|

ملت و ملت‌گرایی

مقولات مسئله‌ساز ملت و ملت‌گرایی یا ناسیونالیسم عمر چندانی ندارند و پدیده‌هایی کم‌وبیش تازه‌اند. مقوله ملت از اواخر قرن هجدهم و مشخصا در قرن نوزدهم و بیستم در اروپا و سپس در سایر قاره‌ها پدیدار شد و پا گرفت و تا به امروز همچنان محل بحث است. واژه ناسیونالیسم نیز ازجمله واژگان رایج در گفتار عمومی زمانه حاضر است که هم به عنوان دشنام استفاده می‌شود و هم به عنوان تمجید، زمانه‌ای که در آن شاهد ظهور پر زور جنبش‌های دست‌راستی و ملت‌گرایانه هستیم. در این باره به فارسی آثاری قابل ملاحظه منتشر شده‌اند، از جمله کتاب «ملت، حس ملي، ناسيوناليسم». این کتاب گزيده‌اي است از چندين مقاله درباره‌ ملت، حس ملي و ناسيوناليسم از متفکران به‌نام این حوزه، ارنست رنان و پی‌یر رنوون و فوستل دو کولانژ و ورنر روف، که عبدالوهاب احمدی گردآوری و ترجمه کرده است.
اگرچه ناسیونالیسم یا ملت‌گرایی در فهم عرفی با نژادپرستی و همچنین وطن‌پرستی یکی گرفته می‌شود، در این کتاب به دو شکل متفاوت بررسی می‌شود: نخستین شکل آن را که می‌توان ناسیونالیسم آزادی‌خواه یا آزادی‌بخش خواند آموزه و کنشی سیاسی است که معمولا معطوف است به استقلال ملت یا مردمانی که زیر سلطه بیگانه یا استعمار هستند. این ناسیونالیسم کم‌وبیش به دنبال یگانگی سیاسی مردمانی مشخص بر پایه برخی عناصر تاریخی و فرهنگی و خواست استقلال است و بنیادش استوار است بر اصل تعیین سرنوشت و هدفش نیز چیزی نیست جز برقراری حاکمیت ملی و برپایی دولتی مستقل از دولت بیگانه و استعماری. ناسیونالیسم آزادی‌خواه که در قرن نوزدهم و بیستم آموزه بسیاری از جنبش‌های ملی و استعمارستیز در سراسر جهان بود در اکثر موارد به تشکیل دولت‌های مستقل انجامید. نمونه بارز این شکل از ناسیونالیسم را می‌توان در استقلال الجزایر دید. گونه دیگر ناسیونالیسم را که می‌توان ناسیونالیسم سلطه‌جو نامید، یک ایدئولوژی سیاسی است که به این صورت کار می‌کند: برخی ویژگی‌های ملی را به گزافه بزرگ و ستایش می‌کند، ملتی را بر سایر ملت‌ها برتر می‌داند و آنها را خوار می‌شمارد و حتی خواهان به بند کشیدن‌شان می‌شود و برای خود رسالتی جهانی قائل است. این ناسیونالیسم در ذات خود مایه‌های جنگ‌طلبی و خشونت و کشتار و پاک‌سازی قومی را نهفته دارد و به توجیه سیاست‌های امپریالیستی و استعماری و سلطه‌جویانه و... می‌پردازد.
این کتاب در سه بخش تنظیم شده است. در بخش اول، سخنراني پرآوازه‌ ارنست رنان به‌نام «ملت چيست»، نامه‌ نامدار فوستل دو کولانژ با عنوان «آلزاس فرانسوي است يا آلماني» و نيز مقاله‌اي از ورنر روف درباره‌ «دريافت از ملت در فرانسه و در آلمان» آمده است. در این بخش ابتدا رنان عناصر تشکیل‌دهنده دریافت قومی-فرهنگی از ملت را بررسی می‌کند و نابسندگی آنها را نشان می‌دهد و سپس ملت را اصلی معنوی تعریف می‌کند که از دو عنصر یگانه تشکیل شده است: خاطره گذشته‌ای مشترک و تأیید دوباره و پیوسته خواست آدمیان به هم‌زیستی با یکدیگر. گردهمایی آدمیان به شکل ملت ممکن نیست که بدون ‌خاطره باشد چراکه ملت در نبود گذشته مشترک، خواست و اراده برای هم‌زیستی نمی‌تواند به صورت ناگهان پدید بیاید. در نظر رنان «هرچند ملت، گذشته‌ای را مفروض می‌دارد اما در اکنون و در واقعیتی ملموس خلاصه می‌شود یعنی در توافق و میل آشکار بیان‌شده به ادامه هم‌زیستی. هستی یک ملت به معنای همه‌پرسی هر روزه است». دریافت رنان از ملت، انقلابی، دموکراتیک و مدرن است. انقلابی است چون تعریف ملت را از برخی عناصر طبیعی از پیش مفروض رها می‌کند بی‌آنکه جنبه انتزاعی به آن ببخشد؛ دموکراتیک است چون پایه هستی ملت را سوار می‌کند بر خواست هم‌زیستی پیوسته افراد؛ و مدرن است چون دریافت او راه همخوانی ملت با دولت مدرن را باز می‌کند. مقاله دیگر این بخش نیز اختصاص دارد به بررسی نسبت دو دریافت آخر از مسئله ملی با رویدادهای سیاسی. بخش دوم کتاب مقاله‌اي است از پي‌ير رنوون که به تعريف و بيان نحوه پيدايش و بالندگي «حس ملي» در نيمه‌ دوم قرن نوزدهم و نيمه‌ اول قرن بيستم مي‌پردازد. او حس ملی را احساس تعلق به اجتماعات ملی می‌داند، یعنی احساس همبستگی میان گروه بزرگی از افراد در درون اجتماعاتی که بنیادشان بر سنت‌های گذشته مشترک تاریخی و منافع نهاده است. در نظر او حس ملی با آگاهی‌یابی به هویت ملی و تمایز آن با سایر هویت‌ها شکل می‌گیرد. در بخش سوم نیز مقاله‌ای از رنوون آمده که در آن «ناسيوناليسم و ناسيوناليسم‌ها»یی را بررسی می‌کند که در پي پيدايش ملت‌ها و دولت‌هاي مدرن سربرآوردند. رنوون در این مقاله پيدايش و پیامدهای حس ملي و ناسيوناليسم را در چهار قاره بررسی کرده و چشم‌انداز روشني از اين پديده‌ها ارائه می‌دهد.

مقولات مسئله‌ساز ملت و ملت‌گرایی یا ناسیونالیسم عمر چندانی ندارند و پدیده‌هایی کم‌وبیش تازه‌اند. مقوله ملت از اواخر قرن هجدهم و مشخصا در قرن نوزدهم و بیستم در اروپا و سپس در سایر قاره‌ها پدیدار شد و پا گرفت و تا به امروز همچنان محل بحث است. واژه ناسیونالیسم نیز ازجمله واژگان رایج در گفتار عمومی زمانه حاضر است که هم به عنوان دشنام استفاده می‌شود و هم به عنوان تمجید، زمانه‌ای که در آن شاهد ظهور پر زور جنبش‌های دست‌راستی و ملت‌گرایانه هستیم. در این باره به فارسی آثاری قابل ملاحظه منتشر شده‌اند، از جمله کتاب «ملت، حس ملي، ناسيوناليسم». این کتاب گزيده‌اي است از چندين مقاله درباره‌ ملت، حس ملي و ناسيوناليسم از متفکران به‌نام این حوزه، ارنست رنان و پی‌یر رنوون و فوستل دو کولانژ و ورنر روف، که عبدالوهاب احمدی گردآوری و ترجمه کرده است.
اگرچه ناسیونالیسم یا ملت‌گرایی در فهم عرفی با نژادپرستی و همچنین وطن‌پرستی یکی گرفته می‌شود، در این کتاب به دو شکل متفاوت بررسی می‌شود: نخستین شکل آن را که می‌توان ناسیونالیسم آزادی‌خواه یا آزادی‌بخش خواند آموزه و کنشی سیاسی است که معمولا معطوف است به استقلال ملت یا مردمانی که زیر سلطه بیگانه یا استعمار هستند. این ناسیونالیسم کم‌وبیش به دنبال یگانگی سیاسی مردمانی مشخص بر پایه برخی عناصر تاریخی و فرهنگی و خواست استقلال است و بنیادش استوار است بر اصل تعیین سرنوشت و هدفش نیز چیزی نیست جز برقراری حاکمیت ملی و برپایی دولتی مستقل از دولت بیگانه و استعماری. ناسیونالیسم آزادی‌خواه که در قرن نوزدهم و بیستم آموزه بسیاری از جنبش‌های ملی و استعمارستیز در سراسر جهان بود در اکثر موارد به تشکیل دولت‌های مستقل انجامید. نمونه بارز این شکل از ناسیونالیسم را می‌توان در استقلال الجزایر دید. گونه دیگر ناسیونالیسم را که می‌توان ناسیونالیسم سلطه‌جو نامید، یک ایدئولوژی سیاسی است که به این صورت کار می‌کند: برخی ویژگی‌های ملی را به گزافه بزرگ و ستایش می‌کند، ملتی را بر سایر ملت‌ها برتر می‌داند و آنها را خوار می‌شمارد و حتی خواهان به بند کشیدن‌شان می‌شود و برای خود رسالتی جهانی قائل است. این ناسیونالیسم در ذات خود مایه‌های جنگ‌طلبی و خشونت و کشتار و پاک‌سازی قومی را نهفته دارد و به توجیه سیاست‌های امپریالیستی و استعماری و سلطه‌جویانه و... می‌پردازد.
این کتاب در سه بخش تنظیم شده است. در بخش اول، سخنراني پرآوازه‌ ارنست رنان به‌نام «ملت چيست»، نامه‌ نامدار فوستل دو کولانژ با عنوان «آلزاس فرانسوي است يا آلماني» و نيز مقاله‌اي از ورنر روف درباره‌ «دريافت از ملت در فرانسه و در آلمان» آمده است. در این بخش ابتدا رنان عناصر تشکیل‌دهنده دریافت قومی-فرهنگی از ملت را بررسی می‌کند و نابسندگی آنها را نشان می‌دهد و سپس ملت را اصلی معنوی تعریف می‌کند که از دو عنصر یگانه تشکیل شده است: خاطره گذشته‌ای مشترک و تأیید دوباره و پیوسته خواست آدمیان به هم‌زیستی با یکدیگر. گردهمایی آدمیان به شکل ملت ممکن نیست که بدون ‌خاطره باشد چراکه ملت در نبود گذشته مشترک، خواست و اراده برای هم‌زیستی نمی‌تواند به صورت ناگهان پدید بیاید. در نظر رنان «هرچند ملت، گذشته‌ای را مفروض می‌دارد اما در اکنون و در واقعیتی ملموس خلاصه می‌شود یعنی در توافق و میل آشکار بیان‌شده به ادامه هم‌زیستی. هستی یک ملت به معنای همه‌پرسی هر روزه است». دریافت رنان از ملت، انقلابی، دموکراتیک و مدرن است. انقلابی است چون تعریف ملت را از برخی عناصر طبیعی از پیش مفروض رها می‌کند بی‌آنکه جنبه انتزاعی به آن ببخشد؛ دموکراتیک است چون پایه هستی ملت را سوار می‌کند بر خواست هم‌زیستی پیوسته افراد؛ و مدرن است چون دریافت او راه همخوانی ملت با دولت مدرن را باز می‌کند. مقاله دیگر این بخش نیز اختصاص دارد به بررسی نسبت دو دریافت آخر از مسئله ملی با رویدادهای سیاسی. بخش دوم کتاب مقاله‌اي است از پي‌ير رنوون که به تعريف و بيان نحوه پيدايش و بالندگي «حس ملي» در نيمه‌ دوم قرن نوزدهم و نيمه‌ اول قرن بيستم مي‌پردازد. او حس ملی را احساس تعلق به اجتماعات ملی می‌داند، یعنی احساس همبستگی میان گروه بزرگی از افراد در درون اجتماعاتی که بنیادشان بر سنت‌های گذشته مشترک تاریخی و منافع نهاده است. در نظر او حس ملی با آگاهی‌یابی به هویت ملی و تمایز آن با سایر هویت‌ها شکل می‌گیرد. در بخش سوم نیز مقاله‌ای از رنوون آمده که در آن «ناسيوناليسم و ناسيوناليسم‌ها»یی را بررسی می‌کند که در پي پيدايش ملت‌ها و دولت‌هاي مدرن سربرآوردند. رنوون در این مقاله پيدايش و پیامدهای حس ملي و ناسيوناليسم را در چهار قاره بررسی کرده و چشم‌انداز روشني از اين پديده‌ها ارائه می‌دهد.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.