فاطمه مهاجرانی: دولت با تمام ظرفیت تلاش میکند زندگی روزمره مردم با کمترین اختلال ادامه پیدا کند
فاطمه مهاجرانی نوشت: دولت با تمام ظرفیت تلاش میکند زندگی روزمره مردم با کمترین اختلال ادامه پیدا کند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
فاطمه مهاجرانی سخنگوی دولت، در یادداشتی نوشت: در روزهایی که کشور درگیر یکی از پیچیدهترین و حساسترین مقاطع خود است، یک پدیده یا یک فرآیند بدیع و تاریخی در ایران تجربه میشود. امروز در کنار مقاومت، هماهنگی و ایستادگی، همافزایی هم دیده میشود. قرار گرفتن مقاومت، هماهنگی، ایستادگی و همافزایی در جنگ رمضان، نشان داد وقتی پای منافع ملی درمیان باشد، مرزهای معمول میان دستگاهها، نهادها و حتی سلایق سیاسی رنگ میبازد و یک هویت مشترک به نام «ایران» در مرکز تصمیم و عمل قرار میگیرد.
تاریخ نشان داده است در شرایط جنگی، کشورها یا دچار چندپارگی درونی میشوند یا به سطحی بالاتر از انسجام دست پیدا میکنند. آنچه امروز در ایران شاهد آن هستیم، مصداق روشنی از مسیر دوم است. امروز نیروهای نظامی با اقتدار در میدان دفاع حضور دارند، دستگاه دیپلماسی با دقت و هوشمندی در حال مدیریت صحنه بینالمللی است و دولت با تمام ظرفیت تلاش میکند زندگی روزمره مردم با کمترین اختلال ادامه پیدا کند.
این یک تقسیم کار صرف نیست؛ بلکه یک «درک مشترک از مسئولیت ملی در این لحظه خاص تاریخی» است.
در این میان، شاید مهمترین ویژگی این دوره، غیبت کامل «سهمخواهی» باشد. در شرایطی که میتوانست رقابتهای سیاسی یا اداری به مانعی برای تصمیمگیری سریع و خدمترسانی فوری به مردم تبدیل شود، شاهد هستیم که همه ارکان، از نظامی تا اجرایی و خدماتی، فقط یک هدف واحد را دنبال میکنند: انجام مسئولیتهای خود در قبال مردم. این سرمایه، همان «هماهنگی» و «همافزایی» است که اگر حفظ و تقویت شود، میتواند به الگویی پایدار برای حکمرانی در آینده تبدیل شود.
دولت از اولین روزهای تجاوز نظامی به میهن، بر این اصل تأکید داشت که «امنیت و آرامش مردم» خط قرمز است. در همین راستا، تأمین کالاهای اساسی بدون وقفه ادامه یافت، شبکه توزیع با دقت مدیریت شد و با وجود فشارهای بیرونی، کشور با کمبود جدی در حوزه اقلام ضروری مواجه نشد. البته هیچکس منکر فشارهای اقتصادی و کمبودهای ناشی از این فشارها نیست، اما تفاوت مهم اینجاست که این فشارها به «اختلال» در زندگی مردم تبدیل نشد. این دستاورد نتیجه «هماهنگی» نزدیک میان بخشهای مختلف اجرایی، نظارتی و حتی بخش خصوصی است.
در حوزه زیرساخت نیز با وجود آسیب دشمنان به تأسیسات در برخی نقاط کشور، روند بازسازی و بازگشت به مدار خدمترسانی با سرعت قابلتوجهی در حال انجام است. کارکنان حوزه انرژی، حملونقل، بهداشت و سایر خدمات حیاتی، در این روزها نقش قهرمانان بینامی را ایفا میکنند که شاید کمتر دیده شوند، اما ستونهای اصلی پایداری کشور هستند.
از سوی دیگر، دیپلماسی فعال جمهوری اسلامی ایران نشان داد «میدان» و «مذاکره» نه در دو سمت متفاوت، بلکه در امتداد یکدیگر عمل میکنند. دستگاه دیپلماسی با بهرهگیری از ظرفیتهای منطقهای و بینالمللی و با تکیه بر آوردههای ناشی از مقاومت نیروهای مسلح، تلاش کرد از یک سو روایت واقعی از شرایط کشور را به جهان منتقل و از سوی دیگر، مسیرهای مدیریت تنش را پیگیری کند. این همان چیزی است که میتوان از آن بهعنوان «دیپلماسی در شرایط جنگی» یاد کرد؛ دیپلماسیای که نه از موضع ضعف، بلکه بر پایه «اقتدار ملی» شکل میگیرد.
تجربه این روزها، یک درس مهم برای آینده ایران دارد: کشور زمانی موفقتر عمل میکند که همه اجزای آن، به جای رقابتهای فرساینده، در چهارچوب یک هدف مشترک و در یک تقسیم کار مشترک حرکت کنند. این به معنای حذف اختلافنظرها نیست؛ بلکه به معنای مدیریت آنها در جهت تأمین هر چه بیشتر منافع ملی است. آنچه امروز بهعنوان «وحدت در میدان» و «هماهنگی در تصمیمگیری» مشاهده میکنیم، میتواند به الگویی برای مواجهه با سایر چالشهای کشور نیز تبدیل شود؛ از مسائل اقتصادی گرفته تا تحولات اجتماعی. در این میان، نقش مردم را نمیتوان نادیده گرفت. همراهی، صبوری و درک شرایط از سوی جامعه، یکی از مهمترین عوامل موفقیت در مدیریت این دوره بوده است. مردم ایران بارها نشان دادهاند در لحظات حساس، با بلوغ و مسئولیتپذیری برای کشور خود میایستند.
این سرمایه اجتماعی بزرگترین پشتوانه هر سیاستگذاری است و باید با صداقت، شفافیت و پاسخگویی از آن صیانت کرد.
آنچه امروز در حوزههای مختلف، از دولت و بخشهای نظامی تا بخشهای امدادی و مردم، در حال شکلگیری است، فقط یک واکنش به یک بحران نیست؛ بلکه نقطهای کلیدی است برای بازتعریف کارآمدی، هماهنگی و مسئولیتپذیری. این مسیر نیازمند تداوم است. وحدتی که در شرایط بحران شکل میگیرد، اگر به یک فرهنگ مدیریتی تبدیل نشود، بهتدریج کمرنگ خواهد شد. امروز فرصتی تاریخی پیش روی ماست تا نشان دهیم میتوان در عین تنوع دیدگاهها در عمل یکپارچه بود و میتوان در عین فشارهای بیرونی، با اتکا به ظرفیتهای داخلی مسیر پیشرفت را ادامه داد.
اگر این تجربه بهدرستی فهم و تثبیت شود، نهتنها عبور از این مقطع را تسهیل میکند، بلکه میتواند نقشه راهی برای آیندهای باثباتتر، کارآمدتر و منسجمتر برای ایران باشد.