|

فناوری جدید با دستور ساخته نمی‌شود؛ خودروساز پولش را از کجا بیاورد؟

فناوری جدید با دستور ساخته نمی‌شود؛ وقتی منابع توسعه محصول محدود است، موتور قدیمی می‌تواند از موتور جدید اقتصادی‌تر باشد

فناوری جدید با دستور ساخته نمی‌شود؛ خودروساز پولش را از کجا بیاورد؟

از خودروساز ایرانی این انتظار وجود دارد که موتور کم‌مصرف بسازد، هیبرید توسعه دهد، فناوری‌های جدید را وارد کند و فاصله خود را با خودروسازان جهان کاهش دهد. البته که انتظار بدی نیست بلکه حتی یک مطالبه اصلی است. اما مشکل از جایی شروع می‌شود که این انتظار را از یک شرکت حودرویی وجود دارد اما نه درباره هزینه آن و نه درباره سیاستگذاری کلان حرفی به میان می‌آید.

 

طراحی، نمونه‌سازی، آزمون، کالیبراسیون، نرم‌افزار، تجهیزات آزمایشگاهی، قطعه‌سازی و تربیت نیروی متخصص، همه هزینه دارند. تازه بعد از همه اینها، محصول باید به تیراژ برسد تا سرمایه‌گذاری انجام‌شده امکان بازگشت پیدا کند.

 

خودروسازی که منابع کافی برای سرمایه‌گذاری بلندمدت ندارد

بنابراین پرسشی که مطرح می‌شود این است که خودروسازی که منابع کافی برای سرمایه‌گذاری بلندمدت ندارد، چگونه باید فناوری خود را ارتقاء دهد و موتور جدید بسازد؟

به عقیده کارشناسان و صاحبنظران اقتصادی، فناوری از دل صورت‌های مالی بیرون می‌آید. تحقیق و توسعه هزینه‌ای است که امروز پرداخت می‌شود و ممکن است چند سال بعد نتیجه بدهد.

حالا صنعتی مثل صنعت خودرو که با کمبود نقدینگی، هزینه‌های جاری و تعهدات کوتاه‌مدت و تکلیفی روبرو است، آیا می تواند در چنین شرایطی، تأمین حقوق پرسنل، تأمین مواد اولیه، قطعه،  پرداخت بدهی، تأمین هزینه مالی و تولید روزمره را به امید بازدهی یک پروژه پنج‌ساله کنار بگذارد. از همین رو است که فشار مالی می‌تواند به‌تدریج به عقب‌ماندگی فناوری تبدیل شود.

حالا، اگر قیمت فروش محصول نیز به‌صورت دستوری تعیین شود و فاصله‌ای میان قیمت تمام‌شده و قیمت فروش ایجاد شود، منابع آزاد برای سرمایه‌گذاری بلندمدت محدودتر می‌شود. یعنی دولت‌ها با سیاستگذاری‌های نامناسب وشوک درمانی‌های مقطعی عملا به بحران صنعت به خصوص صنعت خودرو دامن زده‌اند.

 

آیا ساختار اقتصادی صنعت خودرو اجازه می‌دهد یک فناوری جدید از مرحله آزمایشگاهی به تولید انبوه برسد؟

اگر موتور جدید هزینه توسعه بالایی داشته باشد، اما بازار حاضر نباشد بابت مصرف کمتر آن پول بیشتری پرداخت کند، بازگشت سرمایه دشوار می‌شود. اگر قیمت خودرو نیز به‌درستی امکان انعکاس هزینه توسعه فناوری را ندهد، پروژه جدید باید از همان ابتدا با یک مشکل اقتصادی روبه‌رو شود. در چنین شرایطی، فناوری شکست نخورده است؛ مدل اقتصادی تأمین فناوری شکست خورده است.

 

دولت چه باید بکند؟

پاسخ این نیست که دولت تمام هزینه تحقیق و توسعه را پرداخت کند. چنین رویکردی می‌تواند صنعت را به حمایت دائمی وابسته کند. دولت باید قواعدی ایجاد کند که سرمایه‌گذاری فناوری توجیه اقتصادی پیدا کند:

استاندارد مصرف سوخت باید واقعی و قابل اجرا باشد؛ مشوق‌های فناوری باید هدفمند باشند؛ قیمت‌گذاری باید به‌تدریج امکان بازیابی هزینه توسعه محصول را فراهم کند و در کنار آن، رقابت و پاسخگویی خودروساز نیز افزایش یابد.

یعنی حمایت باید در ازای نتیجه قابل اندازه‌گیری باشد، نه صرفاً برای زنده نگه داشتن پروژه‌ها. برای نمونه، اگر منابع عمومی برای توسعه فناوری اختصاص پیدا می‌کند، باید مشخص باشد چه میزان کاهش مصرف، چه میزان کاهش آلایندگی یا چه میزان داخلی‌سازی فناوری در برابر آن مطالبه می‌شود.

 

R&D یک موضوع لوکس دانشگاهی نیست

تحقیق و توسعه همان چیزی است که امروز هزینه دارد تا فردا هزینه تولید کمتر شود. اگر صنعت خودرو نتواند برای این مرحله پول فراهم کند، نمی‌توان از آن انتظار داشت با موتورهای چند دهه قبل در بازار فناوری امروز رقابت کند.

حمایت از خودروساز زمانی معنا دارد که منابع بیشتری برای ساخت آینده ایجاد کند؛ نه اینکه فقط زیان امروز را بپوشاند.

چون خودروسازی که پول تحقیق و توسعه ندارد، ممکن است بتواند امروز خودرو تولید کند؛ اما نمی‌تواند تضمین کند که فردا هنوز فناوری برای تولید خودرو داشته باشد.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.