سیاست خارجی جای تزریق شکافهای داخلی نیست/ حاکمیت افق گشایی کند
با صحنهای بسیار پیچیده مواجهیم. اما چه در جنگ ۱۲ روزه و چه در جنگ چهل و چند روزه، وادار کردن آمریکا از بمباران بیوقفه به آتش بس، محاصره و مسیر سیاسی، موفقیت و گام بسیار مهمی بوده است. بازی تمام نشده است. نه تنها شبیخون سوم که هیچچیز در دو سال و نیم آینده بعید نیست. آمریکا به آسانی از جنگی که به سرنوشت ابرقدرتیاش پیوند خورده و اعتبارش را شکسته، دست نمیکشد.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
ابوالفضل فاتح در یادداشتی نوشت: با صحنهای بسیار پیچیده مواجهیم. اما چه در جنگ ۱۲ روزه و چه در جنگ چهل و چند روزه، وادار کردن آمریکا از بمباران بیوقفه به آتش بس، محاصره و مسیر سیاسی، موفقیت و گام بسیار مهمی بوده است.
بازی تمام نشده است. نه تنها شبیخون سوم که هیچچیز در دو سال و نیم آینده بعید نیست. آمریکا به آسانی از جنگی که به سرنوشت ابرقدرتیاش پیوند خورده و اعتبارش را شکسته، دست نمیکشد. اما با همه قدرت مخرب آمریکا و جنگ کثیف اسرائیل، امکان اقدامات خطرناک و احتمال گشودن جبهه جدید، با آنچه از توان و ابتکار نظامی کشور شاهد بودهایم، نگرانی چندانی از تاب آوری نظامی وجود ندارد؛ فقط باید آماده بود و نباید غافلگیر شد. ساختار سیاسی نیز در برابر ترورها و فشارها، تاب آوری فوقالعادهای از خود نشان داده، تمامیت ملی نیز از عیار بالاتری برخوردار شده است.
در میان و بلند مدت، اقتصاد پاشنه آشیل ایران است و محاصره جنوب اثرگذار است. اما اگر به نقشآفرینی مردم و نیروی انسانی مبتکر و تحصیل کرده و ابتکار بخش خصوصی اعتماد شود، کشوری با این وسعت، مرزها و ظرفیت داخلی را نمیتوان خفه کرد.
با توجه به هدف گرفته شدن برخی زیرساختها، نگرانی از نارضایتی و ناآرامی های «اقتصادبنیان» واقعی است، اما معمولا در ایران، مشکلات اقتصادی بدون خوراک سیاسی، بهتنهایی به بحران تبدیل نمیشود. در این مسیر، اگر هم حاکمیت و رسانه هایش، و هم جریانات سیاسی و رسانههایشان، از جمله اصلاحطلبان و روشنفکران، مدتی مطالبات سیاسی و فرهنگی را کنار بگذارند و به سمت همکاری و انسجام حرکت کنند، نه تنها اثرگذار که تعیین کننده است.
سیاست خارجی جای تزریق شکافهای سیاست داخلی نیست. چنین خطایی، فضا را برای چند پارچگی اجتماعی و جنگ روانی بیگانه میگشاید.
ما مورد حمله یک ابرقدرت و یک اشغالگر نابودگر واقع شدهایم. پیچیدگیها و مصالح از سوی مردم درک میشود. در این حال، افقگشایی نسبت به خطوط کلی و تعاریف پیروزی و توافق و آینده جنگ و مذاکرات، از حقوق اجتماعی و ضامن وفاق ملی است. مردم حق دارند بدانند به کجا میروند؟
انسجام در حاکمیت، شفافیت با مردم، ارزیابی واقعی از توان داخلی، استقبال از مذاکره با شروط و خطوط معقول و با بهرهگیری از تمام دانش و ظرفیت دیپلماسی کشور، ضرورت تابآوری تا حصول نتیجه است.
بدانیم، مردم برای سرفرازی میهن و نسلهای آینده، کاستی ها را تحمل میکنند. جدای از آنچه بیان شد، در برابر کاستیهای داخلی، در همه حال عدالت باطل السحر است. بوی عدالت بلند شود، مردم تا ثریا همراهی خواهند کرد.
فراتر از هرچیز، باور داشته باشیم، خدایی هم هست.