|

معمای خودرو ؛ از قیمت دستوری تا کدهای ملی اجاره ای و حلقه مفقوده شفافیت

معمای خودرو ؛ از قیمت دستوری تا کدهای ملی اجاره ای و حلقه مفقوده شفافیت

التهابی که هر ماه در سامانه‌های فروش خودرو با ثبت‌نام میلیون‌ها نفر و شانس موفقیت کمتر از دو درصد تکرار می‌شود، یک حقیقت تلخ را در پسِ پرده نهفته است: بازار خودروی ایران نه بر اساس منطق عرضه و تقاضا که بر بستر یک شکاف عمیق رانتی می‌چرخد.

 

شکافی که از «قیمت‌گذاری دستوری» در کارخانه شروع می‌شود، با «انتظارات تورمی» آبیاری می‌شود و نهایتاً «دلالی» را به یکی از سودآورترین حرفه‌ها در اقتصاد ایران تبدیل کرده است.

اما چرا شفافیت در تخصیص و واقعی‌سازی قیمت‌ها گم شده و چرا «حلقه مفقوده شفافیت» مهم‌تر از نوسان دلار یا نام خودروساز، نبض بازار را در دست گرفته است؟

 

۱. ارزان یا گران؟ ماهیت واقعی افزایش قیمت کارخانه

پاسخ به این سوال از دو منظر، کاملاً متفاوت اما درست است. از دیدگاه مصرف‌کننده نهایی که قدرت خریدش سال به سال تحلیل رفته، محصولات ایران‌خودرو با هر مجوز افزایش قیمت، «گران‌تر» شده‌اند. به‌عنوان مثال، قیمت کارخانه‌ای یک پژو ۲۰۷ دستی از حدود ۳۲۰ میلیون تومان در بهار ۱۴۰۲ با چندین مرحله افزایش به نزدیک یک میلیارد و ۳۰۰میلیون در خرداد ۱۴۰۵ رسیده که نشان‌دهنده رشدی شدید است. این افزایش، فشار مضاعفی را بر بودجه خانوارهای متقاضی وارد کرده است.

با این حال، از منظر «اقتصاد صنعتی» و حسابداری تولید، این افزایش‌ها حتی قیمت را به «واقعی» هم نرسانده است. واقعی شدن قیمت به معنای پوشش کامل هزینه‌های تولید به‌اضافه سود منطقی است. طبق گزارش‌های مالی، به دلیل رشد سرسام‌آور هزینه‌ها (نرخ ارز، مواد اولیه، دستمزد و هزینه‌های مالی)، قیمت تمام‌شده تولید از قیمت مصوب پیشی گرفته است.

بنابراین، این افزایش قیمت‌ها صرفاً یک تعدیل حسابداری برای کاهش زیان انباشته خودروساز بوده و به دلیل نرسیدن به نقطه تعادل عرضه و تقاضا، هنوز به معنای «واقعی‌سازی» کامل قیمت نیست. تا زمانی که قیمت مصوب نتواند تقاضای کاذب و سفته‌بازانه را حذف کند، همچنان پایین‌تر از ارزش واقعی خودرو در بازار باقی مانده است.

 

۲. چرا دلار ریزش کرد، اما خودرو گران شد؟

این پارادوکس ظاهری، کاملاً منطق پشت پرده خود را دارد و نشان می‌دهد که قیمت خودرو صرفاً تابع نرخ ارز بازار آزاد نیست.

نخستین و مهم‌ترین عامل، قدرت غالب انتظارات تورمی و نقدینگی است. حتی در مقاطعی از سال‌های ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ که نرخ دلار بازار آزاد کاهش مقطعی یافت، فعالان اقتصادی و مردم این کاهش را موقتی و ناپایدار ارزیابی کردند. این بدبینی باعث شد فروشندگان قیمت‌ها را کاهش ندهند و خریداران نیز با این باور که قیمت‌ها در آینده باز هم بالاتر خواهد رفت، به خرید ادامه دهند و خودرو را به‌عنوان یک سپر تورمی در برابر رشد بی‌وقفه نقدینگی (با میانگین رشد سالانه حدود ۳۰ درصد) حفظ کنند.

دومین عامل، وابستگی اندک هزینه‌های تولید به نوسانات لحظه‌ای دلار بازار آزاد و وجود تأخیر زمانی است. بخش بزرگی از مواد اولیه، قطعات منفصله و ماشین‌آلات صنعت خودرو و قطعاتی که امروز روی خط تولید می‌روند، با ارز چند ماه قبل خریداری شده‌اند، بنابراین کاهش لحظه‌ای دلار آزاد اثری فوری بر قیمت تمام‌شده ندارد. نهایتاً، عواملی مانند افزایش سالانه دستمزدها، هزینه‌های انرژی و حمل‌ونقل که کاملاً داخلی و ریالی هستند، سهم مهمی در افزایش قیمت تمام‌شده دارند و اثر کاهش نرخ ارز را خنثی می‌کنند.

در نهایت، افزایش رسمی و دستوری قیمت کارخانه توسط نهادهای نظارتی نیز یک محرک مستقیم و روانی قوی برای بازار آزاد بود. وقتی قیمت پایه یک محصول در کارخانه طی چند مرحله ۲۰ تا ۴۰ درصد بالا می‌رود، این سیگنال به بازار مخابره می‌شود که دوران ارزانی به سر آمده و همین موضوع به‌تنهایی برای جهش قیمت‌ها در بازار آزاد کافی است، حتی اگر دلار و طلا در همان لحظه روندی نزولی داشته باشند.

 

۳. معمای تخصیص و حلقه مفقوده شفافیت: چرا خرید مستقیم تقریباً غیرممکن است؟

علت‌العلل شکست متقاضیان واقعی در قرعه‌کشی‌ها و رشد قارچ‌گونه دلالی، وجود یک رانت عظیم و چند هزار میلیارد تومانی به نام «اختلاف قیمت کارخانه و بازار» است. هنگامی که یک دستگاه خودروی یکمیلیارد تومانی تومانی در کارخانه، بلافاصله پس از خرید، دو میلیارد تومان تومان در بازار آزاد ارزش پیدا می‌کند، یک سود بادآورده یک میلیارد تومانی ایجاد می‌شود. این سود وسوسه کننده، نه فقط خریداران واقعی، بلکه میلیون‌ها نفر را که هیچ نیازی به خودرو ندارند، به سامانه‌های فروش سرازیر می‌کند. نتیجه آن است که در طرح‌های فروش فوق‌العاده، نسبت ثبت‌نام‌کنندگان به عرضه گاه به ۸۰ برابر می‌رسد و شانس موفقیت را به حدود ۱.۲ درصد سقوط می‌دهد.

این رانت، بستری ایده‌آل برای حرفه‌ای شدن دلالی فراهم کرده است. دلالان با اجاره کد ملی، خرید و فروش امتیاز برندگان قرعه‌کشی و استفاده از ربات‌ها برای ثبت‌نام، به طور سیستماتیک سهم مصرف‌کننده نهایی را تصاحب می‌کنند. جالب اینجاست که همه خودروهای تولیدی به نحوی به بازار مصرف می‌رسند، اما سهم «عرضه جدید و عمومی» از این تولیدات برای افراد فاقد هرگونه سابقه یا امتیاز خاص، بسیار ناچیز و حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد است. بخش عمده تولید صرف تحویل تعهدات معوق گذشته، طرح‌های فرسوده، جوانی جمعیت و ناوگان عمومی می‌شود.

در این میان، حلقه مفقوده اصلی برای شکستن این چرخه، «شفافیت» است. تا زمانی که سازوکار تخصیص خودروهای صفر کاملاً شفاف نباشد، رهگیری مالی نقل و انتقالات و حواله‌ها به طور دقیق انجام نشود و مالیات بر عایدی سرمایه به‌طور جدی اعمال نگردد، این نظام دوگانه قیمت‌گذاری همچنان به نفع دلالان و به ضرر مصرف‌کننده نهایی و حتی خودروساز عمل خواهد کرد. شفافیت، از رصد تقاضای کاذب گرفته تا جلوگیری از ثبت‌نام‌های اجاره‌ای، می‌تواند اولین گام برای تخلیه حباب ثبت‌نام‌ها و افزایش شانس خرید مصرف‌کنندگان واقعی باشد.

تحلیل روندهای تثبیت‌شده در بازار خودرو ایران تا پایان خرداد ۱۴۰۵، تصویر یک دور باطل فرسایشی را ترسیم می‌کند که تنها با یک جراحی ساختاری قابل درمان است.

ریشه اصلی بحران، حفظ نظام قیمت‌گذاری دستوری و سرکوب قیمتی است که شکافی ۴۰ تا ۱۰۰ درصدی میان کارخانه و بازار ایجاد کرده است. این شکاف، موتور محرکه تقاضای کاذب و سفته‌بازی، عامل اصلی رشد دلالی و دلیل بنیادین شانس نزدیک به صفر خریداران واقعی در قرعه‌کشی‌هاست.

در این چرخه، همه بازنده‌اند جز دلالان؛ مصرف‌کننده واقعی برای خرید خودرو باید چندین برابر قیمت مصوب هزینه کند، خودروساز به دلیل قیمت‌گذاری تحمیلی، دچار زیان انباشته و ناتوانی در سرمایه‌گذاری می‌شود و دولت نیز با تداوم این بی‌نظمی، منابع و اعتبار سیاستی خود را از دست می‌دهد.

راه‌حل پایدار نه در قرعه‌کشی‌های بیشتر یا افزایش مقطعی قیمت‌ها، که در «واقعی‌سازی قیمت» به‌منظور تخلیه رانت، و سپس «شفاف‌سازی و هدفمندسازی یارانه» است.

سناریوی مطلوب، انتقال تدریجی قیمت کارخانه به سطح تعادلی بازار و هم‌زمان، پرداخت یارانه مستقیم و شفاف به مصرف‌کننده نهایی (مانند متقاضیان واقعی دهک‌های پایین) به‌جای یارانه پنهان فعلی است که به جیب دلالان واریز می‌شود. تا پیش از این اصلاح اساسی، صورت مسئله بازار خودرو در سال ۱۴۰۶ و بعد از آن نیز به همین شکل و شاید وخیم‌تر باقی خواهد ماند.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.