سعید جلیلی از صلح سخن گفت
بنابر گفته جلیلی؛ «ابتکاری که سایه جنگ را برای همیشه از سر کشور بردارد، سرآغاز حرکت به سوی اهداف بزرگ است؛ مثل آنچه پیامبر (ص) در احزاب و حدیبیه کردند، مثل آنچه امروز نیاز داریم.»
به گزارش گروه رسانهای شرق،
شاید زمانی که پیروان و طرفداران سعید جلیلی، به اظهارات حسن روحانی در سال ۱۳۹۳ حمله میکردند و از فتح «بدر و خیبر» در رسانه رجانیوز مینوشتند، تصور نمیکردند که سالها بعد رئیس دولت سایهشان بخواهد از صلح حدیبیه بهعنوان ابتکاری برای پایان جنگ توسط پیامبر(ص) روایت کند. همان روزهایی که رئیس دولت یازدهم میگفت: «او حتی در صلح هم استدلال و عقلانیت و برهان و اعتدال را پیش راه خود و مسلمانان قرار داد. در صلح حدیبیهای که در نظر کوتهبینان ناعادلانه جلوه میکرد، او در سایه آن صلح، پیروزی را به دست آورد که آن پیروزی، در صد جنگ هم به دست نمیآمد. فرصت طلایی را برای دنیای اسلام و تبلیغ اسلام مهیا کرد که اسلام و حکومت پیامبر و امامت او استقرار یافت؛ نبوتی که برخی در مدینه و اطراف مدینه، آن را نپذیرفته بودند؛ اما از امامت و حکومت پیامبر، همه بهره جستند؛ حتی کافران.»
سعید جلیلی تنها شخصی بود که در میان اعضای شورای عالی امنیت ملی، به تفاهم ایران و آمریکا رأی نداد و یاران او با همه توان برای مخالفت با آن به میدان آمدند و تلاش کردند تا زیر میز توافق تهران و واشنگتن بزنند، اخیراً گفته است: «دشمن که شکست خورد، تازه وقت ابتکار است. این حکمت پیامبر اعظم(ص) بود که پس از شکست دشمن در جنگ احزاب، فرصت به دشمن نداد و ابتکار را به دست گرفت؛ ابتکاری پیروزی را تثبیت میکند که فرصت را از دشمن بگیرد، نه اینکه به دشمن فرصت دهد تا برود بازآرایی کند و برگردد.»
بنابر گفته جلیلی؛ «ابتکاری که سایه جنگ را برای همیشه از سر کشور بردارد، سرآغاز حرکت به سوی اهداف بزرگ است؛ مثل آنچه پیامبر (ص) در احزاب و حدیبیه کردند، مثل آنچه امروز نیاز داریم.»
اما اظهارات مردی که در سالهای اخیر همواره با مذاکرات با آمریکا، مخالفت کرده است، این سؤال را ایجاد کرده چه فعلوانفعالی رخ داده که حالا او برای عبور از سایه جنگ، از صلحی روایت میکند که با دیدگاهها و مواضع او فرسنگها فاصله دارد؟
ماجرای صلح حدیبیه چه بود؟
صلح حُدَیبیه پیمانی بود که در سال ششم هجری بین پیامبر اسلام(ص) و مشرکان قریش در منطقهای نزدیک مکه به نام حدیبیه منعقد شد. پیامبر(ص) پس از رؤیایی که در آن وارد کعبه شده و سرش را تراشیده بود، همراه حدود ۱۴۰۰ تا ۱۶۰۰ مسلمان برای انجام عمره به مکه رفت، اما مشرکان قریش مانع ورودشان شدند و مسیرشان به حدیبیه تغییر یافت. در جریان اقامت در حدیبیه، ماجرای بیعت رضوان رخ داد؛ زمانی که تصور میشد یکی از فرستادگان پیامبر(ص) کشته شده و مسلمانان متعهد شدند تا پای جان از پیامبر دفاع کنند.
قریشیان برای تحت فشار قرار دادن مسلمانان، گروهی سوارهنظام فرستادند که همه به دست مسلمانان اسیر شدند، اما پیامبر دستور به آزادی آنها داد. سپس قریش با فرستادن سهل بن عمرو خواستار صلح شدند و امام علی(ع) بهعنوان کاتب صلحنامه انتخاب گردید. براساس این پیمان، جنگ بین طرفین به مدت ده سال متوقف شد، هر قبیلهای میتوانست با پیامبر یا قریش پیمان ببندد و اگر کسی بدون اجازه قبیلهاش به مدینه میرفت، باید به مکه بازگردانده میشد. پس از انعقاد صلح، پیامبر به اصحاب دستور داد شتران را نحر و سرهایشان را بتراشند و به مدینه بازگشتند.
براساس گزارش تاریخنگاران، در سال هشتم هجری و پس از ۲۲ ماه، قریش با حمله به قبیله خزاعه که با پیامبر(ص) پیمان داشت، صلح را نقض کرد. پیامبر(ص) نیز با سپاهی حدود ده هزار نفر شامل مهاجران، انصار و قبایل مختلف به سوی مکه حرکت کرد، قریش را غافلگیر و بدون جنگ مکه را فتح نمود. بزرگان قریش از جمله ابوسفیان، عمروعاص و خالد بن ولید به دین اسلام گرویدند.
وقتی رئیس دولت سایه از صلح میگوید
اصطلاح «صلح حدیبیه» چند سالی میشود که وارد ادبیات سیاسی کشور شده و هر جا سخنی از مذاکره تهران و واشنگتن در میان باشد، بر زبان موافقان مذاکره جاری میشود. این روزها هم اگرچه برخی چهرههایی چون مجید انصاری، علیاکبر صالحی و ... با استناد بر این واقعه تاریخی از تلاش برای پایان دادن به جنگ روایت میکنند؛ اما آنچه جالب است، اظهارات مردی است که از مخالفان شدید مذاکرات هستهای است.
چنانچه، در جریان بررسی برجام در کمیسیون مشترک مجلس در سال ۹۴، مناظرهای میان جلیلی و ظریف در خصوص رفع تحریمها شکل گرفته بود. مناظرهای که در آن جلیلی از عدم رفع تحریمها توسط برجام سخن میگفت و ظریف پاسخ میداد که؛ «برخی به نوعی امروز صحبت میکنند که انگار قطعنامه ۲۲۳۱ اولین قطعنامهای است که درباره ایران صادر شده است اما در قطعنامه ۱۷۳۷ و ۱۷۴۷ حتی آموزش دانشجویان ایرانی ممنوع شده بود نه اینکه استثنا باشد ممنوع شده بود.»
یا آنکه جلیلی در مراسم افتتاحیه کنگره ملی «مصطفای شهید با گفتمان جوان مؤمن انقلابی» و هفتمین سالگرد شهید مصطفی احمدیروشن در دانشگاه صنعتی شریف با اشاره به شکلگیری توافق برجام و با کنایه به اظهارات محمدجواد ظریف، وزیر خارجه دولت دوازدهم گفته بود: «میگفتند باغ گلابی برجام در راه است، برجام آفتاب تابان است و امضای فلانی تضمین است، پس چه شد؟»
این عضو شورای عالی امنیت ملی حتی زمانی که دولت روحانی، در روزهای پایانی سال ۹۹ به دنبال احیای برجام و مذاکره با دولت بایدن بود، در توئیتی نوشت: «بدتر از فشار اقتصادی دشمن، آن است که کسانی در داخل کشور با آنکه شاهد این دشمنی آشکار هستند، میگویند اگر لازم باشد مجدداً مذاکره خواهیم کرد؛ مگر دفعات قبل که لازم دیدید، چه فرجامی را به ارمغان آوردید؟»
بررسی اظهارات جلیلی در جریان رقابتهای انتخاباتی سال ۹۲، ۱۴۰۰ و ۱۴۰۳ یا در جریان حمله اسرائیل و آمریکا، هم از دیگر مواردی است که میتوان با اتکا به آن گفت که جلیلی و یارانش از مخالفان شدید توافق با آمریکا هستند. بهخصوص آنکه کسانی که در جریان دولت روحانی شعارهایی را چون «ای آنکه مذاکره شعارت، استخر فرح در انتظارت» سر میدادند؛ در دولت پزشکیان بارها شعار «مرگ بر سازشگر» را فریاد زده و حتی با هو کردن و سنگپراکنی علیه مسعود پزشکیان، محمدباقر قالیباف و عباس عراقچی موضعگیری خودشان را نشان دادند. حتی گاهی پای خود را فراتر گذاشته و آنان را به خیانت متهم کردند.
حال، شاید جلیلی همچنان همان جلیلیِ سالهای گذشته باشد و هنوز هم مذاکره را راهحل نداند؛ اما استناد او به حدیبیه، دستکم نشان میدهد که برای روایت شرایط امروز، دیگر نمیتوان همه چیز را در دوگانه جنگ و مقاومت خلاصه کرد. حدیبیه از دل یک وضعیت جنگی، فرصتی برای تغییر شرایط ساخت؛ نه با چشمپوشی از هدف، بلکه با انتخاب روشی متفاوت برای رسیدن به آن.
اما سؤال اینجاست که آیا میتوان این روایت را فقط یک استناد تاریخی دانست یا آنکه باید آن را نشانهای از تغییر در ادبیات سیاسی جلیلی تلقی کرد؟ سیاستمداری که سالها به منتقدان مذاکره میتاخت، امروز از ابتکاری سخن میگوید که قرار است «سایه جنگ را برای همیشه از سر کشور بردارد». شاید پاسخ این سؤال را نه در واژه «مذاکره» که جلیلی همچنان با احتیاط درباره آن سخن میگوید، بلکه در معنای تازهای که او از «ابتکار» ارائه میکند، باید جستوجو کرد.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.