آرای استاد محمدرضا حکیمی و نظریه اتحاد جماهیر اسلامی
حسین روحانی صدر . کارشناس سازمان اسناد
استاد محمدرضا حکیمی که با طرح موضوع مکتب تفکیک در معارف اسلامی و کتاب پرآوازه الحیاه در میان سنتگرایان و تجددمآبان به سبک و جایگاهی رسید، کتابداری مدرسه نواب و قرائت و فهرستنویسی بیش از سه هزار عنوان کتاب را در کارنامه خود داشت؛ در عصری که او زیست بلوک قدرتمند مادیگرای اتحاد جماهیر شوروی در مرزهای شمالی و خراسان با اقتدار کامل دلربایی میکرد و جمعیتهای سیاسی و مذهبی را به خود جلب میکرد و جمهوری ترکیه لائیک بهجامانده از امپراتوری خلافت عثمانی ادعای دروازهبانی اروپا را سر داده بود و کنفرانس اسلامی برای اتحاد کشورهای مسلمان جهت حمایت از مردم آواره فلسطین تشکیل شده بود. پس از ایجاد جمهوری عربی متشکل از اردن، سوریه، لبنان و مصر متفکران اسلامگرا هرکدام افقهایی را پیرامون آن ترسیم کردند و او با همه انتقادی که از عموم روشناندیشان و دگراندیشان شبهقاره هند و مصر داشت، اما به آرای طراحان جمهوری اسلامی همچون ابوالاعلی مودودی پیوسته بود، طرح ایجاد اتحاد جماهیر اسلامی را در مقابل اتحاد جماهیر شوروی و اتحادیه اروپا به میان آورد و در برخی یادداشتها و مصاحبههایش به تبیین آن پرداخت. البته که وی در واپسین سالهای عمر خود نقدهای جدی به گفتمان حکومت اسلامی وارد آورد. او که اوایل انقلاب موضوع شهدای راه فضیلت را زیربنای اسلام انقلابی معرفی میکرد، بار دیگر برخی باورها را گفتمانی مستقل از آرا و افکار رایج معرفی کرد. همچنین، طبق نقل خودشان، از سوی امام و مرحوم دکتر علی شریعتی مسئول بازنگری در آثار بهجامانده از دکتر شریعتی شد که بهعلت اشتغالات مستقل علمی از انجام آن سر باز زد.
همواره این پرسش به قوت خود باقی است که این تفاوت آرا منشأ تجربی داشت یا بنمایههای علمی او را به طرح آرایی چندگانه و متفاوت به فراخور زمانها و وقایع سوق داده بود؟
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.