمیمگیری صورت بگیرد.
با توجه به تحولات اخیر، تجربه مذاکرات گذشته و بیاعتمادی عمیقی که در روابط تهران و واشنگتن وجود دارد، یکی از پرسشهای اساسی این است که آیا همچنان میتوان چشماندازی برای ازسرگیری مذاکرات میان ایران و آمریکا متصور بود؟ به نظر شما در شرایط کنونی، مسیر دیپلماسی تا چه اندازه باز است و آیا واشنگتن اراده واقعی برای دستیابی به توافق دارد و شروط ایران را می پذیرد یا همچنان بر خواستههای حداکثری خود پافشاری خواهد کرد؟
چند نکته را میتوانم درباره این موضوع مطرح کنم. طبیعتاً فکر نمیکنم کسی بهطور کلی با دیپلماسی و مذاکره مخالف باشد؛ اما دیپلماسی صرفاً ابزاری برای تأمین منافع ملی است. اگر این ابزار اثربخش باشد، بسیار خوب است؛ اما در شرایط فعلی، من اثرگذاری آن را نمیبینم.
معتقد هستم آنچه در این میان تعیینکننده است، قدرت ملی ماست. باید تمرکز خود را بر افزایش و تقویت قدرت ملی، بهویژه توان دفاعی کشور، قرار دهیم. همه ظرفیتهای کشور باید در جهت تقویت قدرت دفاعی و توان نیروهای مسلح و تأمین نیازمندیهای آنها به کار گرفته شود. اگر این کار را انجام دهیم، هم جنگ زودتر تعیین تکلیف میشود و به پایان میرسد و هم در صورت تصمیم به مذاکره، میتوانیم با قدرت بیشتری به اهداف خود برسیم. البته مذاکره با آمریکا را بیمعنا میدانم. مذاکرات و تفاهم اسلامآباد نیز نشان داد که نمیتوان به مذاکره با آمریکا اعتماد کرد.
نکتهای که بهویژه دیپلماتها و مذاکرهکنندگان کشور باید به آن توجه داشته باشند، این است که باید به قدرت خود متکی باشیم و بر تقویت آن تمرکز کنیم. قدرت ملی ما، ضمانت اجرای هر توافق یا تفاهمی است. حتی اگر بهترین توافق را روی کاغذ تنظیم کنیم و طرف مقابل نیز آن را امضا کند، بدون برخورداری از قدرت کافی، تضمینی برای اجرای آن وجود نخواهد داشت و طرف مقابل میتواند از تعهدات خود سر باز بزند.
ما تجربه برجام را داریم؛ توافقی که در کمتر از چند سال از هم پاشید و از همان ابتدا نیز بهدرستی اجرا نشد. تجربه تفاهم اسلامآباد را هم پیش رو داریم. بهطور کلی، از توافق الجزایر در سالهای نخست انقلاب تا امروز، بارها شاهد بودهایم که طرف آمریکایی به تعهدات خود عمل نکرده است. بنابراین، قدرت ماست که امکان اعمال اراده و تضمین اجرای توافقها را فراهم میکند.
اینکه دیپلماتهای ما در مذاکرات مواضعی را مطرح کنند، اما در میدان اتفاق دیگری رخ دهد، به خودی خود ارزشی ندارد. منظور این است که امروز باید مؤلفههای قدرت ملی خود را حفظ و تقویت کنیم. در رأس این مؤلفهها، مردم قرار دارند که بزرگترین سرمایه و مؤلفه قدرت کشور هستند. باید حمایت مردم را حفظ کنیم و به مسائل اقتصادی، اجتماعی و معیشتی آنها توجه جدی داشته باشیم. در کنار آن، حفظ توان نیروهای مسلح و تقویت قدرت نظامی کشور نیز از اهمیت اساسی برخوردار است.
قدرت موشکی و پهپادی ما از مؤلفههای مهم قدرت دفاعی کشور است، آنها از موشکهای ما میترسند و معتقدم اگر توان موشکی ما وجود نداشت، ممکن بود دشمن زیرساختها و ظرفیتهای کشور را بهطور گستردهتری هدف قرار دهد. بنابراین، قدرت نظامی، توان موشکی و پهپادی و همچنین توان هستهای، همگی از مؤلفههای قدرت ملی ما هستند و باید تقویت شوند.
در حوزه هستهای نیز باید توانمندیهای خود را حفظ و تقویت کنیم. نهتنها نباید مواد غنیشده با غنای ۶۰ درصد را تحویل دهیم، بلکه معتقدم باید غنیسازی را تا سطح ۹۰ درصد نیز، متناسب با نیازها و کاربریهای مختلف، در دستور بررسی قرار دهیم. حتی موضوع پلوتونیوم نیز باید از منظر کاربردهای مختلف آن بررسی شود. کاربری پلوتونیوم که صرفا نظامی نیست و کاربریهای مختلف دارد؛ ما به آن نیاز داریم و باید تولید کنیم. اما اصل موضوع این است که توان هستهای کشور را به سادگی واگذار نکنیم.
منطقی نیست که به دشمنی که هزاران سلاح هستهای در اختیار دارد و تنها رژیمی است که تاکنون از بمب اتمی در جنگ استفاده کرده، تعهد دهیم که برای مثال، امسال غنیسازی انجام ندهیم یا سطح غنیسازی را به حداکثر سه درصد محدود کنیم. به نظر من، چنین تعهداتی عاقلانه و منطقی نیست، زیرا توان هستهای و ظرفیت غنیسازی کشور، از مؤلفههای مهم قدرت ملی ما به شمار میرود و باید از آن صیانت کنیم. ما با خون پاک دانشمندان شهیدمان به این نقطه رسیدهایم و نباید این دستاورد را واگذار کنیم. این حق ملت ماست و اگر امروز از آن چشمپوشی کنیم، نسلهای آینده ما را نخواهند بخشید.
مگر چه تفاوتی دارد؟ ما برای آزادسازی خرمشهر و حفظ آبادان، خون هزاران شهید و جوان پاک این سرزمین را تقدیم کردیم. همانطور که خرمشهر و دیگر داراییهای ارزشمند کشور برای ما اهمیت داشتند و برای حفظ آنها جنگیدیم، توان هستهای کشور نیز یکی از داراییهای ارزشمند ملت ایران است؛ ظرفیتی که با دشواری فراوان به آن دست یافتهایم و نباید آن را واگذار کنیم.
همانطور که روزی ایستادیم تا مانع واگذاری نفت کشور به بیگانگان شویم و روزی دیگر برای جلوگیری از واگذاری خاکمان مقاومت کردیم، امروز نیز باید در برابر واگذاری توان هستهای کشور به بیگانگان بایستیم.
علاوه بر این، اگر فرصت باشد، میتوانم توضیح دهم که چرا به فناوری هستهای در حوزههای مختلف نیاز داریم و چرا این فناوری برای آینده کشور و مردم، ضرورتی اساسی دارد؛ ضرورتی که میتوان آن را حتی در حد نیازهای حیاتی کشور دانست. اگر امروز توان هستهای خود را واگذار کنیم، در آینده بابت این تصمیم مورد سرزنش قرار خواهیم گرفت. واگذاری این ظرفیت، به معنای تضعیف قدرت ملی ماست.
مؤلفه مهم دیگر قدرت کشور، تنگه هرمز است. در این زمینه نیز بههیچوجه نباید اجازه دهیم که حقوق و ظرفیتهای راهبردی کشور نادیده گرفته شود یا بر سر آنها مماشات صورت بگیرد.
طرح اقدام راهبردی تأمین امنیت و پیشرفت پایدار تنگه هرمز در چه مرحلهای است؟
در پیوست این طرح، موضوع توافقی که با عمان درباره تنگه هرمز انجام شده نیز مورد توجه قرار گرفته است. این توافق تقریباً نهایی شده، هرچند هنوز به صورت رسمی اعلام نشده است. بر اساس آن، درباره مسیری برای تردد دریایی توافق کردهایم که با مسیر گذشته متفاوت است و مسیر جدیدی برای عبور شناورها محسوب میشود. مسیر ورود از آبهای سرزمینی جمهوری اسلامی ایران خواهد بود.
مهمترین مسئله برای ما در این حوزه، امنیت ملی است. امنیت اهمیت بسیار زیادی دارد و برای تأمین آن، باید ورودی تنگه هرمز را به طور کامل تحت کنترل داشته باشیم. به این معنا که اجازه ندهیم شناورها، تجهیزات، امکانات و نیروهای نظامی از این مسیر وارد خلیج فارس شوند و باید بر این محدوده تسلط و اشراف کامل داشته باشیم. در این زمینه، موضوع تعارفبردار نیست؛ مسئله، امنیت ملی ماست. اینکه کشور همسایهای از این تصمیم رضایت داشته باشد یا نداشته باشد، در برابر اهمیت امنیت ملی ما در اولویت قرار نمیگیرد و ارزشی ندارد. بالاترین اولویت، امنیت مردم ایران است.
برای مثال، موشکی که در ۹ اسفند مدرسه میناب را هدف قرار داد، از مبدأ بحرین شلیک شده بود. این موشک از مسیر تنگه هرمز عبور کرده و به مقصد رسیده بود. بنابراین، دیگر نباید اجازه دهیم پایگاههای آمریکایی در بحرین از طریق تنگه هرمز و مسیرهای دیگر تجهیز شوند و از این طریق امنیت کشور ما را تهدید کنند. در این زمینه باید با جدیت عمل کنیم و هیچگونه مماشاتی در کار نخواهد بود.
بر همین اساس، در توافق مربوط به مسیر ورود، ملاحظات امنیتی بهطور جدی مورد توجه قرار گرفته است. البته مسائل اقتصادی درباره تنگه هرمز نیز که دغدغه بسیاری از افراد است، اهمیت دارد؛ اما مسئله امنیت در اولویت قرار دارد. مسیر ورود کاملاً از آبهای سرزمینی جمهوری اسلامی ایران عبور میکند و ما امکان نظارت، بازرسی و پایش شناورها را خواهیم داشت.
مسیر بازگشت نیز تا حدودی از آبهای سرزمینی ایران عبور میکند. با توجه به اینکه مسیر برگشت بیشتر جنبه اقتصادی و تجاری دارد، بخشی از آن در آبهای سرزمینی جمهوری اسلامی ایران قرار خواهد داشت و امکان نظارت و مدیریت آن نیز فراهم خواهد بود.
درباره دریافت عوارض از تردد شناورها نیز دیدگاههای مختلفی مطرح است؛ برخی معتقدند باید عوارض دریافت شود و برخی دیگر با آن موافق نیستند. عدهای نیز پیشنهاد میکنند این مبالغ تحت عنوان هزینه خدمات دریافت شود. با این حال، از نظر من، نکته اصلی این است که باید از ظرفیت تنگه هرمز برای کسب درآمد و جبران خسارتهای واردشده به کشور استفاده کنیم که پیشبینی شده است.
معتقد هستم که طرفهای مسئول باید خسارتهای واردشده به ایران را جبران کنند و اگر این کار را انجام ندهند، باید راههای دیگری برای دریافت این خسارتها در نظر گرفته شود؛ از جمله استفاده از ظرفیتهای تنگه هرمز. خسارتهایی که مردم در نقاط مختلف کشور متحمل شدهاند، نباید از جیب مردم ایران جبران شود. کشورکهایی که خاک خود را به پایگاه و سنگر دشمن تبدیل کردهاند، باید پاسخگو باشند و خسارتهای واردشده به ایران را جبران کنند. ایالات متحده آمریکا نیز در این زمینه باید خسارت بپردازد و هیچگونه مماشاتی صورت نخواهد گرفت.
ما ابزارهای لازم را برای اعمال حاکمیت خود و پیگیری دریافت خسارت در اختیار داریم. بنابراین، یا خسارتها پرداخت خواهد شد یا از راههای دیگر برای دریافت آنها اقدام خواهیم کرد؛ گزینه دیگری در این میان وجود ندارد. در مجموع، طرح مربوط به تنگه هرمز، ابعاد مختلف این موضوع را در بر میگیرد و طرحی جامع است. در آن، علاوه بر مسائل امنیتی و مدیریت مسیرهای ورود و خروج، موضوعاتی مانند ناوبری، امداد دریایی و دریافت هزینه خدمات نیز پیشبینی شده است.
در این طرح، موضوع ارائه خدمات در تنگه هرمز و تأمین امنیت آن، ممنوعیت ورود هرگونه شناور نظامی یا تجاری متعلق به رژیم صهیونیستی و همچنین ممنوعیت ورود شناورهای نظامی بیگانه به تنگه هرمز پیشبینی شده است. به این ترتیب، ابعاد مختلف نظامی، امنیتی و اقتصادی این موضوع در طرح مورد توجه قرار گرفته است. این طرح در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، با حضور دستگاههای مختلف، مورد بررسی قرار گرفت و به تصویب رسید. اکنون نیز برای بررسی در صحن علنی مجلس، به هیئترئیسه تقدیم شده است و انشاءالله در نوبت بررسی قرار خواهد گرفت.
با توجه به احتمال تشدید مجدد درگیریهای نظامی و وقوع حملات تازه علیه کشور و با توجه به گزارشهایی که از سوی مسئولان دفاعی، امنیتی و فرماندهان نظامی به مجلس شورای اسلامی و بهویژه کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی ارائه شده، ارزیابی شما از وضعیت آمادگی دفاعی کشور چیست؟ آیا نیروهای مسلح برای مواجهه با سناریوهای احتمالی و پاسخ به تهدیدات جدید از آمادگی لازم برخوردارند؟
با اطلاع و اطمینان به مردم عزیزمان عرض میکنم که توان دفاعی جمهوری اسلامی ایران در مقایسه با ۹ اسفند و حتی یک سال گذشته، نهتنها بهتر، بلکه بهمراتب قویتر و بهتر شده است. ما امروز از قدرت دفاعی بیشتری برخورداریم و تجربه جنگ ۱۲روزه با رژیم صهیونیستی و همچنین جنگ مشترک با آمریکا و رژیم صهیونیستی را در اختیار داریم؛ این تجربه بسیار ارزشمند است.
در مقاطعی که تبادل آتش با دشمن به حداقل رسید یا متوقف شد، از این فرصت برای بازسازی مراکز و امکانات نظامی، رفع آسیبها و استفاده از تجربیات دو جنگ بهره بردیم. همچنین توانستیم به فناوریها و ظرفیتهای جدیدی دست پیدا کنیم و قدرت نظامی خود را ارتقا دهیم.
امروز در موقعیتی قرار داریم که توان هدف قرار دادن موفق ناوهای آمریکایی در حال حرکت را در نقاط مختلف حتی در اقیانوس هند داریم. این توانمندیها را آزمایش کردهایم و نتایج موفقی به دست آوردهایم. آمریکاییها نیز از این ظرفیتها آگاه هستند.
آسیبی که در جنگ به دشمن وارد کردیم، در مقایسه با جنگ تیرماه، در برخی حوزهها بیشتر بود یا دستکم در دور دوم درگیری با آمریکا، عملکرد موفقتری داشتیم. این یک واقعیت است. همچنین توانستیم جنگندههای دشمن را در اردن هدف قرار دهیم و تعدادی از نیروهای نظامی آنها را از بین ببریم. اینها بخشی از واقعیتهای جنگ است که حتی منابع خود دشمن نیز به برخی از آنها اذعان کردهاند. گزارشهایی نیز از سوی منابع آمریکایی درباره انهدام بیش از ۶۰ هواگرد این کشور منتشر شده است. همچنین خودشان اعتراف کردند که ایران توانست یک جنگنده F-۳۵ را هدف قرار دهد.
در حوزه پدافندی نیز توان خود را در این مدت تقویت کردهایم و امروز سامانههای پدافندی ما برای مقابله با هواگردهای دشمن، در مقایسه با گذشته، عملکرد بهتری دارند. شخصاً از بخشی از مراکز نظامی در جنوب کشور بازدید کردهام و از نزدیک گزارش فرماندهان و شرایط میدانی را بررسی کردهام. بر اساس مشاهدات و گزارشهایی که دریافت کردهام، توان دفاعی کشور بهمراتب ارتقا یافته و روحیه نیروهای مسلح نیز در مقایسه با گذشته قویتر شده است.
قدرت آفندی ما نیز بهطور قابلتوجهی افزایش یافته است. هم روی قدرت تخریب موشکها کار کردهایم و هم سرعت آنها را ارتقا دادهایم. ارزیابی من این است که موشکهای ما در مقایسه با گذشته توانمندی بیشتری دارند و قابلیت عبور از سامانههای پدافندی دشمن در آنها تقویت شده است. اگر جنگ دیگری رخ دهد، مردم ایران و مردم منطقه آثار این تغییرات را خواهند دید و حملات و اصابتهای ما بهمراتب مؤثرتر و ویرانگرتر خواهد بود.
بر همین اساس است که امروز با قاطعیت بر مواضع خود ایستادهایم و تأکید میکنیم که دشمن باید شروط ما را بپذیرد و ما از مواضع خود عقبنشینی نخواهیم کرد. دلیل این موضع، اطمینان به تقویت توان دفاعی کشور است. معتقدیم اگر درگیری دیگری رخ دهد، پاسخ جمهوری اسلامی ایران بسیار قدرتمندتر، ویرانگرتر و عبرتآموزتر از گذشته خواهد بود.
در حوزه دفاعی نگرانی اساسی نداریم و از مشکلات، تنگناها و محدودیتهای دشمن، از جمله وضعیت روحی نیروهای آن و کمبود احتمالی ذخایر و مهمات، اطلاع داریم. خود منابع آنها نیز گاهی به این مسائل اشاره میکنند. بر همین اساس، ارزیابی ما این است که در صورت وقوع جنگ بعدی، آمریکا و رژیم صهیونیستی خسارتهای بیشتری متحمل خواهند شد.
آیا تدابیر لازم برای حفاظت از زیرساختهای حیاتی، مراکز حساس و تأمین امنیت شهروندان در شرایط بحرانی پیشبینی شده است؟
درباره حفاظت از مراکز حساس، امنیت مردم و زیرساختهای حیاتی کشور نیز باید گفت که تدابیر لازم اندیشیده شده است؛ بهویژه با توجه به اینکه دشمن بارها تهدید کرده در حمله احتمالی بعدی، زیرساختهای ایران را هدف قرار خواهد داد. طبیعتاً جنگ ما با دشمن، جنگی متقارن نیست و برای حفاظت از مراکز و تأسیسات کشور نیز تدابیر مختلفی در نظر گرفتهایم.
با این حال، به اعتقاد من، مهمترین عامل بازدارنده، پاسخی است که میتوانیم به دشمن دهیم؛ پاسخی که محاسبات آنها را تغییر دهد. همانطور که پیشتر نیز گفتهایم، اگر مجموع پایگاههای منطقهای آمریکا و رژیم صهیونیستی را در نظر بگیریم، توان پاسخگویی ما بهگونهای است که میتواند محاسبات دشمن را تحت تأثیر قرار دهد. برای ما تفاوتی نمیکند که این کشورها ایالت پنجاهویکم آمریکا نامیده شوند یا عنوان دیگری داشته باشند؛ مسئله این است که در جریان جنگ، به سنگر آمریکاییها تبدیل شدند و حملات به کشور ما از مبدأ این کشورها صورت گرفت. دانشآموزان و مردم ما به خاک و خون کشیده شدند و ما نیز پاسخ خواهیم داد. همانطور که پیشتر گفتهایم، به پایگاهها و مواضع آمریکا در منطقه، از جمله ایالت پنجاهویکم آمریکا در منطقه پاسخ خواهیم داد.
اگر امروز درباره هدف قرار دادن زیرساختها هشدار میدهیم، این هشدار از نظر ما تهدیدی معتبر است. در جنگ ۴۰روزه نشان دادیم که این تهدیدها صرفاً در حد حرف نیستند و در صورت حمله دشمن، توان پاسخ متقابل داریم. برای مثال، زمانی که آمریکا یا رژیم صهیونیستی پارس جنوبی را هدف قرار دادند، ما نیز زیرساختهای گازی منطقه را هدف قرار دادیم. پس از آن، دونالد ترامپ عقبنشینی کرد و خواستار پرهیز از گسترش حملات به این حوزه شد. همچنین، هنگامی که مراکز هستهای ما و نیروگاه بوشهر هدف حمله قرار گرفتند، تأسیسات دیمونا را هدف قرار دادیم که در پی آن تعدادی از صهیونیستها کشته شدند. بنابراین، تهدید ما معتبر است. حتی زمانی که به بانک سپه حمله شد، ما نیز شعب بانکهای آمریکایی در منطقه را هدف قرار دادیم. اینها بخشی از واقعیتهای این جنگ است.
در طول درگیریها، طرف مقابل ناچار بود نیروها و امکانات خود را پیوسته از نقطهای به نقطه دیگر منتقل کند و ما نیز آنها را تعقیب کرده و متقابلاً ضربه میزدیم. این روند حتی شامل نیروهای آمریکایی مستقر در هتلهای منطقه نیز میشد. حتی به سربازان آمریکایی که در هتلهای منطقه پنهان شده بودند نیز ضربه زدیم و اتاقهای محل استقرار آنها را هدف قرار دادیم.
در ادامه نیز اگر چنین شرایطی تکرار شود، موضع ما روشن است؛ زیرساخت در برابر زیرساخت. اگر زیرساختهای ما را هدف قرار دهند، زیرساختهای آنها را هدف قرار خواهیم داد. اگر تأسیسات آبشیرینکن ما را بزنند، تأسیسات آبشیرینکن آنها را هدف قرار میدهیم؛ اگر نیروگاه بزنند، نیروگاه میزنیم؛ اگر پالایشگاه بزنند، پالایشگاههای آنها را هدف قرار میدهیم و اگر خطوط لوله نفت و گاز ما را هدف قرار دهند، خطوط لوله نفت و گاز آنها را هدف خواهیم گرفت. هر حملهای به کشور ما، در هر نقطهای که انجام شود، با پاسخ متناسب مواجه خواهد شد. طرف مقابل باید این معادله را درک کند.
در حال حاضر، اطلاعاتی در اختیار داریم که نشان میدهد برخی کشورهای عربی در تلاشاند به آمریکاییها فشار بیاورند تا بار دیگر علیه ایران جنگافروزی کنند. حتی گفتهاند که هزینههای این جنگ جدید علیه جمهوری اسلامی ایران را نیز تأمین خواهند کرد و اسپانسر جنگ جدید علیه ایران خواهند بود. ما از این موضوع آگاهیم و به آنها هشدار دادهایم که اگر جنگ دیگری آغاز شود، درگیری صرفاً میان ایران و آمریکا نخواهد بود؛ بلکه این کشورهایی هم که نوچههای آمریکا هستند، بخشی از اهداف مشروع ما خواهند بود.
در موضوع امنیت ملی نیز بار دیگر تأکید میکنم که ادعای بیطرفی برخی کشورها در این شرایط، اساساً قابل قبول نیست. از نگاه ما، این کشورها عملاً در صف دشمن قرار گرفتهاند و به آن کمک میکنند و جان فدای دشمن هستند. آنها که توان رویارویی مستقیم و عرضه تقابل با ایران را ندارند، نیروهایی را از آن سوی دنیا اجیر کردهاند، در اختیارشان امکانات گذاشتهاند، به آنها زمین و آب دادهاند، هزینههای سالانهشان را تأمین کردهاند و نفت را با شرایطی ویژه در اختیارشان گذاشتهاند تا علیه ایرانیها بجنگند. بنابراین، از نظر ما، این کشورها نیز باید تبعات اقدامات خود را بپذیرند.
اگر از سوی آنها اقدامی خصمانه یا تعرضی صورت بگیرد، به نظر من بهترین و معتبرترین پاسخ این است که واکنش ما از سطح اقدام دشمن فراتر برود؛ به این معنا که اگر دشمن یک پالایشگاه را هدف قرار داد، پاسخ ما نباید صرفاً هدف قرار دادن یک پالایشگاه باشد، بلکه باید چند پالایشگاه را دربر بگیرد. برای چنین شرایطی نیز در کشور تدابیری اندیشیده شده است و تصمیمگیری و اجرای آن را باید به نیروهای نظامی سپرد؛ نیروهایی که شجاعت و تدبیر خود را در ماهها و سالهای گذشته به اثبات رساندهاند.
با توجه به شرایط حساس امنیتی کشور، تداوم تهدیدات نظامی و ضرورت تقویت توان بازدارندگی، مجلس چه برنامهای برای تقویت بنیه دفاعی کشور و افزایش اعتبارات نیروهای مسلح در لایحه بودجه سال ۱۴۰۶ دارد؟
کمیسیون امنیت ملی مجلس حتماً برای حمایت از نیروهای مسلح، تقویت بنیه دفاعی و رسیدگی به معیشت کارکنان نیروهای مسلح پای کار خواهد بود و اگر لازم باشد، در این زمینه پیگیری جدی خواهد کرد و از مسئولان پاسخ خواهد خواست. در این باره تردیدی ندارم. البته این عزم فقط به کمیسیون محدود نمیشود و نمایندگان مجلس نیز، انصافاً، در این زمینه مصمم هستند.
سال گذشته هم بسیاری از نمایندگان دلسوز، هنگام بررسی و تصویب لایحه بودجه، بر این موضوع تأکید کردند. همانطور که میدانید، لایحه ابتدا در دولت تدوین و تصویب میشود و سپس به مجلس میآید. طبیعتاً تغییراتی که مجلس در این زمینه اعمال میکند، محدود است و نمیتواند جایگزین سیاستگذاری و پیشبینیهای دولت شود. بنابراین، این انتظار را باید از دولت داشته باشیم که لایحهای متناسب با شرایط جنگی به مجلس ارائه کند.
دولت نباید بر این اساس برنامهریزی کند که جنگ احتمالاً چند هفته یا چند ماه دیگر به پایان میرسد؛ بلکه باید با این فرض که ممکن است با جنگی بلندمدت مواجه باشیم، لایحهای متناسب با نیازها و اقتضائات امروز و آینده کشور تدوین و به مجلس ارائه کند. این موضوع بسیار مهم است.
دولت در دوران جنگ واقعاً زحمات زیادی کشید. شخص رئیسجمهور و بیشتر وزیران تلاش فراوانی کردند و بسیاری از آنها در روزهای جنگ پای کار بودند. قصد ندارم زحماتشان را نادیده بگیرم یا دوقطبی ایجاد کنم. ما قدردان آنها هستیم و از تلاشها و ایستادگیشان در این شرایط تشکر میکنیم؛ اما در عین حال باید صریح بگویم که آرایش دولت، آرایش جنگی نیست. برای این ارزیابی نیز شواهد و مستندات زیادی دارم.
بسیاری از منابع و بودجههایی که شاید در شرایط عادی قابل استفاده باشند، امروز و در وضعیت جنگی ضرورت ندارند. در چنین شرایطی، همه منابع کشور باید با اولویت جنگ تخصیص پیدا کنند. اعتقاد ما این است ـ و بارها نیز در مجلس بر آن تأکید شده ـ که اولویتهای امروز کشور، امنیت و معیشت مردم است و سایر مسائل باید در اولویتهای بعدی قرار بگیرند.
بنابراین، لازم است همه منابع کشور در خدمت این دو اولویت و اقتضائات جنگ قرار گیرد. ما اکنون در شرایطی هستیم که باید در هزینهها نهایت صرفهجویی را داشته باشیم. دیگر قابل قبول نیست که یک دستگاه اداری یا وزارتخانه، دهها نفر را با استفاده از ارز دولتی و منابع بیتالمال به خارج از کشور اعزام کند تا در مأموریتی شرکت کنند که نه سود مشخصی برای کشور دارد و نه حضور در آن رویداد ضرورتی داشته است. نمونههای اینچنینی کم نیست. تأکید من این است که هزینهها و فعالیتهایی که در شرایط فعلی ضرورت ندارند و در اولویتهای درجه دوم قرار میگیرند، باید کنار گذاشته شوند و منابع آنها به نیازهای جنگ اختصاص یابد.
اگر همه بخشها پای کار بیایند، اگر تمام ظرفیت دولت در خدمت جنگ قرار گیرد و اگر واقعاً همه وزارتخانهها، نه فقط وزارت دفاع، آرایش جنگی به خود بگیرند و متناسب با شرایط کشور عمل کنند، آنگاه میتوانیم از بسیج واقعی امکانات و منابع ملی برای مواجهه با شرایط جنگی سخن بگوییم.
این جنگ، جنگی ترکیبی است و صرفاً به حوزه نظامی محدود نمیشود. یک روز در حوزه زیرساختها جریان دارد، روز دیگر در حوزه اقتصادی و ارزی و روزی دیگر در عرصه فرهنگی، شناختی و روانی. این جنگ بهنوعی همه بخشهای کشور را درگیر میکند؛ بنابراین، منطقی است که انتظار داشته باشیم همه بخشهای کشور نیز خود را درگیر این جنگ بدانند و متناسب با شرایط، آرایش جنگی به خود بگیرند.
متأسفانه در حال حاضر، چنین وضعیتی بهطور کامل شکل نگرفته است. باز هم تأکید میکنم که قصد ندارم زحمات دولت را نادیده بگیرم، اما همه بخشهای دولت متناسب با شرایط جنگی آرایش نگرفتهاند. اگر این اتفاق بیفتد و همه دستگاهها با تمام ظرفیت وارد میدان شوند، همین جنگ نیز زودتر تعیین تکلیف خواهد شد و ما سریعتر از این مرحله عبور خواهیم کرد.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.