|

سرمقاله کیهان: تابستان سمی آمریکا در راه است

اکنون ترامپ با ارتشی خسته، اقتصادی متورم و ذخایر خالی، در برابر ایرانی ایستاده که از این نبرد به عنوان یک فرصت برای تثبیت قدرت خود در نظم نوین جهانی استفاده کرده است. تابستان سمی آمریکا در راه است و ممکن است این بار، صندوق‌های رای در واشنگتن، پاسخ قمار ترامپ در هرمز را بدهند.

سرمقاله کیهان: تابستان سمی آمریکا در راه است

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

جنگ رمضان که با هدف تضعیف توان نظامی ایران و تثبیت هژمونی آمریکا و رژیم صهیونیستی آغاز شد، اکنون به نقطه‌ای رسیده است که بسیاری از استراتژیست‌های کاخ سفید از آن به عنوان «خطای محاسباتی قرن» یاد می‌کنند. در حالی که بمب‌ها در غرب آسیا فرود می‌آمدند، موج انفجار آن‌ها در قالب تورم، کمبود کالا و خشم عمومی، ارکان جامعه آمریکا را لرزاند.

جان بولتون، کسی که همواره نماد سیاست‌های تهاجم علیه ایران بوده، اکنون با لحنی هشدارآمیز از بن‌بستی سخن می‌گوید که ترامپ در آن گرفتار شده است. بولتون معتقد است ترامپ در یک «تله راهبردی» افتاده است.

نیویورک‌تایمز در گزارش تحلیلی خود پرده از تغییر ماهیت تورم در آمریکا برداشته است. اگر در سال‌های ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵، جنگ تعرفه‌ای با چین عامل اصلی گرانی بود، اکنون این«بهای خونین انرژی» است که اقتصاد را به زانو درآورده است.

در همین رابطه، جهش شاخص قیمت مصرف‌کننده (CPI) به بالاترین سطح دو سال اخیر رسیده و این نشان‌دهنده شکست سیاست‌های پولی فدرال رزرو است.

از سوی دیگر قیمت بنزین که در ابتدای جنگ زیر ۳ دلار بود، اکنون به ۴.۵۲ دلار در گالن رسیده است. افزایش ۶۵ درصدی سوخت به معنای فلج شدن سیستم حمل‌ونقل کالا در کشوری است که ۹۰ درصد توزیع داخلی آن وابسته به جاده است.

مصرف‌کنندگان آمریکایی با پرداخت ۳۷ میلیارد دلار اضافه برای سوخت، در واقع هزینه گلوله‌هایی را می‌دهند که امنیت خودشان را به خطر انداخته است.

نکته قابل تامل اینجاست که اختلاف میان برآورد ۲۹  میلیارد دلاری پنتاگون و رقم ۱ تریلیون دلاری کارشناسان سی‌ان‌ان، فراتر از یک اشتباه محاسباتی ساده است. این رقم شاید عجیب‌ترین پیامد جنگ رمضان، کوچک شدن سفره گندم آمریکا باشد. گزارش‌های رسمی نشان‌دهنده یک بحران تاریخی است.

براساس این گزارش‌ها، آمریکا با کمترین میزان تولید در ۵۴ سال اخیر مواجه است. دلیل آن نه خشکسالی، بلکه قیمت نجومی کودهای شیمیایی و گاز طبیعی (به عنوان نهاده تولید کود) است که تحت تأثیر قیمت جهانی انرژی قرار گرفته است.

و اما ترامپ برای اینکه جلوی خشم عمومی را بگیرد، دست به اقدامی خطرناک زده است و آن استفاده از ذخایر نفت اضطراری است.

ترامپ در همین رابطه به تخلیه ۵۳ میلیون بشکه‌ای اقدام کرده است. این حجم از نفت که برای روزهای بحران ملی و بلایای طبیعی ذخیره شده بود، اکنون صرفِ «تنفس مصنوعی» به قیمت بنزین شده است.

در حال حاضر موجودی بنزین آمریکا به ۲۲۰ میلیون بشکه رسیده که ۴ درصد زیر میانگین ۵ ساله است. این یعنی آمریکا با کمترین میزان تاب‌آوری انرژی، وارد فصل تابستان (اوج مصرف سوخت) می‌شود.

بلومبرگ پیش‌بینی می‌کند با کاهش ذخایر جهانیبه ۶.۸ میلیارد بشکه، نفت ۱۵۰ دلاری در پاییز امسال اجتناب‌ناپذیر باشد.

برای اولین بار در سه سال گذشته، نرخ رشد دستمزدها از تورم عقب مانده است. این یعنی حتی اگر یک کارگر آمریکایی اضافه‌کار هم بایستد، باز هم قدرت خریدش نسبت به سال گذشته کمتر است. تورم ۳.۸ درصدی در کنار رشد نجومی قیمت مواد غذایی و سوخت، طبقه متوسط را به سمت فقر سوق داده است.

در این میان پاسخ ترامپ به خبرنگاران مبنی بر اینکه «ذره‌ای به وضعیت مالی آمریکایی‌ها فکر نمی‌کنم»، 

تیر خلاصی به افکار عمومی در آمریکا بود. این اظهارنظر نشان می‌دهد که دولت او در یک جزم‌اندیشی سیاسی گرفتار شده است. او حاضر است اقتصاد آمریکا را قربانیِ توهم «خلع سلاح ایران» کند،  در حالی که گزارش‌ها نشان می‌دهند ایران تحت فشار این جنگ، بیش از پیش به سمت خودکفایی دفاعی و تثبیت توان بازدارندگی خود حرکت کرده است.

در مجموع جنگ رمضان ثابت کرد که قدرت نظامی صرف، در برابر قدرت ژئوپلیتیک و اهرم‌های اقتصادیِ هوشمند ناتوان است.

ایران توانست بدون شلیک مستقیم به خاک آمریکا، اقتصاد این کشور را از درون دچار بحران کند. پس‌لرزه‌های این جنگ (از بنزین ۴ دلاری تا گوشت ۷ دلاری) به مردم آمریکا آموخت که امنیت آن‌ها به ثبات در غرب آسیا گره خورده است. اکنون ترامپ با ارتشی خسته، اقتصادی متورم و ذخایر خالی، در برابر ایرانی ایستاده که از این نبرد به عنوان یک فرصت برای تثبیت قدرت خود در نظم نوین جهانی استفاده کرده است. تابستان سمی آمریکا در راه است و ممکن است این بار، صندوق‌های رای در واشنگتن، پاسخ قمار ترامپ در هرمز را بدهند.

منبع: کیهان

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.